خاطرات کودکی جهان

خاطرات سکسی معمولا از بهترین (یا بدترین) خاطرات زندگی ما هستند. اما برای من جزو بهترین بودن دوست داشتم با شما به اشتراک بزارم .ده سالم بود توی کوچه داشتم بازی می کردیم که بهرام که چند سال از من بزرگتر بود به بهانه دادن تفنگ آب پاش منو به خونشون برد .تفنگ داد به دستم و از پشت منو بغل کرد جوری که وانمود می کرد کار کردن با تفنگ آب پاش بهم داره یاد میده خوب شلوار ورزشی پوشیده بودم کونم تپل بود و اون داشت از رو شلوار می مالید (اینا رو البته بعداً متوجه شدم که قصدش چی بود )بگذریم راست کرده بود و داشت می مالوند به من و من در فکر بازی کردن خوب سنم کم بود و متوجه نبودم.دو سه روز بعد هم اون کار رو دوباره تکرار کرد این دفعه شلوار منو کشید پایین و انداخته بود لای پام من دیگه دیدم به قول خودم کار زشتی داره میکنه از خونه زدم بیرون و بهرام از ترس اینکه به خانواده ام بگم ریده بود به خودش ولی خوب من نگفتم چون از نظر خودم چیز مهمی نبود.بهرام دیگه سر کله اش پیدا نشد دو سه سالی گذشت پسر خاله ام اینا خونه ما بودند طبقه پایین بودیم و خانواده ها بالا (کلنگی دو طبقه داشتیم )دیگه یه چیز های حالیم بود که پسر خاله ام اصرار به کشتی گرفتن کرد منم بدم نمیومد شروع کردیم و خاک کردن از اونو من رو زمین اونم روی من دیدم داره میماله سبخی کیرشو لای پاهام حس می کردم گفتم چیکار می کنی که سریع گفت هیچی بعد من خاک میشم تو بکن من ساکت شدم بعد اون الکی خودشو انداخت من روش افتادم با کونش هی بازی می کرد که بهم مثلاً حال بده همسن بودیم و زبون همو میفهمیدیم رفیق هم بودیم پسرخاله ام با اصرار به مادرش اینا شب موند پیش من که باهم حرف بزنیم بازی کنیم تابستانم بود
شب کنار هم خوابیده بودیم که دیدم دستش داره میاد تو شورتم خودمو به خواب زدم دیدم داره با کیرم بازی میکنه کیرم راست شد یه یک دقیقه که ور رفت منم مجبور شدم دستم بکنم تو شرتش و با کیرش بازی کنم اونم سریع راست کرد و به جای بازی کردن با کیرم دستاس برد بین پاهام یه کم با تخمام بازی کرد و بعد شروع به انگشت کردن من کرد اولین باری بود که چیزی سوراخ منو لمس می کرد حال داد بیشتر با کیرش ور می رفتم و اونم بیشتر با سوراخم بازی می کرد وقتی دید من خوشم اومده شلوار و شرتمو کشید پایین و در گوشم گفت برگرد من برگشتم رو خوابید و کیرشو بین لا پاهام انداخت .این داستان سه الی ادامه داشت گاهی من گاهی اون ولی فقط تا لا پایی پیش رفتیم لب گرفتن ولی بیشترین حال زمانی بود که انگشتم میکرد من از خود بیخود میشدم دوست داشتم انگشتش ساعت ها با سوراخم بازی کنه بیشترم اون لا پایی میزد فهمیده بود من دوست دارم .یه دوستی داشتم میلاد که همیشه با هم بحث فوتبالی میکردیم تو کوچه و میلاد یه سه سالی از من بزرگتر بود سال اول دانشگاه بود یه پسر لاغر از من بلندتر بود .ما داشتیم صحبت می کردیم که که پسرخاله ترک موتور دوستش نشسته بود و از جلوی ما رد شد و بلند گفت امشب خونه شمام و با دستش علامت کردن نشون داد و رفت .من سرخ شدم میلاد پی حرف گرفت این پسرخاله ات نبود چی می گفت مگه شوخی دارین این جدی گفت و…سوالهای زیاد منم به گیر کرده بودم هی می گفتم بی خیال بابا حالا اون یه حرفی زد میلاد ول کن نبود پس با دستش چی نشون میداد از میلاد اصرار از من انکار تا کسخل شدم مثل شیرین عقل ها داستان بهش گفتم میلاد شروع کرد به سو استفاده کردن پس مال ما خار داره و ما رفیق نیستیم جایی درز نمی کنه و من مثل پسرخاله ات تو جمع نمی گم منم گفتم باشه سر فرصت چشم .اینو که گفتم میلاد انگار قند تو دلش آب شده بود گفت چه بهتر از الان پدر مادرم رفتن شهرستان خواهرمم دانشگاه است بیا بریم خونه سریع کار جمع کنیم دیگه مونده بودم تو رودربایستی و تو دلم به پسرخاله ام فحش می دادم که دیدم میلاد سمت خونشون راه افتاد منم با اکراه پشت سرش .کلید انداخت رفت تو منم پشت سرش رفتم تو استرس داشتم هم از من بزرگتر بود هم اینکه بلاخره غریبه بود .کلید بعدی انداخت وارد آپارتمان شوند شدیم گفتم خواهرت نیاد آبرومون بره گفت خیالت راحت تا ۸شب کلاس داره .رفتم تو در بست من به اتاق خودش هدایت کرد در باز کرد من رفتم تو ناگهان از پشت بغلم کرد و شروع کرد به مالوندن کونم منم شل کردم و خودمو تو اختیارش گذاشتم دکمه شلوار منو باز کرد و از پشت دست کرد تو شورتم و با انگشت وسطش شروع کرد به انگشت کردن من
.من که این حالت دوست داشتم بیشتر شل کردم و شروع به نفس نفس زدن کردم و پاهام شروع به لرزیدن کرد میلاد شرتمو کشید پایین و به انگشتش تف زد و تو سوراخم فرو کرد تا بند انگشتش تو بود که خارشم صد برابر شده بود که در آورد دوباره تف زد و با دو انگشت فرو کرد دیگه بد جور می لرزیدم صدای آخ جون من بلند شده بود بیشتر انگشتم کنی بود که به میلاد می گفتم و میلاد تا جایی که راه داشت انگشتانش تو کونم بودن همو نجوری شلوار و شرتش درآورد با دستام کیر راست شده شو گرفتم و براش براش بالا پایین کردم من نشوند رو تخت و جلوی من وایساده گفت بخور گفتم تا الان نخوردم بدم میاد گفت امتحان کن حالا با یه کم خایمالی راضیم کرد کله کیرشو انداختم تو دهنم پیش آبش اومده بود دهنم لیز شده بود ولی براش یه چند دقیقه ای سر کیرشو خوردم وقتی می خوردم می لرزید و سرمو نوازش می کرد گفتم لا پایی می زنی گفت چهار زانو رو تخت وایسا منم بصورت داگی وایسادم نمی دونم وازلین زد یا کرم زد سوراخم لیز و سرد شد گفتم تا الان سوراخی ندادم حواست باشه پاره نشم گفت نترس یه کاری می کنم که فقط به من بدی تک پر من بشی قربون کونت برم و هی کیرشو به سوراخم می مالید من از شهوت داشتم می ترکیدم که کله کیرشو حس کردم درد کمی داشتم اینقدر سوراخم چرب بود دو سه بار جلو عقب کرد بعد تا نصف جا کرد از شدت شهوت پاهام سست شده بودن و فقط می گفتم بزار توش بمونه که با قربون کون تپلت برم کونت مال منه عاشقشم تک پر منی کونی منی کیرشو جا کرد یه کم سوزش داشتم ولی کیفم بیشتر بود و شروع کرد به تلمبه زدن تلمبه هاش اول آروم بود و بعد با قربون کونت برم تند تر