سلام این داستان مال دوماه پیشه.
من یکی دوماه قبل از عید با سایت اشنا شدم و داستان زیاد میخونم.من 18 سالمه و سال چهارم ریاضی ام.
اما این داستام مربوط به زمستونه.
من یه خواهر دارم که شوهر داره و یه پسر 8 ماهه.یه داداش 15 ساله هم دارم که رابطه خوبی باهم داریم.
اوایل دی بود و همگی به عروسی فامیلای شوهر خاهرم دعوت بودیم.
من ولی دلم نمیخاست برم.ترجیح دادم بمونم خونه و یکم با کصم ور برم تا ارضا شم چون خیلی حشری ام.
به مامانم گفتم امتحان دارم نمیخام برم.مامانم مخالفت نکرد و قرار شد من بمونم خونه و از متین ( نی نی 8 ماهه خاهرم) مراقبت کنم.رضا داداشم مدرسه بود و بعدش هم کلاس تقویتی وساعتای 8 لرمیگشت خونه.
خلاصه که خونه حالی شد و منم که بدجور حشری بودم رفتم تو اتاقم و روی تختم دراز کشیدم.پتوی روی تخت رو لوله کردم و گذاشتم لای پام جوری که کصم کشیده میشد روش.
حسابی کصمو مالیده بودم بهش و خیس خیس بودم
شلوارمو تا نصفه کشیدم پایین و شروع کردم سینه هامو مالیدن.یوم که مالیدم دوباره پتو رو لای کصم گذاشم و هی میکشیدم روش.دلم میخاست یه کیر میرفت توی کصم.صدای آهم بلند بود.بدحور حشری بودم که صدای گریه ی متین بلند شد.
محلش نذاشتم ولی ادامه پیدا کرد.
با حرص شلوارمو بالا کشیدم و رفتم بغلش کردم.هرچی تکونش میدادم ساکت نمیشد منم بدجور حشری بوودم.
رفتم توی اتاقم و رو تخت نشستم.همش تکونش دادم و باهاش حرف زدم تا اروم شد.
پتورو روی تخت لوله کردم و نشستم روش و هم بچه رو تکون میدادم هم کصمو اروم میمالیدم به پتو.
اما جای اینکه حشرم بخابه وحشی تر شدم.
سینمو از سوتین در اوردم و گرفتم جلوی لبای متین.چون فکر میکرد مامانشه هی تقلا میکرد که بخوره.منم خیلی خوشم میمود.
سینمو کردم تو دهنش و همینجور ک میک میزد منم اه و اوه میکردم و کصمو میمالیدم و حال میکردم.سینمو از دهنش بیرون کشیدم ک سینه ی چپمو کردم دهنش .
یکم که میک زد منم داشتم ارضا میشدم گذاشتمش کنارم روی تخت خودم تند تند کصمو مالیدم به پتو تا ارضا شدم.
تموم
من یکی دوماه قبل از عید با سایت اشنا شدم و داستان زیاد میخونم.من 18 سالمه و سال چهارم ریاضی ام.
اما این داستام مربوط به زمستونه.
من یه خواهر دارم که شوهر داره و یه پسر 8 ماهه.یه داداش 15 ساله هم دارم که رابطه خوبی باهم داریم.
اوایل دی بود و همگی به عروسی فامیلای شوهر خاهرم دعوت بودیم.
من ولی دلم نمیخاست برم.ترجیح دادم بمونم خونه و یکم با کصم ور برم تا ارضا شم چون خیلی حشری ام.
به مامانم گفتم امتحان دارم نمیخام برم.مامانم مخالفت نکرد و قرار شد من بمونم خونه و از متین ( نی نی 8 ماهه خاهرم) مراقبت کنم.رضا داداشم مدرسه بود و بعدش هم کلاس تقویتی وساعتای 8 لرمیگشت خونه.
خلاصه که خونه حالی شد و منم که بدجور حشری بودم رفتم تو اتاقم و روی تختم دراز کشیدم.پتوی روی تخت رو لوله کردم و گذاشتم لای پام جوری که کصم کشیده میشد روش.
حسابی کصمو مالیده بودم بهش و خیس خیس بودم
شلوارمو تا نصفه کشیدم پایین و شروع کردم سینه هامو مالیدن.یوم که مالیدم دوباره پتو رو لای کصم گذاشم و هی میکشیدم روش.دلم میخاست یه کیر میرفت توی کصم.صدای آهم بلند بود.بدحور حشری بودم که صدای گریه ی متین بلند شد.
محلش نذاشتم ولی ادامه پیدا کرد.
با حرص شلوارمو بالا کشیدم و رفتم بغلش کردم.هرچی تکونش میدادم ساکت نمیشد منم بدجور حشری بوودم.
رفتم توی اتاقم و رو تخت نشستم.همش تکونش دادم و باهاش حرف زدم تا اروم شد.
پتورو روی تخت لوله کردم و نشستم روش و هم بچه رو تکون میدادم هم کصمو اروم میمالیدم به پتو.
اما جای اینکه حشرم بخابه وحشی تر شدم.
سینمو از سوتین در اوردم و گرفتم جلوی لبای متین.چون فکر میکرد مامانشه هی تقلا میکرد که بخوره.منم خیلی خوشم میمود.
سینمو کردم تو دهنش و همینجور ک میک میزد منم اه و اوه میکردم و کصمو میمالیدم و حال میکردم.سینمو از دهنش بیرون کشیدم ک سینه ی چپمو کردم دهنش .
یکم که میک زد منم داشتم ارضا میشدم گذاشتمش کنارم روی تخت خودم تند تند کصمو مالیدم به پتو تا ارضا شدم.
تموم
نوشته: نمیشع بگم که!
23 پاسخ به “جق من با نی نی کیر کوچوولو”
صنعت جق وارد عرصه های جدیدی کردی، فقط از مخاطبین عزیز تقاضا میشود هر انچه در این داستان میخوانید رو در منزل اجرا نکنید.
كودك ازار 😐
تا جائیکه من می دونم،نوزاد،بو وسینه ی مادرشو می شناسه
ریدم تو سردر این سایت و ادمین های کثافتشحرومزاده های بی صفتگوه تو اون سفره ای که از توش غذا خوردیدسکس با بچه ها رو نذاریدکثافت های جنایتکار
با بچه ها مهربون باشین :/ این کارا چیه اخهبا این اوصاف برای کنکور هیچ امیدی نداشته باش 😐
دو سه روزه قضیه این مرتیکه ای که بچه پنج ساله رو بهش تجاوز کرده و بعدش کشتش و جنازش رو تکه تکه کرده شنیدم حالمو خراب کردههر چیزی یک چهارچوبی داره خوب لعنتی برو یک کس گیر بیار بکن آخه بچه پنج سالهاین عوضی هم از اون بدتر بچه شیر خوار آخه بدبخت
خدا شفات بده ,آمین.
خب فکر کنم بنا به گفته دوستان یک عدد جقی کیونی کیون نشور کسکش بیشتر نیستی و فقط مثل خیلی از کونده های مریض دیگه داری گه های توی مغزتو میپاچی بیرون…
همه به نویسنده فحش میدن که داستانش سکس با بچساون موقع خودشون اومده بودن واسه خوندن همچین داستانی
حرومزاده های هیچی نداربا مادر و خواهر و برادر و هزار کوفت و زهر مار دیگه کنار اومدیم هیچی نگفتیم ولی شما خیلی بی شرفید که داستان بچه می ذاریدخیلی
انجل پوریا،عزیز دل برادر…
تا ما ها هستیم چرا بچه؟؟ فدای سینه ی چپت بشم.میک میزنم دیوونه وار.
كيرم توي اين سايت با داستان هاي كوس شعر
سکس با نوزاد کثافت جنایتکار!؟ امثال تو. رو. باید. حبس ابد کرد.
شما مرزای ریدن رو جابه جا کردی. بهت تبریک میگم.
سکس با بچع دوس داری چرا نمیری شیر خارگاه؟
اون چه ننه جنده ای بوده که بچه ۸ ماهه رو نبرده با خودش
خدایاکوس داران رابه کیرداران وکیرداران رابه کوس داران به حق شبهای احیابرسان که مجبوربه جق زدن باکودک 8ماهه وپتونشوندامین یارب العالمین.التماس کیربرای این خانوم
از سوتیاش معلومه یه پسر اینو نوشته
حاصل تخیلات یک فرد نافهم و بی شعور!
ازت خواهش میکنم به هر چی که اعتقاد داری قسمت میدم این نوشتتو بزن زیر بغلت برو پیش روانپزشک. باور کن بیمار بودن فحش نیس برو حل میشه
این تبلیغ کودک ازاری ک تو شبکه جم میشه باید یکیشم واسه تو بسازن:|
کدوم ادمین خری میاد داستان کودک آزاری بزاره