سلام دوستان، تو داستان قبلی گفتم که علی و رضا آب کمراشونو توی کس مهلا زن خوشگلم خالی کردن و با توجه به اینکه مهدی هم قبل از اینا هم حسابی مهلا رو کرده بود و به کصش امون نداده بود و حسابی تلمبه زده بود و اخرشم آبشو توی حلق مهلا به زور خالی کرده بود ،فکر کردم که کارشون دیگه با مهلا تموم شده و میخوان برن که یهو دیدم مهدی اومد بالای سر زنم، گوشیش رو از رو میز برداشت گرفت سمت مهلا، شروع کرد به فیلم گرفتن، من که دستام بسته بود، غیر از داد زدن کاری نتونستم انجام بدم، گفتم حیوون چیکار میکنی؟ حق نداری از زنم فیلم بگیری، بهم یه خنده تحقیر امیز زد و گفت این خانومیت دیگه زن ما هم هست، اول ما واسش تصمیم میگیریم، الانم میخوام ازش فیلم داشته باشیم تا بعد از این هر موقع هوسش رو کردیم بتونیم ترتیبشو بدیم و برای همیشه مال ما باشه.
گوشی رو گرفت جلو بدن لخت مهلا، مهلا دستاشو جلوی کص و سینش گرفت، علی و رضا اومدن دستاشو کنار زدن و به مهدی گفتن فیلماتو بگیر از این جنده، مهدی چن تا عکس گرفت ،بعد یهو گفت نه اینجوری حال نمیده، این باید برای عکس گرفتن خودش راضی باشه، مهلا گفت به هیچ عنوان راضی نمیشم، مهدی خندید و گفت مگه دست خودته، راضیت می کنم، تسمه کمربندشو برداشت و به دوستاش گفت مهلا رو برگردونین، باسن سفید زنم به سمت این حرومی شد و بعد گفت کون به این سفیدی رو من سرخ و کبودش می کنم، شروع کرد محکم به شلاق زدن به کون زنم، اه و ناله ای بود که مهلا سر میداد، دو نفرشون مهلا رو گرفته بودن، مهدی هم میزد، هر اهی که مهلا میگفت حشری تر میشدن و بیشتر خوششون میومد تا اینکه مهلا گفت باشه هر چقدر میخان ازم عکس بگیرین، مهدی گفت دیگه چی؟ مهلا گفت هر کاری که دوس دارین با هام انجام بدین، فقط ولم کنین، یکی محکمتر زد و گفت کصت مال کیه؟ مهلا هم گفت مال شما هاست، هر موقع خواستید بهتون میدم، فقط نزنین، بعدش مهدی رو به من کرد و با خنده گفت زن خوشگلتم مال من شد ،خودشم اعتراف کرد، از وقتی با هاش ازدواج کردی توی کفش بودم، بالاخره زنتو بدست اوردم و کلی هم خندید
برای من خیلی دردناک بود که صمیمی ترین دوستام همچین بلایی سرم اوردن، خلاصه بعدش شروع کرد به فیلمبرداری، دیگه زنم مانع نمی شد و حسابی هم کون سفیدش کبود شده بود
انواع حالت هارو از زنم عکس گرفت ،پاهاشو بالا میداد، دراز کشش میکرد، بهش میگفت قمبل کنه و…
بعدش مهدی اومد دستای منو باز کرد و گفت از زنت عکس دارم ،الانم برای نوید فرستادم که اگه سر و صدا کنی یا به حرفم گوش ندی بهش میگم توی اینترنت پخش کنه، نوید از دوستای دانشگاهیم بود، خیلی هم با هاش رودربایستی داشتم، اینکه حالا عکسای لخت زنم براش ارسال شده بود دیوونم کرد و گفتم چرا برای اون فرستادی؟ گفت بالاخره نوید هم از زنت به این خوشگلی سهم داره، گفتم جلو اون ابرو داشتم و بعد گفت من تصمیم می گیرم راجب زنت ، ابروت واسم مهم نیست و الانم لخت بشو و برو کنار زنت، گفتم یعنی چی لخت بشم؟
زد توی گوشم گفت خفه زن جنده، لباساتو در بیار، منم مثل یه برده به حرف کردمو شلوار و بلوز رو دراوردم، بعد گفت شورتتم در بیار، اونم درآورد که همشون بهمون خندیدن، حالا من و زنم کامل جلوشون لخت بودیم ، بهم گفت برم بالای زنم و شروع کردن به فیلم گرفتن، بعدشم گفتن اینم از فیلم سوپر نیما و مهلا
بهمون گفتن روی حرف ما حرف بزنین، فیلم سوپر تونم پخش میشه.