شد دیدم آبم داره میاد بهش گفتم در آورد منو در رو تخت خوابوندم زیر کیرم دستمال کاغذی سه چهار تا گذاشت و خودش اومد روم گفت قمبل کنم رو به بالا که راحت جا کنه منم مثل موم تو دستش بودم هر چی می گفت انجام میدادم دوباره انداخت تو و آروم جا کرد دو تا تلمبه آروم که زد از لرزش من فهمید آبم اومده دیگه تند تند تلمبه میزد و می گفت زیر کون دادن به من آبت بیاد دیگه بدون من نمی تونی بمونی داشت پرواز می کرد و قربونش برم کونم می رفت که گرمای آبشو تو سوراخم حس کردم همو نجوری روم خوابید و تا آخرین قطره توش خالی کرد گفت چطور بود اولین بار تو سوراخی گفتم خوب بود حال داد پاهام هنوز بی حس بودن با دستمال کاغذی آب که از کونم زده بود بیرون پاک کرد بلند شدم رفتم دستشویی خودم شستم اونم خوش شست یه آبمیوه خوردیم هم من لخت بودم هم اون حس خوبی بود اومدم کون لخت کنارش نشستم و با پررویی کیرش گرفتم و شروع به بازی کردن دوباره راست شد گفت دوست داری گفتم آره رو مبل نشست یه کم تف زد به کیرش و گفت بشین روش آروم نشستم روش تا نصفه خودم جا کردم و براش بالا پایین کردم یه حالی میداد که انگار دنیا رو به داده بودن ولی سخت بود دوباره داگی رو مبل وایسادم و شروع کرد به تلمبه زدن چون آب خالی کرده بودیم آب جفتمون دیر اومد بیست دقیقه ای طول کشید تا دوباره زیر کیرش آب خالی کردم دیگه جفتمون عرق کرده بودیم خودمو شستم و از خونشون زدم بیرون مگه دادنه از کلم بیرون می رفت لحظه شماری می کردم واسه دفعه بعدی (ولی دفعه بعدی دیگه اتفاق نیفتاد نمی دونم چرا )شب پسرخاله ام اومد خونمون فقط لحظه شماری می کردم موقع خواب بشه موقع خواب که شد مادرم پایین جا پهن کرد دوباره کنار هم بخوابیم من تو تاریکی شلوارمو در آوردم و با شرت شدم پسرخاله ام داشت با گوشی ور می رفت که دست بردم سمت کیرش و نازش کردم ولی فقط میلاد تو ذهنم بود کیرش که راست شد سر مو زیر پتو بردم و شروع کردم واسش خوردن هنگ کرده بود شرتمو در آوردم و در خوابیدم بهش گفتم کیرشو تف مالی کنی و بکنه تو سوراخ .اونم نامردی کرد این کارو کرد با دستام قمبلمو وا کردم که بتونه جا کنه کیرش مثل مال میلاد نبود ولی بد نبود خوشش اومده بود منم داشتم حال می کردم نه اون سوالی پرسید نه من حرفی زدم فقط می گفتم تلمبه بزن تا صبح دو بار بهش دادم چهار سال از این موضوع گذشته الان یه دو سالی هست که دیگه رابطه نداریم من هوس دادن دیگه ندارم و دیگه از سرم پریده . ببخشید زیاد بود ولی این بهترین داستان سکسی من بود

نوشته: جهان

بازدید 6,006

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

3 پاسخ به “خاطرات کودکی جهان”

  1. سلام فداتشم ,به جرعت میگم یکی از بهترین داستانهای بود که تا الان خوندم، خیلی باحال بود ،حسابی حال کردیم ، لطف ادامه بده!

  2. دوستان عزیزهر کسی میخاد خودش رو باز کنهیه شیشه مثل نوشابه(تمیز با آب و مایع بشورید )لوبریکانتو یه کیسه زباله آماده کنید

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید