اولین عاشقی

سلام خدمت دوستان عزیز
داستانی که براتون تعریف میکنم برگرفته از واقعیت هست. داستانم رو به دو بخش مقدمه و روز حادثه تقسیم میکنم که در قسمت مقدمه داستان نیمه سکس هست و در قسمت روز حادثه اولین سکس واقعی زندگیم رو براتون تعریف می کنم …
قسمت اول : مقدمه
همه چیز از یه کنجکاوی بچگانه شروع شد . شماره تلفنی که بهش داده بود بالاخره وسوسه اش کرد و باعث دوستی اون و برادرم شد . در یک خانواده مذهبی بزرگ شده بود ، چادری و با قد 160 و وزن 42 کیلو گرم و سایز سینه 70 و سبزه رو بود .
اولین بار که دیدمش از نجابت و متانتش خیلی خوشم اومد . برادرم که هوسباز بود اصلا با اون جور نبود . بعد از گذشت مدتی برادرم متوجه شده بود که دختری نیست که بگذاره حتی دستش رو بگیره واسه همین کم کم رابطشون سرد و سردتر میشد . در این حین اون به من زنگ میزد و درد دل میکرد و ازم راهنمایی میخواست . با گذر زمان رابطه عاطفی و صمیمانه ای بین ما در گرفت . حتی دیگه محرم اسرارش شده بودم و مشکلات خانوادگیش رو با من در میان میگذاشت و اختلاف نظرش با پدرش رو با حرفهای من تحمل می کرد . سرتون درد نیارم چند ماهی که به همین روال گذشت و دیگه با برادرم هیچ رابطه ای نداشت اما تلفنی با هم در ارتباط بودیم ولی هرگز صحبت از دوستی مطرح نشد . هردومون به هم علاقمند شده بودیم ولی به زبان نمی آوردیم. با هم بر سر خیلی از موضوعات تفاهم داشتیم و در نهایت بهش گفتم و مسیر حرفهامون عوض شد و تصمیم گرفتیم که با هم ازدواج کنیم . با توجه به شرایط خانواده اش روزی به من گفت از اینکه با من تلفنی صحبت میکنه احساس گناه میکنه و برای اینکه گناه نکنیم بهتره صیغه محرمیتی بینمون خونده بشه تا من برم سربازی و رسما خواستگاری کنم . اولش قبول نکردم و گفتم رضایت پدر میخواد اما گفت تحقیق کرده و به سن قانونی رسیده و از نظر شرعی مشکلی نداره ! منم حرفش رو قبول کردم خودمون بینمون صیغه جاری کردیم ! ( اما فکر کنم اشتباه کردیم و درست نبوده !!!)
از اون به بعد بیرون رفتنمون زیاد شده بود . من اون رو زن شرعی خودم میدونستم . یکی از روزهای تابستان که بمناسبت تولدم بیرون رفته بودیم تا هدیه ام رو بده برای اولین بار ازش خواستم که دستاش رو تو دستام بگیرم با اکراه قبول کرد و به محض اینکه دستاش رو تو دستام گذاشت بر پشت دستاش بوسه زدم . مثل لبو قرمز شد .
از اون روز به بعد اجازه میداد دستاش رو بگیرم و ببوسم . دیگه بصورت تلفنی حرفهای عاشقانه و سکسی میزدیم و پشت تلفن از هم لب میگرفتیم . اون هم من رو شوهر شرعی خودش می دونست ! مدتی به همین روال گذشت تا یک روز رفتیم کنار دریا تو یه جای دنج ازش درخواست کردم که لباش رو ببوسم و برخلاف تصورم راحت قبول کرد و وقتی لبهام رو لبهاش گذاشتم زیباترین لذت زندگیم رو تجربه کردم ازش خواستم که اندازه سینش رو میخوام لمس کنم با مکافات راضی شد . وقتی آروم آروم دکمه های مانتوش رو باز میکردم نفسهاش به شماره افتاد دلهره ای وجود من رو هم گرفت . گفتم میخوای باشه برای بعد گفت مرگ یک بار شیون یک بار . چشم هاش رو بست و گفت من آماده ام دستم از لای مانتوش به بدنش نزدیک کردم گرمای خاصی داشت از روی لباسش سینه هاش رو لمس کردم دیگه نفسش بالا نمیومد اما از بزرگ شدن سینه هاش فهمیدم تحریک شده دلم رو به دریا زدم و لباسش رو آروم بالا زدم با دستش ممانعت کرد اما وقتی دوباره لبم رو بین لباش حس کرد شل شد و گفتم فقط همین یه بار از زیر دست بزنم هیچی جوابم نداد و من سکوت رو علامت رضا دانستم و دست به کار شدم وقتی اولین بار سینه های کوچکش رو تو دستام حس کردم گویی تمام خوشی های دنیا تو دستام بود کمی سینه هاش رو مالیدم خیس عرق شده بود با نوک سینه هاش ور میرفتم سرش رو شونه هام گذاشته بود و اصلا به چشمام نگاه نمیکرد . چشمانش هنوز بسته بود . کم کم دستم به سمت شلوارش بردم و از روی شورتش با کس کوچولوش بازی کردم . با انگشتاش شونه هام رو فشار میداد معلوم بود که کاملا حشری شده بود خواستم دستم زیر شرتش ببرم اما نگذاشت دوباره به لب گرفتن متوسل شدم آنچنان با فشار لبم رو میک میزد که هر آن ممکن بود لبم خون بیاد . در حین لب گرفتن با سینه هاش ور رفتم که حالا کاملاً سفت شده بود آروم دستم رو کسش بردم و می مالیدم . دستم بردم زیر شلوارشش و از روی شرتش شروع کردم به مالوندن . بهش گفتم دوست داری میمالمش؟ هیچی نمیگفت سرم و بردم زیر مانتوش و آروم نوک سینه هاش رو به لبام گرفتم آه کوچکی کشید و چادرش رو روم انداخت و سرم رو به سینش فشار داد و گفت بخورشون مال خودتن ! در همین حین خواستم دستم از زیر شورتش به کسش که کاملا خیس شده بود و نسبت به قبل کمی باد کرده بود برسونم اما نگذاشت و هرچه تقلا کردم اجازه نداد که نداد دستش رو گذاشتم رو کیرم اما خجالت کشید و نگرفت و قول داد تو یه موقعیت دیگه حتما میگیردش و اجازه میده منم از زیر کس نازش رو حس کنم . خواستم کیرم رو دربیارم و نشونش بدم که یک نفر از دور به سمتمون میومد از هم فاصله گرفتیم …
ادامه دارد …

نوشته: دل شکسته

بازدید 4,345

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

15 پاسخ به “اولین عاشقی”

  1. ﺍﻳﺎ ﺍﻳﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺗﮑﺮﺍﺭﯼ ﻧﺒﻮﺩ؟؟؟؟؟؟؟!!!ﻣﻦ ﺍﻳﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺭﻭ ﭼﻨﺪ ﻭﻗﺖ ﭘﻴﺶ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﺧﻮﻧﺪﻡ.!!!

  2. بنظر منم داستان تکراریه.ولی بقیشو بذار ببینم چیه.صیغه همون زنای اسلامیه.اصن بی معنیهی توجیه واسه دکانداران دینه واسه لذت از زن

  3. اول یک کمی به نویسنده فحش بدید لطفن؟!! مرتیکه ی بی عرضه ی یابو!بعدش در باره ی متعه یا صیغه یک توضیحی می دم که اگه دوست داشتید بخونید واگر هم دوست نداشتید خوب نخونید؟!!! قبلش اینو بگم که بنده دارم موارد قانونی وشرعی که در حقوق ایران وجود داره را براتون می گم . اینکه من با کدوم یکی شون موافق یا مخالفم یک موضوع شخصیه و همونجوری که من از شما نمی پرسم شما هم کاری به موافقت یا مخالفت من نداشته باشید! ممکنه من با تمام اینها موافق باشم وممکنه هم از اساس با همه اش مخالف باشم ولی اینها قوانینی هستند که وجود دارند (حداقل فعلن) پس بهتره قانونو درست بدونیم.حتّا اگه باهاش مخالف باشیم.“متعه” یا به زبون عامیانه “صیغه” یا به اصطلاح حقوقی و فنّی “نکاح منقطع”؛ یکی از انواع ازدواجه که فقط فقه شیعه اونو قبول داره و مسلمونای اهل تسنن که یک ملیارد از یک ملیارد و سیصد و خورده ای مسلمون جهان اون مذهبو دارند(یعنی سنّی هستن) اصلن چنین چیزی در شرعیاتشون وجود نداره. البته چند همسری دارند ولی فقط 4 زن عقدی. یکدونه هم بیشتر نمی شه!پس یادمون باشه هیچ عرب اهل تسنن نمی تونه حرم سرا داشته باشه چون فقط 4 تا زن می تونه بگیره(زمان قدیم وسلطان سلیمان و… چون هنوز برده داری ملغی نشده بوده می شده ها! چون بیشتر زنهای حرمسرای سلاطین کنیزاش بودند که از نظر اسلامی کنیز مایملک فرده ونیازی به نکاح نداره .همینجوری به محض اینکه بخری اش حلاله و می تونی… !بگذریم) ولی در مذهب تشیع یک نوع نکاح دیگه هم تعریف شده به اسم همون متعه یا صیغه و فرقش با نکاح دائم اینه که مدّت داره. و بعد از تموم شدن زمانش خود به خود منفسخ می شه یعنی نیازی به طلاق نداره (حالا یک قبض و بسط های پیچیده و خارج از حوصله ی این بحث هم داره در مورد ارث و… که جای توضیحش نیست) پس یک مرد مسلمون شیعه مذهب می تونه اون 4 تا عقدی را داشته باشه(نکاح دائم ,مثل اهل تسنن) و هر چند تا هم که دلش بخواد و بتونه صیغه داشته باشه. چون متعه نکاح کامل محسوب نمی شه یه جورائی شُل و وله! کم استحکامه.در مورد دختر باکره ی بالغه ی رشیده (که دوستمون sahell90 فرمودند ولی فرمایششون مصداقی نبود؛ چون نویستده گفته بود صیغه نه عقد دائم. ) چند شاخه وجود داره :از یک منظر نکاح دائم یا صیغه؟(در این داستان موضوع صیغه است) از منظر دیگه نظریه صرفن شرعی یا قانونی؟(در این داستان فقط شرعی) و از نگاه دیگه نظر فقهای قدیم یا جدید؟(که مطرح نشده بود) از نظر فقهای قدیم وقانون مدنی ایران حتّا نکاح دائم با باکره ی بالغه ی رشیده هم منوط به اذن پدره. یعنی شرط صحت کامل نکاح اجازه ی پدر یا پدر بزرگ پدری دختر قبل از عقد است (حالا حتّا نکاح دائم چه برسه به متعه) ولی از نظر بیشتر فقهای جدید نکاح دائم نیاز به اذن نداره ولی متعه(صیغه) نیاز داره و از نظر بعضی فقهای جدید هیچ کدوم نیاز به اذن ولی نداره (مثلن نظر آیت الله خمینی) ولی بازم تأکید می کنم نظر قانون مدنی و الباقی قوانین مربوطه به موضوع اینه که نکاح (یعنی ازدواج به صورت مطلق) اعم از دائم یا منقطع در باکره ی رشیده منوط به اذن ولی است (اجازه ی پدر یا جدّ پدری دختر را لازم داره هر چقدر هم که سنّ دختر بالا باشه).آآآآآآآآآآآآآآآه, کف کردم؟! راستی دوستان باور کنید من آخوند نیستم ها! قبلنم گفتم من فقط همینجوری این مسائلو بلدم . وگرنه به همه ی مقدّسات جهان من آخوند نیستم و توی فک وفامیل هفت پشت قبلم هم یکدونه آخوند وجود نداشته.موفق باشید.

  4. رودی عزيز.اطلاعاتت درست و به جاست…منتها دختر رشيده بالغه از نظر شرعی نياز به اذن پدر نداره چه برای نکاح منقطع و چه دائم…متعه هم از زمان پيامبر جاری بوده و اهل تسنن هم اين کار رو انجام ميدادن.اما با سر کار اومدن ابوبکر به دلايلی که در کتب فقهی ذکر شده متعه رو رد کردند.شما اگه کتاب زن در اسلام شهيد مطهری رو مطالعه کنيد اين موارد رو کامل توضيح دادند.

  5. فکر کنم اشتباه امدم … :/ 😕 :?من خواستم بیام سایت بکن تو نظر بدم …بگمونم امدم حوزه علمیه سرکلاس اموزش صیغه

  6. متعه جزء 99 حلالی بود که عمر بعد از پیامبر حرام کرد.متعه با زن بیوه که هیچ ،ولی با دختر با اجازه ی پدر باید باشد.

  7. ببخشید من دچار سردرگمی شدم ببینم ممه سایز 70کوچیکه؟هان عوضی مجلوق جلاق الدینالبته باوجود رییس جمهوری روحانی فک کنم این جاکسشعر گفتنم آزاد شده

  8. vaghti ke dokhtari be sene ghanoni reside bashe bedone ejazeye pedar mitone vali bayad hadaghal bayad ye shahed bashe.dar kol bad nabod.ghesmate badisham zodtar benevis

  9. یک قانون هست در اسلام که الان تقریبا می شه گفت که کاملا زیر پا گذاشته شده و من در چندین رساله خوندم این رو. دختری رو که باکره باشه، به هیچ وجه حتی به اذن پدر نمی شه صیغه کرد. تو ایران هم اگر دختری بره پزشکی قانونی و حکم بگیره که باکره نیست ( که عمرا کسی این کارو این جا انجام بده مگر این که شواهدی مبنی بر از دست دادن بکارت در اثر تصادف و حادثه موجود باشن) می تونه حتی بدون اذن پدر عقد دائم کنه. یعنی این اجازه فقط تا زمانی لازم است که پرده بکارت وجود داره.ولی کلا صیغه برای دختر باکره قدغن است . اما به کرات داره انجام می شه . اما هستند هنوز عاقد ها و معمم هایی که این کار رو انجام نمی دن مگر مطمئن باشند که دختر خانوم باکره نیست. من این مورد عقد دائم بدون اجازه پدر رو خودم شاهد عقدش بودم.

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید