خیانت زنم

من بچه روستا هستم وخیلی دل رحم زنم از من ۱۰سال کوچکتره واز اول هیچ وقت از سکس با من لذت نبرده وارضا نمیشد همیشه چشمش تو لاپای مردایی بود که میامدن خون‌مان شده بود جنده کامل وهرروز کارش شده بود کس دادن وهرروز از من فاصله می‌گرفت از کس دادن به من حالش بهم می‌خورد ولی به مردای دیگه کون وکس میداد وساک هم میزد ولذت هم می‌برد بعد از مدتی عذاب وجدان اونو اذیت می‌کرد وباز هم من محکوم بودم که بابت فاحشگی خودش ناراحت میشد ومنو اذیت می‌کرد بعد از ده سال زندگی وتحمل وکلی حرف زدن ونصیحت کردن نشست واعتراف کرد که به من خیانت کرده بهش گفتم سالهاست میدانم تحمل کردم وچیزی نگفتم ونشانهای زیادی بهش دادم که یقین کرد از اطلاع من وشرمنده شد امیدوار شدم که بالاخره سرش به سنگ خورده وتوبه کرده بخشیدمش ومجدد در زندگی کمک حالش شدم .ولی اشتباه کردم چون او فقط برای خلاص شدن از دست کسی که چند سال بود اونو میکرد وحالا علاوه بر سکس زوری اونو میزد ودرگیر بودن وداشت برنامه ریزی می‌کرد برا سکس گروهی با جوانهای فامیل که آبروی اونو ببره وزندگی بچه ها رانابود کنه وحالا براش شده بود عذاب به من پناه آورده بود وبعد از کم شدن شر اون خائن از سرش دوباره به دنبال هرزگی خودش رفت ومن فقط در لاک تنهایی خودم فرو رفتم وتا مرز خودکشی ومرگ پیش رفتم ودیگه در خونه موندن برام شده بود عذاب وپناه بردم به مواد وبیابان والان که ۳۵سال از زندگی مشترک ما می‌گذرد دیگر هیچ انگیزه ای برام نمونده وفقط سپردم به خدا تا به امروز غیر از فاحشگی بدون برنامه روزمره که در گردش در محل وبازار جذب ولگردها می‌شود که چند نفره ببرند بکنند وخسته وکوفته بیاد خونه تمام کسانی که خونه ما رفت وآمد داشتن از فامیل ودوست ورفیق به همه کس وکون داده هیچ کیر بزرگی از دستش در نرفته پیر وجوان باهاش حال کردن حدود ۱۰نفر دوست ثابت داشته که ارتباطش با آنها قطع نشده واز سکس با آنها لذت می‌برد او کیر بزرگ وکلفت را دوست دارد میدانم که کونش با کیر های ۲۰تا سی سانت هزاران بار جر خورده ولذت برده ولی از انگشت من درد می‌کشد ومیگوید نکن درد دارد برای دیگران کیر ۳۰سانت کلفت را تا خرخره در گلو می‌برد وآب آنها را می‌خورد ولی برای من اصلا قبول ندارد وخفه می‌شود بعضی وقتها این اواخر بدون اراده با تجسم معشوقه هاش در سکس با من هم ارضا می‌شود ولذت می‌برد ومن در اوج سکس در زمزمه هاش می‌شنوم که اسم کیر کلفت ترین معشوقه هاش را بزبان می‌آورد ومن هم همراهی میکنم خوشش می‌آید ولی بعد از تمام شدن سکس حاشا می‌کند مونده ام تا کی دوام می‌آورم طوری شده که بودن من هیچ اهمیتی ندارد واز حضور معشوقه اش بی توجه به معذب شدن من لذت می‌برد و هر دو خوشحال هستند میخوام در همین روزها رو راست بگم من دیگه نیستم راحت باشید و آزاد جلوی من سکس کنید و منو زجر کش نکنید .
از زندگی هیچ لذتی نبرده ام فقط اسیر حرمت خانواده و اطرافیان موندم البته اکثر جوانان فامیل که با او سکس داشتن همیشه به ریشم میخندن و من الکی خوشم به همین شکل ذلیل مونده ام یا باید به تکلیف شرعی عمل کنم واو را با بچه ها و معشوقه هاش بکشم یا برم گم شم میخواهم کمک کنم زندگی روال عادی بخودش بگیره وسرو سامان بگیره ولی دیگه تمام شدم از خدا گله مندم ناراحتم یک وقتهایی میخوام منهم بشم فاحشه با زن معشوقه های زنم رابطه بگیرم حتی چند تاشون آمادگی هم دارن ولی باز به خدا پناه می برم و در نهایت صبرم تمام شده و میخوام برم چون اگه نرم خفت و خواری این روزها منو نابودم میکنه فقط به آخرین تکلیف خودم که تامین آتیه بچه هاست عمل کنم و سرمایه لازم را تامین کنم و برم…

نوشته: دیوس

بازدید 17,789

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

23 پاسخ به “خیانت زنم”

  1. صدرحمت دیوث …کس شعرتفت میدی ؟زنمو کردن گروهی نقشه کشیدن کردن…تو احتمالا یه کسخولی درلباس انسان

  2. الآن خودت فهميدي چي نوشتي؟ خودت يكبار ديگه بخون اگه فهميدي من ديوثمديس لايك

  3. کون گشاد بچه ها رو ببر آزمایش ببین اصلا بچه های تو هستند بعد بگو بخاطر آتیه بچه ها وقتی همه زنتو کردن غیر خودت حتما زحمت درست کردن بچه ها را هم فامیل عزیزت کشیدن

  4. مرتیکه الدنگ تو اگر میدونستی زنت جنده است چرا همون روز اول ولش نکردی وداری باهاش زندگی میکنی.بجای خودکشی و کشتن دیگران و گرفتن کاسه چه کنم چه کنم بهتره طلاقش بدی، زنی که هرزه بشه دیگه درست نمیشه.اگر تاحالا ولش نکردی و هنوز هم حاضری باهاش زندگی کنی بخاطر اینه که تو خودت از هرزگی زنت لذت میبری.

  5. شما همونی نیستی که زمان جنگ نمی‌خواست بره جبهه و بهونه می آورد و می‌گفت:من که روم به جبهه,پس زنمو که گایه؟؟همسایه هاتون هم میگفتن:دوست،رفیق،همسایه

  6. نترس تو که ۳۵ سال دوام آوردی ده سال دیگه هم که وقت مردنت میشه دوام میاری.حتما بلد نبودی بکنیش که رفته داده

  7. تنهای جای داستان که باهاش حال کردم‌تهش بود که اسمتو زدی ” دیوس” حال کردم برازندته

  8. اون زن بیمار هست، بجای این همه افاضات و کسشعر اونو یبار میبردی پیش روانپزشک مشکلت خیلی وقت قیل حل میشد

  9. آخه تو که میدونی و کاری نمیکنی یا لذت میبری از کوس دادن زنت یا ترس داریاین همه سال تحمل کردی واسه کی واسه چیدندون لق بکن بنداز دور

  10. علاوه بر زنت تو مادر و خواهرتم جنده هستند و مطمعن باش پدر اصلی تو با پدر اصلی خواهرت متفاوت هستند و کسی رو هم که بهش میگین بابا کصکش مادر جندتونه

  11. نه فعلا زوده نرو بمون کل ایران و سرویس بده بعدش با خیال راحت از ایران برو 😀😀😃

  12. دیکه الان دست کم زنت پنجاه سال به بالاسحالا دیگه میخوای با غیرت شی؟بابا ولم کن

  13. کص کش افغانی. با این کص شعر گفتی ولی اون آخرش که گفتی تکلیف شرعی معلومه که یه کص ندیده جقی مفلس عقب مونده‌ایکیرم تو تکلیف شرعیتحرومزاده

  14. دیوس گوش کن :خلایق هر چه لایق !تو خودت این زندگی رو انتخاب کردی ، می تونی جور دیگه‌ای انتخاب کنی .اما فکر میکنی که نمیتونی !درسته ؟اما میتونی فقط کافیه انتخاب کنی . نترس ! هر کی ترسید . مرد

  15. چی نوشتی خودت فهمیدی البته فکر میکنم این نوشته هات از روی حرص بود که یه جوری خالی بشی و بتونی حرف بزنی ولی اینو بگم بهت اگه این قضیه واقعی باشه که میگی الان حدود ۵۰ تا ۵۵ سالتونه باید باشه تو که فهمیدی جندس چرا ولش نکردی به قول خودت بچه روستایی پس کل روستا زنت رو کردن در اصل زنت تو رو گرفته تا بتونه به کل روستا راحت کوس بده چون از کون دادن خسته شده بوده

  16. خوشم نیومداگه داستانت واقعی باشه باید بگم خیییییلی آدم شلی هستی… خیلی وقت پیش باید خودتو از زندگی با اون کنار میکشیدی

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید