اسم من آرش 25 سالمه پدر مادرم منو ختنه نکردن چون مخالف ختنه بودن من دلم میخواست ختنه بشم ولی دیگه با این سنم خجالت میکشیدم دوسال پیش از سر کار داشتم میرفتم خونه حدودا ساعت 3بعدظهر بود از جلوی یه مطب رد شدم چشمم به داخل مطب افتاد چون جلوش شیشه سکوریت بود دیدم یه پسر حدودا ده ساله دامن پوشیده روصندلی نشسته کنجکاو شدم رفتم روبرو یه یه ربع موندم نگاه کردم فهمیدم پسره ختنه شده بعدش از تو اتاق یه پسر حدودا پانزده ساله هم آوردن بیرون با دامن که خوب نمیتونست راه بره دوتا داداش بودن موندم تا رفتن عزممو جزم کردم رفتم تو مطب گفتم اومدم واسه ختنه منشی گفت بچه چندسالشه با خجالت گفتم بزرگه انجام میدین گفت با دکتر ببینه گفتم خودمم منشی خندش گرفت گفت بمون تا بیام رفت تو اتاق دکتر بعد اومد گفت برو داخل در زدم رفتم تو دیدم خانوم دکتر نشسته خواستم بیام بیرون گفتم آقای دکتر نیستن گفت خجالت نکش اینجا دکترش منم گفتم الان دوتا پسر ختنه شدن گفت من ختنه شون کردم گفت بیا جلو معاینه کنم دستکش دستش بود رفتم جلو شلوارمو دادم پایین کیرمو گرفت دستش یه کم ور رفت گفت دودولت بزرگه چرا انقدر دیر؟
واسش تعریف کردم گفت واست انجام میدم برو منشی واست نوبت بزنه رفتم منشی گفت دوروز دیگه ساعت 14:30 اینجا باش 20 تومن بدبن برای خرید وسایل پول و دادم دوروز بعد رفتم دکتر و منشی منتظرم بودن شلوارمو کشیدم پایین دراز کشیدم رو تخت پرستار باند دست و پامو بست دکتر اومد وسایلشو آماده کرد آمپولو آماده کرد پرستارو صدا زد گفت بیار دیگه پرستار با پستونک و شیشه شیر که توش آبمیوه ریخته بود اومد تو من تعجب کردم تا اومدم چیزی بگم پستونکو گذاشتن دهنم روشم چسب زدن دکتر گفت دردت گرفت پستونکو گاز بگیر من ختنه ات کنم بعد دور تادور کیرمو آمپول زد و منو ختنه کرد بعد بخیه زد و پرستار پستونکو از دهنم در آورد گفت پسری بیاد شیشه بخوره خانوم دکتر دودولشو بریده آبمیوه رو تا ته با شیشه بهم داد بعد دامن پوشوندن منو گفت هفته دیگه بیا دودولتو ببینم بعد پستونکو و شیشه رو بهم داد گفت ببر خونه دولت درد گرفت پستونک بخور . . .
واسش تعریف کردم گفت واست انجام میدم برو منشی واست نوبت بزنه رفتم منشی گفت دوروز دیگه ساعت 14:30 اینجا باش 20 تومن بدبن برای خرید وسایل پول و دادم دوروز بعد رفتم دکتر و منشی منتظرم بودن شلوارمو کشیدم پایین دراز کشیدم رو تخت پرستار باند دست و پامو بست دکتر اومد وسایلشو آماده کرد آمپولو آماده کرد پرستارو صدا زد گفت بیار دیگه پرستار با پستونک و شیشه شیر که توش آبمیوه ریخته بود اومد تو من تعجب کردم تا اومدم چیزی بگم پستونکو گذاشتن دهنم روشم چسب زدن دکتر گفت دردت گرفت پستونکو گاز بگیر من ختنه ات کنم بعد دور تادور کیرمو آمپول زد و منو ختنه کرد بعد بخیه زد و پرستار پستونکو از دهنم در آورد گفت پسری بیاد شیشه بخوره خانوم دکتر دودولشو بریده آبمیوه رو تا ته با شیشه بهم داد بعد دامن پوشوندن منو گفت هفته دیگه بیا دودولتو ببینم بعد پستونکو و شیشه رو بهم داد گفت ببر خونه دولت درد گرفت پستونک بخور . . .
نوشته: آرش
15 پاسخ به “ختنه”
موضوع جالبي بود ولي خيلي تند رد شدي ازش و زياديم دودول دودول كردي
tofonge dolol to kiont bache dodol /:
اشدول خان
دودولم دهنتوقتی خوندم که دست و پاتو بستن فکردم ادامش اینجوریه به طور خلاصه کهدست و پامو که بستن خانم منشی اومد با دودولم ور رفت بعدشم خانم دکتر لخت شد و اومد نشست روش و شروع کرد بالا پایین شدن و اخ و اوخ کردن . یا مثلا اینجوری کهوقتی دست و پامو بستن و خانم دکتر به منشی گفت بیارش دیگه منشی یه دونه دیلدو اورد و با همون دوتایی کردنم.که البته به نظرم درستش همین دومیه!!! ?البنه ایناتفکرات ذهنی منه والا تو که راس گفتی
تو خفا مغزت گاییدم
این داستاندودول دیر اصلاح شده ی آرش کصنمک
خدایا شفا نازل کن ! پستونک و شیشه و دودول…حالم بهم خورد از هرچی مرده گندس…خدا کنه بچم پسر نشه
کص ننت با این کصشعرات ریدم به داستانت کونی برو پسونک بکن تو کونت ابنه ای
وقتی داستانای کیری اینجوری آپ بشه و لایک بخوره باید کیر کرد تو سایت بکن تو
كسشعره.بعدشم ادم ختنه نشده الت سالم داره و ختنه باعث ناتواني جنسي ميشه كه يكي از دلايل ناتواني جنسي ايرانيها و مسلمانها ختنه است
خنده دار بود مخصوصا آخرش
خیلی عالی بود لطفا بازم بنویس مخصوصا این داستانایی که راجع به ختنه پسرای 14-15 ساله هستش.یه کوچولوش رو تو همین داستانت اشاره کردی.ممنون
? خخخخخخخخخخخخخخخخخخ دمت گرم خندیدمولی این دکتر رو واقعیش رو پیدا کن باهم بریم سراغشون من منشیه رو تو دکتره رو.ههههههههههههه 🤤
این داستان دودول طلا به دکتر میرود
خوب بود مثل من زنم منو تو مهمونی زنونه ختنم کرد