از کتک خوردن توی خونه تا سکس در ماموریت

این داستان همجنسگرایی ه گی هستش و چند صفحه است
اسم من بهروزه، تقریبا 16 ساله ام بود که یه روز لخت و مشغول لاپایی دادن به همکلاسی ام بودم که بابام مچ ام رو گرفت. یکی از بچه محل ها که دنبالم بود ولی تن نداده بودم و دیده بود که با دوستم میریم خونه، ناشناس به بابام زنگ زده بود و لو داده بود. من تقریبا توی مدرسه و محل بخاطر حس و رفتارم همیشه توی دست و بال بقیه بودم و دستمالی می شدم. خیلی ها مستقیم و غیر مستقیم دنبال این بودن که راضی ام کنن یا گولم بزنن و ببرنم خونه و بکنن. گاهی هم حتی ادعا میکردن که من رو کردن. و اینجوری شد که آش نخورده و دهن سوخته شده بودم و برچسب بات بودن بهم خورده بود. با این دوستم هم چون خیلی صمیمی بودیم و فقط می خواستیم تجربه کنیم انجام دادیم.
اون روز حسابی کتک خوردم، جوری که دستم شکست و صورتم لت و پار شد. فرار کردم خونه دایی ام. توی بیمارستان دایی ام کلی صحبت کرد که نفهمن بابام زده و کلانتری و اینا نیان. دلیل اش رو نمی دونست. مامانم که دنبالم بود زنگ زده بود همه جا. دایی ام که متوجه شد چرا کتک خوردم .کلی سرزنش کرد و از آبرو و اینا حرف زد و خلاصه شب جهنمی بود. دو سه روز مدرسه نرفتم. دایی ام هم منو با خودش میبره کارگاهش که خونه تنها نمونم.
بعد از یه هفته رفتم خونه و یه جلسه خانوادگی و کلی دعوا و سرزنش. دو تا خواهر بزرگتر داشتم و پدرم مدام می گفت آبرومونو میبری و توی محل یه پسر خرابی. یکی دو ماه از مدرسه مونده بود. تحت شدیدترین کنترل از لباس تا رفت و آمد قرار گرفته بودم. تا مدرسه تموم شد و چون اجاره نشین بودیم و بابام کارمند بانک بود. انتقالی گرفت و از نارمک رفتیم غرب تهران. جو و محله کاملا فرق می کرد. کل تابستون توی خونه مونده بودم و هیچ کاری نمی شد کرد، اونقدر فشار زیاد بود روم از نظر کنترل و نصیحت های مدام و کشیدن حرف همیشگی که حتی به فکر فرار از خونه افتادم.
تا یه روز که باید می رفتم برای خواهرم انقلاب کتاب می خریدم.توی اتوبوس با یه پسری آشنا شدم که دانشجوی نرم افزار بود و یه کم حرف زدیم و وسط حرفهاش که فهمید خیلی از خانواده شاکی ام و حتی به فرار فکر میکنم خیلی دوستانه و مهربانانه برام توضیح داد که راهش این نیست. فکر می کرد تصمیمم جدیه و داشت می رفت دانشگاه ولی بیخیال شد و همراهم اومد. یه جا نشستیم و کلی حرف زدیم.حتی بهش از حس هام گفتم و اینکه چرا خونه روم کنترل دارند. بهم فهموند که باید یه زندگی بسازم برای خودم و درباره اینکه وقتی خودم به جای خوبی برسم آزادتر میشم و میتونم بهتر چیزی که می خوام رو بسازم.بهم گفت توی همه چیز پس انداز کن تا دستت پر باشه، توی درس خوندن، توی کار یادگرفتن و حتی اعتماد جلب کردن خانواده، انگار یه نفر یه راه نشونم داده بود. حتی نرم افزار خوندن اون باعث شد منم علاقه پیدا کنم. کل مسیر برگشت داشتم فکر می کردم. تصمیم گرفتم یه راه که مطمئنم درسته رو روش تلاش کنم.
تبدیل شدم به یه پسر آروم و با کامپیوتر خونه و کتاب های کتابخانه شروع کردم یاد گرفتن برنامه نویسی و شبکه. دانشگاه رفتن برام شده بود یه پل آزادی. با تمام وجود می خواستم که دانشگاه قبول بشم. هر وقت هم حس و حال درونی ام می اومد سراغم با خودارضایی و پورن دیدن و فکر به اینکه باید تحمل کنم پیش می رفتم، توی اون سالهای آخر اینقدر تلاش کردم و بابام که می دید اینقدر درس خون شدم حتی کلاس کنکور فرستاد که حتما قبول بشم. جو رفتار خونه باهام عوض شده بود. دانشگاه قبول شدم و بعدش معافی و کار پیدا کردن. مدتها بود حس هام رو سرکوب می کردم. شاید پورن میدیم. یا حتی خودارضایی با نقش بات. اما تجربه اش برام تابو بود. درون بدنم چیز دیگری می خواست ولی ظاهرم یه چیز دیگه. توی کار پیشرفت می کردم و حقوق خوبی داشتم. اولین ماموریت ها به شهرهای مختلف باعث شد اینکه کسی نمیشناسه وسوسه ام کنه که تجربه اش کنم.
اولین سکس ام فاجعه بار بود. طرف واقعا لذتی نبرد. اما کم کم بهتر شد و دیگه اوکی بود. سکس بدنم و روانم رو راه می انداخت و وقتی درونم رو به کسی نشون می دادم و خود واقعی ام تا مدت ها شارژ بودم. درونم یه نفر دیگه بود که دوست داشت ظریف باشه و بدنش جذاب باشه و مردی از بدنش لذت ببره، یا شاید حمایت و حس مالکیت مردی رو روی خودش احساس کنه، ولی خب موقعیت اجتماعی ام ظاهری رسمی رو ایجاب می کرد. آشنایی ها برای سکس همیشه توی نت بود و شاید چند مورد بد بود ولی خب در مجموع برای من مناسب بود.
کارم رو توی یه حوزه کاری تخصصی تر کردم و محل کارم رو عوض کردم. با هدف اینکه بیشتر ماموریت برم. حقوق ام حسابی خوب شده بود. تصمیم گرفتم بدنم رو لیزر کنم. بالاخره یه بدن صاف و تمیز داشتم که خودم لذت می بردم. دوست چندانی نداشتم و توی دنیای خودم سیر می کردم.هدفم مستقل شدن و توی خونه خودم زندگی کردن ولو اجاره ای بود. اما مجرد بودن و فشار خانواده برای ازدواج و اینکه خونه مجردی داشته باشم یه تابو بود فعلا جای کار داشت.
توی تهران اصلا سکس نمی کردم. چند بار وسوسه شدم اما جلوی خودم رو گرفتم. توی کیش و شمال و اصفهان آدمهای ثابتی بودن که دیگه صمیمی شده بودیم و هر وقت راهم می افتاد اونجا سکس به راه بود.پایه ماموریت رفتن توی شرکت من بودم، چون هم نمی خواستم توی تهران و جو خانواده باشم و هم اینکه بتونم سفر کنم و شاید آزادی در تنهایی بیشتر داشته باشم. تا اینکه شرکت یه پروژه گرفت که هم تجهیزات و هم نصب باشه که توی کردستان عراق بود. تجربه اولم بود برای سفر خارج. استرس کاری بالا بود. دو تا همکار همراهم بودند. توی هتل هرکسی توی یه اتاق بود. اونقدر درگیر کار بودیم که شب ها خسته برمی گشتیم و حتی به گردش نمی رسیدیم. آخر کار من باید سه روز می موندم و اگر موردی بود رفع می کردم. روز اول که تنها شدم و یه کم وقتم آزاد شد فکرای سکسی اومد سراغم. خیلی وقت بود سکس نکرده بودم. اما اونجا هم کشور غریب بود و هم جوش جوری بود که اصلا نمی تونستم و شاید اصلا نمیدونستم چه جوری میشه یه کیس خوب پیدا کرد.
اونجا از زبون ها می فهمی که یا عراقی ها هستند و عربی حرف می زنن یا خود کردستان عراق. البته خارجی هم بودند.شب توی هتل اپ های دوستیابی که براساس لوکیشن بود رو هم چک کردم ولی خب همه پروفایل ها عرب و ترک و انگلیسی بود خواستم پروفایل ام رو حداقل انگلیسی کنم ولی اصلا نمی دونستی چه مدلی هستند همونجوری فارسی گذاشتم موند. چند تا پیام اومد ولی خب همه انگلیسی یا عربی بود. بی خیال شدم. ظهر فردا بود که توی کار نوتیفیکیشن اومد چک کردم دیدم فارسی نوشته. یه آدم حدود 40 و خرده ای بود. اسمش جاهد بود. به فارسی نوشته بود و جواب دادم. عرب بود. عراقی بود. اولش خواستم بیخیال بشم. ولی وقتی دیدم فارسی بلده و ایران هم خیلی رفته یه جورایی حسم مثبت شد. کمی از خودم عکس دادم بهش و فیس و اون هم همینطور. قدش بلندتر از من بود و 43 سالش بود. کمی سبزه بود ولی خب چهره مردونه جذابی داشت. پرسیدم کجایی؟ توی یه هتل بود. قرار بود آخر هفته بره ولی من فقط امروز و فردا وقت داشتم. یه ساعت دیگه قرار گذاشتیم و لوکیشن داد همو ببینیم. توی یه مرکز خرید همو دیدیم. خیلی خوشرو و با شخصیت بود. کارش مالی بود و تیپ خیلی تمیز و رسمی داشت.
فارسی رو راحت صحبت می کرد ولی نه به رونی و عامیانه ما. ولی خب یه کم که گذشت عادت کرده بودم و دیگه به چشم نمی اومد. پرسید که اوکی هستم برای سکس؟ پرسیدم فتیش خاصی نداره ؟ سکس کثیف نیستم و یه کم شرط و شروط. که دیدم اوکیه و سکس عادی می خواد. گفتم من نمیدونم اینجا چه مدلی ه هتل هاش. گفت که ظهر هتل رو تحویل میده و میاد هتل ما. چون گویا مهمون می شد برد بالا ولی خب نمیدونم چی گفت و درست هم متوجه نشدم و الان هم یادم نیومد چرا. اما ترجیح داد که اتاق جدا بگیره. شماره هم رو گرفتیم. من که رومینگ بودم و گفتم با واتس آپ زنگ بزن و در ارتباط باشیم. خداحافظی کردیم و من برگشتم سرکار تا غروب. هیجان داشتم ولی استرس هم داشتم. هرچی می گذشت و به شب که قرار بود شام بخوریم و بعد سکس نزدیک می شدیم هزار بار پیشمون شدم و بعد شهوت باعث می شد که خودم رو راضی کنم.
غروب رفتم هتل و دوش گرفتم و ساعت 9 شب که برم ستوران پایین هتل و شام بخوریم. توی لابی بود بهش پیام دادم و بلند شد و دیدمش. باهم شام خوردیم و کلی حرف زد. انگار نه انگار که قراره بریم بالا و من رو بکنه. از استرس نمی تونستم چیزی بخورم یه سالاد مختصر خوردم و توی آسانسور پرسید بریم اتاق من یا تو؟ توی اتاق خودم راحت تر بودم. گفتم بیا توی اتاق من. گفت پس برم اتاقم و بیام. بهش یادآوری کردم که کاندوم حتما داشته باشه.
رفتم توی اتاق بهش پیام دادم منتظر باش بهت پیام بدم. باید آماده بشم. رفتم سرویس بهداشتی و خودم رو خالی کردم. یه لوسیون هم گرفته بودم غروبی بدنم رو مالیدم. مام لای کون و لای پاهام و زیر بغلم زدم و شورتم رو پوشیدم و یه پیراهن با دکمه های باز پوشیدم و بهش پیام دادم که بیاد. دو طبقه با طبقه اتاق فاصله داشت. چند دقیقه بعد در رو زد. یه کیسه پلاستیکی دستش بود و یه بگ هدیه ای. اومد داخل. لخت بودن من براش جذاب بود. همون دم در بغلم کرد و صورت و روی لبهام رو بوسید. دستم رو گرفت و روی تک مبل کنار اتاق که جلوش میز بود نشست و من رو روی پاهاش نشوند.
بگ رو از روی میز برداشت و داد به من و با همون فارسی توام با لهجه عربی اش گفت: شما میگید ناقابله. مبارک ات باشه. یکی برای بعد و دست کرد توی ساک ه و یه جعبه درآورد و گذاشت روی میز. برداشتم و درش رو باز کردم دیدم یه کراوات با طرح سنتی و شرابی برام هدیه خریده. می خواستم تشکر کنم که از دستم گرفت و گفت : این برای بعد. و جعبه مربعی شکل و سفیدی رو داد دستم و گفت این برای الانه. هر دو جعبه یه رنگ و یه مدلی بودند و انگار جعبه هدیه بود. بازش کردم یه شورت زنونه قرمز بود که حلقه های فلزی داشت. من اصلا اهلش نبودم و نمی فهمیدم چرا این رو خریده. نگاهش کردم و گفت : دوست دارم برای من بپوشی. گفتم من زن پوش نیستم. گفت : برای من بپوش. نمی دونم اما مهربونی اش و اینکه شخصیت داشت و برام هدیه خریده بود باعث شد که زیاد وسواس به خرج ندم. شورت ه فقط یه کم جلو داشت و کلا بندی بود. از روی پاش اومدم پایین و شورتم رو پشت بهش دراوردم و یکم شورت زنونه ه رو نگاه کردم و تنم کردم. تقریبا تنگ بود برام. کیر کوچولو و خوابم رو توی تکه جلویی اش جا داد. بند پشت رو هم لای کونم میزون کردن و حلقه های فلزی کنارش و پشتش که روی کمرم بود رو دست کشیدم که مرتب باشه.
یه کلمه عربی گفت و بعد همونجوری که نشسته بود و پشتم بهش بود یه کم سمت خودش کشید و لپای کونم رو می بوسید و گاهی به عربی یه کلمه ای می گفت. دوباره بغلم کرد و دستاش روی سینه ها و رونها و کونم میچرخید. گاهی ازم لب میگرفت و منم از روی شلوارش کیرش رو که نیم خیز شده بود می مالیدم. از جاش بلند شد و همونجوری که توی بغلش بودم و لبهام رو میخورد و زبونش توی دهنم می چرخید و دستش لپای کونم رو گرفته بود آروم آروم به سمت تخت رفتیم. نشوندم لبه تخت و پیرهن مردونه اش رو درآورد و بعد عرق گیرش رو و بدن مردونه و پشمالوش جلوم بود. دست میکشیدم روی سینه اش و با موهای سینه اش بازی می کردم. کمربندش رو خودم باز کردم و اجازه داد که جلوش بشینم و شلوارش رو اول در اوردم و کیرش از زیر شورت سفیدش معلوم بود. شق شده بود و به یه سمت بود. میمالیدمش و چند بار از روی شورت بوسیدمش.
دستمش رو کردم توی شورتش رو کیرش رو کشیدم بیرون و توی دستم نوازش میکردم و میمالیدمش. آروم شورتش رو درآورد و منم روی زانو روبروش نشستم و کیرش رو می مالیدم و تماشا می کردم. شاید انتظار یه کیر عربی که همیشه می گفتن و بلند بود داشتم ولی کیرش کلفت بود و نه اونقدر بلند که همه انتظارش رو دارند. هم اندازه کیرهای بلندی که تا حالا باهاشون سکس کردم بود. همیشه توی این حالت دوست دارم سفتی کیر مرد رو توی دستام حس کنم. با دستم فشاربدم و گرما و گوشتی بودنش رو لمس کنم. معلوم بود هیجان داشت. یه کم کمرش رو آورد جلو و گفت یالا یالا.
سر کیرش رو چند تا زبون زدم. بعد گرفتم توی دستم و یه چند تا بوسش کردم و بعد با زبونم از وسط هاش لیس میزدم تا زیر کلاهکش و بعد که یه کم خیس شد کردم توی دهنم. شروع کردم به ساک زدن و اون هم دستش رو گرفته بود روی سرم و توی موهام و نوازش می کرد. یه کم که ساک زدم شروع کردم آروم خودش رو عقب و جلو کردن که خودش کنترل رو بگیره. دستم رو رها کردم و سرم رو از دو طرف گرفت و آروم توی دهنم عقب و جلو می کرد. هی آروم آروم جلوتر و بیشتر کیرش رو فرو می کرد. دهنم باز باز بود و کیرش توی دهنم عقب و جلو می شد. یه کم بیشتر داخل کرد و سرم رو محکم تر گرفت که عقب نرم. کیرش حالا توی حلق داشت تلمبه می زد. سخت بود که خودم رو نگه دارم و عق نزنم. یکی دوباره حلق رفلکس نشون داد و عقب کشیدم و نفس تازه کردم و اون ادامه داد. دوباره خودم کیرش رو گرفتم توی دستم که ساک بزنم . گفت کافیه .صبر کن.
رفت کیسه پلاستیکی که همراهش بود رو آورد و خودش رفت روی تخت و بالاش نشست و یه اسپری برداشت و اشاره کرد که برم لای پاش و براش ساک بزنم. رفتم روی تخت و نزدیک شدم و خودش اول میزنم کرد که چطوری باشم که دستش به کونم برسه و سرم هم روی کیرش باشه. انگشتش که به لای کونم رسید و روی سوراخم رو نوازش داد شروع کردم به ساک زدن. کمی اسپری زد. خنک بود و خوشم اومد. از کنار بند شورت انگشتش رو رسوند به سوراخم و اول یه کم مالیدمش و بعد انگشتش رو داخل کرد. شل گرفته بودم که راحت داخل بره. حالا انگشت وسطش داخلم بود و داشت با سوراخم بازی می کرد و بازش می کرد و کیرش هم توی دهنم بود و داشتم براش ساک می زدم. حسابی سوراخم رو بازی می داد و وقتی انگشتش داخل بود به اطراف می چرخاند و فشار میداد و این همراه می شد با آه و ناله کردن من.
بعد بلندم کرد که چهاردست و پا بشینم وسط تخت. نشسته روی کیرش کاندوم کشید و روی زانو اومد پشت من. دستش رو گذاشت روی کمرم و بعد با دست دیگه اش کیرش رو روی سوراخم و لای کونم می کشید. گاهی کیرش رو می کرد لای بند شورتم و روی لپای کونم می مالید. سر کیرش رو یه کم روی سوراخم فشار داد. داخل نمی رفت و یه کم تکون داد و فشار داد که سرش داخل شد. حس خاصی بود. درد نداشت تا اینکه یه کم بازی داد سر کیرش رو توی همون قدری که داخل شده بود و بعد یه فشار داد که درد پیچید توم . ناخودآگاه یه کم جلو رفتم و آخ گفتم. کمرم رو با دو دست گرفت و یه کمر دیگه فشار داد. وقتی کیرش یه کم داخل تر شد متوقف شد و روی کونم و کمرم دست می کشید و نوازش می کرد تا آروم باشم و منتظر بود که کونم جا باز کنه.
بند شورت رو کشیده بود کنار و روی لپ کونم بود و شورت تنگ تر شده بود و کیرم و تخمام کمی توی فشار بود. یه کم که جا باز کرد کیرش رو یه کم دیگه فشار داد و با کمی درد حالا کیرش کل کونم رو فتح کرده بود و بدنش چسبیده بود به بدنم. یه کم روی زانوهاش بلندتر شد و چند بار کیرش رو آروم آروم کشید بیرون و آروم آروم داخل کرد. حالا دیگه آماده گاییده شدن بودم. با خودم می گفتم بهروز سفر خارجی هم بالاخره آنلاک شد و سکس رو هم بدست آوردی. جاهد خیلی با آرامش داخلم تلمبه می زد. حشری بود ولی عجله نمی کرد. یه کم توی اون حالت کرد و بعد یه کم روم بلندتر شد و جوری که روی شکمم بخوابم هدایتم کرد و خودش اومد روم. این حالت رو دوست داشتم. حتی وقتی با کسی سکس می کنم و تموم می شه دوست دارم روم بخوابه. جاهد رعایت من رو می کرد. هرچی نبود از نظر هیکل بزرگتر از من بود و وزنش بیشتر بود. اما دوست داشتم و زنش و گرمای بدنش رو و حالتی که تحت احاطه بدن یه مرد هستی رو داشته باشم. بهش گفتم : بخواب روم.انگار نمیفهمید. گفتم خودت رو رها کن ول کن روم . یه کم بیشتر پایینتر اومد و حالا کاملا روم خوابیده بود و فقط دستش که بالای سر سینه ام بود و حائل کرده بود نگهش داشته بود. چقدر حس خوبی بود. گرمای بدنش کل بدنم رو گرفته بود. پاهاش دوطرف پاهام بود و هر تلمبه ای که می زد پاهام رو جمع می کرد و کیرش توی سوراخم پیشروی می کرد.
گوشم و گردنم رو می خورد. صورت رو می بوسید و گاهی سرم رو می چرخوند که بتونه همزمان لب بگیره. کم کم ریتمش تندتر شد و کیرش رو بیشتر می کشید بیرون که وقتی می کنه ضربه بزنه. زبونش توی دهنم بود و پاهام رو بهم فشار می داد که کونم تنگتر باشه. صدای او اوم و ناله های من با هر تلمبه ای توی دهنم که با دهنش بسته شده بود می پیچید. گاهی عربی یه چی می گفت و از صداش و نفس هاش می فهمیدم که حسابی داره از بدن و کونم لذت می بره.
با اینکه دوست داشتم تا ابد زیرش باشم و گاییده بشم و نتونم تکون بخورم از روم بلند شد و طاق باز خوابید و گفت که بشینم روی کیرش. بلند شدم روی تخت و رفتم روش و پاهام دو طرفش بود و آروم نشستم و کیرش رو با دستم گرفتم و پشت بهش کیرش رو روی سوراخم نزدیک کردم و کمی که داخل شد پاهام رو زیرم بردم و روی کیرش نشستم. دستم روی رونهاش بود و روی کیرش شروع کردم به بالا و پایین رفتن. دستش که گاهی آروم می زدم به کونم گاهی می مالیدش رو حس می کردم. چون خیلی ورزش نمی کنم و جون ندارم زود خسته می شم. یه کم متوقف شدم که زانوهام آروم بشه که خودش کمرش رو بالا و پایین کرد و منم کمی بلند شدم که فضا برای تلمبه داشته باشه. اون حالت خیلی حال نمی داد بهش. بهم گفت برگردم و برگشتم و روی کیرش نشستم. روبرو بودیم و کمی پاهاش رو خم کرد. دستام روی شکم و سینه هاش بود و هم اون کمی بالا و پایین می کرد و هم من روی کیرش بالا و پایین می شدم. سر کیرم کمی خیس شده بود و شورت زنونه ای که پام کرده بود کمی خیس شده بود.
یه کم پاهاش رو بالا داد و جمع کرد که به سمتش برم و بعد دستام رو گرفت و به سمت خودش کشید و روی سینه اش خوابیدم و خودش کنترل کردنم رو به دست گرفت و شروع کرد تلمبه های حسابی توی کونم زدن. گاهی با دستش سیلی به کونم میزد که خیلی لذت بخش بود. سینه به سینه اش شده بودم. بدن لخت و بدون موی من روی بدن مردونه و پشمالوش حس خوبی بهم می داد. منو به خودش می چسبوند و فشار می داد. بعد دستش رو دورم حلقه کرد و محکم نگه ام داشت و آروم منو چرخوند و رفتم زیرش و حالا همونجوری که کیرش توم بود و روم خوابیده بود اول چند تا تلمبه زد و یه کم جابجا کرد که پاهام و پاهاش اوکی بشه و شروع کرد تلمبه زدن و گاهی وسطاش ازم لب هم می گرفت. پاهام کشیده می شد و فقط سرم و شونه هام روی تخت بود و باقی بدنم روی هوا و توی بغل جاهد بود. یه کم توی اون حال منو کرد و بعد رهام کرد و بلند شد و پاهام رو روی دو طرفش نگه داشت و با دستش رون پام رو میمالید و تلمبه هاش حالا با ضربه بود و عمیق. گاهی خم می شد و سینه هام رو توی دستاش می گرفت با نوکشون بازی می کرد و کمی می کشیدشون و گاهی هم صورتم رو با یه دست می گرفت و توی چشمام نگاه می کرد و با هر تلمبه بدنم زیر ضربه های کیرش می لرزید.
به سینه ها و شکمم که با تلمبه هاش می لرزید نگاه می کردم. ران هام توی دستاش بود و بین روشنی پوست من و سبزه ای پوست اون و بین لختی و صیقلی بودن بدن من با بدن پشمالو و مردونه و عضلانی اش ترکیب جذابی بوجود آورده بود.
کیرم شق شده بود توی شورت زنونه جا نمی شد دیگه و از کنارش زده بود بیرون. خیس عرق بود. چهره اش جدی بود و ریتم کردنش تند شده بود. با دستش بدنم رو می مالوند و می چلوند و زیر دستای قوی اش دردم می اومد و پوستم قرمز می شد. دیگه داشت تند تند توم تلمبه می زد. درد داشتم و بخاطر تلمبه هاش سوراخم داغ داغ بود. ناله ام درومده بود .گاهی با دست دستش رو می گرفتم که آروم تر من رو بگاد ولی شهوت نمیذاشت که بتونه خیلی مراعاتم رو کنه. یه دفعه یه پام رو اون سمت بدنش انداخت و چرخوندم و به بغل و پام رو خم کرد داخل و کمی بالا اومد و دستش رو روی کونم که حالا قنمبل شده بود گذاشت و انگار بخواد آخرین لحظه های لذت رو با تمام وجود تجربه کنه تلمبه می زد. پهلوم رو توی دستش گرفته بود و گوشتم زیر دستش چلونده می شد و دردم می اومد.
که ناگهان نعره ای زد و کیرش رو محکم توی دستش گرفت و سریع کاندوم رو درآورد و کیرش رو روی کونم و بالای رونم گذاشت و دستش رو که ول کرد آب سفید و گرمی جهید روی کون و رونم. چند تا با کیرش روی کونم ضربه زد و ته مونده آب خالی شد و سر خورد روی رونم و ریخته شد روی تخت.
منو کمی بیشتر برگردوند و دستش رو کرد توی شورتم و کیرم رو که حالا شق شق شده بود توی دستای مردونه اش گرفت و برام جق زد. چشمام رو بستم. شهوت از توی رونهام پر شد و پیچید توی کمرم و آبم ریخت بیرون و کیرم رو که گرفته بود بالا و آبم پاشیده شد روی شکمم.
کنارم دراز کشیده بود. هنوز حشری بودم. کیرش هنوز نخوابیده بود. توی دستم گرفتم و می مالوندمش. یه کم دراز کشیدیم و بعد انگار یه بچه باشم توی بغلش بلند کرد و به سمت حموم رفتیم. با عشق بدنم رو شست و بعدش که اومدیم بیرون. یه شکلات و نوشیدنی از مینی بار خوردیم . نصف شب شده بود. با یه حوله ملحفه روی تخت رو تمیز کرد و دراز کشید. فکر نمیکردم بمونه . خسته بودیم رفتم کنارش و توی بغلش . هر دو لخت لخت بودیم چراغ رو خاموش کردیم و از خستگی هر دو خوابمون برد. اولین تجربه ام بود که توی بغل مردی از شب تا صبح بخوابم. به جرات لذت بخش ترین شبی بود که داشتم. حس برای مردی بودن. صبح بعد از صبحانه رفتیم سرکار و شب بیرون گردش و شب اگرچه سکس نداشتیم ولی باز لخت مثل یه زوج کنار هم خوابیدیم و من از نوازش و توی بغلش بودن لذت می بردم.
بخاطر کار و محل زندگی و همه چی دیگه نشد هم رو ببینیم. ولی خب حس خوبی بود و گهگاهی چت و ردوبدل کردن عکسی هست بین امون.

نوشته: بهروز دی دی

بازدید 2,761

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

4 پاسخ به “از کتک خوردن توی خونه تا سکس در ماموریت”

  1. خیلی خوب بود ، روان و سلیس و بدون غلط نوشتی و توضیخاتت در صحنه های سکسی کامل و جالب بودمنم معتقدم کون دادن بهترین لذت دنیاس مخصوصا اگه بکنت وارد و کار بلد باشه

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید