_نه بابا عزیزم خیلی حال داد بهم ، بعد عمری کون قشنگت افتتاح شد ، چه حسی داری؟
_حس درد و سوزش ، فقط به فکر حال کردن خودتی ، حالا تا دو روز بخام دستشویی کنم میخواد بسوزه
_امان از تجربه
یه لحظه ساکت شد فضا و هیچی نگفت ،
_دنبال چی میگردی امیر ، مثلا من بگم قبل ازدواج رابطه داشتم خیالت راحت میشه؟
حس هیجان و شهوت یه لحظه تو وجودم روشن شد ، بهترین وقته که بحث رو عادی کنم
_نه منم همینو میگم ، تو هم حق داشتی لذت ببری ، چه ایرادی داره قبل ازدواج ، الان کیه که درگیر این متحجر بازیا باشه،حرفم اینه که با من راحت باش
_اوووه از کی تا حالا روشنفکر شدی اینقدر
_از اولش همینجوری بودم ، بحثش باز نشده ،
_غیرتی بودی آخه تو
_الانم بی غیرت نیستم عزیز من ، بی غیرتی وقتیه که ببینم تو داری اذیت میشی و کاری نکنم ، نه اینکه گیر بدم چرا چند سال قبل از زندگیت لذت بردی
_چه جالب ، ولی نه عزیزم من با کسی رابطه نداشتم
هنوز داشت همه جوره محافظه کارانه رفتار میکرد ، معلوم بود اطمینان نداره از اینکه حرفای من چقدر واقعیه و میترسید چیزی خراب بشه که دیگه درست شدنی نیست.
_نه کلا میگم ، از نظر من هرکسی میتونه از زندگیش لذت ببره ، این حق آدمه فقط نباید تو این مسیر آسیب بزنه به خودش یا پارتنرش
_باباااااا خیلی دیگه گنده گنده حرف میزنی امشب امیر ،
_نه جدی من از روز اول مطمئن بودم تو با سعید یه رابطه هایی داشتی
(سعید پسر دوست مامانش بود که یه مدت باهم بودن و قرار بود ازدواج کنن ولی بخاطر مهاجرت اونا و مخالفت خانواده معصومه قضیه کلا کنسل شده بود)
_وای داری بحث چیو میکنی تو رو خدا امیر ، من حوصله ندارم راجب سعید و خاطراتش حرف بزنم
_من میگم منو خر فرض نکن ، وقتی دارم میگم بهت که مهم نیست ، چرا اصرار داری انکار کنی آخه
_باشه بابا ، ما نامزد بودیم یه کارهایی هم کردیم، حالا خوشحال شدی؟ میخوای اینو تا آخر عمر بزنی تو سرم؟
اینو گفت و بلند شد با قدمهای تند و محکم رفت سمت آشپزخونه
بلند شدم دنبالش راه افتادم
_دیوونه چرا باید بزنم تو سرت ، زندگی خودت بوده و اون موقع من نبودم اصلا ،
معلومه باید یه کارایی میکردی وگرنه ایراد داشتی
بدون اینکه جوابی بده با ژست بغض روی مبل نشست و خیره به گوشه تلویزیون خاموش شد
_عزیزم من الان واقعا خوشحالم که با هم راحت تریم بعد اینهمه سال ، باور کن
گردنشو کمی کج کرد و زیر چشم بهم نگاه کرد
_خوشحالی که زنت قبل تو با کسی بوده؟
_نه دیوونه از این خوشحالم که بی پرده با هم حرف میزنیم
_ولی خودت میدونی که من پرده داشتم موقع عروسی و هیچ دوختن و اینایی در کار نبوده
_میدونم احتمالا عملیات همش از پشت بوده
یه خنده سریع کرد و با دست زد روی پام
_خاک تو سرت امیر
منم انداختم تو خنده و شوخی
_مگه غیر این بوده عزیزم ، احتمالا همش گفتی واسه جلو صبر کن تا شب حجله ، اونم گفته پس یجور دیگه تلافی میکنم
_بی حیا ، تو که خانواده منو میشناسی ، اگه کاری کرده بودم الان بدبخت بودم ، همون بهتر که نذاشتم از جلو کاری کنه
_پس درست گفتم که از عقب آبادت کرده
_نه در اون حد
_میشه راحت حرف بزنی و بگی ؟
_چرا اینقدر واست جذابه واقعا؟
_راستش حس اینکه زنم انقد جذاب بوده حشریم میکنه
