ارگ و کون

ماجرای ارگ این برمیگرده به دوره راهنمایی من وپسرهمسایه مون که خوشکل بود و به قولا تک پرون بود. به بعضی میدادو به من نمیداد .روزی روزگاری ساسان همکلاسیم یه ارگ ارزون قیمت که باباش ازقطر براش آورده بود را آورد مدرسه وسرود تمرین کردیم وبردش خونه.ماجرا از اونجا شروع شد که مهرداد میره سراغ ساسان وبهش میگه ارگ را بهم میدی برا یه شب وساسان هم توو رودربایستی قرارمیگیره ومیگه ارگم پیش مرتضی است وبعد هم سریع به من گفت که مهرداد را بپیچون .خلاصه مهرداد اومد پیش من وگفت ساسان گفته ارگشو بدی به من ومن هم گفتم نمیدم . مهرداد هی حساس شد وخیلی هم دلش میخواست از دست من گرفته باشه ومیرفت پیش ساسان وزیراب منو میزد که ارگ رااز مرتضی بگیر وبده به من.دو سه روزی گذشت ومن ومهرداد که باهم همکلاسی هم بودیم وتوو راه مدرسه باهم میومدیم خونه یه روز به من گفت تو چرا ارگ ساسان را نمیدی به من ومن هم گفتم امانته نمیدم ازمهرداد اصرا واز من نه گفتن تا اینکه به در خونمون رسیدیم مهرداد گفت برو جان خودت برام بیار من هم از خداخواسته زد به سرم وگفتم باشه(ارگی هم نبود!) اومدم داخل خونه با خودم فکرکردم چه جوری بیارمش داخل؟برگشتم بهش گفتم مهرداد جان گذاشتمش بالای کمد رختخواب دستم نمیرسه باید بیای کمک تا درش بیاریم اومد حالا مادرهم هم تووی اتاق بغلی دار قالی داشت ومشغول بود…مهرداد اومد داخل اتاق اینوری وگفت کجاست؟الکی کپسول گاز اوردم وگفتم بالاست …بعدش هم از پشت چسپیدم به کونش…گفت :نکن بابا ارگ کجاست؟ گفتم باید بهم بدی تا ارگ رابدم…رفت گوشه اتاق وایساد وگفت چی میگی؟گناه داره گناهه…گفتم من زده به سرم حالیم نیست …زود باش اگه ارگ میخوای…روشو برگردوند وپشت به من گفت بیا زود باش کاردارم…تمام وجودم گرم شد هیچی حالیم نبود حتی اگه کسی هم میومد…از روی شلوارسفیدی که داشت خودم رابهش چسپوندم…خیلی حال داد کیرم داشت میترکید…از ریشه ش درد گرفته بود بهش گفتم اینطوری نمیشه شلوارتو در بیار اولش زیربار نرفت ولی چند لحظه بعد کشید پایین شورت سیاه مایو داشت…شورتشو که دراورد قلبم انگار داشت از دهنم بیرون میومد یه لحظه پشیمان شدم ولی با دیدن کون تپل وسفیدش شلوارم رادر اوردم وکیرم را درست وسط کونش گذاشتم …اخ نرم وتپل بود وکاملا حسش میکردم یه کم خم شد وبادستام دولمبه را کنار زدم وسوراخ خط خطی وسیاهش را دیدم وامان ندادم سر کیرم را فرو کردم تووش وشروع کردم به تلمبه زدن وقتی کیرم رابیرون آوردم زیر گه بود که سبز بود انگار دیشبش قورمه سبزی خورده بود دوباره فرو کردم داخل وچند تلمبه زدم ولپشو بوسیدم گرمای سوراخ کونش به اومدن ابم کمک کرد وهمون داخل ریختمش ودوسه دقیقه ای هم توو بغلم نگهش داشتم تا داغ حسرت این مدت که توو کف اونبودم درآد…بعد هم با شلوارورزشی من کونشو پاک کرد…وگفت حالا برو ارگ رابیار برام. گفتم: مهرداد منو ببخش !اصلا ارگی در کار نیست … ناراحت شد ودوباره تکرار کرد… ومن هم…گفتم نیست به خدا …همش الکی بود…گفت پس بیا تا من هم یه دس تورو بکنم… گفتم شرمنده مهرداد خوشکلم حالم گرفته میشه تازه دارم حالشو میبرم… ومهرداد با ناراحتی در خونمون را محکم زد ورفت وبا هم قهر شدیم…تا دوسال بعد که آشتی کردیم و دوباره یه شب توو کوچمون از روی شلوار بغلش کردم وآبم اومد…

نوشته: مرتضی

بازدید 16,298

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

🔥 داستان‌های مشابه پیشنهادی:

11 پاسخ به “ارگ و کون”

  1. ادمین جان بابا چرا اینطوری میکنی عزیز ؟؟من بعده چند وقت دوباره برگشتم تو این سایت و واقعا دیدم روز به روز داره بدتر میشه.

  2. لااقل می گفتی خونمون کسی نبودیا اون مامانت جنده است و اون موقع زیر یکی بوده یا اینکه داشتی لا پایی می زدی و فکر می کردی توشه! یا اونقدر کیر تو مغزی که این اراجیفو می بافی. دوستان برن داستان آمپول زدن زن دایی رو بخونن،داستان تکراری بهتر از ایناستاه

  3. Admin jan azize …chera oftadi be june nazaraye mano hamash pak mikoni?doruq goftam mage un bala?(pak kardi)hich nezarati ru dastana nadari dge mese ye matarsak shodi dadash.har nane qamari kos sher minevise mizari tu site.ye bar dge nazaraye mano pak koni siteto az nahieye koon dAr mizanam 😀

  4. فقط یه سوال دارم سوراخ چطوری میتونه خط خطی باشه؟ خواهشا قوانین ریاضی فیزیک رو بهم نزن!!!

  5. كيرم تو حلقت…اين داستانو كه قبلا تو همين سايت خونده بودم ادمين…كيرم تو چشات

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید