سلام من حسنم و ۲۱ سالمه و این داستان در مورد پسر عممه از این داستانا ی پسر با هیکل تو پر و کون خوش فرم ماقبل این داستان فقط در حد دیدن پورن و مالیدن همدیگه فقط پیش می رفتیم و بیشتر نه.
کار همیشگیمون پنجشنبه جمعه ها که میرفتیم خونه مامان بزرگم همین بود شب کنار هم جامونو پهن می کردیم و میرفتیم زیر پتو پورن میدیدیم و همو میمالیدیم تا یک شب من حشرم خیلی زده بود بالا و زیر پتو فقط بهش میگفتم محکم بمال محکم و دیدم نه اینجوری من آروم نمیگیرم گوشیو گذاشتم کنار خیلی رندوم سرشو گرفتم هل دادم پایین سمت کیرم
(کیرم هم ی کیر ۱۴ سانتی ولی کلفته بود نسبتا)
اولش یکم مقاومت کرد خودمو هل دادم جلو سر کیرم رو لباش بود ولی لباشو باز نمیکرد هرچی زور میزدم هم سرشو هل میدادم هم کیرمو فشار میدادم اخر سر یهو دهنشو وا کرد و با فشار کیرم رفت ته حلقش و یه عوق زد و دراوردم نگاه کردم دیدم دهنش بازه فهمیدم بالخره وا داد گذاشتم دهنش و خودش شروع کرد به خوردن و عقب جلو کردن سرش اولین باری بود که جز دست چیز دیگه ای رو کیرم حس میکرد و روی ابرا بودم و من از شدت تعجب از این ک چه حس خفنی دازه پنج دیقه بکوب داشت برام ساک میزد و من خودم پشمام ریخته بود چقدر دیر داره میاد آبم چون جق ک میزدم زود میامد بعد شیش هفت دیقه زیر پتو بودیم و دسترسی به دستمال نداشتیم دیدم داره میاد هیچی بهش نگفتم سرشو محکم گرفتم پاهامو دور گردنش حلقه کردم و فشار دادم و خالی کردم تو دهنش و مجبور شد که قورت بده اومد بالا پشماش ریخته بود ازین اتفاق هیچی نمیگفتیم منم حسم خابیده بود شلوارمو کشیدم بالا اونم روشو برگردوند پشتشو بهم کرد و مثلا خوابید منم یه چند دیقه ای بعد هنوز ازین اتفاق پشمام ریخته بود داشتم بالارو نگاه میکردم برگشتم دیدم به پهلو دراز کشیده و کونش قمبل سمت منه دوباره داشت حسم برمیگشت یکم دو به شک بودم که بیداره یا نه برم جلو یا نه رفتم خودمو چسبوندم بهش کیرم لای خط کونش بود از روشلوار میمالیدم دیدم دستش اومد پشت و کیرمو میمالید اون فک میکرد فقط همین مالشه داشت ادامه میداد منم داشتم کونشو میمالیدم از رو شلوار که یهو شلوارشو کشیدم پایین و کیرمو کردم لای پاهاشو خودمو چسبوندم بهش که برنگرده بغلش کرده بودم از پشت کیرمم لای پاهاش بود و داشتم میمردم از شدت حشریت اروم در گوشش گفتم شل کن شل کرد کونشو کشیدم بالا هیچی نمیگفت و من از این متعجب بودم که چرا هیچی نمیگه و کاملا تحت سلطه منه کیرمو گرفتم گذاشتم در سوراخش یکم بالا پایین کردم بعد یکم تف زدم سر کیرمو و یکمم زدم رو کونش و تاحالا اصلا تجربه نداشتم نمیدونستم فک میکردم مثل فیلماس بره تو تمومه دیگ باید تلمبه بزنی کیرمو فشار دادم اول نمیرفت یکم فشارو زیاد کردم تا ته رفت تو یک دفعه دیدم پرتاب شد جلو و اخ و اوخ گفتنش شروع شد جلو دهنشو گرفتم گفتم یواش الان بیدار میشن بزا