با سلام خدمت همه دوستان عزیز وگرامی من مینا 28 ساله از یکی از شهرهای خراسان هستم تورو خدا اول به درد دل من گوش کنید و دقت زیادی بکنید که به مشکل بزرگ من گرفتار نشوید البته این داستان مخصوص خانومهاست
من وشوهرم رضا 6 سال قبل با یک ازدواج سنتی وفامیلی به عقد هم در امدیم وشوهرم کارمند یکی از ادارات دولتیه وما از زندگی مون که بر حسب اتفاق ایجاد شده بود راضی بودیم وروزگار میگذراندیم واینو هم بگم که از نظر مالی میشه گفت دستمون به دهنمون میرسه واحتیاجی نداریم ونیز باید بگم که من یک خواهر به نام مریم دارم که دوسالی از من بزرگتره واونم با شوهرش ودوتا بچه اش در همان محله ما زندگی میکنند و رفت امد ما زیاد بود وما جلوی شوهرامون راحت راحت بودیم خلاصه منو شوهرم تقریبا هر سه روز یک بار سکس توپی داریم چون رضا وقتی میخواد به قول خودش لنگ هامو برداره کمی تریاک استعمال میکنه واین کلی بهش حال میده و منم ای بدم نمیاد چون یک ساعتی بالای کار هست واینم بگم که مریم یه کمی از من گوشتی تره وکونشم یه کم توپول تره تا اینکه با این سایت شما اشنا شدیم و هر روز بعد از نهار رضا میومد داستان های شما رو میخوندو در حین سکسهایی که انجام میدادیم از من هی از بدن مریم سوال میکرد ومیگفت که کونش چطوریه واز این حرفها ومنم که میدیدم با این حرفها هی کیرش بزرگتر میشه وحال بیشتری میکنه منم از بدن مریم می گفتموکه اره مریم کونش تپله وکسش تنگه وروناش گوشتیه و خلاصه از این حرفها … وروزگار ما به همین منوال میگذشت تا اینکه دیگه حین سکس رضا فقط از بدن مریم میگفت وتو خیالش با اون حال میکرد ومن یک بازیچه بودم و کم کم متوجه شدم تو مهمونی ها نظر رضا به مریم عوض شده ویه جوری نگاش میکنه وبه همین خاطر دیگه رفت وامدمو با مریم به دلایل بی خودی قطع کردم ودیدم که دارم برای خودم شر درست میکنم که رضا ناراحت میشد ومیگفت که اگه دوست داری که من به اوج لذت برسم باید از مریم بگی و دیگه از گفتن این حرفها ابایی نداشت چون اون اول ها بعد از اتمام کار یه احساس خجالت تونگاش میدیدم وزندگی ما به ناراحتی میگذشت تا اینکه رضا یه روز که مشغول کشیدن تریاکش بود گفت مینا تو منو دوست داری ومن گفتم اره و گفت اگه یه چیزس بگم ناراحت نمیشی گفتم که نه گفت باید مریم خواهرتو بیاری من بکنمش من که از تعجب داشتم شاخ در میاوردم با ناراحتی از اتاق بیرون رفتم و دعواهای ما از اینجا شروع شد وحالا که داستان تلخ زندگیمو مینویسم دو ماهی میشه که برای طلاق اقدام کردم که از این مرد هوس باز طلاق بگیرم وحالا که با خودم فکر میکنم میبینم که اون روزهایی که هی از کس وکون و رونهای خواهرم برای شوهرم تعریف میکردم فکرشم نمیکردم که به این جاها بکشه امیدوار که خوشتون اومده باشه ودرس عبرتی باشه برای زنان ساده لوح مثل من ومردان بی غیرتی مثل شوهرم … واین داستان زندگیمو خیلی خلاصه کردم واز خیلی از اتفاق هایی که بعد از این ماجرا افتاد نگفتم چون حوصله دوستانو سر میبردم اگه خوشتون اومد بگین تا مفصل بنویسم بای
من وشوهرم رضا 6 سال قبل با یک ازدواج سنتی وفامیلی به عقد هم در امدیم وشوهرم کارمند یکی از ادارات دولتیه وما از زندگی مون که بر حسب اتفاق ایجاد شده بود راضی بودیم وروزگار میگذراندیم واینو هم بگم که از نظر مالی میشه گفت دستمون به دهنمون میرسه واحتیاجی نداریم ونیز باید بگم که من یک خواهر به نام مریم دارم که دوسالی از من بزرگتره واونم با شوهرش ودوتا بچه اش در همان محله ما زندگی میکنند و رفت امد ما زیاد بود وما جلوی شوهرامون راحت راحت بودیم خلاصه منو شوهرم تقریبا هر سه روز یک بار سکس توپی داریم چون رضا وقتی میخواد به قول خودش لنگ هامو برداره کمی تریاک استعمال میکنه واین کلی بهش حال میده و منم ای بدم نمیاد چون یک ساعتی بالای کار هست واینم بگم که مریم یه کمی از من گوشتی تره وکونشم یه کم توپول تره تا اینکه با این سایت شما اشنا شدیم و هر روز بعد از نهار رضا میومد داستان های شما رو میخوندو در حین سکسهایی که انجام میدادیم از من هی از بدن مریم سوال میکرد ومیگفت که کونش چطوریه واز این حرفها ومنم که میدیدم با این حرفها هی کیرش بزرگتر میشه وحال بیشتری میکنه منم از بدن مریم می گفتموکه اره مریم کونش تپله وکسش تنگه وروناش گوشتیه و خلاصه از این حرفها … وروزگار ما به همین منوال میگذشت تا اینکه دیگه حین سکس رضا فقط از بدن مریم میگفت وتو خیالش با اون حال میکرد ومن یک بازیچه بودم و کم کم متوجه شدم تو مهمونی ها نظر رضا به مریم عوض شده ویه جوری نگاش میکنه وبه همین خاطر دیگه رفت وامدمو با مریم به دلایل بی خودی قطع کردم ودیدم که دارم برای خودم شر درست میکنم که رضا ناراحت میشد ومیگفت که اگه دوست داری که من به اوج لذت برسم باید از مریم بگی و دیگه از گفتن این حرفها ابایی نداشت چون اون اول ها بعد از اتمام کار یه احساس خجالت تونگاش میدیدم وزندگی ما به ناراحتی میگذشت تا اینکه رضا یه روز که مشغول کشیدن تریاکش بود گفت مینا تو منو دوست داری ومن گفتم اره و گفت اگه یه چیزس بگم ناراحت نمیشی گفتم که نه گفت باید مریم خواهرتو بیاری من بکنمش من که از تعجب داشتم شاخ در میاوردم با ناراحتی از اتاق بیرون رفتم و دعواهای ما از اینجا شروع شد وحالا که داستان تلخ زندگیمو مینویسم دو ماهی میشه که برای طلاق اقدام کردم که از این مرد هوس باز طلاق بگیرم وحالا که با خودم فکر میکنم میبینم که اون روزهایی که هی از کس وکون و رونهای خواهرم برای شوهرم تعریف میکردم فکرشم نمیکردم که به این جاها بکشه امیدوار که خوشتون اومده باشه ودرس عبرتی باشه برای زنان ساده لوح مثل من ومردان بی غیرتی مثل شوهرم … واین داستان زندگیمو خیلی خلاصه کردم واز خیلی از اتفاق هایی که بعد از این ماجرا افتاد نگفتم چون حوصله دوستانو سر میبردم اگه خوشتون اومد بگین تا مفصل بنویسم بای
نوشته: مینا
38 پاسخ به “خودم کردم که لعنت بر خودم باد”
نتيجه گيري اخلاقي:بي جنبه ها نيان شهو ا ني تأثيرات مخرب مستقيمي رو زندگيشون ميذارهدوم اينكه شما بي خودكردي تن خواهرتو واسه مغز شوهرت لخت به تصويركشيدي ،كم تقصير نداري ،خودت كردي راست گفتي…محترمانه ميگم به نظرمن گيرندين ،نظرخودتونو بدين ،مخلص دوستان هم هستم.
من با نظر naoh موافقم
خودت گور زندگیتو کندی آجی.امیدوارم که از این اتفاقات واسه هیچ زن و مردی نیفته.
دوست عزیزم حرفهای منو زدو منم اضافه میکنمفکر نکنم طلاق راه حل خوبی باشه چونتو با اون حرفات نظرش رو نسبت به خواهرت عوض کردیشاید اگه همون بار اول جلوگیری میکردی این اتفاقات نمی افتادشوهرت فقط روی اون نظر داشته و کاری انجام نداده؛پس با صحبت میشه درستش کرد؛یا شایدم اون اتفاقاتی که نگفتی باعث طلاق بودهدر ضمن ببخشید که نظر دادم؛چون گفتی داستان برای خانوم هاساما به نظرم اومد که مقابل آقایون موضع گیری کردی و لازم دونستم که این حرف ها رو بزنمخسته نباشی
داستانت به نظر واقعی بودآدم باید برای هرکاری جنبه داشته باشهاگه جنبه ندارین نیاین این سایتمن اینو به چشمم دیدم که یکی از دوستام که متاسفانه خودم اینجا رو بهش معرفی کردم بر اثر این داستانا عاشق برادرش شد!چیزی که حتی فکرشم حداقل برای من مسخره و غیر قابل باوره!پس چه بهتر میشه کسایی که خودشون میدونن جنبه ی خوندن این داستانا رو ندارن نخونن!کاش میشد یه راهی بود که سایت به آ دمای بی جنبه اجازه ی ورود نمیداد!!!واسه شما هم متاسفم دوست عزیزکوچکتر از اینم که نصیحت کنم اما به نظرم تقصیر خودته!و تو هنوزم داری اشتباه میکنی!اگه ازش جدا شی احتمال دسترسیش به خواهرت بیشتر هم هست!حالا باز صلاح مملکت خدیش خسروان دانند!
بله خودت مقصر بودی حالا درستش کن خرابترش نکن ذهنیتشو اصلاح کن خانما راهشو بلدن از هر حربه ای که فکر میکنی کارسازه استفاده کن طلاق نهdokhmale-naznazi با نظرت موافقم
Age vaqean ye ZANI bayad betuni shohareto negah dari.yekam az siasate zananeye khodet kharj kon.
به نظر من اگه میدونی راهی به غیر از طلاق هست منظورم اینکه اگه هنوز حتی خیلی کم هم دوستت داره طلاق نگیر زندگیتو حفظ کن ولی اگه میدونی که دوستت نداره جدا شی بهتره حتی اگه بره سراغ خواهرت وفتی دوستت نداره و مال تو نیست بذار مال هر کی میخواد باشه.خود دانی
یادم میاد در دوران دبیرستان یه همکلاسی داشتم که یروز برام تعریف کرد خواب دیده خواهرشو کرده، بعد صبح که از خواب بیدار شده دنبال خواهرش کرده که …
سلام به همگی دوستانمن تازه عضو شدم هر چند یکسالی میشه به این سایت سر میزنم شاید آدم محافضه کاری باشمبه هر حال یکم که نه این داستان کلی سوپرایزم کرد آخه زندگی زن و شوهرا تو این مملکت اینقدر سطحی و مبهم هست وکلی هم دروغ دغل داره که خیلیا اصلا نمیدونن دارن زندگی میکنن یا فقط میکنن بنظرم این دوست محترم جزٍو دسته دومن بابا یکمم به خود زندگی بها دادن بد نیستا
عذر میخامکه اینو میگم آخه من اعتقاد دارم تفکر ونظر آدما از هر چیز دیگه تو زندگیشون مهم تره اما فکر نمیکنید اگه بخاد به هر روشی زندگیشو بر گردونه به خودش و احساسش خیانت کرده اومدیم فردا این آقا با یه تصویر ذهنی دیگه از یه زنی که نمیشناسش نه خواهرش با ایشون سکس داشت و دیگه هم حرف خواهرشو نزد حالا زندگی ایشون درست شده؟هر چند کم نداریم ازین دست مردا اما نبایدم جلوشون کوتاه اومد
درسته خودش کرده که…دوستان امیدوارم منو ببخشند…کسکشهای که مطالب رو میخونن وجنبه ندارند از سایت گمشن برن بیرون…!!!
سلام جانم !سكس از خصوصي ترين چيزهاست!مخصوصا بين زن وشوهر.وقتي زن از شوهرش تعريف ميكنه”و مرد هم از زنش يه علاقه اي درست ميشه “شما خودت علاقه رو به سمت ابجيت كشوندي”ولي يه راهي داري” اين شوهر كسكش جناب عالي عمليه و اگه ترياك نكشه به 20 ثانيه هم سكسش نميرسه” و فقط جاي سكس ميرينه لاش” اگه زندگيت رو ميخواي” يه دكتر برو يه كپسولي هست كه اسمش يادم نمياد. ولي اگه بعد مصرف يه ذره از پودر داخلشو تو مثلا چاييش بريزي خوارش گاييده ميشهدكتر مخصوص ترك اعتياد برو .بعد مي بيني كه يه ربع ديگش “تو سكسش اصلا به حرف نمرسهفقط همشو نريزي 1پ.جمش هم كفايت ميكنه.بعدم بنداز تقسير ترياك كيري/
دوستان سلام. عرضم اینه که نمی تونم باور کنم که زنی در مقابل این پرسش به همین راحتی برخورد وازآن عجیبتر به چنین پرسشی هم جواب بدهدوآنهمم بارها.دوست عزیز بهر حال چون زمان ضرب المثل هایی مانند (بحق چیزهای نشنیده داره سر میاد)داستانت را میزارم به حساب واقعی.اما دوستان همه از مقصر گفتید ودوتا هم خط کش به دستش زدید .تا چایی دوم هم میخوردچاره هم دستش میدادید!!عزیزم تنها راه کاری که میتونی اعمال کنی وآن گوسفندحشری را براش چپق بتراشی ! یه جوری بهش برسون که شوهرخواهرت بهت نظر داره وچون مدت جدایی طولانی تر شده تلفن هم میزنه قطع میکه ویا بگو زنگ خونه رو میزنه فرار میکنه یه چیزی بگو دیگه.فقط کنجشک وتیر آهن نیاشه هر کار ی که آن جونور نوشخوار چی رو تحریک میکنه وواناموسا بزنه بگو!!! انوقت خواهی دید که تو اولین عطاری چه جوری نشادور میخره.
بازم شانس آوردی که هوس نکرده مامانتو بکنه.
ببخشید ولی خیلی واضحه که داری دروغ میگی.
من واستون متاسفم که شوهرت خیلی …و خود شما هم خیلی ساده تشریف دارید؛چرا باید یه زن و شوهر انقدر به قول شما راحت باشن که موقعی که باهم میخوابن هر چیو بگن؛هر جور باشه بین زن و شوهر باید یه پرده حیاوشرم وجود داشته باشه هر چند باهم میلولناین کار تقصیر خودت هست؛باید بهش اعتراض میکردیو …این دومین داستانه که زنی گور خودشو میکنه؛داستان سکس با زن برادر زنمو بخون ؛اونجا هم گفتم ؛البته اونو کامل نخوندم چون از این داستانا نفرت دارم؛ولی چرا فقط مخصوص خانوماس؟برو داستانی که یکی از زنای خراسان نوشترو بخون؛اسمش یادم نیست ؛پیداش کردم میگم اسمشودر کل متاسم زندگیتو خراب کردی؛
عیبی نداره اونم دیگه چند سال دیگه جاش تو جوبه همون بهتر از اون مافنگی جدا شدی مطمئن باش بعد از چند سال تو رو به …گی وادار میکرد تا پول موادشو دراره اگه اعتراضم میکردی تو که اینقدر باش نزدیکی واسه ینکه بش غر نزنی وتو نئشگی مزاحمش نشی تورم موادی میکرد مطمئن باش شانس اوردی
ببین 2تا اشتباه کردی1جلواعتیاد شوهرتونگرفتی2بدن اجی تو توصیف کردی واسشهمه تقصیراروگردن اون نذار.اعتیاد به هردلیلی خوب نیس وهیچ توجیحی نداره
واقعا” متاسفم که همچین شوهر بی جنبه ای داشتیمعمولا” تو سکس دو طرف واسه اینکه همدیگرو به اوج شهوت برسونن بعضی حرفا رو میگن ولی اکثر وقتا این مردان که این حرفا رو میزنن چون خانوما نه روشون میشه بگن و هم اینکه اگه بگن 100/0 با عکس العمل آقایون مواجه میشنولی نمیشه گفت که این قضیه تقصیر تو بوده چون همسرت یه آدم هوس باز بوده و خواهد بود و حتی اگه تو وقتی این حرفا رو میزد همراهیش نمیکردی بازم چشمش دنبال خواهرت یا دیگرون بود پس از اینکه داری از همچین آدمی جدا میشی اصلا” ناراحت نباش
باز خوبه خواهرت جلوي شوهرش از تو تعريف نکردواگر نه الان دوتا خواهر تو سکس شوهرهاشون رو عوض ميکردن؟
famildurدوست عزيز كسي كه جنبه نداره اين جور داستاناي تخيلي رو بخونه يا حتي راه خود ارضايي رو بلد نيست غلط ميكنه اينجا بياد چرا تقصير ادمين ميندازي؟؟؟من اگه جنبه نداشته باشم خودم بايد بفهمم و خودمو كنترل كنمدر صورتي كه اين آقا متاهل بود و يه نفر رو داشت خودش رو باهاش ارضا كنه اينجا ميشه گفت 90% تقصير با خود اين خانومه كه شوهرشونو هوايي كرده والا مرد زاهدشم بعد اين حرفا آب دهنش راه ميفته
کیر خر تو کون شوهرت
تو شوهرتو دوست نداشتى،وگرنه فكر اينكه به كس ديگه اى فكر كنه ديوونت ميكرد چه برسه به اينكه بخواى از اندام خواهرت براش بگى!
سلام…من هم از امروز دوست جديدتون هستم…از اينكه به جمع صميمي شما پيوستم خيلي خوشحالم
شوهرت يه مرده و احساسات و شهوت مردونه داره تو نبايد با حرفات تحريكش ميكردي به نظرم طلاق راه مناسبي نيست
عیبی نداره اونم دیگه چند سال دیگه جاش تو جوبه همون بهتر از اون مافنگی جدا شدی مطمئن باش بعد از چند سال تو رو به …گی وادار میکرد تا پول موادشو دراره اگه اعتراضم میکردی تو که اینقدر باش نزدیکی واسه ینکه بش غر نزنی وتو نئشگی مزاحمش نشی تورم موادی میکرد مطمئن باش شانس اوردی…
متاسفم که وسعت دید خیلیا اینقدر کمه که حتی جلو پاشونو نمی تونن ببینن !!! اگه یاد گرفتین وقتی م خواین نظر بدین خودتونو بزارید جای طرف مقابل اونوقت می تونین یه نظر خوب بدید نه اینکه از روی هوا و حوس و حسه بزرگتری و نا امید کردن طرف مقابل و … بیاین اراجیف ببافین … هرچند از مشک همان بیرون تراود که در اوست معلومه که کی چه نظری می ده.
اين داستان تو اصلا سر و ته نداشت آخرش زضا خواهرتو كرد يا نه؟
خوب بيار بكنتش ديگه
چیکارکردی کیرم سکته زد!شماها که جنبه نداریدغلط کردید بیان اینجاکیرم تومغزشوهرت!
(|: na toro khoda edamasho nagoooooooo
سلام خیلی متاسفم كه عاقبتش بد شد
وقعن
عزيزم شايد تو دلي يه غريبه رو شكستي الان اين بالا سرت اومده
راستي اگه جداشي از شوهرت يا شوهر خواهرت بازم شوي ميكني؟
خوببازم براي شوهرت از خواهرت بگو تا از 14سانت به 26بريسه
خاک توی سر شوهرت…کاش به خودش مییومد …میدید که بیشتر کاربرای این سایت زیر 18 هستنو از حرفهای خیلی هاشون معلومه اصلا سکس نداشتن!بعد میاد یه سری داستان مسخره و بیمزه مینویسن …که ر حد جوکهبعد چهار تا کله پوک هم باور میکنن