حامد و دختر اقوام (۱)

با سلام خدمت دوستان بکن تو حامد هستم ۳۵سالمه پدرم که فوت کرد با مادرم زندگی میکنم
معمولا مهمون زیاد میاد خونمون یک روز زن دایی ام با عروسش اومده بودن به مامانم سر بزنن مریم ۲۸ سالش هست دختر قد بلند هیکلی که بیشتر بخاطر اینکه ورزش والیبال حرفه ای تمرین میکنه بگذریم اون روز وقت از سرکار اومدم کلید داشتم درب باز کردم مریم با یه تاپ و شلوار جین مانتو در آورده بود داخل آشپزخانه داشت مشغول بود پشتش به من متوجه اومدن من نشد بدنی ورزیده چشم هام قفل شد روی اندام مریم که با صدای زن داییم به خودم اومدم مریم هم خودشو سری جمع کرد احوال پرسی کردم رفتم اتاقم لباسم عوض کردم
نهار خورده بودن مریم نهار منم آورد روی میز آشپزخانه منم تشکر کردم پرسید کم پیدا هستی آقا حامد سر حرف باز کرد گرم صحبت بودیم مامانم و زن داییم هم توی پذیرایی نشسته بودن حرف گذشته میزدن سوال شوهرش بهنام گرفتم یکم با ناراحتی گفت اینم از پسر دایی شما همش کارش شده با رفیق هاش نعشه بازی
درباره والیبال پرسیدم پیج اینستا قفل بود بهش گفتم منو هم که اد نکردی با خنده گفت آخه حریم خصوصی هست بالاخره پیج اینستا ازش گرفتم اونا هم دم غروب بود رفتن
شب وارد اینستا شدم وای خدای من چه اندامی داره چندتا عکس هاش دانلود کردم کیرم راست شد با دیدنش
بهش پیام دادم ازش تعریف کردم گفتم مزاحمت نباشم شوهرت یه موقع ببینه بهت دردسر بشه
مریم نه بابا اون وقتی میاد انقدر مست هست که عین جنازه میفته کارم شده بود هر شب چت کردن با مریم
اینقدر اندام خوشگلی داشت وقتی نگاه عکس هاش میکنم کیرم شق میشه
اینقدر روی مخش رفتم تا یه شب وا داد دیگه راحت باهم صحبت میکردیم سکس چت میکردیم
تا به اسرار من یک روز قرار گذاشتیم بعد از تمرین برم دنبالش از قبل به خودم رسیدم به مامانم بردم خونه خواهرم رفتم جلو باشگاه منتظر موندم بهش پیام دادم اومدم یه کوچه بعد باشگاه وایسادم
نیم ساعتی طول کشید اومد گفت شرمنده رفتم دوش گرفتم بوی عرق میدادم دیر شد
یکم دور زدیم گفتم اینجا ضایع هست کسی تو خیابون بهمون میبینه مریم هم تایید کرد سری رفتم خونه با ماشین مستقیم رفتم داخل پارکینگ
وسایل تو ماشین گذاشت درب باز کردم وارد خونه که شد از پشت بغلش کردم سری لبهاش خوردم سینه هاش مالیدم آروم آروم دستم بردم جلو کصش می مالیدم دیدم اه اه اه میکنه
حامد آخ مریم جون به آرزوم رسوندی جون فدای لبهات عشقم
مریم با چشمای خمارش آخ بخور سری لخت شدیم
مریم حامد کصم بخور سری رفتم بین پاهاش کصش میخوردم زبونم می کشیدم روی خط کصش
سرم محکم گرفته بود فشار میداد نیم ساعتی کصش میخوردم و می مالیدم برگشت کصش گذاشت روی لبم تا بخورمش خودش هم سری کیرم کرد تو دهنش اینقدر حرفه ساک میزد همش میگفت جووون تخم هام کامل میکرد تو دهنش حامد کیرت میخوام آخ بیا بکن تو کصم
همانطور که دراز کشیده بودم نشست روی کیرم بالا پایین میکرد یکدفعه تمام کیرم کرد تو کصش یه جیغ زد به کمرش قوس میدهد دیوانه کننده بود
دست هام گرفت بلندم کرد سینه هاش کرد تو دهنم مشخص بود سکس نداشته به این زودی ها
یه بالشت گذاشت زیر باسن هاش پاهاش گذاشت روی شانه هام کیرم تا ته کردم تو کصش جلو عقب میکردم مریم فقط ناله میکرد حامددددد جرم بده اخ کیر میخوام جرم بده جنده تو ام حامد تند تر تلمبه بزن منم با تمام توانم تو کصش جلو عقب میکردم
هنوز بچه دار نشده بود واژن کصش حالت اولیه خودش داشت کیرم یه لحظه آتیش گرفت آبش سرازیر شد یکم شل کرد من هنوز داشتم تلمبه میزدم که پاهاش حلقه کرد دور کمرم محکم لبهام میخورد دستش هم دور گردنم گرفته بود مریم تو جنده ای کی هستی جنده تو ام حامد تند تر بکن داشت آبم میومد سرعتش بیشتر کردم مریم داره میاد کجا بریزم سینه هاش جفت کرد لای سینه هاش گذاشتم یه دفعه آبم فوران کرد ریخت روی سینه و گوشه لب هاش با دستمال پاکش کردم تو بغل هم خوابیدیم ازش تشکر کردم مریم من متشکرم حامد
چرا حالا زن نمیگیری گفتم تو دیگه زنم هستی عشقم
گفت یک نفر برات پیدا کنم قبولش میکنی
شرمنده دوستان طولانی شد اگر استقبال بشه ادامه داستان که مریم یکنفر معرفی کرد و سکس های بعدی می نویسم

نوشته: حامد

بازدید 9,467

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

6 پاسخ به “حامد و دختر اقوام (۱)”

  1. کیرم تو نگارشتاین چ زبونی بود زبون بسته ؟انگار ترجمه گر گوگل ترجمه ش کرده بود

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید