آلفای ۱۶ ساله (۲)

خلاصه
از بعد اون قضیه به بعد من هم دلشوره داشتم هم ذوق میکردم وقتی یاد سینا میوفتادم ،
فردای اون روز گوشیم زنگ خورد و سینا ازم خواست بعد مدرسه برم خونشون چون مامانش رفته بود خرید کنه و واسه چند ساعتی برنمیگشت ، منم که از خدام بود قبول کردم و بعد مدرسه ی خودم رفتم دم خونشون منتظر موندم که بیاد ، یهو یه صدا گفت : خیلی ذوق داشتی واسه اوندن اینجا اینقدر زود رسیدی ن ؟
منم سرمو انداختم پایینو چیزی نگفتم ، درو باز کرد گفت بیا بالا ، وارد خونشون که شدیم کیفشو پرت کرد وسط پذیرایی خودشو پرت کرد رو یه مبل راحتی ۳ نفره و گفت : کیفتو بذار زمین برو یه لیوان آب برام از یخچال بیار . منم بدون معطلی رفتم اب اورده رو همینجوری که داشت آب میخورد گفت : لباساتو در بیار بجز شرتت همشو در بیار . منم گفتم چشم و همه لباسامو در اورد و ناخوداگاه نشستم رو زانوهام جلوی پاهای سینا و به حالت تحقیر خندید بهم و گفت : بیا جلوتر . رو چهار دستو پا رفتم رسیدم جلوی پاهاش و همینجوری که کیرشو از رو شلوار مدرسش میمالید گفت : منتظر چی ایی ؟ امروز خیلی خسته شدم سر کلاسم هی یاد ساکی که واسم زدی میوفتادم راست میکردم نمیتونستم کاری کنم اعصابم خورد میشد ، الان وقتشه خستگیمو در کنی یا بهتره بگم خستگیامو توت خالی کنم . یه لبخند زد و از موهام گرفت و برد سمت شلوارش و منم بدون اینکه اختیاری داشته باشم شروع کردم کیر راست شده از رو شلوارشو بوسیدن و لیسیدن که خودش دکمه و زیپ شلوارشو باز کرد و منم کیره ۱۸ سانتیشو از شرتش در اوردم شروع کردم از سر کیرش تا زیر خایه هاشو بوسیدن ، با پاهاش هلم داد عقب و گفت شلوارمو کامل در بیار ، منم شلوارشو در اوردم اونم از رو مبل بلند شد و حالا کیرش مستقیم جلوی صورتم بود و منم محو کیر سینا بودم ، سینا گفت : بمن نگاه کن کونی . من سرمو به سمت بالا بردم و تو چشماش نگاه میکردم اونم کیرشو با یه دستش میکوبید رو لبام و صورتم جوری که انگار میخواد التماسش کنم برای اینکه بذاره واسش ساک بزنم و اروم اروم کیرشو بین لبام میمالید تا دهنم خود به خود باز شد و کیرش اروم اروم رفت تو دهنم . یه آه بلند کشید و گفت : بخور که میخوام تو این چند ماهی که ایرانم ازت یه جنده ی حرف گوش کن بسازم کونی . کم کم تلمبه هاش تو دهنم محکم تر میشد منم با هر تلمبه ی سینا تو دهنم اوق می زدم و نفسم بند میومد تا اینکه سرمو محکم نگه داشت کیرشو کرد ته حلقمو با یه آه بلندش فهمیدیم باید کل اب کیرشو بخورم و بعد ارضا شدنش داشتم کیرشو با دهنم تمیز میکردم که گفت برو دستشویی خودتو خالی کن بیا تو اتاقم
منم انجام دادمو رفتم تو اتاق دیدم رو تختش لخت خوابیده و با اومدن من از رو تختش بلند شد و منو هل داد رو تخت منم مثل یه برده ی مطیع هر بلایی سرم میومد اون موقع برام مهم نبود از شهوت زیاد و دوباره سینا گفت : کیرمو ساک بزن که هرچی بیشتر خیسش کنی به نفع خودته . منم اطاعت کردم و منو حالت داگی کرد رو تختو گفت : جووون چه سوراخ تنگی داری کونی خودم بازش میکنم واست و بدون هیچ رحمی میخواست کیرشو جا کنه تو کون من که من داد میزدم از درد ولی براش مهم نبود بعد چند بار تلاش کیرش تا نصفه جا شد تو کونمو شروع کرد عقب جلو کردن ، من از شدت درد نمیتونستم چیزی بگم و فقط تحمل میکردم تا اینکه تلمبه هاشو سریع تر کرد کم کم کیرش داشت کامل فرو میرفت تو کونم منم فقط التماسش میکردم که ولم کنه و با هر التماس من انگار شدت ضربه هاش بیشتر میشد و منم حس میکردم دارم میمیرم تو لحظه . سینا با همه ی زوری که داشت داشت تلمبه میزد تو کون منو بهم میگفت : تو باید التماس کنی بکنمت ن اینکه بگی بس کن ، یه جوری میکنمت عاشقم بشی. و محکم چک سکسی میزد بهم جوری که کونم سر شده بود و بعد ۱۰ دقیقه تلمبه های وحشتناک کیرشو تا ته تو کونم نگه داشتو خودشو خالی کرد توم و گفت برو لباساتو بپوش سیکتیر کن تا فردا کلاس زبان باهات کار دارم . منم گفتم چشم و لباسامو موشیدمو لنگ لنگون تا خونه رفتم

ادامه دارد…

نوشته: CUMdrinker

بازدید 19,730

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

6 پاسخ به “آلفای ۱۶ ساله (۲)”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید