سلام
۲۶سالمه
من هیچ پولی نداشتم
بدهکار به پدربزرگ ،دوست دخترم.
تصمیم گرفتم برم کارگری ساختمون
هفت و نیم صبح اماده بودم سر خیابون ک بیان ببرنم سر ساختمون
تا ۳کار کردیم
یه پسره ۲۰ساله بود اسمش امیر بود
این لامصب عین اسب کار میکرد و قوی بود
لاغر بودا ولی قوی.
یه جایی گفتم خسته شدم گشادیم میشه کار کنم
اونم ازین کونیازهای روزگار بود انگار.
اون گفت چطوری گشاد شده؟خودش گشاد شده یا مار رفته توش؟ و قشنگ ملوم بود اگر شل بگیرم و به خنده بگذرونم همونجا سوراخ کونمو به امیر لا دادم.
که البته خوشمم میومد ازش در نگاه اول پسر خوبی بود که بشه بزارم برای اولین بار کونمو تقدیمش کنم اما از ذهنم شهوت رو پاک کردم اون لحظه
بحثو عوض کردم و کارو ادامه دادیم
شارژ گوشیم کم بود
یه جورایی از امیر و محیط اونجا میترسیدم(دور از خونه و وسط بیابون)
چندتا دوست همکار هم داشت که به تجربه خودشون تجربه کون کردنشون بیشتر از کس کردنشون بود.
این فکرا باعث میشد به این فکر ترسناک بیفتم که نکنه اینا منو تو همین ساختمون نیمه کاره پنج نفری تا صبح بکنن؟منم گوشیم شارژ نداره و اسم و فامیل هیش کدومم نمیدونستم ک بعدا پی گیری کنم تجاوزشونو.
ولی از طرفی ام این فکرا داشت سوراخ کونمو داغ میکرد.
خلاصه کار تموم شد زودتر از تاریکی هوا
از امیر جدا شدم.
تو راه برگشت با پای پیاده بودم و به این فکر میکردم که چرا من کیر امیر رو نخوردم براش؟
نه توی ساختمون که مجددا گنگ بنگ بشم بلکه به این فکر میکردم که چرا بهش نگفتم که سوراخ کونم گشاد نیست مار هم ندیده و نبایدم ببینه اما حلقم برای کیر له له میزنه؟چرا نگفتم شب ک شد زنگت میزنم بریم بیرون و بی مقدمه بهش میگفتم ببین امیر میخوام عین کار کردنت که امان نمی دادی من نفس تازه کنم میخوام الانم نفسمو بگیری این بار با کیرت
چرا بهش نگفتم بکن تا ته
بکن از دهن حاملم کن
بکن با کیرت منو خفه کن جونمو بگیر
بزار به وسیله کیرتو بمیرم
بزار فشار هر دو جفت دستای قویتو پشت سرم حس کنم که داره سرمو هل میده پایین
گرمای کیرتو تو کل وجودم حس کنم
دستات داره لبهامو نزدیک میکنه به تخمای پر آبت
آبتو کامل خالی کن تو معدم
بزار آب تخم مرد قوی ای مث تو جزیی از من بشه
شاید با خوردن کیرت مثل تو بشم
حتی من فتیش تحقیرم دارم
چرا بهش نگفتم امیر با این دستات بزن تو گوشم
تحقیرم کن محکم بزن محکمتر
تو دو تا بزنی تو گوشم من آبم با این کارت میاد
ولی حیف که فرصت رو غنیمت نشمردم و کیر مفت از دستم رفت.
۲۶سالمه
من هیچ پولی نداشتم
بدهکار به پدربزرگ ،دوست دخترم.
تصمیم گرفتم برم کارگری ساختمون
هفت و نیم صبح اماده بودم سر خیابون ک بیان ببرنم سر ساختمون
تا ۳کار کردیم
یه پسره ۲۰ساله بود اسمش امیر بود
این لامصب عین اسب کار میکرد و قوی بود
لاغر بودا ولی قوی.
یه جایی گفتم خسته شدم گشادیم میشه کار کنم
اونم ازین کونیازهای روزگار بود انگار.
اون گفت چطوری گشاد شده؟خودش گشاد شده یا مار رفته توش؟ و قشنگ ملوم بود اگر شل بگیرم و به خنده بگذرونم همونجا سوراخ کونمو به امیر لا دادم.
که البته خوشمم میومد ازش در نگاه اول پسر خوبی بود که بشه بزارم برای اولین بار کونمو تقدیمش کنم اما از ذهنم شهوت رو پاک کردم اون لحظه
بحثو عوض کردم و کارو ادامه دادیم
شارژ گوشیم کم بود
یه جورایی از امیر و محیط اونجا میترسیدم(دور از خونه و وسط بیابون)
چندتا دوست همکار هم داشت که به تجربه خودشون تجربه کون کردنشون بیشتر از کس کردنشون بود.
این فکرا باعث میشد به این فکر ترسناک بیفتم که نکنه اینا منو تو همین ساختمون نیمه کاره پنج نفری تا صبح بکنن؟منم گوشیم شارژ نداره و اسم و فامیل هیش کدومم نمیدونستم ک بعدا پی گیری کنم تجاوزشونو.
ولی از طرفی ام این فکرا داشت سوراخ کونمو داغ میکرد.
خلاصه کار تموم شد زودتر از تاریکی هوا
از امیر جدا شدم.
تو راه برگشت با پای پیاده بودم و به این فکر میکردم که چرا من کیر امیر رو نخوردم براش؟
نه توی ساختمون که مجددا گنگ بنگ بشم بلکه به این فکر میکردم که چرا بهش نگفتم که سوراخ کونم گشاد نیست مار هم ندیده و نبایدم ببینه اما حلقم برای کیر له له میزنه؟چرا نگفتم شب ک شد زنگت میزنم بریم بیرون و بی مقدمه بهش میگفتم ببین امیر میخوام عین کار کردنت که امان نمی دادی من نفس تازه کنم میخوام الانم نفسمو بگیری این بار با کیرت
چرا بهش نگفتم بکن تا ته
بکن از دهن حاملم کن
بکن با کیرت منو خفه کن جونمو بگیر
بزار به وسیله کیرتو بمیرم
بزار فشار هر دو جفت دستای قویتو پشت سرم حس کنم که داره سرمو هل میده پایین
گرمای کیرتو تو کل وجودم حس کنم
دستات داره لبهامو نزدیک میکنه به تخمای پر آبت
آبتو کامل خالی کن تو معدم
بزار آب تخم مرد قوی ای مث تو جزیی از من بشه
شاید با خوردن کیرت مثل تو بشم
حتی من فتیش تحقیرم دارم
چرا بهش نگفتم امیر با این دستات بزن تو گوشم
تحقیرم کن محکم بزن محکمتر
تو دو تا بزنی تو گوشم من آبم با این کارت میاد
ولی حیف که فرصت رو غنیمت نشمردم و کیر مفت از دستم رفت.
نوشته: یه کارگر تازه کار
16 پاسخ به “دوراهی کون دادن یا فرار”
قرومساخ مگه اومدی سر قبر امیر که داری اینجوری مصیبت میخونی؟ خب فرداش میرفتی همه ی این حرفا رو بِهِش میگفتی دیگه!
والا من ۲۵ ساله با انواع مفعول ها سر و کله زدم ولی هیچ کدام مثل تو کونی نبودن نقش تنگا رو بازی کنن .دوست دختر 😂😂تو خودت باید بری شوهر کنی توله
کارگر تازه نفس ❌کونی توهمی✅
کیرم دهنت کونیتو زندگیم آدمی انقدر کونی ندیدم ک ادای تنگارو دربیارهکون دادی زیادم دا ی و تغذیه اصلیت کیره
تو این مملکت همه معتادن . یکی به کوس یکی به مواد یکی به کیر.خدایا شکرت که ما به مواد معتادیم . اما انصافا مثل خیلیا که آواره کوسن و واسه کیر له له میزنن ما واسه مواد نشدیم
خیلی آبکی نوشتی وقت دیگران گرفتی چون ارزش خواندن نداشت
همیشه حسرت میخوری
فرصت سوزی در ذات خیلی هامون هست
عاخ کیرم راس شدن لنتی
محکم نه یواش
منم گاهی حسرت کیر هایی را که بهشون پا ندادم میخورم حس بدیه😉
بیا یکم بنایی دارم کمکم کن سوسنی از کنار قلبت رد کنم.
میخای بدی بده دیگه چرا ناز میکنی
دمت گرم خیلی خندیدم 😂😂😂
کسشعر.نامهی فدایت شوم نوشتی؟
به کتفم که نگفتی