سلام من اسمم حسین هستش ۲۸ سالمه تپلم یکم با رونای تقریبا درشت سفیدم فیسمم پسرونست این داستان گی هست اگه دوست ندارید نخونید…
بعد از دوران نوجوانی و تجربه لاپایی من تو ذهنم مونده بود و هیچوقت سکس نکرده بودم البته گی
سالها میگذشت ولی دو سالی بود قبل این داستان که علاقه مند به گی شده بودم ولی جرات انجامشو نداشتم…
دوست داشتم گرمای کیرو حس کنم خیلی با خودم ور میرفتم و خیلی چیزا تو کونم میکردم…
شیو میکردم و با خودم ور میرفتم و خود ارضایی میکردم دوسال تمام ولی خسته شده بودم…
یه روز تو چت ناشناس میچرخیدم به یکی وصل شدم به اسم امیر ۱۶ سالش بود اهل قم بود یکم حرف زدیم و از حسامون به هم گفتیم اونم تجربه نداشت عکس فرستاد یه ۱۲ سانتی داشت بر عکس من سبزه بود اون دوس داشت ولی من هم خجالت میکشیدم از روبرو شدن باهاش هم استرس داشتم…ولی عجیب تایپم بود چند روزی حرف زدیم هی اصرار میکرد برم قم ولی جا نداشت…دلو زدم به دریا گفتم میام…
خلاصه یه جا اجاره کردم یه روزه شبش رفتم حموم خودمو حسابی شیو کردم تو آینه خودمو دیدم عجب کصی شده بودم انصافا اونم قرار بود صبح نره مدرسه من برم دنبالش:)
خلاصه یه شلوار اسلش پوشیدم با یه هودی زیرشم یه شورت لامبادای مشکی داشتم پوشیدم با یه جوراب ساق بلند مشکی به خودم عطر و مام زدم و از دارو خونه راه کاندوم گرفتم و راه افتادم…البته یکمم خوراکی گرفتم…
استرس داشتم و میترسیدم خلاصه رسیدم سر لوکیشن وایساده بود قدش یه سی چهل سانتی ازم کوتاه تر بود:)
اومد سوار شد سلام علیک کردیم و دست دادیم روم نمیشد اصن نگاش کنم من چجوری میخواستم زیر این بخوابم 🙂
تا لوکیشن خونه راهی نبود حدود ۱۵ دقیقه من آدم خجالتی نیستم ولی تو این مورد خجالت میکشیدم…
اون سر صحبتو باز کرد گفت الان که دوتامون اولین بارمونه چیکار باید بکنیم…گفتم اولین بار هست ولی من فک کنم خوب بلد باشم:)
گفت واقعا گفتم آره گفت نمیخوره بهت اصلا نگامم نمیکنی:)
گفتم نفسم بالا نمیاد گفت چرا؟گفتم هم استرس دارم هم انگار خجالت میکشم…
دستشو گذاشت رو پام نگاش کردم خندیدم خلاصه یکم باهام ور رفت یکم کس شعر گفتیم تا رسیدیم…یه ربعی طول کشید تا یارو بیاد و کلیدو بده و پولشو بزنم…گفت زائرید گفتم اره یه روز هم بیشتر اینجا نیستیم…
بعد رفتیم بالا یه سوییت کوچیک و تمیز بود…که اتاق خواب و تختم داشت با ملافه و تمیز ولی دربستی میشد هر صدایی در بیاری:)
رسیدیم تو و درو از پشت قفل کردم گفتم بریم اتاق خواب؟گفت اره بریم
قبلش رفتم دستشویی و خودمو خوب تمیز کردم و برگشتم گفتم تاریک بهتره نه؟گفت باشه داشتم از حشر میمردم لباسامو جلوش شروع کردم به درآوردن لبه تخت نشسته بود اول هودی مو بعدشم شلوارمو گفت اووووف چه بدنی خندیدم رفتم جلو نزدیکش شدم بغلم کرد بعد از پشت کونمو گرفت رونامو نوازش میکرد تو اوج شهوت بودم بعد از سالها داشتم دستمالی میشدم…یهو از شهوت زیاد گفتم کیر میخوام زانو زدم جلوش کمربندشو باز کردم شلوار فرم مدرسشو دادم پایین شورتشم کشیدم پایین کیرش عین فنر افتاد جلوم سرشو بوسیدم گفت اوووووف تخماشو بوسیدم بعد گرفتمش تو دستم لبامو حلقه کردم دورش گفت واییییی دادمش ته گلوم از دهنم در اوردم تف کردم روش دوبار خوردمش میلرزید بدنش تخماشو لیسیدم گفت بسه سرمو اوردم بالا اصلا نگاش نمیکردم…
شلوارو شورتشو در اوردم به پشت نشستم رو کیرش یکم کونمو لرزوندم براش گفت اووووف جوووون
گفتم کاندوم بندازم ولی بعدش تو دلم گفتم گرماشو میخوام…اول یه تف زدم به دستم و مالیدم به کیرش بعد شورت لامبادا رو از لای شورتم کله کیرشو گذاشتم دم سوراخم یه دفعه وزنمو انداختم روش تا ته رفت توم…
ناخودآگاه گفتم عاااااه گفت جووووون پاهاشو از هم باز کردم قشنگ نشستم روی کیرش از پهلوهام گرفت گفت اخ شروع کردم بالا پایین کردن چه شلپ شلوپی راه انداخته بودم ولی سی ثانیه نشد دیدم اخ و اوف میکنه گفت داره میاد تند ترش کردم گفت اه اه اه اه بی توجه بالا پایین میکردم یه دفعه شکممو نوازش کرد گفت آخ تا ته فشار دادمش تو کونم و وایسادم گفت آخ خیلی خوب بود…
خندم گرفته بود به کسی که تقریبا نصف سن من بود کون داده بودم:)
البته رو ابرا بودم برگشتم نگاش کردم میخندید واقعا بدنش نصف بدنمم بود ولی همین تحریکم میکرد…
بلند شدم از روش کیر خوابیدش از کونم در اومد ابش از کونم ریخت روی رونم گفت اوووووف تو از صد تا دخترم بهتری:)
گفتم قربونت تو دراز بکش برم دستشویی بیام رفتم دستشویی خودمو تمیز کردم برگشتم دیدم دراز کشیده رفتم تو تخت پشتمو کردم بهش تو بغلش خوابیدم…
پتو کشیدم رومون دستشو انداخت دورم بغلم کرد گفت خیلی خوبی گفتم تو هم خوبی گفت بهپای تو نمیرسم گفتم قربونت…چسبیده بود بهم تکون نمیخورد گرمای کیرشو پشتم حس میکردم…دستمو انداختم لای پاش کیرشو گرفتم عین پاستیل شده بود هنوز شدیدا حشری بودم گفت تو خیلی واردی واقعا قبلا سکس نداشتی گفتم نه بخدا ولی زیاد رو خودم کار کردم گفت چطوری گفتم ور رفتم با خودم دیگه…خندید گفتم کردن که بلد نیستی بلدی بلیسی؟
گفت اوووف تو جون بخواه خودمو ازش جدا کردم پتو رو زدم کنار حالت 69 شدم البته وزنمو ننداختم روش چون دهنش سرویس میشد:)
پاستیلشو کردم دهنم پنج دقیقه ای خوردم اون شروع کرده بود لیسیدن کپلای کونم خودمو شورتمو زدم کنار سوراخم زبون میزد عالی بود توی شهوتی ترین حالا ممکن بودم حالا نخور کی بخور داشتم دیوونه میشدم…
بلند شدم گفتم چجوری میخوای گفت بخواب خوابیدم رو تخت بالشو گذاشتم زیر کیرم گفتم بیا روش گفت جووووون
اومد پشتم گفتم تف بزن تف انداخت لای کونم فک کنم به کیرشم مالید اومد پشتم گفت آخ بکن منو کیرشو گذاشت دم سوراخم یه دفعه فشار داد تا ته رفت گفتم اخخخخخخ میخوام شروع کرد تلمبه زدن رو ابرا بودم بعد چن ثانیه خسته شد خوابید روم گفتم اخ بکن منو گفت جووووون دوس داری؟
گفتم مثل سگ تو کونم تلمبه میزد پشت کتفمو میبوسید خیلی خوب نبود ولی حس عجیبی داشتم چه صدای تلمبه ای میزد عوضی صدای خوردن بدنش به کونم و صدای خیسی تف از تلمبه هاش میومد خیس عرق شده بودم باورم نمیشد:)
نسبت به سری قبل خیلی کمرش سفت شده بود پنج دقیقه ای کرد کونمو گفت دوست داری؟خوب میکنم؟
گفتم اخ اره عالیه بگا منو جرم بده از این مدل حرف زدن خودم که از روی شهوت بود همش حس عجیبی گرفتم یه دفعه بدون دخالت دست ارضا شدم در واقع سیسی گاسم شدم:)
پشمای خودم ریخته بود روح از بدنم جدا شد یه لحظه بدنم میلرزید تو همون حال گفت اخ داره میاد گفتم بریزش تو کونم آب میخوام یه دفعه گفت اووووف چند تا تلمبه محکم تر اومد بزنه که یهو کیرش از تو کونم در اومد و آبش ریخت لای کونم و کمرم و خوابید روم:)
گفتم آخ خیس عرقم بودم تمام تخت خیس بود یعنی:)
یهو اومد بالا و بوسم کرد لپمو خندیدم رومو کردم اون طرف اون طرف صورتمم بوسید…
گفت اخ عالی بود مرسی خیلی ارضا شدن خوبی بود…گفتم اتفاقا منم ارضا شدم:)
پشماش ریخت گفت چجوری گفتم بلند شو بلند شد بالش زیرمو نشونش دادم گفتم ایناهاش…گفت مگه میشه گفتم من اینجوری لذت میبرم…
گفت بخدا تو از دخترم بهتری:)
گفت میشه یه چیزی بخوام؟بعد از مدتها تو صورتش نگاه کردم گفتم چی گفت یه بوس میدی؟خندیدم رومو کردم اونور یهو اومد لبامو بوسید همزمان هم پشمام ریخته بود هم خندم گرفته بود گفتم کثافت:)
بلند شدم هیچ کدوم جون نداشتیم اول ملافه و بالش رو برداشتم انداختم حموم بعد شورتمو پوشیدم…
یکم خودمو با دستمال تمیز کردم بعد گفتم بیا بریم یه چیزی بخوریم…
یکم خوراکی داشتم اونا رو خوردیم یکم جون گرفتیم…
ساعت های ده و نیم بود گفتم من وضعم خرابه میرم حموم خواستی بیا:)
گفت باشه رفتم حموم و زیر دوش سی ثانیه نشد اومد خودمو یه شامپو زدم با همون جوراب ساق بلند و شورت خیس شدم اومد کنارم گفت دوبار ارضا شدم ولی باز بدنت آدمو تحریک میکنه:)
گفتم خوبه پشتمو کردم بهش کونمو مالیدم به کیرش البته نمیرسید یکم کمرمو خم کردم چسبیده بود بهم یه نیم ساعتی از ارضای قبلش فاصله افتاده بود باز راست کرده بود:)
بدنمو لمس میکرد دستشو کرد لای چاک کونم خم شد نشست زمین شورتمو در اورد کمکش کردم کامل درش اوردم لای کونمو زبون میزد عین وحشیا چنگ میزد کونمو…
یهو بلند شد زد در کونم گفت اووووف اومد خم شم براش بخورم گفت نه میخوام بکنم:)
پشتمو کردم بهش دستمو گذاشتم رو دیوار یکم کونمو دادم پایین اومد پشتم کیرشو گذاشت دم کونم فشار داد گفتم اخخخخخخخ گفت جووووون
شروع کرد تلمبه زدن یکی دو دقیقه ای همون حالت کرد هم من خسته شده بودم هم اون واقعا پیشرفت کرده بود تو همین چند ساعت:)
از حشر زیاد خوابیدم کف حموم:)
پاهامو دادم بالا گفت جوووون اومد روم کیرشو گرفت دستش باز جا کرد خوابید روم گفتم اخخخخخ قشنگ اومده بود روم بغلش کردم سوراخ کونم باز شده بود قشنگ حس میکردم:)
همش میگفت جوووون جوری تلمبه میزد قشنگ کف حموم تکون میخوردم با اون هیکلم:)
میکرد و لذت میبردم به جرات میتونم بگم ده دیقه ای گایید قشنگ کمرم و پشتم نابود شده بود کف حموم یهو حمله کرد گردنمو خورد از سرش فشار میدادم رو گردنم محکم بغلش کرده بودم:)
به خودم اومدم دیدم دارم میگم جوووون بکن منو اخخخخخخ خیلی خوب میکنی و این حرفا یهو سرشو اورد بالا به زور خودشو رسوند به لبام:)
عین وحشیا میخورد دیگه مقاومت نکردم و پا دادم:)
کونکش هم خوب لبمو میخورد هم میکرد نمیدونم چرا ارضا نمیشد…اینقدر شهوتی بودم که از برخورد بدنش به کیرم ارضا شدم باز این بار فهمید گفت جووووون دوس داری کون بدی؟گفتم اخ اره باز لبمو خورد باز چشامو بستم یه دفعه گفت داره میاد گفتم بریز دهنم گفت جوووون
بلند شد از روم منم سریع بلند شدم و زانو زدم جلوش از کیرش گرفت و جق زد تو صورتم منم زبونمو در اوردم همونجور که میگفت جوووون ارضا شد رو صورتم و لبم یه کمم زبونم البته زیاد نبود…
یکم کیرشو لیس زدم تخماشو بعدشم ابشو تف کردم بیرون…نا نداشتم از جام بلند شم…ساعت نزدیکای دوازده بود…خودمونو شستیم و رفتیم بیرون البته روتختی و بالش و شستم بعدش رفتم بیرون…
ساعت قشنگ ۱۲ بود گفت باید برم خونه گفتم باشه لباس بپوشم بریم گفت نه با اسنپ میرم اگه شد باز میام:)
گفتم چقدر حشر ی بچه گفت خیلی خوبی خدایی:)
گفت یه بوس بده:)
چشاتو نبندا نگاش کردم یه لب اساسی ازم گرفت و اسنپ گرفت رفت…
بعد از ظهر یه ساعتی باز اومد و یه راه دیگه گایید…
البته سه بار دیگه قم رفتم بعد اون روز اگه مایل بودید مینویسم…
بعد از دوران نوجوانی و تجربه لاپایی من تو ذهنم مونده بود و هیچوقت سکس نکرده بودم البته گی
سالها میگذشت ولی دو سالی بود قبل این داستان که علاقه مند به گی شده بودم ولی جرات انجامشو نداشتم…
دوست داشتم گرمای کیرو حس کنم خیلی با خودم ور میرفتم و خیلی چیزا تو کونم میکردم…
شیو میکردم و با خودم ور میرفتم و خود ارضایی میکردم دوسال تمام ولی خسته شده بودم…
یه روز تو چت ناشناس میچرخیدم به یکی وصل شدم به اسم امیر ۱۶ سالش بود اهل قم بود یکم حرف زدیم و از حسامون به هم گفتیم اونم تجربه نداشت عکس فرستاد یه ۱۲ سانتی داشت بر عکس من سبزه بود اون دوس داشت ولی من هم خجالت میکشیدم از روبرو شدن باهاش هم استرس داشتم…ولی عجیب تایپم بود چند روزی حرف زدیم هی اصرار میکرد برم قم ولی جا نداشت…دلو زدم به دریا گفتم میام…
خلاصه یه جا اجاره کردم یه روزه شبش رفتم حموم خودمو حسابی شیو کردم تو آینه خودمو دیدم عجب کصی شده بودم انصافا اونم قرار بود صبح نره مدرسه من برم دنبالش:)
خلاصه یه شلوار اسلش پوشیدم با یه هودی زیرشم یه شورت لامبادای مشکی داشتم پوشیدم با یه جوراب ساق بلند مشکی به خودم عطر و مام زدم و از دارو خونه راه کاندوم گرفتم و راه افتادم…البته یکمم خوراکی گرفتم…
استرس داشتم و میترسیدم خلاصه رسیدم سر لوکیشن وایساده بود قدش یه سی چهل سانتی ازم کوتاه تر بود:)
اومد سوار شد سلام علیک کردیم و دست دادیم روم نمیشد اصن نگاش کنم من چجوری میخواستم زیر این بخوابم 🙂
تا لوکیشن خونه راهی نبود حدود ۱۵ دقیقه من آدم خجالتی نیستم ولی تو این مورد خجالت میکشیدم…
اون سر صحبتو باز کرد گفت الان که دوتامون اولین بارمونه چیکار باید بکنیم…گفتم اولین بار هست ولی من فک کنم خوب بلد باشم:)
گفت واقعا گفتم آره گفت نمیخوره بهت اصلا نگامم نمیکنی:)
گفتم نفسم بالا نمیاد گفت چرا؟گفتم هم استرس دارم هم انگار خجالت میکشم…
دستشو گذاشت رو پام نگاش کردم خندیدم خلاصه یکم باهام ور رفت یکم کس شعر گفتیم تا رسیدیم…یه ربعی طول کشید تا یارو بیاد و کلیدو بده و پولشو بزنم…گفت زائرید گفتم اره یه روز هم بیشتر اینجا نیستیم…
بعد رفتیم بالا یه سوییت کوچیک و تمیز بود…که اتاق خواب و تختم داشت با ملافه و تمیز ولی دربستی میشد هر صدایی در بیاری:)
رسیدیم تو و درو از پشت قفل کردم گفتم بریم اتاق خواب؟گفت اره بریم
قبلش رفتم دستشویی و خودمو خوب تمیز کردم و برگشتم گفتم تاریک بهتره نه؟گفت باشه داشتم از حشر میمردم لباسامو جلوش شروع کردم به درآوردن لبه تخت نشسته بود اول هودی مو بعدشم شلوارمو گفت اووووف چه بدنی خندیدم رفتم جلو نزدیکش شدم بغلم کرد بعد از پشت کونمو گرفت رونامو نوازش میکرد تو اوج شهوت بودم بعد از سالها داشتم دستمالی میشدم…یهو از شهوت زیاد گفتم کیر میخوام زانو زدم جلوش کمربندشو باز کردم شلوار فرم مدرسشو دادم پایین شورتشم کشیدم پایین کیرش عین فنر افتاد جلوم سرشو بوسیدم گفت اوووووف تخماشو بوسیدم بعد گرفتمش تو دستم لبامو حلقه کردم دورش گفت واییییی دادمش ته گلوم از دهنم در اوردم تف کردم روش دوبار خوردمش میلرزید بدنش تخماشو لیسیدم گفت بسه سرمو اوردم بالا اصلا نگاش نمیکردم…
شلوارو شورتشو در اوردم به پشت نشستم رو کیرش یکم کونمو لرزوندم براش گفت اووووف جوووون
گفتم کاندوم بندازم ولی بعدش تو دلم گفتم گرماشو میخوام…اول یه تف زدم به دستم و مالیدم به کیرش بعد شورت لامبادا رو از لای شورتم کله کیرشو گذاشتم دم سوراخم یه دفعه وزنمو انداختم روش تا ته رفت توم…
ناخودآگاه گفتم عاااااه گفت جووووون پاهاشو از هم باز کردم قشنگ نشستم روی کیرش از پهلوهام گرفت گفت اخ شروع کردم بالا پایین کردن چه شلپ شلوپی راه انداخته بودم ولی سی ثانیه نشد دیدم اخ و اوف میکنه گفت داره میاد تند ترش کردم گفت اه اه اه اه بی توجه بالا پایین میکردم یه دفعه شکممو نوازش کرد گفت آخ تا ته فشار دادمش تو کونم و وایسادم گفت آخ خیلی خوب بود…
خندم گرفته بود به کسی که تقریبا نصف سن من بود کون داده بودم:)
البته رو ابرا بودم برگشتم نگاش کردم میخندید واقعا بدنش نصف بدنمم بود ولی همین تحریکم میکرد…
بلند شدم از روش کیر خوابیدش از کونم در اومد ابش از کونم ریخت روی رونم گفت اوووووف تو از صد تا دخترم بهتری:)
گفتم قربونت تو دراز بکش برم دستشویی بیام رفتم دستشویی خودمو تمیز کردم برگشتم دیدم دراز کشیده رفتم تو تخت پشتمو کردم بهش تو بغلش خوابیدم…
پتو کشیدم رومون دستشو انداخت دورم بغلم کرد گفت خیلی خوبی گفتم تو هم خوبی گفت بهپای تو نمیرسم گفتم قربونت…چسبیده بود بهم تکون نمیخورد گرمای کیرشو پشتم حس میکردم…دستمو انداختم لای پاش کیرشو گرفتم عین پاستیل شده بود هنوز شدیدا حشری بودم گفت تو خیلی واردی واقعا قبلا سکس نداشتی گفتم نه بخدا ولی زیاد رو خودم کار کردم گفت چطوری گفتم ور رفتم با خودم دیگه…خندید گفتم کردن که بلد نیستی بلدی بلیسی؟
گفت اوووف تو جون بخواه خودمو ازش جدا کردم پتو رو زدم کنار حالت 69 شدم البته وزنمو ننداختم روش چون دهنش سرویس میشد:)
پاستیلشو کردم دهنم پنج دقیقه ای خوردم اون شروع کرده بود لیسیدن کپلای کونم خودمو شورتمو زدم کنار سوراخم زبون میزد عالی بود توی شهوتی ترین حالا ممکن بودم حالا نخور کی بخور داشتم دیوونه میشدم…
بلند شدم گفتم چجوری میخوای گفت بخواب خوابیدم رو تخت بالشو گذاشتم زیر کیرم گفتم بیا روش گفت جووووون
اومد پشتم گفتم تف بزن تف انداخت لای کونم فک کنم به کیرشم مالید اومد پشتم گفت آخ بکن منو کیرشو گذاشت دم سوراخم یه دفعه فشار داد تا ته رفت گفتم اخخخخخخ میخوام شروع کرد تلمبه زدن رو ابرا بودم بعد چن ثانیه خسته شد خوابید روم گفتم اخ بکن منو گفت جووووون دوس داری؟
گفتم مثل سگ تو کونم تلمبه میزد پشت کتفمو میبوسید خیلی خوب نبود ولی حس عجیبی داشتم چه صدای تلمبه ای میزد عوضی صدای خوردن بدنش به کونم و صدای خیسی تف از تلمبه هاش میومد خیس عرق شده بودم باورم نمیشد:)
نسبت به سری قبل خیلی کمرش سفت شده بود پنج دقیقه ای کرد کونمو گفت دوست داری؟خوب میکنم؟
گفتم اخ اره عالیه بگا منو جرم بده از این مدل حرف زدن خودم که از روی شهوت بود همش حس عجیبی گرفتم یه دفعه بدون دخالت دست ارضا شدم در واقع سیسی گاسم شدم:)
پشمای خودم ریخته بود روح از بدنم جدا شد یه لحظه بدنم میلرزید تو همون حال گفت اخ داره میاد گفتم بریزش تو کونم آب میخوام یه دفعه گفت اووووف چند تا تلمبه محکم تر اومد بزنه که یهو کیرش از تو کونم در اومد و آبش ریخت لای کونم و کمرم و خوابید روم:)
گفتم آخ خیس عرقم بودم تمام تخت خیس بود یعنی:)
یهو اومد بالا و بوسم کرد لپمو خندیدم رومو کردم اون طرف اون طرف صورتمم بوسید…
گفت اخ عالی بود مرسی خیلی ارضا شدن خوبی بود…گفتم اتفاقا منم ارضا شدم:)
پشماش ریخت گفت چجوری گفتم بلند شو بلند شد بالش زیرمو نشونش دادم گفتم ایناهاش…گفت مگه میشه گفتم من اینجوری لذت میبرم…
گفت بخدا تو از دخترم بهتری:)
گفت میشه یه چیزی بخوام؟بعد از مدتها تو صورتش نگاه کردم گفتم چی گفت یه بوس میدی؟خندیدم رومو کردم اونور یهو اومد لبامو بوسید همزمان هم پشمام ریخته بود هم خندم گرفته بود گفتم کثافت:)
بلند شدم هیچ کدوم جون نداشتیم اول ملافه و بالش رو برداشتم انداختم حموم بعد شورتمو پوشیدم…
یکم خودمو با دستمال تمیز کردم بعد گفتم بیا بریم یه چیزی بخوریم…
یکم خوراکی داشتم اونا رو خوردیم یکم جون گرفتیم…
ساعت های ده و نیم بود گفتم من وضعم خرابه میرم حموم خواستی بیا:)
گفت باشه رفتم حموم و زیر دوش سی ثانیه نشد اومد خودمو یه شامپو زدم با همون جوراب ساق بلند و شورت خیس شدم اومد کنارم گفت دوبار ارضا شدم ولی باز بدنت آدمو تحریک میکنه:)
گفتم خوبه پشتمو کردم بهش کونمو مالیدم به کیرش البته نمیرسید یکم کمرمو خم کردم چسبیده بود بهم یه نیم ساعتی از ارضای قبلش فاصله افتاده بود باز راست کرده بود:)
بدنمو لمس میکرد دستشو کرد لای چاک کونم خم شد نشست زمین شورتمو در اورد کمکش کردم کامل درش اوردم لای کونمو زبون میزد عین وحشیا چنگ میزد کونمو…
یهو بلند شد زد در کونم گفت اووووف اومد خم شم براش بخورم گفت نه میخوام بکنم:)
پشتمو کردم بهش دستمو گذاشتم رو دیوار یکم کونمو دادم پایین اومد پشتم کیرشو گذاشت دم کونم فشار داد گفتم اخخخخخخخ گفت جووووون
شروع کرد تلمبه زدن یکی دو دقیقه ای همون حالت کرد هم من خسته شده بودم هم اون واقعا پیشرفت کرده بود تو همین چند ساعت:)
از حشر زیاد خوابیدم کف حموم:)
پاهامو دادم بالا گفت جوووون اومد روم کیرشو گرفت دستش باز جا کرد خوابید روم گفتم اخخخخخ قشنگ اومده بود روم بغلش کردم سوراخ کونم باز شده بود قشنگ حس میکردم:)
همش میگفت جوووون جوری تلمبه میزد قشنگ کف حموم تکون میخوردم با اون هیکلم:)
میکرد و لذت میبردم به جرات میتونم بگم ده دیقه ای گایید قشنگ کمرم و پشتم نابود شده بود کف حموم یهو حمله کرد گردنمو خورد از سرش فشار میدادم رو گردنم محکم بغلش کرده بودم:)
به خودم اومدم دیدم دارم میگم جوووون بکن منو اخخخخخخ خیلی خوب میکنی و این حرفا یهو سرشو اورد بالا به زور خودشو رسوند به لبام:)
عین وحشیا میخورد دیگه مقاومت نکردم و پا دادم:)
کونکش هم خوب لبمو میخورد هم میکرد نمیدونم چرا ارضا نمیشد…اینقدر شهوتی بودم که از برخورد بدنش به کیرم ارضا شدم باز این بار فهمید گفت جووووون دوس داری کون بدی؟گفتم اخ اره باز لبمو خورد باز چشامو بستم یه دفعه گفت داره میاد گفتم بریز دهنم گفت جوووون
بلند شد از روم منم سریع بلند شدم و زانو زدم جلوش از کیرش گرفت و جق زد تو صورتم منم زبونمو در اوردم همونجور که میگفت جوووون ارضا شد رو صورتم و لبم یه کمم زبونم البته زیاد نبود…
یکم کیرشو لیس زدم تخماشو بعدشم ابشو تف کردم بیرون…نا نداشتم از جام بلند شم…ساعت نزدیکای دوازده بود…خودمونو شستیم و رفتیم بیرون البته روتختی و بالش و شستم بعدش رفتم بیرون…
ساعت قشنگ ۱۲ بود گفت باید برم خونه گفتم باشه لباس بپوشم بریم گفت نه با اسنپ میرم اگه شد باز میام:)
گفتم چقدر حشر ی بچه گفت خیلی خوبی خدایی:)
گفت یه بوس بده:)
چشاتو نبندا نگاش کردم یه لب اساسی ازم گرفت و اسنپ گرفت رفت…
بعد از ظهر یه ساعتی باز اومد و یه راه دیگه گایید…
البته سه بار دیگه قم رفتم بعد اون روز اگه مایل بودید مینویسم…
نوشته: حسین
20 پاسخ به “بکن ۱۶ ساله (1)”
ایول قشنگ بود
چقدر عالی فانتزی من کون دادن به. همچین کیس هست
هر چند که دروغ و خالی بندی بود ولی لایک کردم. همین که غلط املایی نداشت خوبه
منم بعیده به نظرم راست باشه ولی فانتزی قشنگی بود
هیچی خواستم بگم امیرم ۱۶ ساله تهران
اووف دلم خوایت عالیهمن خودم بکن ۱۷ ساله دارم از لذت زیاد زیرشمطیعم
کاش یه ۱۶ساله ام باشه پلم منو باز کنه
داستان قشنگی بود
میای قم ب منم بده
منم ۱۶ ام فاعل
تازه معنی بچه کونی رو فهمیدم! تو الان یه بچه کونی هستی، یعنی کونی یه پسر بچه ای ، پس میشی بچه کونی ! تو که انقدر واردی لطفا تو داستانهای بعدیت واژه های “ پیرکونی “ و “ خرکونی “ رو هم شرح بده، مطمئنا با این کون گشادی که داری تا الان هردوتاشو تجربه کردی ! 😂
با لباس مدرسه بود و رفتین سوئیت اجاره کردین پرسید زائرین؟ کسخلی؟ زائر با فرم مدرسه؟ این چه کصشریه
من مکان دارم ۴ بار میکنمت
منم عاشق فاعل سن پایینم همسن توام و چند وقت پیش یه نوزده ساله ترتیبمو داد البته قبل سکس مست کردیم و مستی یخمونو لاز کرد و با روی باز رفتیم تو کارش و براش زنونه هم پوشیدم کیرش مث بکن تو کوچیک بود که یکم تو ذوق میزد ولی کمرش وایییی فقط یه دور کرد یعنی بازم می خواست من ندادم چون همون یه دور زیرش زاییدم تا آبش اومد و سکس ما خیلی شبیه سکس سوم شما بود چون آخر کار در حالی که فرقونی بودم ترتیبمو میداد و بشدت حشر دیوونش کرده بود آخر کار پاهامو انداخت دور کمرش و پرید تو بغلم اومد واسه لب گرفتن که من بدم میومد و رومو برگردوندم ولی اون وحشی شده بود بزور سرمو برگردوند و لبامو کرد دهنش و د بمک و از زیر تلمبه زدن و یهو آبش اوند بالاخره!
فاعل ۱۶ ساله از تهران کی میخواد
داستانت خیلی عالی بودمنم یه داستان دارم به اسم (عشق پرخطر)
یکم اخخخخ و جوووون هات زباد بود تو داستان
عالی بود.کونم خواست
بکن باید بی رحم باشه مادر مفعولشو بگادمن به عنوان مفعول لذت میبرم ک بکنم اشکمو در بیاره
وای:) چقدر:) جالب:) چه:) داستان:) کسشعری:) شما:) لطف:) کن:) دیگه:) ننویس:) خواهشاً:)