تا اینکه شبی که از شدت شهوت و خواستن سایت شما رو پیدا کردم و با خوندن داستان ها و دیدن عکس ها خودم رو ارضا کردم و این شد کاره هرروزه من.بدو بدوکار اداره رو بکن بیا خونه کارهای خونه رو ردیف کن بعد برو تو سایت و حال کن.چه قدر خوب بود و لذت بخش.هفته بعد فکری جدیدی به سرم زد شروع کردم به یادگیری چیزهایی که مرد ها تو رابطه براشون لذت بخش و اون هارو یادداشت کردم با دیدن فیلم ها و عکس ها خیلی حرفه ای شدم.برای خودم کلی لباس سکسی خریدم کلی لوازم آرایش و کرم و… گرفتم و روزها و ساعت هایی زیادی صرف زیبایی خودم و روی فرم شدن بدنم کردم و روز به روز دلخواه تر شدم.
روز موعود دل رو به دریا زدم آرایش مناسبی کردم لباس خواب کوتاه سکسی نازک که سر سینه خیلی درشت و قلنبه زده بود بیرون پوشیدم بدون شورت عطر سکسی هم زده بودم لوسیون بدن سکسی و… و وقتی شوهرم روکاناپه خوابیده بود رفتم کنارش گوشه ای جاباز کردم و نشستم جوری که تنم بهش برخورد داشت ولی به سمتش نرفتم اما کمکم با انگشت های دستم موهاشو نوازش کردم آروم آروم به سمت سینه اش رفتم و موهای سینه اش رو نوازش کردم بعدچند دقیقه سرسینه اش که سفت شده بود بیرون و لبای شهوت انگیزه من رو می خواست منهم دریغ نکردم آروم با لبام با سر سینه اش بازی کردم. بعضی وقت ها یکم بیشتر فشار میدادم براش چشماش بسته شد و صدای ناله آرومی ازش می آمد من لذتم بیشتر شد تمام سینه اش زیر دست و لبم بود و به صورت دلخواهش برایش می مالیدم و فرمانروای وجودش شدم احساس رضایت زیادی درش موج میزد.مرحله بعد رفتم سراغه لبش ماهرانه(با کمک اطلاعات جدید سایت شما) بوسیدم، مکیدم واون هم برایم عاشقانه میمکید .دستم رو به سمت آلتش بردم وای داغ و تفتیده آماده کردن بود ولی من به این زودی نمی خواستمش پس شروع به دستمالی کردم و با تمام وجود برایش ساک زدم حسابی حال میکرد می خواستم دوباره روزگار خوش گذشته به خاطرش بیاد وای توی این چند وقت اینقدر بزرگ و ستبر ندیده بودمش اینقدر جلو و عقب کردمش تا فوران زد توی دهنم میدانست بدم میاد ولی با ولع براش خوردم می خواستم عمق خواستنم را بداند وای حال خودم دیدنی بود از شدت شهوت وخواستن خیس خیس بودم سینه ام سفت شده بود اما الان، نه وقتش نبود در بغلش جا گرفتم و رو سینه و رانش را نوازش کردم نفس هاش شمرده تر و آرامتر شده بود کمکم کیرش داشت با حالت قبلش برمیگشت. واین بار سراغ باسنش رفتم جوری خوابیده بود رو به من ازیک طرف لمس سینه دلخواهم و از طرف دیگه لمس باسن عزیزتر از جانم بار دیگر ارضا شدم و لی باز هم کار داشتم آلتش دوباره رستم شد و شق تر ازقبل میبوییدمش میبوسیدمش و هر کاری که بلد بودم یا از سایت بکن تو یادگرفتم انجام دادم آروم آروم زبانش باز شد که چرا تا به حال من رو اینجوری نخواستی و ندیدی، عقده دلش باز شد تمام وجودم شده بود گوش به خواسته های وجودش گوش پسپردم ودر دل اشک ریختم که چرا این مرد را درک نکردم وتا به حال غرورم مانع شده بود ببینم چه از من میخواهد. دوباره به مرحله ارضا رسیده بود و به حال خودش رهایش کردم لباس هایم را برایم عاشقانه درآورد لمسم کرد از لب وای چقدر احساس بی وزنی کردم آنقدر زیبا بوسیدم که برای بار سوم ارضا شدم نفسم به شماره افتاده بود ولی باز میخواستم. چند سال دوری جنسی من رو حشری کرده بود در گوشم زمزمه دوستی کرد باورش کردم چنان زبانش در گوشم حرکت میکرد که عمق گوشم را احساس کردم بوسید تا به سینه ام رسید وای من نوک سینه ات را تا به حال به زیبایی ندیده بودم مکید بوسید و آرام آرام به بهشتم نزدیک شد دیگر احساس کردم یا در خوابم یا مرده ام چون در این دنیا نبودم سرش کامل در بهشتم جا گرفت از شدت مکیدن و لیسیدن ،برای بار چهارم با لرزشی ارضا شدم خدایا من بودم ؟؟؟؟ امشب چه شبی است شب ضیافت دو کس که کنار هم ولی دوراز هم بودند.رمقی برایمان باقی نمانده بود ولی میخواستیم هردو. ادامه داد به سمت بالا دیگر واقعا میخواستمش ،کاملا روی هم خوابیدیم نفس هامون باهم شده بودویک تن شدیم.آلت زیبا و پراقتدارش را روی بهشتم بالا وپایین میبرد و هردو لذت میبردیم و آرم آرام در من فرو رفت تنگ تر آن بودم که دردی نداشنه باشم اما دردش شیرینی دوباره زندگیم شد بالا و پایین رفتنش برایم از هر نظر زیبا بود آرام آرام گرمتر گرمتر شدم ارضای کامل هردو صورت گرفت دلمان نمیخواست از هم جدا شویم اما تا صبح در بغل هم جم نخوردیم.روز بی خیال کار در کنار هم بودیم و من بهترین پذیرایی را از عشقم و پاره تنم کردم و صدها بار خدارا شکر کردم که به این مرد پاک زندگیم خیانت نکردم مردی که خواهش دلش را نتوانست برای من به زبان بیاورد و فقط در لاک خود فرو رفت.
ماهها گذشته ولی ما هنوز یک پیکریم هرچه بخواهد برایش عاشقانه انجام میدهم و او هم همچنین . ما آلان منتظر نهال مشترک زندگیمان هستیم
انشاله از داستان واقعی من لذت برده باشید و به همسرانتان پایبند باشید.
نوشته: سوگند
34 پاسخ به “زندگی دوباره به کمک سایت بکن تو”
از داستانت خوشم اومدجای خوبش اینه که خیانت نکردیافریییییییییییییییییین
oskol khanoom ba in kos sherat kiremoon bala nemiad
حتی اگه دروغ باشه نیتت ستودنیست.با داستانت ثابت کردی امشب شب قدر است
ممنون خانومی … خیلیخوب بود
ساینا جونم مرسی نظر متخصصانه به کوری چشم … ادامه بده عزیزم
اين جنده باز کس گفت.حدس ميزنيد کي باشه؟؟…ساينا کون4سولاخ جنده بلاخره خيانت خوبه يا بد؟!تکليفتو با کونت روشن کن.
نويد چرا الكي به پر و پاي ساينا مي پيچي؟ اشتباه تايپي بود ديگه.
navid.love_no اونجاش سوخته هه هه هه =)) 8} 8} 8}
سلاماولین بارمه که در مورد داستانای این سایت نظر میدم چون نود درصدشو باور نکردم و اکثرا هم توش خیانت بوده یا سکس با محارمداستانت خیلی قشنگ بود-خدارو شکر کن تونستی خیانت نکنی چون خیانت هرگز این لذتی که با شوهرت داریو بهت نمیده و همیشه عذاب وجدانش ونحسیش دنبالته مث سایهمن 23 سالمه کلا دو بار با یکی سکس داشتم که شوهر داشت و تحت تاثیر اون الوده شدم و عذاب وجدانش داره دیوونم میکنههیچ وقت خیانت نکن هیچ وقتیه ساعت یا نیم ساعت لذت ارزش یه عمر عذاب وجدانو ندارهاینم به ما یاد دادی این سایت برا راه خوبم میشه استفاده کرد نه فقط برا جلق زدن و اینکه چطور خیانت کرد
ساراجان؟1خواهش دارم.میشه لطفا تو نظراتت زیاد توجه به نظرات سایناجان نکنی و حرف خودتو بزنی گلم؟ علکی حساسیت ایجاد میشهاما جناب نوید!من نه قصد بی احترامی دارم،نه کل کل.فقط دوستان هم میدونن،اگه سوتی ببینم تذکرمیدم.سایناجان همه جا گفته مخالف خیانته،اینجا هم واضحه که خواسته بگه خوبه که خیانت نکردی، کردی تایپ شده.میشه توضیح بدی چی باعث شد شما “دو به شک” بشید که بالأخره موافق خیانته یا مخالفش؟ واقعا تو این قضیه موندی؟
اینکه خیانت نکردی خوبه اینکه سعی کنی بفهمی از چی خوشش میاد و نیازاشو برآورده کنی خیلی خویه در کل خوب بود ولی یه سری ایرادایی داشتی مثلا از اول داستان رو عامیانه شروع کردی و بعد یهو اصلا لحنت عوض شد بعد همش میگفتی آلت خوب عزیزم اینجا یه سایت سکسی هست ما هم که تورو نمیشناسیم اگه قشنگ اسمشونو میبردی و سکستو بیشتر تشریح میکردی خیلی خوب بود و یه مورد دیگه خیلی تند تند ارضا میشدی که این یه خرده از اینکه داستانت حقیقت باشه به خواننده شک وارد میکرد
مرسی سیما جون که به غلط تایپی اشاره کردی ویرایش کردم
خواهش میکنم سایناجانراستی ازسایتای باحال دیروزت درباره ستارگان ممنونم.اون که به لاتین بود رو برال میل کن لطفا.چیز باحالی باید باشه
Basi kiri neveshte budandi !!
من فکر میکنم از طرف خود سایت بکن تو بوده واسه مثبت جلوه دادنش هرچند میشه این استفاده هارو هم کرد.
Hala ke az shahvani estefade kardi va zendegit be ghole khodet babe miylet shode dige tush naya chon momkene jende beshi …shahvani por az afkare manfist .zendegi bala paein ziyad dare movazebe khodet bash
مرسي عزيزم زنهاي ديگه از تو ياد بگيرند آفرين كه خيانت نكردي
lahnet yeho avaz shod ama man khosham oomad
ممنونم داستان خوبي بودمنم معتقدم از هر چيزي مي شه استفاده ي متفاوتي برد. من تو اين سايت مطالب و مسايل اموزنده اي ديدم كه اتفاقا خيلي هم خوب بوده . در ضمن اشخاصي هم كه اينجا هستند همشون اينقدر فهم و شعور دارند كه براي نظر طرف مقابلشون احترام قايل باشند. در كل مي خوام بگم هر كسي چيزي رو پيدا مي كنه كه دنبالش مي گرده و نحوه ي نگرش در نوع يافته هاي انسان خيلي موثره .
خاله شیما به خاله شالای من گیل نده هااا!!!خوب لابد با ساینا جون موافقه که میگه دیگه!مگه پیش نیومده تا حالا با کسی موافق باشی؟!..ضمنا!این روزا غلط املایی نظرای زیر داستانا از خود داستانا بیشتره!اینم جالبه!
بسیاربسیار خوب بود.بالاخره پینوکیوهم ادم شدو دروغ نگفت.به امیده روزی که همه پینوکیوهاادم بشن.
خیلی عالی بود.من که خیلی حال کردم. اسم منم سامانو با saman_nasri وجه مشترک دارم ولی با این اختلاف که ایشون از سکس با زن شوهردار عذاب وجدان داره ولی من خیلی هم راضیم 😀 .!موفق باشی سوگند خانم.:-*
بالاخره یکی پیداشدکه پینوکیونباشه!ممنون قشنگ بود
یک عمر را به خریت سپری کردی
خوبه که خیانت نکردی مرسی
به راست ودروغ بودن داستانت کاری ندارم درکل خوب بود آموزنده شاید فرجی باشه برای بعضی از دوستان که بنظر عقده ای تشریف دارند وبه همده گیر میدن وفقط بخاطر خودستانی که بگویید ما هستیم میان بجای نظر دادن کس وشعر تلاوت میکنند دوستان عزیزاز طریق بهتر هم میشه خود ستانی کرد
.mozue dastan jaleb bud vali ziadi adabi bud mamnun
ridi khodetam bokhor
dastane khoobi bodkhili amozande bod shayad bacheha ke midonam chizi to deleshon nist mezah va shokhi mikonan bain haldastane khoobi bood mamnon azat khosh bashi
بله میبینم که موج بیداری بکن تو روت اثر گذاشته اما امثال ما نسل سوخته ایم کیرم تو این مملکت
salam dastanetono khondam avalin bari ham hast ke reghbate nezar dadan ro dar khodam ehsas kardam.shayad betonam dar morede ye seri masael azaton komak begiram ba in tajrobaton age mishe behem sar bezanid tabaham ye sohbat dashteh bashim mamnon misham va montazeram
همه میگن نباید بازن شوهردار باشیمن چیکار کنم که عاشق یه زن شوهر دارشدم البته هنوز کاری نکردمولی به نظر شما باید وایساد تا طرف شوهرش بمیره یا طلاق بگیره؟
سلامظهرتون بخیرزیبانوشته بودین.ولیمن با اون قسمت اخرش،(پند و نصیحت)و نمیپسندم.بنظر من تو داستان میتوان هر کاری کرد،از قید و بندها رها شد.وکاری بر خلاف انجام داد.منظورم اشاعه خیانت نیست.ولی تو داستان واسه خودم لذت بخشه.زمانی که متاهل بودم.با داشتن شرایط مطلوب واسه،خیانتانجامش ندادم.در عین حال که اصلابه دین و شرع هم معتقد نبودم.بنظر من همه ادمها وجدان و دارن.شب موقع استراحتباید بتونی شب بخیر بهش بگی جونم.💞💞💞💞💞
سلامظهرتون بخیرزیبانوشته بودین.ولیمن با اون قسمت اخرش،(پند و نصیحت)و نمیپسندم.بنظر من تو داستان میتوان هر کاری کرد،از قید و بندها رها شد.وکاری بر خلاف انجام داد.منظورم اشاعه خیانت نیست.ولی تو داستان واسه خودم لذت بخشه.زمانی که متاهل بودم.با داشتن شرایط مطلوب واسه،خیانتانجامش ندادم.در عین حال که اصلابه دین و شرع هم معتقد نبودم.بنظر من همه ادمها وجدان و دارن.شب موقع استراحتباید بتونی شب بخیر بهش بگی جونم.💞💞💞💞💞