رضا اومد جای من و گفت شما زن و شوهر تا صبح مال مایین، منو خوابوند روی زمین بالام دراز کشید ، کیرشو میمالید لای پام و بعد یهو کیرشو توی کونم کرد، اهم در اومد، شروع کرد به تلمبه زدن وحشیانه، اون طرفم مهدی و علی رفتن سراغ زنم، اول علی خوابید ،بعد زنمو بالای علی خوابوندن و مهدی هم اومد بالای مهلا، مهدی کیرشو کرد توی کس زنم، علی هم کیرشو کرد توی کون کبود شدش، باورم نمیشد من و زنم همزمان زیر صمیمی ترین دوستام بودیم
اینکه بالام رضا بود وحشیانه تلمبه میزد توی کونم و اون طرف هم مهلای خوشگلم وسط اون دوتا خوابیده بود و کس و کونش با هم گاییده میشد ،دیوونم کرده بود
حس تحقیر و لذت و درد و خفت سراغم اومده بود
رضا میگفت، جوووون چه کونی داری، شما زن و شوهر چقدر کردنی بودین، جوووون جفتتونو فتح کردیم، نیما فکر میکردی خودت و زنت مال ما بشین؟ جواب بده وگرنه محکم تر تلمبه میزنم
خیلی بد بود داشت با حرفاش تحقیرم میکرد، هیچی نگفتم که محکمتر تلمبه زد و سینه هامو نیشگون گرفت ،بعد از دردش گفتم نه فکر نمی کردم
گفت چه حسی داری تو و زنت زیر ما هستین؟ گفتم حس خوبی ندارم، گفت اونقدر زیر خواب ما میشین که هستم خوب میشه، گفت زنت الان کجاست؟ همین طوری هم تلمبه میزد، گفتم زیر مهدی و علی
خندید و گفت اوفففف خودت و زنتو چیکار کردیم! گفتم کردین مارو
توی همین حین کونم گرم شد که فهمیدم آبشو خالی کرد توی کونم، بعدش بی حرکت بالام بود، گفتم میخوای کیرتو درش بیاری؟ گفت نه جاش خوبه، با مهلا که توی دانشگاه بودی ،یکسره با خودم میگفتم کی بشه شما دو تا خوشگلو با هم دیگه بکنم، الان کیرم توی کونته، مهلا رو هم یه ساعت پیش کردم از شم کلی فیلم دارم ،دیگه بهتر از این نمیشه
گفتم باشه واست خوشحالم که به آرزوت رسیدی، حالا از روم پاشو، اگه میدونستم رو من و مهلا چشم دارین، هیچوقت باهات اشنا نمیشدم
از روم پاشد و یک سیلی محکم زد توی گوشم ،گفت خفه شو و بلبل زبونی نکن، رو زانوت بشین واسم ساک بزن، دیدم چاره ای ندارم ،باید بخورم، سرمو چسبوند به کیرش، تا ته کرد توی حلقم، اولین بار بود کیر میخوردم، اون طرف هم مهدی و علی کیراشونو از کس و کون مهلا در آوردن و دوتایی کیراشونو کردن توی دهن مهلا، مهدی میزد توی گوش مهلا، علی هم موهای مهلا رو گرفته بود و کیراشونو توی دهن مهلا عقب جلو می بردند، یه ده دقیقه ای اینجوری گذشت که
مهدی خندش گرفت و گفت چه بلایی سر این داف خانم و خوشگل پسر دانشگاه اوردیم ،جفتشون رو بیارین کنار هم به نوبت ساک بزنن، رضا کیرشو از دهنم درآورد و گفت برو کنار مهلا
منو مهلا کنار هم روی زانو واستادیم، اون سه تا هم جلومون،
قرار شد به نوبت بخوریم، مهدی کیرشو کرد دهنم و گفت نیم ساعت پیش توی کس زنت بود، خوب بخورش
رضا هم کیرشو کرد توی دهن مهلا و بهش گفت چند دقیقه پیش توی کون شوهرت بود ، خوب بخورش و بعدم سه تایی کلی خندیدن ، علی هم کیرشو به بدن و صورت من و مهلا میمالید
جا ها عوض شد و من مال علی رو خوردم، مهدی و رضا هم رفتن سراغ مهلا ، دوتا کیرشونو باهم کردن توی دهن مهلا و سینه های مهلا رو هم توی مشتاشون گرفته بودن و وحشیانه فشار میدادن
حس بدی داشتم از این شرایط ولی کم کم از این تحقیر داشتم لذت میبردم
تا اینکه اب علی اومد و ریخت توی دهنم، گفت قورت بده زن جنده، زد توی گوشم و منم سریع قورت دادم تا سیلی بعدی رو نخورم. بعدم بهم خندید و رفت کنار
مهدی و رضا هم وقتی فهمیدن ابشون داره میاد ،مهلا رو خوابوندن روی زمین و بالاش ایستادن به جق زدن، با هم دیگه ارضا شدن و ابشون رو ریختن روی سینه ها و شکم مهلا
آبشون هم خیلی زیاد بود و کل بدن زنم خیس شد، مهدی رو به من کرد و گفت اونجا بیکار وانستا بیا اینجا همه اب کمر های روی بدن زنتو باید بخوری،گفتم تورو خدا بیخیال شین، همین الان کل آب کمر علی رو خوردم دیگه حالم بد میشه و مریض میشم، مهدی و رضا باهم گفتند باید آب مارو هم بخوری، زود باش، منم ناچار شدم و رفتم شروع کردم به لیس زدن زنم و تمام اب کمر هارو خوردم، حتی اجازه توف کردن هم نداشتم، بعد از تموم شدنش کلی بهم خندیدن و به مهلا گفتن پاشو بریم حموم…
ادامه دارد…
گوشی رو گرفت جلو بدن لخت مهلا، مهلا دستاشو جلوی کص و سینش گرفت، علی و رضا اومدن دستاشو کنار زدن و به مهدی گفتن فیلماتو بگیر از این جنده، مهدی چن تا عکس گرفت ،بعد یهو گفت نه اینجوری حال نمیده، این باید برای عکس گرفتن خودش راضی باشه، مهلا گفت به هیچ عنوان راضی نمیشم، مهدی خندید و گفت مگه دست خودته، راضیت می کنم، تسمه کمربندشو برداشت و به دوستاش گفت مهلا رو برگردونین، باسن سفید زنم به سمت این حرومی شد و بعد گفت کون به این سفیدی رو من سرخ و کبودش می کنم، شروع کرد محکم به شلاق زدن به کون زنم، اه و ناله ای بود که مهلا سر میداد، دو نفرشون مهلا رو گرفته بودن، مهدی هم میزد، هر اهی که مهلا میگفت حشری تر میشدن و بیشتر خوششون میومد تا اینکه مهلا گفت باشه هر چقدر میخان ازم عکس بگیرین، مهدی گفت دیگه چی؟ مهلا گفت هر کاری که دوس دارین با هام انجام بدین، فقط ولم کنین، یکی محکمتر زد و گفت کصت مال کیه؟ مهلا هم گفت مال شما هاست، هر موقع خواستید بهتون میدم، فقط نزنین، بعدش مهدی رو به من کرد و با خنده گفت زن خوشگلتم مال من شد ،خودشم اعتراف کرد، از وقتی با هاش ازدواج کردی توی کفش بودم، بالاخره زنتو بدست اوردم و کلی هم خندید
برای من خیلی دردناک بود که صمیمی ترین دوستام همچین بلایی سرم اوردن، خلاصه بعدش شروع کرد به فیلمبرداری، دیگه زنم مانع نمی شد و حسابی هم کون سفیدش کبود شده بود
انواع حالت هارو از زنم عکس گرفت ،پاهاشو بالا میداد، دراز کشش میکرد، بهش میگفت قمبل کنه و…
بعدش مهدی اومد دستای منو باز کرد و گفت از زنت عکس دارم ،الانم برای نوید فرستادم که اگه سر و صدا کنی یا به حرفم گوش ندی بهش میگم توی اینترنت پخش کنه، نوید از دوستای دانشگاهیم بود، خیلی هم با هاش رودربایستی داشتم، اینکه حالا عکسای لخت زنم براش ارسال شده بود دیوونم کرد و گفتم چرا برای اون فرستادی؟ گفت بالاخره نوید هم از زنت به این خوشگلی سهم داره، گفتم جلو اون ابرو داشتم و بعد گفت من تصمیم می گیرم راجب زنت ، ابروت واسم مهم نیست و الانم لخت بشو و برو کنار زنت، گفتم یعنی چی لخت بشم؟
زد توی گوشم گفت خفه زن جنده، لباساتو در بیار، منم مثل یه برده به حرف کردمو شلوار و بلوز رو دراوردم، بعد گفت شورتتم در بیار، اونم درآورد که همشون بهمون خندیدن، حالا من و زنم کامل جلوشون لخت بودیم ، بهم گفت برم بالای زنم و شروع کردن به فیلم گرفتن، بعدشم گفتن اینم از فیلم سوپر نیما و مهلا
بهمون گفتن روی حرف ما حرف بزنین، فیلم سوپر تونم پخش میشه.
رضا اومد جای من و گفت شما زن و شوهر تا صبح مال مایین، منو خوابوند روی زمین بالام دراز کشید ، کیرشو میمالید لای پام و بعد یهو کیرشو توی کونم کرد، اهم در اومد، شروع کرد به تلمبه زدن وحشیانه، اون طرفم مهدی و علی رفتن سراغ زنم، اول علی خوابید ،بعد زنمو بالای علی خوابوندن و مهدی هم اومد بالای مهلا، مهدی کیرشو کرد توی کس زنم، علی هم کیرشو کرد توی کون کبود شدش، باورم نمیشد من و زنم همزمان زیر صمیمی ترین دوستام بودیم
اینکه بالام رضا بود وحشیانه تلمبه میزد توی کونم و اون طرف هم مهلای خوشگلم وسط اون دوتا خوابیده بود و کس و کونش با هم گاییده میشد ،دیوونم کرده بود
حس تحقیر و لذت و درد و خفت سراغم اومده بود
رضا میگفت، جوووون چه کونی داری، شما زن و شوهر چقدر کردنی بودین، جوووون جفتتونو فتح کردیم، نیما فکر میکردی خودت و زنت مال ما بشین؟ جواب بده وگرنه محکم تر تلمبه میزنم
خیلی بد بود داشت با حرفاش تحقیرم میکرد، هیچی نگفتم که محکمتر تلمبه زد و سینه هامو نیشگون گرفت ،بعد از دردش گفتم نه فکر نمی کردم
گفت چه حسی داری تو و زنت زیر ما هستین؟ گفتم حس خوبی ندارم، گفت اونقدر زیر خواب ما میشین که هستم خوب میشه، گفت زنت الان کجاست؟ همین طوری هم تلمبه میزد، گفتم زیر مهدی و علی
خندید و گفت اوفففف خودت و زنتو چیکار کردیم! گفتم کردین مارو
توی همین حین کونم گرم شد که فهمیدم آبشو خالی کرد توی کونم، بعدش بی حرکت بالام بود، گفتم میخوای کیرتو درش بیاری؟ گفت نه جاش خوبه، با مهلا که توی دانشگاه بودی ،یکسره با خودم میگفتم کی بشه شما دو تا خوشگلو با هم دیگه بکنم، الان کیرم توی کونته، مهلا رو هم یه ساعت پیش کردم از شم کلی فیلم دارم ،دیگه بهتر از این نمیشه
گفتم باشه واست خوشحالم که به آرزوت رسیدی، حالا از روم پاشو، اگه میدونستم رو من و مهلا چشم دارین، هیچوقت باهات اشنا نمیشدم
از روم پاشد و یک سیلی محکم زد توی گوشم ،گفت خفه شو و بلبل زبونی نکن، رو زانوت بشین واسم ساک بزن، دیدم چاره ای ندارم ،باید بخورم، سرمو چسبوند به کیرش، تا ته کرد توی حلقم، اولین بار بود کیر میخوردم، اون طرف هم مهدی و علی کیراشونو از کس و کون مهلا در آوردن و دوتایی کیراشونو کردن توی دهن مهلا، مهدی میزد توی گوش مهلا، علی هم موهای مهلا رو گرفته بود و کیراشونو توی دهن مهلا عقب جلو می بردند، یه ده دقیقه ای اینجوری گذشت که
مهدی خندش گرفت و گفت چه بلایی سر این داف خانم و خوشگل پسر دانشگاه اوردیم ،جفتشون رو بیارین کنار هم به نوبت ساک بزنن، رضا کیرشو از دهنم درآورد و گفت برو کنار مهلا
منو مهلا کنار هم روی زانو واستادیم، اون سه تا هم جلومون،
قرار شد به نوبت بخوریم، مهدی کیرشو کرد دهنم و گفت نیم ساعت پیش توی کس زنت بود، خوب بخورش
رضا هم کیرشو کرد توی دهن مهلا و بهش گفت چند دقیقه پیش توی کون شوهرت بود ، خوب بخورش و بعدم سه تایی کلی خندیدن ، علی هم کیرشو به بدن و صورت من و مهلا میمالید
جا ها عوض شد و من مال علی رو خوردم، مهدی و رضا هم رفتن سراغ مهلا ، دوتا کیرشونو باهم کردن توی دهن مهلا و سینه های مهلا رو هم توی مشتاشون گرفته بودن و وحشیانه فشار میدادن
حس بدی داشتم از این شرایط ولی کم کم از این تحقیر داشتم لذت میبردم
تا اینکه اب علی اومد و ریخت توی دهنم، گفت قورت بده زن جنده، زد توی گوشم و منم سریع قورت دادم تا سیلی بعدی رو نخورم. بعدم بهم خندید و رفت کنار
مهدی و رضا هم وقتی فهمیدن ابشون داره میاد ،مهلا رو خوابوندن روی زمین و بالاش ایستادن به جق زدن، با هم دیگه ارضا شدن و ابشون رو ریختن روی سینه ها و شکم مهلا
آبشون هم خیلی زیاد بود و کل بدن زنم خیس شد، مهدی رو به من کرد و گفت اونجا بیکار وانستا بیا اینجا همه اب کمر های روی بدن زنتو باید بخوری،گفتم تورو خدا بیخیال شین، همین الان کل آب کمر علی رو خوردم دیگه حالم بد میشه و مریض میشم، مهدی و رضا باهم گفتند باید آب مارو هم بخوری، زود باش، منم ناچار شدم و رفتم شروع کردم به لیس زدن زنم و تمام اب کمر هارو خوردم، حتی اجازه توف کردن هم نداشتم، بعد از تموم شدنش کلی بهم خندیدن و به مهلا گفتن پاشو بریم حموم…
ادامه دارد…
نوشته: نیما
16 پاسخ به “دوستام و زنم مهلا”
یعنی ریدم به مغزت دروغ میگی حداقل فانتزیاتو یکم دست پایین بگیر خیلی بدبختی
عنمغز جقي اولشو خوندم عنم گرفت عاشغال مزخرف
اینا که نوشتی توهماتت هست هیچ 👺اما تو نه تنها مریضیبلکه واسه کل جهان هم مضر هستی
خداروشکر که قسمت قبلشو نخوندمفانتزی دادن کنار زنت داری خو بده این کسشعرا چیه میگی
عه نیما خودتی ، وای منم ممد رفیق صمیمی دوران دبیرستانت مشتاق دیدن زن… نه چیز خودت
جالب بود ادامه بده
رو خودت و زنت نریدن؟
کیرم؛توکوس وکون زنت.
خوشم نیامد
چرت و پرت
داداش آنقدر زحمت کشیدی داستان نوشتی من کاری به کسای که تمام داستانها را میخونند و با اینکه از فهرست و موضوع خبر دارن شروع میکنن به توهین و فحاشی به خیال خودشون اینطوری طبرئه میشن ندارنشما دوست عزیز چرا با خط داستانی میتونستی داستان خوبی در بیاری نه یه داستان خیالی بدی که اصلا قابل باور نیستآخه دوستای صمیمی …بعد مگه بیابون و منطقه بی قانونه اخه ایم چیه مگه تو کدوم کشوری عزیزم پخش کردن یدونه عکس دودمان کسی که پخش کرده به باد میده اخه یه سکس و کردن یه زن چقدر میارزه که چند نفر بخاطرش آینده خودشون به خطر بندازه و برن زندان
آهای مدیر سایت بکن تو، طوله خر بی شرف چه گهی میخوری؟
چه خالی کردی تو
الان اونایی کهدارنفحش میدنفازشونچیه؟ قراره یکی داستان مینویسه با شناسنامه و تاریخ و فیلم عکسش باشه ؟ خب بخونین جقتونو بزنین
ج
قسمت قبل اسمش چی بود؟کسی میدونه؟