امیدوارم حالتون خوب باشه
این قسمت دوم داستانم هستش که درکل داستان من ۳ قسمت میشه توی قسمت اول راجب خودم و آشناییم با پارتنرم (علیرضا) حرف زدم و اینبار میخوام راجب یکی از سکس هامون بگم و البته بخش اصلی داستانم میشه قسمت ۳!
خب همونطور که تو قسمت قبل گفتم اولین سکس من و علیرضا اصلا خوب پیش نرفت و هردو ناراضی و در نهایت پشیمون بودیم از کاری که کردیم و حس عذاب وجدان داشتیم و هردو از هم خجالت میکشیدیم… ولی این چیزا راه فرار ما از سکسی که کردیم نبودش و در واقع یه حس جدید توی علیرضا به وجود اومده بود و هر چقدر سعی میکرد نشونش نده بازم مشخص بود. چند روز بعد اولین سکس راجبش صحبت نمی کردیم ولی من کونم میخارید و دلم میخواست مجدد طعم کیر علیرضا رو بچشم.
ی روز ک داشتیم چت میکردیم من بحث رو سکسی کردم و علیرضا هم با اینکه اولش طفره می رفت از جواب دادن اما نم نم نرم شد و بحث سکسی شد و نود برای هم فرستادیم و این نود ها باعث شد ما مجدد قرار سکس بزاریم.
سکس دوم ما به نسبت سکس اول بهتر بودش اما بازم ما دو نفر بودیم که تجربه ای از قبل نداشتیم و نمیدونستیم چطور سکس کنیم که لذت ببریم.
داستانی که در ادامه میخوام بگم مربوط میشه به یکسال بعد از اولین سکس ما و اما چرا میخوام اینو بگم؟
چون طی اون یکسال ما حدود ۲۰ بار سکس کردیم و هر بار بهتر می شدیم و میفهمیدیم باید چیکار کنیم…
بریم سراغ داستان:
ساعت حدود ۳ بعدازظهر بودش که علیرضا بهم پیام داد بریم سکس کنیم من امروز هوس کردم منم که طبق معمول حشری بودم گفتم بریم
اومد دنبالم و رفتیم مزرعه و تو راه رسیدن من دست میزدم به کیرش و کیرش شق شده بود و علیرضا میگفت دوست داری منم با سر اشاره میکردم اره😂
تا رسیدیم مزرعه و رفتیم داخل اتاق من اسپری تاخیری رو دادم بهش که بزنه به کیرش و تا وقتی اون اثر کنه ما مشغول میک لاو شیم.
علیرضا بهم گفتش که بیا خودت برام بزن اسپری رو و این جملش منو حشری کرد ک منم نزدیک شدم و کیرشو از رو شلوار مالیدم و شروع کردم به لب گرفتن
علیرضا دستشو گذاشت رو لپ های کونم میمالید و هر از گاهی دستشو میبرد تو شورتم از لای چاک کونم انگشتش رو بالا و پایین میکرد
شلوارشو درآوردم و کیر شق شدش افتاد بیرون
تقریبا ی کیر ۱۶ سانتی با قطر متوسط داره ک من باهاش خیلی حال میکنم
اسپری رو زدم به کیرش و مجدد لب هامونو گذاشتیم رو هم
علیرضا تیشرت منو از تنم درآورد و سینه هامو میمالید
بعد شلوار خودشو و منو کامل درآورد و فقط ی تی شرت تو تنش بود
نشست رو زمین و بهم گفت بیا بغلم
رفتم بغلش و شروع کرد به خوردن سینه هام
من عاشق این حس هستم که سینه هامو میخوره و زبون میزنه به نوکش واقعا حشریم میکنه
بعد چن دیقه بهش گفتم برو کیرتو بشور که بتونم ساک بزنم آخه دفعه ی قبل اسپری زدم به کیرش و خواستم ساک بزنم هم بد مزه بودش هم اینکه دهنم سِر شده بود
خلاصه رفت کیرشو شست و اومد و نشست رو زمین و منم شروع کردم به ساک زدن
من با عشوه براش ساک میزنم چون علیرضا خیلی دوست داره
تخماشو میخوردم و با زبونم با سر کیرش بازی میکردم و این اواخر آنقدر حرفه ای شدم که کل کیرشو میکنم تو حلقم و علیرضا از این حرکت خیلی خوشش میاد
خلاصه بعد ی کم ساک زدن و گفت ۶۹ شو
کونمو دادم سمتش و خودم رفتم سمت کیرش
وازلین زد به کونم و شروع کرد به انگشت کردن من
و منم کیرشو تند تند ساک میزدم
اون لحظه ک انگشتم میکنه و کیرشو ساک میزنم واقعا بهترین حس دنیاس
ی کمی ک انگشتم کرد و کونم باز شد گفت هفتی شو
منم زود هفتی شدم و علیرضا پاهامو باز کرد و وازلین رو مالید رو کیرش و تنظیم کرد رو سوراخم
سر کیرشم کرد داخل و من ی کم دردم گرفت اما اونقدری نبود ک بخوام از زیرش فرار کنم
علیرضا ک دید یه کم دردم گرفت سرشو آورد پایین و ازم لب گرفت و از طرفی کیرشو نم نم می برد داخل کونم تا اینکه تا تهش کرد توم و ی دقیقه نگه داشت ک جا باز کنه
و بعدش سرشو برد بالا و تلمبه زدن رو شروع کرد
اولش اروم میزد و هرچقدر میرفتم جلو تند تند
انقدر تند کرد ک من صدای ناله هام زیاد شد و علیرضا کیرشو درآورد و گفت بیا خودت بشین روش
خوابید رو زمین و من نشستم رو کیرش و خودم بالا پایین میشدم و علیرضا هم ی کم وازلین مالید به کیر منو واسم جق میزد
بعدش کیرمو ول کرد و بهم گفت ی کم بیا بالا که بتونم تلمبه بزنم منم ی کم اومدم بالا تر و گفت لپ های کونتو از هم دور کن و منم این کارو کردم و علیرضا تلمبه های محکمش رو شروع کرد و واقعا پروستاتم تحریک میشد تو این پوزیشن
سرعت تلمبه هاش بیشتر شد و من صدام بیشتر درمیومد و سرمو بردم پایین ازش لب گرفتم که ی کم آروم تر تلمبه بزنه اما اون گردنمو میخورد و محکم تر میکرد تا اینکه از رو کیرش پاشدم و علیرضا هم باهام پاشد
منو چسبوند به دیوار و دستامو از پشت گرفت و کیرشو گذاشت تو کونم و محکم تلمبه میزد
با ی دستش دستای منو گرفته بود و با ی دستش برام جق میزد
و منم داشتم نهایت لذت رو میبرم
همینطوری که تلمبه میزد آبش اومد و ریخت تو کونم
و آب منم همزمان باهاش اومد
جفتمون خسته شدیم افتادیم زمین
بعد چند دقیقه پاشدیم و من رفتم دستشویی خودمو خالی کردم و اومدم م برگشتیم
امیدوارم دوست داشته باشین داستانم رو
اما بخش جالب داستانم قسمت بعده که زودتر سعی میکنم بنویسم
نوشته: آرمان
3 پاسخ به “خیالی که واقعیت شد(۲)”
مزرعه ؟وازلیناتاقاسپریدستشوییو …مطمعنی معنی مزرعه رو میدونی ؟ 😂👉
اقای فاعل شیراز ما ک از آسمون نازل نشدیم تو مزرعهرفتنی با خودمون بردیم وازلین و…
داستانت خوب بود لذت بزدم و لایک دادم ولی نکته قابل ذکر اینکه اگه واقعا با هم پارتنر هستید و کاملا نسبت به سلامت جسمانی هم مطمئن هستید که اجازه دادی ابشو توی کونت بریزه نیاید بعد سکس میرفتی ابشو تخلیه میکردی ، بزار اینقدر ابش توی کونت بمونه که از طریق روده جذب بدنت بشه