زنم و تلخی زندگی

سلام
من عاشقم عاشق زنم
اینجا اگر هستم بخاطر عادت بچگیه
اگر اینجا دارم مینویسم چون راهی بدام نمونده برای تخلیه شدن و با کسی حرف زدن .من بیغیرت نیستم ولی دوسش دارم و نمیتونم ازش جدا بشم
نمعخوام مثل خمه داستان ها جزءیات قد ورن و سایز سینه بگم که به جذابیت زنم پی ببرید من در یه کلمه میگم یکی از جذاب ترین های دنیاس البته بیشتر از لحاظ بدن نه چهره
مدتها پیش تو یه شرکت مرربوط به کارهای ملکی کار میکرد
اونجا یه اقای از مریراشون بود که واقعا ادم زرنگی بود و زبون باز و تو کارش بی نهایت حرفه ای جذابیت ظاهری خیلی زیادی نداشت اما متاسفانه کاریزماتیک بود همیشه زنم ازش تعریف مبکرد و من هی حسودی مبکردم از زنگیش میگفت از موفق بودنش از اینکه از شهرستان اومده و هنوز لحجه دلره اما بی نهایت حرفه ای بود تو کارش
و من بی نهایت دچار حس بد بودم
زنم اهل شیطنت خاصی نبود ولی این لامصب با اینکه کاری نمبکنه ادم همش نگرانه که جندگی کنه
منم حساس شده بودم و هی چک میکردم ولی چیزی تو گوشی یا جای دیگه پیدا نمیکردم و از این حسام شرمنده میشدم اما همش حس میکردم یه چیزی هست
بالاخره تونستم مخش رو بزنم و به رور از اون شرکت بکشمش بیرون و ببرمش تو محیط کاملا زنونه کار کنه
۲ سال میگذره اما همش دلش اونجا بود
و همیشه پیگیر کارای شرکت و کارکنانش به خصوص اکن توله سگ بود
تا اینکه یه روز گفت میخوام برم سر برنم اونجا دام تنگ شده
من سخت مخالفت کردم که چه معنی دلره اما زیر بار نرفت گفتم منم میام گفت یعنی چی همکارای سابق منن به تو چه و رفت
از همونجا دوباره حس های بد من شروع شد
از اون به بعد هی بیشتر هوایی محیط کار قبلی شده بود
منم مشکوک شده بودم و یه دفه دیدم داره میره و شرت خوشگل پوشیده چند بار چک کردم دیدم همین اتفاق میفته نکته جالب ماجرا این بود که فقط شرت خوب میپوشید نه سوتبن خوب
با پیگیری زیاد فهمیدم تایمی میره تو دفتر که همه رفتن و فقط اون مرتیکه هست
و زودم میاد بیرون
مثل داستان های دروغی نه لای در باز بود نه شرایط از پنجره نگاه کردن بود نه تو دستشویی قایم شدم هیچ کدوم از این اتفاقات خلاف واقع نیفتاد اما مشخصه که چه خبره و نشخصه که طرف حتی وقت زیادی نمیراره اینو درست بکنه
چون هم زمان کمیه
هم فقط شرت خوب میپوشه
پس احتمالا فقط میکشه پایین قمبل میکنه اونم چارتا تقه میزنه و تمام
این استدلال و تصویر سازی حاصل چند شبانه روز فکر و ناراحتی و عذابه
خیلی عصبیم و خیلی در گیر اینکه راهی پیدا کنم و کل حقیقت رو بفهمم
خاری من اونجاس که یه دقیقه بدون اون برام جهنمه نمیدونم عشق یا عادت اخه ده سال باهمیم اما اصلا نمیتونم با بی غیرتی کنار بیام

نوشته: علی

بازدید 5,014

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

12 پاسخ به “زنم و تلخی زندگی”

  1. داداش داستان اینقدر سکسی ننویس!!!فکر نمیکنی نصفه شبی طرف شق درد بگیره دستش به جایی نرسه مدیونش میشی بابت اینکه تو با این داستان فوق سکسی باعث عذاب و شق دردش شدی؟؟!!

  2. خب اونم ادمه و دلش اونو خواسته بهش میده حالا اگه از تو خوشش می اومد هیچوقت نمیرفت سراغ یکی دیگه برا همین تو خودتو براش جر نده .پس معلومه اون به یارو بیشتر از تو بها میده تو هم یا با عشق یه طرفت بکاراش چشم بپوش و خودتم حالتو بکن و یا طلاقش بده بره به حال کردن خودش راحت برسه . 😎

  3. آقا داداش برادر باغیرت بیغیرت عمو جاکش کصخول بی پدر دیوث قروندنگ لطفن خواهشن داستان مینویسی وقت بزار یه بار بخونش ببین چی نوشتی غلط املائی هاشو بگیر بعدن بفرست برای انتشار نترس عقب نمیمونی مسابقه نیست نوبت به همه میرسه

  4. اگه تونستی حتما حتما تو خصوصی بهم پیام بده، دلم میخواد باهم کمی صحبت کنیم

  5. دوست گرامی درک میکنم و حقیقت بگم دلم گرفت وقتی این حرف و زدی اگه واقعی هستد موصوع بمن شخصی پیام بده مشکلت و حل می‌کنم فقط کار احمقانه ای نکن که زندگیت خراب نشود

  6. دوستان این دوست گرامی که نیامده داستان سکسی تعریف کنه فقط درد دل کرده چون درمانده شده شما ها که یکسره دنبال شق کردن و جلق زدن هستید شعور اگر داشتید یا لال می‌شدید یا حداقل دلش و بیشتر به درد نمیاوزد. چقدر شماها عوضی شدید حال من بهم خورد از بعضی ها که این همه اشغال هستند و بچه سال که اینطور حرف می‌زنند در حالی که اگر رو در روی شخص باشند تخم ندارند اینجور صحبت کنند و اگر سن بیشتری داشتند مطمئن باشید رفتار بهتری و اصولی نشون می‌دادند و بهرکسی با توهین کردن سعی نمیکردن خودشون و بزرگ. نشون بدهند فقط کم سن و سال هست که اینطوری خیال میکنه حودش و آدم حسابی نشون میدهدد. ضمنا اگر زر نزنند کسی فکر نمیکنه لال هستند. معذرت از کسانی که مشکل صحبت کردن دارن. قصد بی ادبی به این دوستان را واقعا ندارم . ببخشید

  7. لطفن اینجا فقط داستان و خاطرات سکسی بنویسید . برای درد‌دل هم بهتره تاپیک بزنید .ضمنن بعد از تایپ یه بار برگردین و نوشته‌هاتون رو بخونین و غلط املایی‌ها رو اصلاح کنید و بعد بفرستین .قابل توجه ادمین عزیز

  8. زندگی با تردید و شک پیش نمیره یا قیدش بزن بزارش کنار از زندگیت یا بشین درست باهاش صحبت کن و بهش بفهمون که دوست نداری اونجا بره و بنظرم زندگی که توش شک اومد بزارش کنار جدی میگم طلاقش بده بدون دردسر و یمدت بی محلی کن تا بفهمه کارش اشتباهه اگ ادامه داد با دوستی ازش جدا شو بهونه کن میخای از کشور بری

  9. اول ببین کجای کار خودت میلنگه اون به تو حسی داره یا یکطرفه هست و وقتی می‌ره اونجا دورادور دنبالش کن و وقتی مطمئن شدی تنها هستن تونستی برو تو و اگرم نمیتونی بری تو وقتی آمد یکدستی بزن بهش و در بهترین شرایط بگو چه معنی داره زن شوهردار تنها پیش یه مرد بره وقتی کسی نیستیک رابطه عاشقانه وقتی معنی داره که دو طرفه باشه نه تنها شماو گذشته از کارآگاه بازی و مچ گیری و… ببین چقدر ظرفیت روبرو شدن با واقعیت رو داری و بعد مچ گیری میتونی کنار بیای و زندگیت رو نجات بدی و شروع دوباره داشته باشی و شایدم هیچی نباشه فقط از فکر و خیال زیاد باشه و بشین باهاش صحبت کن اگر می‌دونی آدم منطقی هست مرگ و شیون یکبار

  10. اگه داستانت واقعیه توعم پشت خانومت برو تو شرکت وقتی رفت تو دفتر یارو درو بست بعد از 5 دقیقه با لگد برو تو

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید