خاله فریبا با کس جادویی

سلام دوستان من مهدی و ۴۰ سالمه و این داستان در ومورد سکس با دوست زنم فریبا هست که خیلی لوند و سکسی و اصالتا اهل استانهای غربی هست و ساکن تهران شوهرش در یک شرکت پخش دارو شاغل هست و آشنایی خانمم با فریبا از مدرسه پسرامون شروع شد اینقدر با هم صمیمی هستند که پسرم به فریبا میگه خاله و من اولین باری که این فریبا را دیدم کیرم برای کون گرد و عشوه ناز بلند شد با خودم گفتم کاش این زیرم بود از هیکلش بگم قد کوتاه و کس و کون قلمبه که جون میده دست و پای کوچلوش را جمع کنه تو بغلش و تو بیفتی روش و کسش را با تمام قدرت بگایی و تو چشمهای درشتش نگاه کنی و بعد با فشار بکوبی ته کسش و تمام آبت را تو کسش بریزی . چشمم بد جوری دنبالش بود به هر حال یکبار دل و زدم به دریا و از گوشی خانمم id اینستاگرامش را برداشتم و درخواست براش فرستادم و تایید کرد البته با id که زنم نداشت و با اسم کوچک که دو دل بودم تایید میکنه یا نه گفتم شاید تایید نکنه که خوشبختانه تایید کرد و من اوایل روی هر پستش لایک میزدم و کم کم نظر میفرستادم اون با اینکه نمیشناخت چیزی نمی گفت یکبار یک عکس نیم تنه از خودش کذاشت با لباس مجلسی بود که چاک سینه هاش و بالای سینه هاش معلوم بود با ایموجی یک یک لایک و چندتا قلب اینها گذاشتم که جواب داد و رو نظرم لایک کرد و تشکر اینها و چند روز بعد تو واتساب با خط مخصوص کص بازیهام بهش پیام دادم و دید و جواب داد و یواش یواش رابطه ما شکل گرفت اول می پرسید شما کی هستی و شماره من را از کجا داری و اینها که گفتم والا با شما اشنای دور دارم و ازتون خیلی خوشم میاد و اینها و حیف که نمیشه بخاطر اینکه شرایط داشته باشم شما را و بعد دید و گفت مگه ما چه شرایطی داریم گفتم تاهل و بچه و اینها گفت شوهر دارم سرطان که ندارم گفتم من شاید بیشتر از دوستی خالی بخواهد که گفت اوف چه خوش اشتها گفتم من اتفاقا اشتهای خوبی هم دارم کاش تشریف بیارید با هم بریم بیرون و اینها ببینید چه اشتهای دارم . گفت خب پیشنهاد هم که میدی اخه من که هنوز شما را نمیشناسم و گفتم خب اشنا میشیم با کلی چرب زبونی راضی شد که بیاد قرا شد ببرم ویلای دوستم تو کردان بالاخره داشتم به فتح فریبا کس طلا نزدیک میشدم وای چه برنامه ای براش ریخته بودم قرار شد صبح زود بیاد پسرش را بگذاره مدرسه و هم را ببینیم و بریم سمت کردان فریبا امد و بهش چراع دادم که من را دید با تعجب سوار شد که گفت وای خاک بر سرم شما که شوهر ندا جونی اقا مهدی من از شما توقع نداشتم گفتم واقعیت را بهت گفتم حتی برای یکبار هم شده میخواستم مال من باشی میخواست پیاده بشه که با چرب زبونی مخش را زدن و گازش را گرفتم بسمت کردان وارد ویلا که شدیم هنوز پشیمان بود گفت آقا مهدی برگردیم من نمیتوانم به شوهرم مجتبی و ندا جون خیانت کنم گفتم کاری هست که شده چشمات را ببند و دلت را بزن به دریا و به این چیزها فکر نکن رفتیم تو براش یک شات ویسکی ریختم که کلش گرم بشه و به این چیزها فکر نکنه و بعد چسبیدم بهش و مالش سینه ها و بوسیدن گردن و مالوندم و دیکه فریبا حشری شل شد و یواش یواش شروع کردم لخت کردنش و بعد یک ربع فریبا کس طلا با یک شورت گیپور سفید جلوم وایستاده بود و کیرم نهایت شق بود بالاخره به ارزوی خودم رسیدم تا گاییدن فریبا با کس جادویی تنها یک شورت توری فاصله داشتم و خودم هم شلوارم را با شرتم کشیدم پایین که کیرم مثل فنر پرید بیرون فریبا با چشمهای خمارش گفت جون و کیرم را گرفت تو دستهای سفید و داغش یکم مالید بهش گفتم فریبا بخورش برام شروع کرد به ساک زدن تو چشمام نگاه میکرد و ساک میزد بهش کفتم تخمام را هم بخور چنان ساکی میزد که احساس کردم تمام جونم الان هست که از کیرم بپاشه بیرون کلش را گرقتم و تو دهنش با تمام جونم تلمبه میزدم که نزدیکای امدنم کیرم را از دهنش کشیدم بیرون که هرچی اب داشتم ریخت رو صورتش بعد با زبانش دور دهنش که پر از اب کیر من بود مزه کرد و لبش را گاز گرفت و گفت من برم صورتم را تمیز کنم بیام فقط تو رو این لامصب کاندوم بکش دلم نمیخواهد شکمم را بیاری بالا و رفت دستشویی منم یک کاندوم برداشتم و یک اسپری بی حسی زدم تا تا دسته کل سالار را تو این کص طلا فرو کنم فریبا امد و گفت وای این هنوز شقه که میخوایی تا صبح منو با این جر بدی گفتم اره خواباندمش رو تخت و کیرم را از لای شرت کردم تو کس خانم وای انگار رفته تو یک جای تنگ و داغ کوره بود انگار شروع کردم به گاییدن کس طلا خانم یک یک ربع بیست دقیقه ای به پشت خوابید و تلمبه میزدم که بهش گفتم پاهات را تو سینت جمع کن که کرد منم افتادم روش و با تلمبه های محکم گاییدمش که احساس کردم داریم میام تا ته کسش فرو کردم و همه آبم را ریختم ته تو کاندوم نا نداشت یک کم گذشت گفت بریم ریگه گفتم بریم راند دوم گفت چی که دید کاندوم را کندم و کاندوم جدید دارم میکشم رو کیرم و شروع کرد تو پوزیشن های مختلف از پهلو و سرپا و داگ استایل و … کردم اخرین کاندوم هم تمام شد حدود شش تا کاندوم باز کردم و حدود سه ساعت با فریبا رو کار بودم بهش گفت فریبا کصت واقعا جادویی هست تا حالا سابقه نداشت اینطوری کس بکنم که فریبا هم تایید کرد تا حالا مجتبی و نه دوست پسراش اینطوری نکرده بودنش بیشتر از هشت بار ارضا شده بود . واقعا تصویر کاندومهای مصرف شده رو زمین و کص جادویی فریبا رو تخت کیرم را دوباره سیخ کرده بود که دوباره کردم تو کصش که فریبا داد رد بدون کاندوم نه ولی کار از کار گذشته بود افتاده بودم رو فریبا که دمر خوابیده بود و تلمبه های سنگین میزدم که احساس کردم دارم میام و با تمام فشار آبم را ریختم ته کس فریبا وای که چه حالی داد فریبا با کس جادوبیش

نوشته: مهدی زن باز

بازدید 8,002

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

28 پاسخ به “خاله فریبا با کس جادویی”

  1. دقیقا مغززنگ زده که میگن همینه…فریبا بعدازاین همه سکس طولانی بچه مدرسه ای رو کجا ول کرده بود…آهان همین یارو که تازه گرفتنش به جرم تجاوز به بچه ها بردش باغ…بگو بره آگاهی شکایت کنه…راستی این کس شعر هم معنی کن چی تلاوت کردی:کیرم را از لای شرکت کردم تو کس خانم

  2. همش شش تا کاندومخاک بر سر بی عرضه خروس جقیاینجا بچه ها رکورد 60 تا کاندوم پشت سر هم دارن

  3. میگن ابله کسیه که یه کار مشابهو چند بار انجام بده و توقع نتیجه متفاوت داشته باشه،شده حکایت یه سری از به اصطلاح داستان نویسای اینجا،میبینن اینجور خزعبلات جز فحش خوردن نتیجه ای نداره ولی باز توبه نمیکنن،شایدم فتیش فحش خوری و تحقیر دارن

  4. فکر میکنم و حس میکنم کاملا بر عکس تعریف کردی و مجتبی شوهر فریبا مخ ندا زنتو زده و کرده چرا که اینقدر با کینه نوشتی که نفهمیدی چی میگی هشت دست کردن و این همه کاندوم و چند ساعت گاییدن همش چرندیات

  5. داستانت بیشتر به طنز میخوره تا داستان سکسی ولی در کل قشنگ بود با اینکه خالی بندی زیادی توش بود دمت گرم

  6. گوسفند های تو دهاتتون هم نمیتونی اینجوری راضی کنی از بس چرت گفتی تو وات ساپ سریع جواب داد و مخش رو زدی درمورد سکس حرف زدی تورو دید گفت نمیتونم به شوهرم خیانت کنم مرده شور داستان نوشتنت رو ببره خالی میبندید حداقل درست دروغ بگو

  7. کس مشنگ مگه با هواپیما داشتی میرفتی . که براش ویسکی ریختی سینه هاشم مالوندی . خوار مغز و خوار خودتو باهم گایدم جقی

  8. تو رو دید گفت نمیخوام خیانت کنم به شوهرم ولی شورت توری و سکسی پوشیده بود قبلش بچش رو بردی مدرسه موقع سکس گفت تا صبح میخوای بکنی کیرم تو داستان نوشتنت باشه مرتیکه جقی که اگه جز این بود ۶تا کاندوم مصرف نمیکردی جات خروس بود کمتر کاندوم مصرف میکرد

  9. ۶تا کاندوم زنت فکر کنم باید بره نمایندگی شرکت کاندوم سازی رو بگیره جقی . زنت جای تو با هویج ازدواج میکرد بهتر بود چون همین بگه مهدی تو میگی آبم اومد دیگه دنبال کس نرو زنت رو بدبخت کردی با کمر شلت حداقل به کسه دیگه زدحال نزن

  10. آخه کیرم تو دهنت یه چیزی بگو ما نداشته باشیم بعد بگیم شاید درست باشه تو هشت بار ارضا شدی کوس شعر میگی شدید

  11. به نظرم اسمت باید امیر باشه ، نه مهدی !این حجم چرند و مزخرف فقط و فقط میتونه کار یک فروند کُ… مغز که اسمش هم «اَمیرو» باشه . مگه نه دوستان ؟!

  12. بچه اش رو گذاشت مدرسه و اومد با تو بعد بهت گفت تا صبح می خوای بکنی،؟اون کاندومها هم مال بر و بچ بود زدن که موقع کون کردنت ایدز نگیرن

  13. وقتی تو چشمات دنبال زن های مردم باشهمطمئن باش زنت زیر کیرهای مردم میخابهحتماً حتماً یه سر پیش دکتر برو و از بچه ت آزمایش D N A بگیر

  14. جاااااااااانننننننن😲تو چندساعت 6تا کاندوم داداش دیگهههههه خییییلی ما را خر فرض کردی

  15. ناترازی انرژی کم بودناترازی کاندوم هم اضافه شدمصرف بی رویه کار خیلی بدیه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید