اولین دوست دخترم

سلام ب همگی دوستان
بنده پسرم اسمم پدرامه 18 سالمه متولد 77 و چن تا داستان کس شعری نیمه سکسی براتون بگم
خوندن ارزش داره
خب بگم از 14 سالگی یکم عقب ترش بنده تا کلاس 5 حق نداشتم از در خونه بیرون و تو کلاس سومم همچیو فهمید{دادن کردن}
حالا تو راهنمایی بودم مغزم بکار افتاده بود دنبال دوست دختر بودم
ک روم هم نمیشود شماره بدم خخخ نمیدونم از پشت تلفن شماره هی دخترایی ک با دوستا تو مدرسه رد بدل مشود سعی میکردم مخ بزنم

حالا بریم سراغ ادامش دیگه سوم راهنمایی تموم شد من با همه تو محلمون رفیقم خود رفیقامون میرفتیم بیرونو کم کم شماره میدادم
ولی از شانس کیری هش کی زنگ نمیزد{البته تازه کار بودم}
یه بار با یکی از رفیق شیشای دوران راهنماییم رفتیم بیرون تو سال اول دبیرستان و بعد یک سال {زنگ زدم بهش کجایی تحوالی نمیگیریو و…}
گفت ساعت 7 بیا فلان جا رفت دیدمش با دوست دخترشم بود کس کش یه دخیه هم همراه دوست دخترش بود و دو تا دگ از رفیقای خودشم همراهش بودن کس کشا میخاستن مخ اونو بزنن رقابت سنگین بودحالا دگ کار ندارم شب خداحافظی کردم رفتم صب زنگ زدم بهش گفت فلان روز تو هم بیا بریم سر قرار آقا رفتیمو 4 تا بودیم من رفیقم دوست دوس دخترشو دوست دخترش
دگ طولانیش نکنم مخشو زدم اولین دوست دخترم بود دگ رفتم سر قرار باهاش و شب بهش اس دادم عزیزم بار بعد تنها بیا بریم{اسم رفیقم محمد بود} محمد اینا نباشن
من میدونستم ممد ترتیبای دوس دخترشو میده{اسمش آیدا بود}
ولی کس کش بمن میگفت ن کارش ندارم میخام بگیرمشو ازین جور کس شعرا
خلاصه روز جمعه بود فک کنم رفتم تو یه خیابون خلوت تو بالاشهر ک باهاش قرار گزاشته بودم اونم اومد با آژانسو میخاست دو ساعته بره مادر کس ننش گیر میداد خیلی
گفتم بیا پیاده بریم تو یک کافه که همین نزدیکیاست {از قبل برنامشو چینده بودم}
خلاصه دستم انداختم رو گردنش جوری ک ب پستوناش میخورد چن لحضه یکبار و دیدم برو خودش نمیاره کم کم شروع کردم بیشتر ضربه زدن که از شانس کصی ما گشت از خیابون جلویی رد شود و مارو ندید اما این دختره{اسمش نگار بود} ردید ب خودش گفت تو جلو برو من پشت سرت میام تازه داشتم عملیات شروع میکردم تف ب این شانس
رفتیمو رسیدیم ب کافه{میشناختم کافه رو خیلی جای باحالی بود آلاچیق مانند بود طوری ک دید نداشت از بیرون اما دور بین داشت
رفتیم تو ویه قلیون سفارش دادیمو نشستیم تا بیاره منم گرفتمش تو بغلم شروع کردم ب مالیدن اونم چراغ سبز نشونم دادو بد چن لحضه قلیونو آوردن منم اون تو بغلم قلیون میکشیدمو اونو میمالوندم اونم حشری شوده بود کیر منو از رو شلوار میمالید {حوله ای پام بود}خلاصه 1 ساعتی مالیدم تا اینکه گفت باید بره ننه کصیش زنگ میزد رفت فرداش گفتم بار بعد کی میای بریم بیرونو یادم نمیاد کدوم روز قرار گزاشتیم تو یکی از بزرگ ترین پارکای شهر {ک کول پارک رفیقام بودن پارک خودمون بود}
با دختر خالش ک از خودش بزرگ تر بود مادرش بهش اعتماد داشت اومدو ساعتا 7/5 8 بود ک بهش اس دادم بیا فلان جا با دختر خالش صمیمی بودو اطلاع داشت از دوستی ما ازش جدا شود اومد گفتم بهش پشت سرم بیا و چن تا پسر بهش تکه انداختن رفیقای خودم بودن ک برو خودم نیاوردم رفتیم جای تاریک تقریبا میشه گفت پشت پارک لباش گرفتم ساپورت پوشیده بود دستم گزاشت رو کصش وهی میمالیدم اونم کیر منو گرفت دستش خلاصه نیم ساعت میمالیدم اما مکان نداشتمو و اونم عدای تنگارو در میاورد میگفت نمیام
من کیرم در آوردم {ساعتا 8 به بعد بود تو زمستون بود زود تاریک و خلوت میشود البته شهر ما اینجوریه} شلوار حوله ای پام بود در آوردم مالیدم روش گفتم بچرخ نزاشت پایه نبود دست اون تو شلوار من و دست من تو شورت اون کیرمو از رو در آوردم مایدم رو کش از رو ساپورت پستونای کوچیکشم میمالیدم داشتم دیونه میشدم ک دختر خالش زنگ زدو گفت بریم {تازه میخواستم ساک بدم بزنه}و رفتن چند وقت بعدش دیدم گوشیش خاموشه ک دختر خالش زنگ زد من گفت ننه باباش فهمیدنو دیگه نمیخواد ادامه بده…هی خوب چیزی بود حسرتش ب دلم موند بعدش دگه نتونستم با هیچ دختری دوست بشم تا الان طلسم شودم هه البته این مدت با جقو جنده پولی داره میگذره
اگ سوتی دادم ب دل نگیرید اگر غلط املایی هم داش ببخشید
اگ خوشتون اومد بگید خاطاتم با جنده هارو واستون تعریف کنم
الانم اگ دوست دختر ندارم چون وقت نمیکنم و یه دلیل دیگشم اینه یکم زندگیم تخمی شوده
نوشته: amit6868

بازدید 6,138

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

9 پاسخ به “اولین دوست دخترم”

  1. داداش کارت اقامت داری ؟ میگن افغانستان کم‌کم داره آباد میشه هااا .هیچ‌جا وطن نمیشه .!اونجا بری حداقل میتونی بری مدرسه ادامه تحصیل بدی یه سیکل بگیری و اگه بچه زرنگ کابل باشی و درستو ادامه بدی دیپلمتو بگیری . دیپلمتو که گرفتی اونوقته که اگه چار خط نوشتی ، خواننده اسهال نمیگیره که وسطای داستانت مجبور بشه بره مستراح .برو هموطن برو میهنتو آباد کن توی ایران به جایی نمیرسی

  2. إ إ إ . . . امیتاباچان هم کسشروفرنی گرفته . . أی تف ب این روزگار کیری ی

  3. اول از حمد قادر معبودمیکنم کونتو نثار درودبر جمال تو کس ننه ملجوقدوم ان کون نگار را صلواتبگویم من تو را این حرفنه تو کیری نه ان مقعدتو یک جلاق تکفیریکوست یک کون تلفیقینهادم بر کوسو کونتکیر سکسیره تلمیحی

  4. خب بگم از 14 سالگی یکم عقب ترش بنده تا کلاس 5 حق نداشتم از در خونه بیرون و تو کلاس سومم همچیو فهمید{دادن کردن}

  5. کسی از دوستان میتونه زیرنویس کنه چی تف داده؟؟من زبون این حیوون رو حالیم نمیشه 🙄

  6. از شانس کییری هش کی زنگ نمیزد…حالا دگ کاری ندارم…من رفیقم دوست دوس دخترشو دوست دخترش…دست انداختم رو گردنش…دختره ردید به خودش…کول پارک رفیقام بودن…ازش جدا شود…کییرمو از رو دراوردمو مایدم به کش…بگید خاطاطتم رو تعریف کنم…دهاتیه بیسواد اینارو میگی غلط املایی…اخه کسس کشش اینا غلط املاییه…ریدم پسه کله پدرت…بیا برو جقتو بزن بی عرضه…گاو گوسفندتونو فروختید اومدید شهر اینترنت خریدی این کسس شراتو نوشتی…یعنی خاکه عالم بر سرت…بیا برو جقتو بزن کوونکشه اووبی

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید