داستان و مطالعه

در این دیار

سه‌شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵ 1 دقیقه مطالعه

در این دیار

در این دیار  بی کسی

نمانده یارومونسی

نه مانده ساز بی نوا

نه خنده ای به لب روا

چرا کسی در این دیار

خداخدانمی کند

نشسته ام به کوی تو

در انتظارروی تو

دراین جهان پرفریب

خسته و تنها وغریب

چراکسی دراین دیار

مراصدانمی کند

نگاه منتظر به در

حوصله آمده به سر

هنوز خوشم به یاد تو

به یاد هر نماد تو

چرا کسی در این دیار

باما وفانمی کند

قلب مرا شکسته ای

دست مرا تو بسته ای

نمانده است نای نفس

دگربس است همین هوس

چرا کسی در این دیار

قفس رها نمی کند

اسیرگیسوی توام

درگرو موی توام

جانم فدای جان تو

تاکه شوم قربان تو

چرا کسی در این دیار

جان به فدا نمی کند

جواب مهرمن جفاست

جواب بی وفا وفاست

دلم شکسته ازجفا

چه مانده از مهر و وفا

چرا کسی در این دیار

شرم وحیا نمی کند

افسرده و دلخون شدم

لرزان چوبید..مجنون شدم

سردم شده ای روزگار

دستم بگیرآموزگار

چراکسی دراین دیار

آتش به پا نمی کند

پایان

:

ابزار وبمستر

در

۱۳:۴۱:۰۰

دراین دیار

اطلاعات داستان

تاریخ انتشارسه‌شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۵
زمان مطالعه1 دقیقه
دسته‌بندیداستان‌های سکسی

اشتراک‌گذاری داستان

پسندیدن و بازدید

تعداد بازدید12,298

دیدگاه‌ها (0)

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است. اولین نفر باشید.

ثبت دیدگاه برای این داستان بسته است.

داستان‌های مشابه و پیشنهادی

دانلود ویدئودانلود
00:00

چند ویدئوی سکسی ایرانی دیگر (تصادفی)

در حال بارگذاری ویدئوها...

عکس‌های ایرانی

برای عکسهای بیشتر به چپ بکشید یا روی فلش بزنید

فیلم های سکسی خارجی