الان میدونم چیکار کنم شل کن دوباره کونشو اوردم بالا تا میزاشتم در سوراخش کونشو سفت میکرد میترسید هی اروم اسپنک میزدم میگفتم شل کن ولی مثل این ک اون هنوز درد داشت اخری به شکم خوابوندمش امدم بکنم دیدم نه نمیشه شل نمیکنه ی بالشت گذاشتم زیر شکمش کونش امد بالا گفتم قول میدم اینبار یواش بکنم شل کن اگه درد داشت لاپایی میزنم اخر قبول کرد و کیرمو کونشو تف زدم دوباره یواش شروع کردم به فشار دادن سرش رفت یکم رف جلو ولی نگهش داشتم گفتم تحمل کن سرشو تکون داد به نشونه تایید اروم اروم فشار میدادم تو تا این که کامل جا باز کردو تا ته توش بود و خایه هام به کونش چسبیده بود شروع کردم به تلمبه زدن کم کم دیدم داره خوشش میاد تو تلمبه زدن داره خودش بهم کمک میکنه و عقب جلو میشه بازم تو شوک بودم و ادامه دادم تا نزدیک ۱۰ دقیقه داشتم تلمبه میزدم و نمیفهمیدم تا به خودم اومدم دیدم داره میاد تلمبه های اخرمو خیلی سریع و محکم میزدم تا جایی که یه ناله های ریزی داشت ازش میامد و ابم تا میخاست بیاد تا ته فشار دادم ریختم تو کونش و خودمو انداختم روش دیدم میگه اووووفففف چقد داغهههه انقد این حرفش به دلم نشست ی بوس از لپش برداشتمو خودمو جمع کزدم و اون رفت دستشویی بعدم من رفتم بعد از اون داستان فهمیدم پسر عمم مفعول بودنو دوست داره و داستان هر اخر هفته ما همین بود تا یک سال بعدش یه مدت رفت امدمون کمتر شد و این موضوع دیگه تکرار نشد ببخشید که طولانی بود امیدوارم خوشتون بیاد
کار همیشگیمون پنجشنبه جمعه ها که میرفتیم خونه مامان بزرگم همین بود شب کنار هم جامونو پهن می کردیم و میرفتیم زیر پتو پورن میدیدیم و همو میمالیدیم تا یک شب من حشرم خیلی زده بود بالا و زیر پتو فقط بهش میگفتم محکم بمال محکم و دیدم نه اینجوری من آروم نمیگیرم گوشیو گذاشتم کنار خیلی رندوم سرشو گرفتم هل دادم پایین سمت کیرم
(کیرم هم ی کیر ۱۴ سانتی ولی کلفته بود نسبتا)
اولش یکم مقاومت کرد خودمو هل دادم جلو سر کیرم رو لباش بود ولی لباشو باز نمیکرد هرچی زور میزدم هم سرشو هل میدادم هم کیرمو فشار میدادم اخر سر یهو دهنشو وا کرد و با فشار کیرم رفت ته حلقش و یه عوق زد و دراوردم نگاه کردم دیدم دهنش بازه فهمیدم بالخره وا داد گذاشتم دهنش و خودش شروع کرد به خوردن و عقب جلو کردن سرش اولین باری بود که جز دست چیز دیگه ای رو کیرم حس میکرد و روی ابرا بودم و من از شدت تعجب از این ک چه حس خفنی دازه پنج دیقه بکوب داشت برام ساک میزد و من خودم پشمام ریخته بود چقدر دیر داره میاد آبم چون جق ک میزدم زود میامد بعد شیش هفت دیقه زیر پتو بودیم و دسترسی به دستمال نداشتیم دیدم داره میاد هیچی بهش نگفتم سرشو محکم گرفتم پاهامو دور گردنش حلقه کردم و فشار دادم و خالی کردم تو دهنش و مجبور شد که قورت بده اومد بالا پشماش ریخته بود ازین اتفاق هیچی نمیگفتیم منم حسم خابیده بود شلوارمو کشیدم بالا اونم روشو برگردوند پشتشو بهم کرد و مثلا خوابید منم یه چند دیقه ای بعد هنوز ازین اتفاق پشمام ریخته بود داشتم بالارو نگاه میکردم برگشتم دیدم به پهلو دراز کشیده و کونش قمبل سمت منه دوباره داشت حسم برمیگشت یکم دو به شک بودم که بیداره یا نه برم جلو یا نه رفتم خودمو چسبوندم بهش کیرم لای خط کونش بود از روشلوار میمالیدم دیدم دستش اومد پشت و کیرمو میمالید اون فک میکرد فقط همین مالشه داشت ادامه میداد منم داشتم کونشو میمالیدم از رو شلوار که یهو شلوارشو کشیدم پایین و کیرمو کردم لای پاهاشو خودمو چسبوندم بهش که برنگرده بغلش کرده بودم از پشت کیرمم لای پاهاش بود و داشتم میمردم از شدت حشریت اروم در گوشش گفتم شل کن شل کرد کونشو کشیدم بالا هیچی نمیگفت و من از این متعجب بودم که چرا هیچی نمیگه و کاملا تحت سلطه منه کیرمو گرفتم گذاشتم در سوراخش یکم بالا پایین کردم بعد یکم تف زدم سر کیرمو و یکمم زدم رو کونش و تاحالا اصلا تجربه نداشتم نمیدونستم فک میکردم مثل فیلماس بره تو تمومه دیگ باید تلمبه بزنی کیرمو فشار دادم اول نمیرفت یکم فشارو زیاد کردم تا ته رفت تو یک دفعه دیدم پرتاب شد جلو و اخ و اوخ گفتنش شروع شد جلو دهنشو گرفتم گفتم یواش الان بیدار میشن بزا الان میدونم چیکار کنم شل کن دوباره کونشو اوردم بالا تا میزاشتم در سوراخش کونشو سفت میکرد میترسید هی اروم اسپنک میزدم میگفتم شل کن ولی مثل این ک اون هنوز درد داشت اخری به شکم خوابوندمش امدم بکنم دیدم نه نمیشه شل نمیکنه ی بالشت گذاشتم زیر شکمش کونش امد بالا گفتم قول میدم اینبار یواش بکنم شل کن اگه درد داشت لاپایی میزنم اخر قبول کرد و کیرمو کونشو تف زدم دوباره یواش شروع کردم به فشار دادن سرش رفت یکم رف جلو ولی نگهش داشتم گفتم تحمل کن سرشو تکون داد به نشونه تایید اروم اروم فشار میدادم تو تا این که کامل جا باز کردو تا ته توش بود و خایه هام به کونش چسبیده بود شروع کردم به تلمبه زدن کم کم دیدم داره خوشش میاد تو تلمبه زدن داره خودش بهم کمک میکنه و عقب جلو میشه بازم تو شوک بودم و ادامه دادم تا نزدیک ۱۰ دقیقه داشتم تلمبه میزدم و نمیفهمیدم تا به خودم اومدم دیدم داره میاد تلمبه های اخرمو خیلی سریع و محکم میزدم تا جایی که یه ناله های ریزی داشت ازش میامد و ابم تا میخاست بیاد تا ته فشار دادم ریختم تو کونش و خودمو انداختم روش دیدم میگه اووووفففف چقد داغهههه انقد این حرفش به دلم نشست ی بوس از لپش برداشتمو خودمو جمع کزدم و اون رفت دستشویی بعدم من رفتم بعد از اون داستان فهمیدم پسر عمم مفعول بودنو دوست داره و داستان هر اخر هفته ما همین بود تا یک سال بعدش یه مدت رفت امدمون کمتر شد و این موضوع دیگه تکرار نشد ببخشید که طولانی بود امیدوارم خوشتون بیاد
نوشته: Hassanali
یک پاسخ به “اولین گی با پسر عمه”
مثل همین داستانو منم داشتم