سلام رفقا این اولین داستانی هست که مینویسم ،داستان کوتاه،سکس در این داستان اتفاق نیفتاده ،کاملا واقعی
من رضا هستم ۲۳ سالمه و به دلیل داشتن سایز کوچیکم هیچ وقت نتونستم سکس رو تجربه کنم و خجالت کشیدم تا با کسی اوکی شم.
همیشه جق در شکل های مختلف و جاهای مختلف همراه من بوده و شهوت جنسی من رو خالی و رفع کرده.
چند شب پیش بود که قرار بود صبح برم واسه آزمایش خون و ادرار ، آخر شب بود و در حال چرخیدن تو بکن تو و کانال های سکسی بودم و دول راست شدم رو میمالیدم و فشار میدادم به تشکم.
من معمولا کم خودم رو ارضا میکنم و بیشتر شق میکنم میمالم تا مرز ارضا میرم و رها میکنم.
میدونم این کار بده اما خب …
خسته شدم گوشی رو بستم و خوابیدم صبح بیدار شدم و دستشویی کردم یه آب به صورتم زدم و بعد از آماده شدن به سمت آزمایشگاه حرکت کردم.
اول آزمایش خون و بعدش گفتن برو واسه از نمایش ادرار،وارد سرویس بهداشتی شدم و طوری بود که درب سرویس نصفه بود یعنی مدلش اینجوری بود مثل رختکن
و میتونستی فضای سرویس بهداشتی رو ببینی.
درب ظرف رو باز کردم نمیدونم چرا تو اون شلوغی و اینا یهو استرس گرفتم.
دول کوچک و جمع شده رو به سمت ظرف گرفتم و یکم بعد دیدم که نمیتونم ادرار کنم.
تعجب کرده بودم یکم زور زدم دیدم نمیشه،گفتم بزار بشینم شاید بتونم و اما نشد که نشد.
خیلی به خودم فشار آوردم و پشیمون که چرا صبح ادرار کرده بودم…
درب اصلی سرویس رو میدیدم دو تا خانوم با ظرف پر از دستشویی بانوان بیرون اومدن و میخندیدن با اونا از دور چشم تو چشم شدم و نمیدونم چرا تحریک شدم،دول کوچیکم خواب بود اما احساس ارضا شدن داشتم گفتم حتما میخواد ادرارم بیاد که دیدم دول کوچیکم با همون حالت خواب شروع به نبض زدن کرد و آبم اومد.تا حالا با کیرخواب ارضا نشده بودم خیلی واسم عجیب بود.اعصابم خرد بود ظرفی که باید توش ادرار باشه پر از منی بود ظرف رو شستم اومدم بیرون و خیلی آب خوردم و در تلاش بعد موفق شدم.
ببخشید اگه این داستان سلیقه شما نبود مرسی
من رضا هستم ۲۳ سالمه و به دلیل داشتن سایز کوچیکم هیچ وقت نتونستم سکس رو تجربه کنم و خجالت کشیدم تا با کسی اوکی شم.
همیشه جق در شکل های مختلف و جاهای مختلف همراه من بوده و شهوت جنسی من رو خالی و رفع کرده.
چند شب پیش بود که قرار بود صبح برم واسه آزمایش خون و ادرار ، آخر شب بود و در حال چرخیدن تو بکن تو و کانال های سکسی بودم و دول راست شدم رو میمالیدم و فشار میدادم به تشکم.
من معمولا کم خودم رو ارضا میکنم و بیشتر شق میکنم میمالم تا مرز ارضا میرم و رها میکنم.
میدونم این کار بده اما خب …
خسته شدم گوشی رو بستم و خوابیدم صبح بیدار شدم و دستشویی کردم یه آب به صورتم زدم و بعد از آماده شدن به سمت آزمایشگاه حرکت کردم.
اول آزمایش خون و بعدش گفتن برو واسه از نمایش ادرار،وارد سرویس بهداشتی شدم و طوری بود که درب سرویس نصفه بود یعنی مدلش اینجوری بود مثل رختکن
و میتونستی فضای سرویس بهداشتی رو ببینی.
درب ظرف رو باز کردم نمیدونم چرا تو اون شلوغی و اینا یهو استرس گرفتم.
دول کوچک و جمع شده رو به سمت ظرف گرفتم و یکم بعد دیدم که نمیتونم ادرار کنم.
تعجب کرده بودم یکم زور زدم دیدم نمیشه،گفتم بزار بشینم شاید بتونم و اما نشد که نشد.
خیلی به خودم فشار آوردم و پشیمون که چرا صبح ادرار کرده بودم…
درب اصلی سرویس رو میدیدم دو تا خانوم با ظرف پر از دستشویی بانوان بیرون اومدن و میخندیدن با اونا از دور چشم تو چشم شدم و نمیدونم چرا تحریک شدم،دول کوچیکم خواب بود اما احساس ارضا شدن داشتم گفتم حتما میخواد ادرارم بیاد که دیدم دول کوچیکم با همون حالت خواب شروع به نبض زدن کرد و آبم اومد.تا حالا با کیرخواب ارضا نشده بودم خیلی واسم عجیب بود.اعصابم خرد بود ظرفی که باید توش ادرار باشه پر از منی بود ظرف رو شستم اومدم بیرون و خیلی آب خوردم و در تلاش بعد موفق شدم.
ببخشید اگه این داستان سلیقه شما نبود مرسی
نوشته: رضا
12 پاسخ به “ارضا در آزمایشگاه”
فکر کنم خزعبل ترین داستان تاریخ بکن تو بود!
احتمالا اوب خونت بالاس ازمایش نشونش میده
این خاطر تخمیتا برا بکن های محلت تعریف کن نه اینجا فندوق
بازم خوبه داستانت کم بود والا زیاد بود میخوندم الان کلا فک فامیلتا میاوردم توخاطرت
خب آبتو میدادی به مسئول آزمایشگاه ازشون میخواستی واست آزمایش اسپرم انجام بدن
حتما تو آزمایش خون گروه خونیتو میزنه OBبا یه چش تو چش اومدی؟تو دیگه خیلی وضعت خرابه پسر
حیف که بلد نیستم بهت فحش بدماین الان داستان سکسی بود ؟امید دارم دوستان حسابی از خجالتت در بیان 🐐
از دول کوچیک آب می آیه، هی هی.…
میخواستم برم جق بزنم داستان تو رو خوندم کیرم خوابید تف به این داستان
رضا جون عالی بودفدای دودول نازتبخودمش
ی ظرف دیگ میگرفتی چرا شستسش 😁 😳
راست میگی 👍