با سلام خدمت دوستان من مجتبی هستم که در داستان قبلی خاطره سکسمو با زن دوستم عباس نوشتم بعضی از دوستان دیدم کامنت فحش گذاشتن میخواستم از همینجا به اون دوستان بگم اخه مادر جنده ها چرا حرصتون میگیره فحش میدید. بگذریم بریم سراغ داستان بعدیم با شیوا
داستان از اونجا شروع شد که ما به تهران باز گشتیم
و رسیدیم تهران ولی من با شیوا تلفنی در ارتباط بودم خونه شیوا سمت مسکن مهر هستش اخه ما حومه تهرانیم و من یه خواهر زن دارم که تو ساختمان بغلی شیوا اینا میشینن
خانومم گفت من میرم خونه خواهرم ظهر خواستی بری خونه بیا دنبالم اخه من ظهرا میرم خونه تا ناهار بخورم استراحت کنم دوباره بعد از ظهر برمیگردم دم مغازه ،سریع به شیوا پیام دادم اماده باش از پنجره نگاه من وقتی زنمو دیدی تو کوچتون رفت خونه خواهرش بیا پایین اژانس بگیر بیا سمت خونه ما ،سریع به شاگردم گفتم من کار دارم میرم بعد از ظهر میام سریع سوار ماشین شدم رفتم سمت خونه ماشینمو دوتا کوچه پایین تر پارک کردم گفتم اگه اشنایی از اونجا رد شد نفهمن من خونه هستم بعد رفتم داخل خونه سریع به شیوا زنگ زدم گفتم کجایی گفت دارم میام ۲ دقیقه دیگه میرسم اخه از خونشون تا خونمون راهی نبود برای مسائل امنیتی گفتم اژانس بگیره بهش گفتم در بازه اومدی تو درو ببند بعد ۵ دقیقه دیدم شیوا وارد خونه شد چون خونمون ویلایی هستش از پشت پنجره دیدم که داخل حیاط هستش و داره تند تند میاد سمت در ورودی در و براش باز کردم اومد تو گفت عمو جانی من چطوره اخه من کچلم بغل موهامو با تیغ میزنم منم بهش گفتم با داشتن تو عالی هستم دستشو گرفتم کشیدم سمت خودم چادرشو از سرش انداختم زمین لباشو گرفتم با لبام شروع کردیم لب گرفتن دستمو رسوندم به کونش چنگ میزدم کونشو اونم از رو شلوار کیرمو میمالوند سریع دکمه شلوارشو باز کردم شلوارشو از پاش دراوردم بعد رفتم پشتش شروع کردم تاپشو دراوردم از پشت موهاشو زدم کنار شروع کردم گردنشو لیسیدن دیگه رو پاش نمیتونست وایسته انداختمش رو تخت گفتم داگی شو داگی شد از کوسش لیس میزدم تا سوراخ کونش اونم هی کونشو تکون میداد رفتم جلوش وایستادم کیرمو گرفتم جلوی صورتش شروع کرد به ساک زدن از زیر تخمام ساک میزد تا نوک کیرم بهش گفتم بسه دیگه سریع خوابوندمش رو تخت پاهاشو باز کردم
چند بار کیرمو کشیدم به لای کوسش گفت بکن دیگه دارم میمیرم منم اروم جا کردم توش بعد شروع کردم به تلمبه زدم انقدر حشری شده بود که دستاشو گذاشته بود پشت کمرم می خواست چنگ بزنه کمرمو که نذاشتم گفتم چنگ نزن گفت باشه حواسم هست بعد بلندش کردم اوردم رو خودم اونم روم بالا پایین میکرد تا ارضا شد بهش گفتم بخواب رو تخت دمر خوابید یه پاشو به سمت سینش جمع کردم یه لیس به کونش زدم آروم جا کردم تو کونش نگه داشتم تا عادت کنه بعد با یه دستم چوچولشو میمالیدم بعد آروم شروع کردم تلمبه زدن سرعتمو بردم بالا از اون طرف چوچولشو میمالیدم تا دیدم داره میلرزه منم تند تند تلمبه
زدم تا ارضا شدم تو کونش ریختم ابمو بعد روش خوابیدم تا کیرم خوابید اومد از کونش بیرون با دستمال کونشو پاک کردم یه دستمالم بهش دادم گفتم برو دستشویی خودتو بشور بیا تا رفت دستشویی منم تختو جمع کردم اومد از دستشویی بیرون گفت یه آژانس بگیر برم البته که دلم نمیاد برم ولی دیره الان دخترم زنگ میزنه اخه بهش گفتم میخوام برم پیش دوستم زود میام منم سریع براش یه اژاتس گرفتم شیوا هم لباساشو پوشید تا آژانس بیاد انقدر از هم لب گرفتیم که آژانس اومد شیوا هم رفت منم خونه رو مرتب کردم از خونه زدم بیرون رفتم دنبال خانومم
داستان بعدی شاد و خرم باشید
داستان از اونجا شروع شد که ما به تهران باز گشتیم
و رسیدیم تهران ولی من با شیوا تلفنی در ارتباط بودم خونه شیوا سمت مسکن مهر هستش اخه ما حومه تهرانیم و من یه خواهر زن دارم که تو ساختمان بغلی شیوا اینا میشینن
خانومم گفت من میرم خونه خواهرم ظهر خواستی بری خونه بیا دنبالم اخه من ظهرا میرم خونه تا ناهار بخورم استراحت کنم دوباره بعد از ظهر برمیگردم دم مغازه ،سریع به شیوا پیام دادم اماده باش از پنجره نگاه من وقتی زنمو دیدی تو کوچتون رفت خونه خواهرش بیا پایین اژانس بگیر بیا سمت خونه ما ،سریع به شاگردم گفتم من کار دارم میرم بعد از ظهر میام سریع سوار ماشین شدم رفتم سمت خونه ماشینمو دوتا کوچه پایین تر پارک کردم گفتم اگه اشنایی از اونجا رد شد نفهمن من خونه هستم بعد رفتم داخل خونه سریع به شیوا زنگ زدم گفتم کجایی گفت دارم میام ۲ دقیقه دیگه میرسم اخه از خونشون تا خونمون راهی نبود برای مسائل امنیتی گفتم اژانس بگیره بهش گفتم در بازه اومدی تو درو ببند بعد ۵ دقیقه دیدم شیوا وارد خونه شد چون خونمون ویلایی هستش از پشت پنجره دیدم که داخل حیاط هستش و داره تند تند میاد سمت در ورودی در و براش باز کردم اومد تو گفت عمو جانی من چطوره اخه من کچلم بغل موهامو با تیغ میزنم منم بهش گفتم با داشتن تو عالی هستم دستشو گرفتم کشیدم سمت خودم چادرشو از سرش انداختم زمین لباشو گرفتم با لبام شروع کردیم لب گرفتن دستمو رسوندم به کونش چنگ میزدم کونشو اونم از رو شلوار کیرمو میمالوند سریع دکمه شلوارشو باز کردم شلوارشو از پاش دراوردم بعد رفتم پشتش شروع کردم تاپشو دراوردم از پشت موهاشو زدم کنار شروع کردم گردنشو لیسیدن دیگه رو پاش نمیتونست وایسته انداختمش رو تخت گفتم داگی شو داگی شد از کوسش لیس میزدم تا سوراخ کونش اونم هی کونشو تکون میداد رفتم جلوش وایستادم کیرمو گرفتم جلوی صورتش شروع کرد به ساک زدن از زیر تخمام ساک میزد تا نوک کیرم بهش گفتم بسه دیگه سریع خوابوندمش رو تخت پاهاشو باز کردم
چند بار کیرمو کشیدم به لای کوسش گفت بکن دیگه دارم میمیرم منم اروم جا کردم توش بعد شروع کردم به تلمبه زدم انقدر حشری شده بود که دستاشو گذاشته بود پشت کمرم می خواست چنگ بزنه کمرمو که نذاشتم گفتم چنگ نزن گفت باشه حواسم هست بعد بلندش کردم اوردم رو خودم اونم روم بالا پایین میکرد تا ارضا شد بهش گفتم بخواب رو تخت دمر خوابید یه پاشو به سمت سینش جمع کردم یه لیس به کونش زدم آروم جا کردم تو کونش نگه داشتم تا عادت کنه بعد با یه دستم چوچولشو میمالیدم بعد آروم شروع کردم تلمبه زدن سرعتمو بردم بالا از اون طرف چوچولشو میمالیدم تا دیدم داره میلرزه منم تند تند تلمبه
زدم تا ارضا شدم تو کونش ریختم ابمو بعد روش خوابیدم تا کیرم خوابید اومد از کونش بیرون با دستمال کونشو پاک کردم یه دستمالم بهش دادم گفتم برو دستشویی خودتو بشور بیا تا رفت دستشویی منم تختو جمع کردم اومد از دستشویی بیرون گفت یه آژانس بگیر برم البته که دلم نمیاد برم ولی دیره الان دخترم زنگ میزنه اخه بهش گفتم میخوام برم پیش دوستم زود میام منم سریع براش یه اژاتس گرفتم شیوا هم لباساشو پوشید تا آژانس بیاد انقدر از هم لب گرفتیم که آژانس اومد شیوا هم رفت منم خونه رو مرتب کردم از خونه زدم بیرون رفتم دنبال خانومم
داستان بعدی شاد و خرم باشید
نوشته: مجتبی
5 پاسخ به “زن دوستم عباس (۲)”
چیشد در کل…
دمت گرم
وقتی کصتان می زاری تو سایت بچه ها مورد عنایت قرارت می دن،پس دلگیر نشو
این کار رو که همه مردم دنیا هر روز انجام میدن . خیلی خوشحالی الان ؟ 😂👉
حتی تو داستان هم مشخصه زودانزالی سریع تمومش کردی