دکتر زنان حال بده

سلام دوستان لیلا هستم ۲۷ ساله. تازه ۱ سالی بود با پسری آشنا شدم و الان هم دوستیم . بعد از ۱ سال ما کم کم سکسو شروع کردیم. اما بعد از دوبار دخول درد شدید میگرفتم و واژنم بی حس میشد. دیگه سرچ کردم اسم دکتر خوب تو شیراز و به صورت آنلاین وقت زنان گرفتم مطبش سمت شهرک گلستان بود. روزی که رفتم ۲ ساعت بعد نوبت من شد و داخل دوتا دکتر بودن یکی حدود ۵۵ سال یکی هم ۴۰ سال. وقتی مشکلاتمو گفتم به منشیش زنگ زد گفت چند نفر دیکه موندن و منشیش گفت ۳ نفر. به من گفت باید معاینه بشی ، آخرین نفر بیا داخل. بعد از ۱ ساعت و خورده ای منشیش مانتوشو پوشید و وسایلو مرتب کرد گفتم دکتر قراره منو معاینه کنه ، مطب تعطیل داره میشه؟ گفت نه عزیزم من کارم تموم شده و بیمار آخر هستین و معاینه شما یه ربع زمان میبره و پروندتونو خود خانم دکتر کامل میکنه و رفت. بعد از اینکه آخرین خانم اومد بیرون من رفتم داخل. خیلی سریع گفت لخت شو بخواب رو تخت ، کامل لباساتو دربیار حتی لباس زیر. از وقتی سکس داشتم با مهدی ، دیگه خجالت نمی‌کشیدم لخت شم جلوی دکتر برای معاینه. منم لخت شدم و دراز کشیدم. دیدم دوتا خانم ها اومدم و تعجب کردم و خجالتم یدفه به لرز رفت. و هر دو نفر روپوش پزشکی رو درآورده بودن و ماسک و دستکش داشتن. اون خانم دکتری که ۴۰ سالش بود شروع کرد دهان و سینه و گردنمو معاینه کردن و یه چیزایی می‌نوشت و دیدم اون دکتر با یه سینی پر ابزار اومد یه چیزی شبیه قیف . گفتم ببخشید چی هستن؟ یدفه جدی گفت اینجا سوال و چرا نداری و حین معاینه نباید حرف بزنی متوجه شدی! سریع گفتم چشم. برقای اتاق خاموش کردن و فقط یه پروژکتور پر نور آوردن زیر پام و بهم گفتن بخواب روی اون یکی تخت و کف پاهاتو بزار رو رکاب . منم گوش دادم و اون خانم مسن تره بین پاهام نشست رو صندلی و نورو تنظیم کرد رو واژنم و اون یکی دکتره که قدشم بلند و لاغر بود اومد بالای سرم. ازم پرسید خانوادت خبر دارن برای معاینه اومدی؟ گفتم نه چون ازدواج نکردم. و یه لبخند زد و جدی گفت دیگه حرف نمیزنی . چشمم مدام میوفتاد بهش که بالای سرم بود و خجالت میکشیدم چون نوک سینه هامو بین انگشتاش فشار میداد و مجبور شدم چشمامو ببندم. دکتره که پایین بود دستشو مدام میکرد تو واژنم با دوتا یا ۳ تا انگشتش به صورت تلمبه بار. تا یه ربع همین کارو میکرد و دردم شروع شد. چشمامو باز کردم گفتم درد داره که یدفه اون قد بلنده گفت هیس. و اون دکتره بین پام اشاره کرد شروع کن. دیدم با اون دستای بلندش دهنمو باز کرد و ۲ تا انگشتشو کرد تو دهنم و گفت لباتو کیپ انگشتام کن و تا نگفتم باز نکن. یه حس گیر افتادن داشتم ولی چون دکتر بودن مجبور بودم سکوت کنم. و شروع کرد انگشتاشو تو دهنم عقب جلو کردن و از پایین اون برام تلمبه میزد.کم کم ترسیده بودم. حدود ۲۰ دقیقه این وضع بود که از پایین کنار رفت و یه نفس راحت شد بکشم. این بالاسریم دستاشو دراورد و گذاشت رو پستونام و شروع کرد شدید تکون دادنش. هیچی نمیتونستم بگم و هیچ حس لذت هم نداشتم. حس ور رفتم یا دستمالی کردن بود برام. که دکتره سوراخ کونم چرب کرد یدفه گفتم نه گفت ساکت. انگشتشم کرد اون تو و عقب جلو کردن. بدنم از حرکت سریع دستای دکتره روی پستونام تکون می‌خورد و از پایین درد تلمبه ها تو مقعدم. یه چند دقیقه اینجور گذشت که هر دوتا گفتن استراحت کن یکم. اومدم بلند شم که لباس بپوشم گفت کارت تموم نشده . گفت سجده ای بشین رو تخت. منم نشستم و اون دکتر جوون تره با اون انگشتای درازش که چربشون کرد اومد و از پشت شروع کرد هم کونمو تلمبه زدن هم کوسمو. نالم درومد. اون یکی دکتره اومد جلوم و تو اون لحظه که با شتاب کوس و کونمو تلمبه میزد اینم دستشو کرد تو دهنم . تا معاینه تموم شد . نمیدونم روال معاینشون هست یا نه. اما ماهی ۱ بار میرم معاینه . دروغ نگم خیلی به من حال میدن. سری دوم که رفتم انقد رو کوسم و چوچولم ضربه میزدن کیف میکردم.

نوشته: لیلا

بازدید 9,160

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

20 پاسخ به “دکتر زنان حال بده”

  1. جان مادرت شماره یا اسمشون بفرس منم شهرک گلستان برم معاینم کنندخصوصی بفرس دمت گرم

  2. اول و آخرت و دوستان بکن تو گایید برای توهمت یابو مطمئنی نرفتی جنده خونه کونت بذارن؟ کیر ناصرالدین شاه تو تخیلت شغال

  3. کاری با سکس ندارم اما این اسمش تجاوزه نمیگم اتفاق نمیوفته ولی انقدر مسخره هم نیست

  4. به گنجشگ گفتن منار تو کونتگفت یه چیزی بگین تو کونم بگنجهتو هم یه خزعبلاتی بگو تو ذهن بگنجه

  5. یاد فیلم‌های تخیلی هالیوود افتادم.خانمها آیا همتون با چنین افکاری خود ارضایی می کنید؟

  6. عزیزم نرو گلستان بیا حوالی سیاحتگر تا یکی دوساعت باهم خوش باشیم بهت قول میدم خوش بگذره حتی از اون دکتره

  7. مغزم هنگ کرد هیچ کیرم هم هنگ کرده و از وقتی داستانتو خوندم راست نمیشه آخه ریدم به تو دوست پسرت و اون دوتا دکترزنانتون یک کس شعری مینوشتی که آدم چیزی ازش میفهمید تا فردا کیرم خوب نشه دعا میکنم وسط واژنت بسته بشه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید