خودش نبود ولی شرتش بود …

سلام به همگی
داستان واقعی ای که میخوام براتون تعریف کنم مربوط میشه به خواهر زنم صبا
از وقتی که ازدواج کردم صبا برای من یه دختر سکسی و جذاب بود و همیشه دوست داشتم باهاش رابطه داشته باشم. ولی متاسفانه زندگی واقعی اصلا شبیه داستان هایی نیست که اینجا نوشته میشه و اینکه بتونی با خواهر زنت سکس کنی خیلی بیشتر از یه رویا میتونه باشه.
منم چندین سال با این واقعیت کنار اومده بودم و نهایت لذتم ازش دیدن بدنش و گاهی فضولی توی عکس های نیمه لختی گوشیش بود .
با اینکه توی زندگی خودم مشکلی بابت سکس نداشتم و با زنم و حتی دوست دخترم و از اون بیشتر با منشی دفترم رابطه داشتم در زمان های مختلف . ولی حسم به صبا یه چیز دیگه بود . یه سکس نشدنی که اگر میشد چی می شد …
همیشه از یه عطر مخصوص استفاده میکرد و هر وقت این بو به مشامم می رسید دیوونه میشدم . گاهی که خونشون مهمون بودیم به بهونه های مختلف توی اتاق میرفتم و لباس هاش رو بو میکردم و کیرم رو میمالیدم و این نهایت لذت بود. بوی عرق تنش و اون بوی عطر لعنتی وقتی با هم قاطی می شدن ، واقعا دیوونه کننده بود . یه بار که به مسافرت رفته بودن و کلید خونه شون دست من بود تا اگر موردی پیش اومد کلید داشته باشیم ، به سرم زد که یه بار با خیال راحت برم و خودم رو حداقل وسط لباس هاش و روی تخت خودش ارضا کنم . وارد خونه شدم و در رو قفل کردم و رفتم سمت اتاق خواب. در کمد اتاقش رو باز کردم و دنبال لباس زیر هاش میگشتم که یه دفعه چشمم به پشت در اتاق افتاد . روی آویز پشت در یه شورت سفید نیمه توری با یه پاپیون مشکی کوچیک جلوش برای چند ثانیه منو به خودش خیره کرده بود . احساس میکردم انگار به خود صبا رسیدم. جلو رفتم و از همون جا شروع کردم لیس زدن وسط شورتش … همون جایی که با وسط کسش در تماس بود
انقدر لیس زدن و بو کردن و خوردن شورت صبا بهم لذا داده بود که کیرم داشت شلوارم رو پاره میکرد . شورت رو برداشتم و برگشتم سمت کمد و به کشویی که مخصوص لباس زیر هاش بود رسیدم . در کشو رو که باز کردم انگار خود صبا اونجا بود . همون بوی همیشگی رو حس کردم . تمام شورت ها و سوتین هاش رو ریختم روی تختش و یه سری لباس ها مثل ساپورت و تاپ هاش رو هم از کشوهای دیگه ریختم روی تخت …
وای جای خودش خالی بود که بندازمش روی همون تخت و تا میتونم بکنمش . ولی فعلا چیزی که در دسترسم بود همین لباس ها بود .
کل تخت رو پر کردم از لباس هاش و لخت شدم و خوابیدم روشون. فقط بو میکردم و کیرم رو با لباس هاش میمالیدم. شرت سفیدش توی دستم بود و دلم میخواست فقط اون وسط شرت که بوی بهشت میداد رو لیس بزنم . با قسمت توری شرتش شروع کردم مالیدن کیرم و بهش فکر می کردم. مثل سکس با خودش نبود ولی لذتش فراتر از یه جق ساده بود .
از بالا تا پایین کیرم رو با شرتش فشار میدادم و بالا و پایین میکردم. فقط به لحظه ارضا شدنم توی صورت صبا فکر می کردم . اون صورت با چشای خمار و مست سکسی ، اون پاهای سفید و تمیزش و اون سینه ها با خط وسطش که زیاد دیده بودمشون . همه فکرم اون لحظه تصور کردنش شده بود . دیدم دیگه نمیتونم کش بدم و باید تموم اون لحظه هایی که دوست داشتم باهاش سکس میکردم رو خالی میکردم لای شرتش . وسط شرتش رو گذاشتم روی سر کیرم و تموم آبم رو خالی کردم توش . کاش جای شورتش خودش بود …
کاش میشد توی اون کون خوش فرمش تلمبه بزنم . کاش میشد لای کسش رو با تمام وجود لیس بزنم . تموم شده بود . ارضا شده بودم و شرتی که خیس از آب کیرم بود همون جوری روی کیرم افتاده بود . یکی یکی لباس هاش رو روی خودم می انداختم و کل بدنم رو پر کرده بودم از شورت و سوتین و شلوارک و لباس هایی که بوی تنش رو میداد . اون چند دقیقه بعد از ارضا شدن زیر لباسش شیرین ترین لحظه سکس هام بود . حس میکردم همه اون لحظات با صبا بودم …
دوست داشتم همه لباس هاش رو با خودم ببرم . تمومشون رو تا کردم و توی کشو و کمد گذاشتم و لای تموم شرت هاش از آبم مالیدم . خودم که نمیتونستم ولی حداقل اینجوری آب کیرم رو به کسش می رسوندم …

نوشته: سی

بازدید 18,698

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

14 پاسخ به “خودش نبود ولی شرتش بود …”

  1. اینکه آقایون تو فکر خواهران هستند درست ولی نه دیگه به اندازه تو پخ مغز بشوند

  2. کاری ندارم که به خواهر زنت نظر داری میخوایی بکنیشولی اینو مطمئن باش که تو میگی به غیر از زنم با دوست دختر هام و منشی دفترم رابطه دارم زنت هم با دوست پسر هاش رابطه داره یا خواهد داشت که تو نمیفهمی😉

  3. لحظه های درونی خودت رو قشنگ توصیف کرده بودی . زیاد بهش فکر نکن . زیاد هم دور خواهرزنت نپلک . زن اگه خودش بخواد یجوری بهت نزدیک میشه . نخوادت ، هر کاری کنی بیشتر ازت فاصله میگیره.

  4. هر چی بیشتر به یکی فکر کنی دست نیافتنی تر میشه،چرا،نمیدونم اما گاهی به یکی فکر نمی کنی اما تو چند روز یا هفته شرایط طوری رقم میخوره که خودش با پای خودش میاد بهت میده و میره،در کل کوس هم مثل رزق و روزی می مونه یعنی اگر قسمت تو باشه خیلی راحت بهش می رسی.خیلی از سکس های اتفاقی به این معناست

  5. سکسش با زنش خوبهدوس دختراشم هستمنشی هم که بعلهکونکش عمو جانی اندازه تو نمیکنهتازه میری با فکر خواهر زنت جق میزنیبفکر خودت نیسی به فکر زنت باش که با کیر پوست کن عفونت نکنه

  6. کلا این حس رو درک نمیکنم که کسی با دیختن اب تو شورت کسی لذت ببره .اخرش همون جقه دیگه .بنظرم یه مُساله روانی عمیق هست .

  7. کلا این حس رو درک نمیکنم که کسی با ریختن اب تو شورت کسی لذت ببره .اخرش همون جقه دیگه .بنظرم یه مُساله روانی عمیق هست .

  8. فانتزی عجیبی بود، ولی اگه زنت بفهمه که به خواهرش نظر داری، کونتو پاره می‌کنه که هیچ، از زندگی هم حذفت میکنه، بیچاره نکن خودتو…

  9. ای خدا ریدن تو این مملکت برق اب گاز هیچی نیست و اقتصاد داغون فقط شیشه و مواد دست مردمه هر داستانی بری نشانه توهم و جنون رو میبینی

  10. ای خدا ریدن تو این مملکت برق اب گاز هیچی نیست و اقتصاد داغون فقط شیشه و مواد دست مردمه هر داستانی بری نشانه توهم و جنون رو میبینی

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید