داستانی که هیچ جا نگفتم

داستانی که هیچ جا نگفتم

سلام . این داستانی که براتون تعریف میکنم فقط برا اینه که دلم آروم شه و حداقل این داستان به این سنگینی رو به تنهایی به دوش نکشم. و من چون آدم بسیار خجالتی و درون ریزی ام حتی به روانشناس هم مراجعه نکردم.
من الان ۱۹ سالمه و داستان برمیگرده به زمانی که۱۷ سالم بود و سال آخر دبیرستان بودم .
ما تو ساختمونمون که ۸واحدیه فقط با یک همسایه خیلی روابط دوستانه داریم که اونم همسایه رو به روییمون بود و متاسفانه هنوزم هست.
رفت و آمد داشتیم و اونا هم خانواده بسیار خوبی بودن دوتا فرزند داشتن و خودشون هم سن سال پدر مادر منو داشتن هم زنه آدم خوبی بود هم مرده.
پدر من که هر روز صبح از ساعت ۶ سر کار میرفت تا ۸ غروب منم که از ۷ میرفتم مدرسه تا ۲ ظهر مادرمم خونه دار بود.
همسایمون هم مرده باز نشسته بود و ساعت ۹ صبح میرفت دوری میزد و شغل آزاد داشت زنشم خونه دار ولی زنه اکثر مواقع هم صبح ها هم بعد از ظهر ها می رفت خونه مادرش بچه هاشونم که دوتا بودن یه دختر و یه پسر سر کار میرفتن .
ما که روابطمون خیلی خوب بود و بگو بخند داشتیم و شوخی هم داشتیم البته تا حد مجاز. یه روز صبح که مثل همیشه بابام رفت مغازه و منم ۷ رفتم مدرسه تو راه مدرسه بودم که حالم یهو بهم میریزه تپش قلب منو میگیره ولی من همچنان تا مدرسه میرم . حدود ساعت ۸تونیم بود که دیدم دیگه وضعم خرابه تپش قلبم آروم شده بود ولی سر درد داشتم با مدیر در میون گذاشتم و اون هم گفت برو خونه و مرخصی داد بهم . من اومدم خونه کلید در حیاط و انداختم و با آسانسور اومدم بالا که دیدم دمپایی مادرم جلوی در اوناست و مادرم خونه نیست یادمم بود که ماشین مرده هنوز تو پارکینگ بود با خودم گفتم مادرم چرا رفته خونشون؟ الآن ؟ مطمئن بودم که مادرم با اون زنه احتمالا کاری داره و فلان…
تو خونه منتظر موندم تا بیاد. مادرم که هنوز متوجه اومدن من نشده بود در خونشونو باز کرد منم داشتم از چشمی نگاه میکردم که وحشت کردم چی دیدم آخه مادرم با بلوز و شلوار اومد بیرون مرده هم لخت مادر زاد که کیرش شل افتاده بود معلوم بود تازه ارضا شده با هم یه لب گرفتن بعد مادرم سر کیر مرده رو بوسید گفت طلاست طلااا بعد خداحافظی کرد منم تا دیدم داره میاد از وحشت پریدم تو حموم که نفهمه من فهمیدم.
من این داستانو دو سال دارم تو دلم نگهش می دارم و میدونم که مادرم با اون مرده رابطه داره ولی چون آدمه محفوظی هستم نمیتونم عنوان کنم. و گفتم بیام اینجا بیان کنم بلکه سبک شم.

نوشته: بی نام

بازدید 13,848

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

27 پاسخ به “داستانی که هیچ جا نگفتم”

  1. سلام داداش دمت گرم که ما رو قابل دونستی بهمون بگی تمام داستانا رو بخون همه دارن همو میکنن به نظر من برو مادرتو بکن اگه عرضشو داری به تو بده بهتر از یه پیرمرده مادرت نیاز داره باباتم احتمالا بکن نیست یا از بابات چیزی دیده اتو هم داری یا اینکه بی خیال شو و به زندگیت برس فراموش کن برادرانه بهت گفتم ببخشید اگه رک گفتم

  2. الان به بابات هم شک داری که شاید بابات نباشهو از تخم کس دیگه ای باشی که مادرت انداخته به باباتبا اون حرف آخرت که مامانت گفت طلاست طلافاتحه شو بخوندنبال پدر واقعی باش

