داستان واقعیه به تخمم نیست فحش بدین یا نه
فقط اب و تابش زیاد میکنم وگرنه کلیتش واقعیه
نگار یه دختر هات بود
بدن قیافش خوب بود نه عالی نه بد
من یه بچه درس خون بودم که وضع مالی بدی نداشتیم برعکس نگار
با علیرضا اومدن خونه دانشجویی من که تنها بودم و دوست نداشتم با کسی خونه بگیرم ولی علیرضا زیاد میومد پیشم
چندباری سر قرار رفتیم با دوستای نگار که برا من جوجه کشی کنه ولی خوشم نمیومد یا برعکس
زود جوش نمیخورم کلا ولی ادم گرم و شوخیم
شبی که حسابی مست بودیم نگار و علی رفتن تو اتاق من سکس کردن منم منتظر بودم برن که جق بزنم
ولی علی نامردی نکرد نمی دونم چطوری مخ نگار زد ک با منم سکس کنه بعدا نکار بهم گفت چند بار سکس گروپ داشته
علی پیام داد لخت شو بیا تو اتاق
گفتم خجالت میکشم
حقم داشتم من هنوز سکس نداشتم یه پسر شهرستانی خرخون که باباش خر پول بود فقط
درسته تیپ و قیافم خوب بود ولی انقدر غرق درس بودم بقیه روابطم خوب نبود و یه تارک دنیا بودم به مدل خودم
نگار بعد چند دقیقه خودش اومد (انگار نیومدن من و توضیح دادن اینکه من تاحالا سکس نداشتم حشری ترش میکرد البته دوس دختر داشتم ولی به سکس نمی رسید)
لخت اومد تو بغلم نشست و من قلبم میخواست بزنه بیرون باورم نمیشد یه دختر لخت تو بغلمه
جوری لبام خورد که حس کردم الان پاره میشه
زبونشو مینداخت تو دهنم و در میاورد
تو چشام نگاه کرد گفت لبام طعم خوبی میدن
اره
بعد یه لبخند زد ادامه داد
بعد خودش عین وحشی ها لخت لختم کرد
و جلوم زانو زد شروع کرد کیرم ساک زدن
خایه هامو میک می زد
گفتم ابم میاد الان خندید گفت اشکال نداره
ساک زدنش یکم ادامه داد تا ابم اومد
و همه آبم تو دهنش جمع کرد
بعد دوباره اومد تو بغلم نشست و تو چشام نگاه کرد
گفت دوست داری بکنیم
اره
بازم یه لبخند زد و با دهنش شروع کرد لبام خوردن
اصن برام مهم نبود
یکم لبم خورد گفت زبونم میدم تو دهنم میکش بزن لبام میک بزن
در گوشم گفت مزه کیر خودت بهتر بود یا علی
جفتش
انقدر موند تا شق کردم
بعد دستم گرفت رفتیم رو تخت خودش اسپری و کاندوم زد برام بعد نشست رو کیرم
علی نگاه کیرم کرد گفت دهنت سرویس پسر با این کیر من هر دختری می کردم ول کنم نبود
ناله های نکار اتاق پر کرده بود و بالا سر من علی کیرش گذاشته بود دهن نگار
نگار هم لابلای ساک زدناش از عمد خم میشد و ازم لب می گرفت
من مست الکل و نگار بودم
هیچی برام مهم نبود جز آغوش نگار
نگار خم شد روم و لباشو به لبام گره زد انقدر خورد که یه لحظه متوجه لرزشای کوصش شدم
ناله کنان تو بغلم
ارضا شد و دیگه تکون نخورد
بعد دستاش گذاشت رو سینم و شروع کرد بالا پایین شدن
خسته شده بود
علی هم حشری شد از دیدن ارضا شدنش بهم گفت تا حالا اینجوری برا من ارضا نشد بود جز روزای اول
علی نگار داگی و شروع کرد گاییدن کونش
منم کنار نگار بودم و اون گاهی سینمو می خورد
که علی با چند تا ضربه تو کون نگار ارضا شد
همه ابشم تو سوراخش خالی کرد
نگار بهم گفت تو هم ابت بیار
بخدا اگه نمی گفت نمی رفتم انقد اسکل بودم حتی تو مستی و اون وضعیت
خواستم کیرم بکنم تو سوراخش که علی گفت با کاندوم نکن تا زودتر آبت بیاد
منم رو آب کمر علی که از سوراخ نگار یکم زده بود بیرون کیرم گذاشتم و فشار دادم تو
راحت رفت و انقد تند تند کمر زدم که باز ناله نگار در اومد و رو تخت پهن شد منم روش دراز کشیدم انقدر تلمبه زدم که آبم اومد همه رو ریختم تو کونش
بعد فهمیدم کنار بازم ارضا شده چون ملحفه زیرش خیس خیس شده بود
یکی دو هفته بعد از این اتفاق علی گفت اگه از نگار خوشت میاد این شمارشه بهش پیام بده و اوکی بشین من نکار از هم جدا شدیم
منم برا جبران کردن علی یه ساعت داشتم که خیلی دوست داشت بهش دادم
خلاصه از همون هفته اول سکسهای من انگار شروع شد و تا پایان کاردانی با نگار بودم
کارشناسی اصفهان قبول شدم و دو سه ماه یکبار میرفتم تهران برا دیدن و سکس با نگار بر میگشتم
هر دو واقعا همدیگرو دوست داشتیم ولی یه چیزایی نمیزاشتی رابطمون جلو تر بره برا همین کات کردیم و من یک سال بعد دوباره به کار پیام دادم که تهرانم
باور کنید همون شب یه سوییت گرفتیم و سه بار با هم سکس کردیم
از رابطه هامون توی این یکسال گفتیم
برای بار اول من تعداد رابطه هام بیشتر بود
اون کلا دو تا دوست پسر گرفته بود ولی من هفت یا هشت تا
نمیدونم نگار برام چی داشت و من برا نگار چی داشتم که نمی تونستیم فراموش کنیم
زد و ارشد قبول شدم تهران البته دانشگاه ازاد
و دوباره ارتباطمون شروع شد
اینجا دیگه داستان اصلی شروع شد
نگار برا تولدم گفت میخوام کاری کنم یادت نره امشب رو
دست و پاهام به تخت بست و از بالا تا پایین لیس زد
دستام باز کرد
چشام بسته بود و این باعث شده بود یه هیجان عجیبی داشته باشم
برم گردوند به شکم
دستام ازپشت بست
پاهامم بست
به شوخی گفتم مگه میخوای تو منو بکنی
که زبونش به سوراخ کونم مالید
بدون لحظهای مکث کردن
گفتم اههه
همین نکار وحشی تر کرد و تند تند زبون میزد
بالشت انداخت زیر شکمم زورشم بهم نمیرسید که بلندم کن خودمم کمکش کردم
شروع کرد چرب کردن سوراخ کونم
انقد لذت بخش بود برام هیچی نگفتم و اونم ادامه داد
دیلدو رو به کمرش بست
این از دوربین کنار تخت بعدا نشونم داد که خیلی وقت ها با دیدنش جق میزدن
کم کم و رون دیلدو رو انداخت تو کونم و سینه هاش پشت کمرم حس کردم
پدرسگ میدونستم کونی هستی
و من فقط ناله می کردم
فرقی نداشت چشم بند باشه یا نباشه
چشام از فرط لذت بسته بود
پشت سر هم بهم فحش می داد و خودش میمالوند بهم
بار اولش بود و بلد نبود کمر بزنه
خلاصه با فحش های ناموسی و تلمبه هاش که بهتر و قوی تر شده بود و سایید شدن کیرم به تخت جوری اب از کیرم چیکه می کرد که نگار وقتی کیرم گرفت تو دستش و یکم مالید ب شدت آبم پاشید بیرون
تو گوشم می گفت
امیر تو کونی من شدی دیگه
نمیدونم چرا انقدر لذت می بردم از این حرفش
روم نمیشه بگم آره
دست و پام باز کرد و شروع کرد با همون دیلدو کون خودش گاییدن و مالیدن کوصش که منم برای اولین بار براش خوردم
می خواستم منم ازش تشکر کرده باشم
انقدر براش لیس زدم تا ارضا شد
شب که مست کردیم بلندش کردم جلوش زانو زدم شروع کردم خوردن کوصش
اخ که چه کوص تپلی بود
که یهو نگار انگار فهمید حتی نمیدونم واقعا منظورم این بود یا کشیده شدم به اینکار
گفت دلت کیر میخواد کونی
ارع عزیزم
لطفا
رفتیم توی تخت چندتا فیلم آوردیم و قبلش شروع کردیم به دیدن که یه بایسکشوال کاکولد پلی کرد
گفت این خوبه
ما زیاد دعوامون میشد در مورد ازدواج
ولی همیشه می دونستیم نمیشه چون استارت رابطمون جور دیگه ای بود
اون لحظه واقعا داشتم لذت میبردم و خودم جای شوهر دختر گذاشتم
نگار هم نامردی نکرد گفت این علیه
ببین زنت رو چطور میکنه
و کیرم رو میمالید
هنوز دیلدو رو نبسته بود ولی سینه هاش و حرفهاش دیوونم میکرد
امیر اگه شوهرم بشی با هر پسری بگی برات می خوابم
برگشتم لباش خوردم
بعد نگاه چشماش کردم گفتم تو از کجا میدونی فانتزی رو دارم
چون هنوز باهامی
چون مثل خودم هاتی و دنبال چیزای جدیدی
چون عاشقتم
عاشقمی
یهو انگار از ضعف خودش عصبانی شده بود و از من
گردنم فشار داد
داگی شو کونی میخوام بکنمت
منم همین کار کردم
پنج شیش ماه بعد ما کارمون فانتزی بازی بود ولی هیچ کسی بهمون اضافه نشد
تا اینکه من ازش خواستم سکس هاش رو برام تعریف کنه
حالا زمانی بود که من برگشته بودم شهرستان
پنج شیش ماه گذشته بود امتحان دکتری هم خوب ندادم و کلا بیخیال دکترا شدم
دیگه پنجشنبه شبها با داستانای سکس نگار جق میزدم و واقعا دوست نداشتم با کسی برم توی ارتباط
توی همین اوضاع بود که بهش گفتم من بر نمی کردم و مجبورم تو شهر خودم کار پیدا کنم
راحت تر بود و ارتباطات بیشتری بود برا کار بهتر و راحت و پول بیشتر
نگار گفت اگه تو بیای خواستگاریم با اومدن تو شهرتون مشکلی ندارم
بلیط گرفتم براش فردا اومد و چند شب تو خونه باهم بودیم بهم گفت من فقط تورو میخوام و مشکلی ندارم با شهرتون
گفتم ولی من دارم یه غمی تو چشماش موج زد
بوسش کردم خواست پسم بزنه
گفتم اخه من دوس دارم تهران باشیم و سکس زنم رو با یکی دیگه ببینم
انگار چشماش چهارتا شد
کیرم شق شق بود
اومد رو شکمم نشست
گفت خوب همینجا دوست پسر میگیرم اگه تو دوس داری
بعد براش توضیح دادم که به خاطر کار پدرم خیلیا اینجا پدرم میشناسن با اینکه شهر کوچیکیم نیست
نکار پس چی
هیچی عشقم
بزار بهش فک کنیم
تا الان من نگار از جلو باهم سکس نداشتیم
فردا شبش مست کردیم
و نگار مث همیشه دست و پام بست (البته این یکی از فانتزایامون بود همیشگی نبود ولی معمولا تا مست می کردیم یکم حس میسترسی بالا میزد و چون منم خوشم میومد اون ادامه میداد)
کوصش گذاشت دهنم و گوشیش برداشت زنگ زد
هنوز نفهمیده بودم که زنگ زده
صدای مردونه یکی باعث شد یکه بخورم
نگار هم کوصش از دهنم برداشت و چشم تو چشم با پسره شروع کرد حرف زدن
کیرم که شق بود رو تو دستش گرفت و گفت سامان خیلی حشریم میشه تلفنی ارضام کنی
سامان عزیزم بگو بیام پیشت هرجا که هستی فدات شم
نه سام نمیتونم امشب ولی خیلی حشریم
میشه اونبار که پشت مغازه دوستت گاییدیم رو تعریف کنی
بگو چیکارم کردی
اونم سیر تا پیازش تعریف کرد
و نگار هم فقط گاهی کیرم فشار میداد تا پیشابم بریزه نه جقی میزد و نه کاری می کرد فقط تو چشام زل زده بود و با سامان حرف میزد
آخرش چند تا ناله کرد
بعد گفت مرسی سامی
از اون عکسایی که ازم گرفتی داری
میخوام نگاشون کنم
سامان هم چندتا عکس و فیلم فرستاد
کنار هم اون رو برام پلی کرد
داشتم میمردم از حشریت
نگار
هنوزم دوسداری جندگی زنت ببینی
آره نگار دارم دیوونه میشم
توروخدا آبمو بیار
با دستمال کیرم خشک کرد یه اسپری بهش زد و همش از این می گفت که سام چطوری مخش زد و از کون دادن بهش تا اینکه گاهی میرفت تو مغازش و براش ساک میزد
موقعی که کاندوم کشید رو کیرش
تو چشام نگاه کرد و نشست رو کیرم
حس کردم کیرم میخواد بترکه
پنج دقیقه نشد که با همه اون بی حسی ها ابم اومد
قبل اومدن آبم گفتم دارم میام کاندوم در بیار ولی نگار سرعتش بیشتر کرد و تقریبا با هم ارضا شدیم
دستم باز کرد ولی هنوز از روم بلند نشده بود
موقعی بلند شد
خون روی بدنم دیدم
اره پردش زده بودم
عید همون سال ازدواج کردیم
بعد ازدواج هیچ فانتزی نبود که اجرا نکنیم
هنوز بچه دار نشدیم و از بودن هم لذت میبریم
ادامه دارد
نوشته: امیر و نگار
15 پاسخ به “دوست دخترم زنم شد (۱)”
ادامه بده🤩
دخترم میره دانشگاه درس بخونه قربونش برم 🥰دخترش :
بده ما هم بکنیم
اگه واقعی بودامیدوارم از هم خسته نشین 🙂
این همه داده بود یعد تو پزدش زدی عجب
جالب قشنگ بود
زندگی تون پایدار، کنار هم لذت ببرید و خوش بخت بمونید
ارضا کردن رایگان خلق الله بوسیله زنت، کاریست بس شرافتمندانه ، ادامه بده که خلق الله کیر بدست منتظرند
عالی بود
خخخخ… عالی بود ولی لامصب صد نفر میکردنش، چطور میگی دوست دخترم
چقدر متناقض
بیا جفتتونو باهم بکنم عزیزم
عالی
🙏🤝👌
عالیه ادامه بده لطفا