_زنت الانم جذابه و هر وقت بخواد حشری میکنه هرکی رو بخواد
اینو که گفت لبامو چسبوندم به لبش و خوابوندمش روی مبل
_وای امیر همین الان کردی
_بگو ببینم با سعید چجوری بودی؟
_کلا فک کنم هفت یا هشت بار سکس کردیم،اونم اکثرا لاپایی بود بجز سه بارش که دیگه طاقتش تموم شده بود
_کیرش چجوری بود
_وای خجالت میکشم امیر ول کن
_بگو آخه مهمه
_خوب بود
_این یعنی از مال من بهتر بود آره؟
_باورم نمیشه دارم با شوهرم راجب کیر نامزد قبلیم حرف میزنم
_اشکالش چیه ، بگو ببینم
_ببین کیرش کلفت تر بود و سیاه تر ، وگرنه مال تو هم عالیه ، من کلا خوش شانسم توی کیر
اینو گفت و خندید
_چندتا کیر دیدی مگه بی شرف
_تو که بدت نمیاد امیر جان زنت لذت ببره مگه نه؟غیرتی شدی نکنه
دیگه زده بود بالا دوباره ، دامنشو دادم بالا و شورتشو زدم کنار و یه راست کیرمو کردم توی کصش
_تو انگار از کیر سیر نمیشی پس معصومه جون
دستاشو انداخت پشت باسنم
_اگه دوست نداری بگو امیر جون ، دوست داری زنتو تصور کنی زیر کیر یه مرد دیگه؟
خودمو کنترل کردم و چیزی نشون ندادم که شک کنه
_نه عزیزم گفتم که اینکه میبینم جذابی منو حشری میکنه
_پس چرا تا از کیر مردای دیگه میگم کیرت گنده تر میشه؟
دیگه جوابی نداشتم بدم ، شروع کردم ازش لب گرفتن
_پس سوراخ کون بیچارت قبلا پاره شده
_نه سعید خیلی ملاحظه می کرد، فقط یک ساعت تمام باهام ور میرفت تا سر کیرشو بکنه تو
آبم داشت میومد ولی حیف بود این شهوت تموم بشه ،
_امیر میشه محکم تر تلمبه بزنی و همزمان تو کونم انگشت کنی؟
_دو کیره دوست داریا
_خفه شو دیگه ، فقط بکن این کارو
پاهاشو گذاشتم روی شونم و انگشت شستمو کردم داخل کونش که هنوز شل بود ،
دیگه اوج سکسمون بود و معصومه داشت بلند ناله میکرد.
بهترین وقت الان بود
_دوست داری تجربه دو تا کیر همزمان رو معصومه؟
_وای آره بکن منو ، محکمتر ، کیر کلفت سعید و میخوام…
همون لحظه آبم داخل کصش اومد و نتونستم حتی بکشمش بیرون ، معصومه هم همون لحظه با یه ناله ناز و پر از شهوت ارضا شد،
انگشتمو از کونش دراوردم و بی اختیار کردم تو دهنم
_کثیفه دیوونه
_به مزه خوبش می ارزه
_حس درد و سوزش ، فقط به فکر حال کردن خودتی ، حالا تا دو روز بخام دستشویی کنم میخواد بسوزه
_امان از تجربه
یه لحظه ساکت شد فضا و هیچی نگفت ،
_دنبال چی میگردی امیر ، مثلا من بگم قبل ازدواج رابطه داشتم خیالت راحت میشه؟
حس هیجان و شهوت یه لحظه تو وجودم روشن شد ، بهترین وقته که بحث رو عادی کنم
_نه منم همینو میگم ، تو هم حق داشتی لذت ببری ، چه ایرادی داره قبل ازدواج ، الان کیه که درگیر این متحجر بازیا باشه،حرفم اینه که با من راحت باش
_اوووه از کی تا حالا روشنفکر شدی اینقدر
_از اولش همینجوری بودم ، بحثش باز نشده ،
_غیرتی بودی آخه تو
_الانم بی غیرت نیستم عزیز من ، بی غیرتی وقتیه که ببینم تو داری اذیت میشی و کاری نکنم ، نه اینکه گیر بدم چرا چند سال قبل از زندگیت لذت بردی
_چه جالب ، ولی نه عزیزم من با کسی رابطه نداشتم
هنوز داشت همه جوره محافظه کارانه رفتار میکرد ، معلوم بود اطمینان نداره از اینکه حرفای من چقدر واقعیه و میترسید چیزی خراب بشه که دیگه درست شدنی نیست.
_نه کلا میگم ، از نظر من هرکسی میتونه از زندگیش لذت ببره ، این حق آدمه فقط نباید تو این مسیر آسیب بزنه به خودش یا پارتنرش
_باباااااا خیلی دیگه گنده گنده حرف میزنی امشب امیر ،
_نه جدی من از روز اول مطمئن بودم تو با سعید یه رابطه هایی داشتی
(سعید پسر دوست مامانش بود که یه مدت باهم بودن و قرار بود ازدواج کنن ولی بخاطر مهاجرت اونا و مخالفت خانواده معصومه قضیه کلا کنسل شده بود)
_وای داری بحث چیو میکنی تو رو خدا امیر ، من حوصله ندارم راجب سعید و خاطراتش حرف بزنم
_من میگم منو خر فرض نکن ، وقتی دارم میگم بهت که مهم نیست ، چرا اصرار داری انکار کنی آخه
_باشه بابا ، ما نامزد بودیم یه کارهایی هم کردیم، حالا خوشحال شدی؟ میخوای اینو تا آخر عمر بزنی تو سرم؟
اینو گفت و بلند شد با قدمهای تند و محکم رفت سمت آشپزخونه
بلند شدم دنبالش راه افتادم
_دیوونه چرا باید بزنم تو سرت ، زندگی خودت بوده و اون موقع من نبودم اصلا ،
معلومه باید یه کارایی میکردی وگرنه ایراد داشتی
بدون اینکه جوابی بده با ژست بغض روی مبل نشست و خیره به گوشه تلویزیون خاموش شد
_عزیزم من الان واقعا خوشحالم که با هم راحت تریم بعد اینهمه سال ، باور کن
گردنشو کمی کج کرد و زیر چشم بهم نگاه کرد
_خوشحالی که زنت قبل تو با کسی بوده؟
_نه دیوونه از این خوشحالم که بی پرده با هم حرف میزنیم
_ولی خودت میدونی که من پرده داشتم موقع عروسی و هیچ دوختن و اینایی در کار نبوده
_میدونم احتمالا عملیات همش از پشت بوده
یه خنده سریع کرد و با دست زد روی پام
_خاک تو سرت امیر
منم انداختم تو خنده و شوخی
_مگه غیر این بوده عزیزم ، احتمالا همش گفتی واسه جلو صبر کن تا شب حجله ، اونم گفته پس یجور دیگه تلافی میکنم
_بی حیا ، تو که خانواده منو میشناسی ، اگه کاری کرده بودم الان بدبخت بودم ، همون بهتر که نذاشتم از جلو کاری کنه
_پس درست گفتم که از عقب آبادت کرده
_نه در اون حد
_میشه راحت حرف بزنی و بگی ؟
_چرا اینقدر واست جذابه واقعا؟
_راستش حس اینکه زنم انقد جذاب بوده حشریم میکنه
_زنت الانم جذابه و هر وقت بخواد حشری میکنه هرکی رو بخواد
اینو که گفت لبامو چسبوندم به لبش و خوابوندمش روی مبل
_وای امیر همین الان کردی
_بگو ببینم با سعید چجوری بودی؟
_کلا فک کنم هفت یا هشت بار سکس کردیم،اونم اکثرا لاپایی بود بجز سه بارش که دیگه طاقتش تموم شده بود
_کیرش چجوری بود
_وای خجالت میکشم امیر ول کن
_بگو آخه مهمه
_خوب بود
_این یعنی از مال من بهتر بود آره؟
_باورم نمیشه دارم با شوهرم راجب کیر نامزد قبلیم حرف میزنم
_اشکالش چیه ، بگو ببینم
_ببین کیرش کلفت تر بود و سیاه تر ، وگرنه مال تو هم عالیه ، من کلا خوش شانسم توی کیر
اینو گفت و خندید
_چندتا کیر دیدی مگه بی شرف
_تو که بدت نمیاد امیر جان زنت لذت ببره مگه نه؟غیرتی شدی نکنه
دیگه زده بود بالا دوباره ، دامنشو دادم بالا و شورتشو زدم کنار و یه راست کیرمو کردم توی کصش
_تو انگار از کیر سیر نمیشی پس معصومه جون
دستاشو انداخت پشت باسنم
_اگه دوست نداری بگو امیر جون ، دوست داری زنتو تصور کنی زیر کیر یه مرد دیگه؟
خودمو کنترل کردم و چیزی نشون ندادم که شک کنه
_نه عزیزم گفتم که اینکه میبینم جذابی منو حشری میکنه
_پس چرا تا از کیر مردای دیگه میگم کیرت گنده تر میشه؟
دیگه جوابی نداشتم بدم ، شروع کردم ازش لب گرفتن
_پس سوراخ کون بیچارت قبلا پاره شده
_نه سعید خیلی ملاحظه می کرد، فقط یک ساعت تمام باهام ور میرفت تا سر کیرشو بکنه تو
آبم داشت میومد ولی حیف بود این شهوت تموم بشه ،
_امیر میشه محکم تر تلمبه بزنی و همزمان تو کونم انگشت کنی؟
_دو کیره دوست داریا
_خفه شو دیگه ، فقط بکن این کارو
پاهاشو گذاشتم روی شونم و انگشت شستمو کردم داخل کونش که هنوز شل بود ،
دیگه اوج سکسمون بود و معصومه داشت بلند ناله میکرد.
بهترین وقت الان بود
_دوست داری تجربه دو تا کیر همزمان رو معصومه؟
_وای آره بکن منو ، محکمتر ، کیر کلفت سعید و میخوام…
همون لحظه آبم داخل کصش اومد و نتونستم حتی بکشمش بیرون ، معصومه هم همون لحظه با یه ناله ناز و پر از شهوت ارضا شد،
انگشتمو از کونش دراوردم و بی اختیار کردم تو دهنم
_کثیفه دیوونه
_به مزه خوبش می ارزه
پایان قسمت سوم
نوشته: روشنفکر
11 پاسخ به “زنم معصومه (۳)”
موضوع و تخیل و چیدمان آدمات خوبه ولی حیف قلمت ضعیفه
خوب بود
روند داستانت خوبه قسمت های بعدی رو هم بنویس.
اوووووووف زنت عجب جنده حرفهای هست! خیلی عالی و ریلکس رفت کس و کونشو داد اومد 😛 😁 ❤️ 👍
بنظرم داستان رو به سمت نفر سوم ببر ولی خودت رو قاطی نکن یه مرد هیکلی با کیر بزرگش که زنت رو بکنهفکر کنم کون خیلی بزرگ و نرمی داره نوش جونت
عالی بازم بنویس
خیلی عالی بود
خیلی عالی بود
جووونممم عجـب زنی داری ها ڪیف کردمزودتر قسمت جدیدش رو بزار لطفا…
آیا آقایی با کلاس حاضر به سفری سه نفره به آنتالیا هست ؟
بسیار عالی.من عاشق اینجور خانما هستم که اهل خیانت نیستن و شوهر و زندگیشونو دوست دارن اما گاهی شیطونی میکنن. نوش جونشون اگه کس و کون میدن.مخصوصا که میبینم دورو برم چند تا خانم زیبا و خوش اندام این مدلی گاهی لایی میکشن