  3. الان باید خوشحال باشیم ک اولین جا اومدی ب ما گفتی مادرت جندهست یا یه نکته دیگه اول داستان نوشتی داستانی ک هیچ جا نگفتم فکرکردی ما توقع داشتیم بری همه جا جار بزنی من مادرج.نده ام مامانم به همسایه روبرویی کس میده!!؟؟

  4. دوست عزیز اول از همه باید ببینی که رابطه مادر شما با همسایتون داره به زندگی شما لطمه میزنه یا نه؟ اگه نمیزنه که هیچی اما اگه میزنه همون که دوستمون گفت، اگه میخوای قطع شه برو رخ به رخ به همسایتون بگو. از هیچی هم نترس. بگو به بابات میگی اگه این رابطه قطع نشه. باید با مامانت بد رفتاری کنه تا مهرش از دلش بره. در ضمن بابات هم باید به مامانت بیشتر رسیدگی کنه

  5. 😔😔😔ناراحت شدمخدا کنه مادرت سر براه بشهاین نه واسه زندگی شما خوبه و نه واسه زندگی اونا

  6. عب نداره عزیزم به مادرت حق انتخاب و لذت بده یکبار زندس بزار تفریحشو بکنه خودتم اذیت نکن

  7. آخ لعنتی چرا اینقدر شما بچه ها بی عقل هستید ؟ بخدا حرص آدم در میاد ، پسر خودتو جم و جور کن، ببین زندگی تو به قسمت تقسیم شده ، تا قبل از اون روز و از بعد از اون روز، نمیخوام چیزی برات تجویز کنم اما فقط محکم باش یا بهر دلیلی که خودت میدونی و توی این دو سال ساکت موندی و احتمالا دلیل مهمی داشته پس کلا بی خیال شو یا اینکه مستقیم شاخ به شاخ برو تو دل ماجرا یکم باهوش باشی خیلی کارها میشه کرد، ضمناً نگفتی مامان چند سال داره

  8. یه واقعیتی رو باید قبول کرد اینه که زندگی درصد قابل توجه از انسان ها به صورت شخصی حتما قسمت های سکسی و عجیب و غریبی داره که خیلی ها ازش خبر ندارنحالا فتیش ها و علایق جنس تو ذهن که بماند

  9. چون دو سال هست که هیچ غلطی نکردی!الانم هیچ غلطی نمیتونی بکنی!!! دلیلشم اینه که اجازه دادی ترس برات تصمیم بگیره نه عقلت؛

  10. خدا نکنه آدم خیانت یکی از محارمشو ببینه، من خودم توی اینستای عمم دیدم سکس چت میکنه و عکس از کوس و کونش میده به این و اون و دوس پسر داره و… (با اینکه متاهله و یه بچه ده ساله داره و خودش ۳۸ سالشه) الان سه ساله میدونم، اوایل داشتم رد میدادم، دیگه هیچوقت واسم اون حرمت سابق یه عمه رو نداره، دیگه بهش مهری ندارم! (این که بدونی یه چیزه، این که خودت با چشم ببینی صد برابر بدتره) خلاصه که دیگه اون ننه توی ذهن تو و واسه تو ننه بشو نیس

  11. حالا دقیقا اون جمله طلاست طلااا رو شنیدی؟!اگه نشنیدی و حدس میزنی اینو گفته باشه چون مطمئن نیستی قضیه کنسلهو یه چیز دیگهمن خیلی وقت نیست عضو سایتم اما خیلی ساله که گاهی به اینجا سر میزنمیه موضوعی که ذهن منو درگیر کرده اینه چرا خیلی از جریانات سکسی اینطوری آشکار شدن؟اکثرا گفتند از چشمی یا لای در مثل تو مثلا مرد رو لخت و زن رو با لباس دیدن که جلوی در لب گرفتند یا کیر رو بوسیدن،یه لحظه ممه خوردند و هزار کوفت و زهر مار دیگهاینا که تا دو دقیقه قبل سکس میکردند چرا همیشه جلوی در یه گوهی میخورند تا یکی ببینه و رابطه لو بره؟بابا به خدا ما هم کلی سکس داشتیم (به شخصه سکس اولم 18سال قبل بوده و آخریش دیشب،غیر از سکس با زن متاهل و بیزینسی هر جای و هر نوعی به فکرت برسه سکس داشتم )دوست و رفیق داریم و از تجارب اونا هم فیض بردیماگه مخفیانه بوده با جیمزباند بازی وارد و خارج شدیم نزاشتیم پشه متوجه بشه تا لو نریمحتی اگه مخفیانه هم نبوده بازم جوانب احتیاط رو رعایت کردیم تا مبادا کسی بویی ببره (چون اینجا ایرانه،کشور گرسنگان و عقده‌ای های جنسی)یه همسابه داشتم بیوه بود،کوس میداد فوق العاده هم بی حیا بودیه بار با یه همسایه لج کرد توی روز روشن رفت روی کاپوت ماشینش کشید پایید رید (جدی میگم)توی یکسال صدبار از چشمی درشب از داخل ماشین (شیشه دودی،عقب مینشستم) کشیک دادم با اینکه میدونستم یکی توی خونه داره کوس و کونش میزاره (صداشون میومد) اما یه بار هم نشد طرف رو ببینم که داره میاد یا میرهیعنی با اون حجم از پررویی که داشت هنوزم محکم کار بود و از بین همسایه ها فقط من اونم بخاطر وضعیت کیری مسکن مهر از روی صداهاشون کامل متوجه شدم داره میده وگرنه مابقی خبر نداشتند(یه نورگیر مثل چاه آسانسور از کف تا سقف گذاشته بودند که پنجره آشپزخانه من و و اون درست بغل هم بود و اون همیشه بازش میذاشت،کامل بوی غذا و صدای حرف زدنشون میومد)ابدا هم هدفم باجگیری و سکس و اینا نبود از کشیک دادن(چون هم چندشم میشد ازش و هم هیچوقت لنگ سکس نبودم)شهر ما کوچیکه همه هم رو میشناسناز روی صدا به یکی شک داشتم میخواستم ببینم اون هست یا نه(یه آخوند جوون که خیلی هم ادعای دین داشت،آخرش هم نفهمیدم اونه یا نه اما صداش کپی برابر اصل اون بود!)خلاصه منظورم اینه:چرا این چیزا رو فقط توی خزعبلات سکسی ایرانی میبینیم؟چرا واقعا یه چیز درست و حسابی نمینویسید حتی اگه تخیلی باشه؟نه املا و نگارش درستی دارید و نه قوه تخیل قوی چه فانتزی و چه واقعیتادمین هم که فقط میخواد محتوا داشته باشه ابدا رسیدگی نمیکنهجوک هم بفرستی میزاره

  12. اینطور که تو گفتی و من متوجه شدم احتمال زیاد تو هم دوست داری کون بدی چون اگر حس فاعلی در تو بود بعداز دیدن اون صحنه تا حالا چند تا کون و کوس ترکونده بودی و سبک شده بودی هم معلومه فاعل نیستی لذا حس مفعول بودنت بیشتر شده پیشنهاد میدم تو هم کونت رو بده تا آرام شی . / روانشناس جنسی

  13. عزیزم ننت جندس.تازه بعد کردن سرشم میلیسه.چیش رونگه داشتی.تو دوسال نگه داشتی ننتم دوسال دارق ودارق داد

  14. با سلام و خسته نباشید بنده دکترای روانشناسی دارم طبق این چیزی که شما گفتید شما باید حتما به یک مشاور این قضیه را درمیون بزارید فقط بگو کی میری تا ما بیایم ننتا به هزاران حالت بگاییم من خودم شخصا سامورایی میکنمش بقیه بچه ها هم روشهای مختلفا امتحان میکنند

  15. دیوث جقتو بزن ولی مادرتو جنده نکن مادر حرمت داره یگی خودت کردیش از این بهتره

  16. ازین قضیه سواستفاده کن و مامانتو بکن ، چرا غریبه بکنه ولی تو نه. خجالتو کنار بذار پیرمرده رو ی بلایی سرش بیار البته اگه خایشو داریشرمنده ها ولی هم راحت به سولاخ میرسی هم انتقام

  17. حتی اگر کل ساختمون هم خالی باشههیچ مردی لخت نمیاد درب خونههیچ زنی تو راهرو دولا نمیشه کیر ببوسه و بگه طلاست

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید