سلام دوستان و هم حسای خوبم
من اسمم رسوله الان ۲۳ سالمه داستان مربوط میشه به چند سال پیش ک من ۱۶ ۱۷ سالم بود من اهل کرمانم و تو ی خوانواده ۵ نفره زندگی میکنم ی خواهر ک از منو داداشم بزرگتره و ازدواج کرده و ی برادر از من بزرگتره از نظر قیافه و تیپ خوبم پوست سفید و موهای بور لبای قرمز بگذریم من زمانی ک خواهرم ازدواج کرد ۱۸ سالم بود بعد ی مدت بخاطر شغل دامادمون مجبور شدن برن سمنان زندگی کنن بعد ی مدت منم رفتم اونجا و با اونا زندگی میکردم ک خواهرم تنها نباشه ی بار ک رفته بودم همونجا آرایشگاه ی مغازه خیلی شیک و ترو تمیز بود ی پسره تقريبا ۲۷ ۸ ساله بود ک اومد ک موهامو اصلاح کرد انصافا خیلی هم خوشتیپ بود و من ازش خیلی خوشم اومده بود کارشم عالی بود من خودم ب آرایشگری خیلی علاقه داشتم حین کار کردن ک مشتری میومد بهشون میگفت فلان ساعت بیایید بیشتر هم مشتریاش مغازه دارای همون پاساژ بودن بهش گفتم چرا ی نفرو. نمیگری کمکت گفت ک ی چند نفری اوردم بهشون یاد دادم بعد ک کارو یاد گرفتن ول کردن رفتن گفتم میخوای من بیام کنار دستت هم یاد بگیرم همم کمکت باشم اولش خندید گفت توهم تا یاد بگیری ول میکنی میری گفتم نه من فعلا هستم وقتی دید ک اصرار دارم گفت باشه هر موقع خواستی بیا درضمن من ماساژور هم هستم ی تخت آخر مغازه بود و گفت قبلا ک سرم خلوت بود همینجا یا میرفتم منزل خودشون انجام میدادم خواستی اونم بهت یاد میدم خیلی خوشحال شدم خلاصه با خواهرم در میون گذاشتم و اونم ب شوهرش گفت و قبول کردن ک برم کار یاد بگیرم از فردای همون روز رفتم کنارش وایستادم خیلی با حوصله بهم یاد میداد اوایل شستشو سر و ریش و خوشک کردن آماده کردن مشتری بود بعدها مدل صحیح سشوار کردن و پاکسازی صورت و کمکم قیچی هم دست گرفتم ب سرعت کارشو یاد گرفتم مخصوصا سشوار کردن ک خودش میگفت کارت از منم بهتره ی بار ک ی مشتری برای ماساژ داشت گفت عصر من میخوام برم واسه ماساژحواست ب مغازه باشه گفتم قرار بود ب منم یاد بدی گفت باشه عصر ک اومدم بعد از تعطیل کردن مغازه میریم خونه اونجا همه چی هست بهت یاد میدم خلاصه رفت و عصر برگشت و مشتریای خودشم راه انداخت و گفت مغازه رو ببندیم و توهم با خونتون هماهنگ کن بریم رفتیم خونش ی خونه آپارتمانی نقلی بود ولی شیک و ترو تمیز ی تخت تاشو اورد باز کرد و گفت برو ی دوش بگیر بعد بیا رفتم با شلوار از حموم اومدم بیرون گفت لخت شو با شرت دراز بکش منم لخت شدم وقتی لخت شدم و بدنمو دید گفت عجب بدن سفیدی داری خیلی بدن خوبی داری منم تشکر کردم رفت خودشم بای شلوارک و تیشرت بود با ی روغن برگشت روغنو ریخت رو کمرمو شرو کرد توضیح دادن مالیدن و ماساژ دادن کمرم ک تموم شد رفت سراغ رونام وقتی ب رونام دست زد حالم ی جوری شد داغ شده بودم و کیرم شق شده بود سرم گذاشته بودم رو دستام و چشامو بسته بودم داشتو ضیح میداد کم کم دستشو میکرد زیر شرتمو ب باسنم دست میزد خیلی خوشم اومده بود اونم متوجه شده بود فهمیدم ک اونم هوس کونمو کرده چشامو باز کردم دیدم کیرش تقریبا بلند شده ازیر شلوارک معلومه خودمو ب اون راه زدم دیدم دست برد زیر شرتم و یکی از لپای کونمو گرفت و خونسرد ماساژ میداد گفت رسول شرتت چرب میشه اگه میخوای درش بیار روم نمیشد لخت شم گفتم نه نمیخواد خجالت میکشم گفت خجالت نداره دوتامون مردیم منم کارم این بوده و خیلی کون دیدم از پسر گرفته تا مرد مسن گفتم آخه…گفت آخه چی شق کردی؟خجالت کشیدم ک گفت اونم طبیعیه شلوارک خودشو در اورد گفت ببین منم لخت میشم ک خجالت نکشی ببین منم شق کردم ی شرت آبی پاش بود ک کیرش داشت پارش میکرد منم دیگه خجالت رو گذاشتم کنار شرتمو در اوردم کونمو ک دید گفت عجب کونی داری پسر ی کم روغن ریخت و شرو کرد لپای کونمو ماساژ دادن خیلی داشت بهم حال میداد دوست داشتم همون لحظه بخوابه رومو کیرشو تا دسته فرو کنه ک از درد ب خودم بپیچم (من چند باری با رفیقام سکس داشتم اما با بزرگتر از خودم نه ) گفت بر گرد اولش روم نمیشد چون کیرم شق شده بود اما گفت اگه میخوای یاد بگیری باید از جلوهم یادت بدم اما من که چیزی نمیفهمیدم و فقط تو فکر کیر و اندام مردونه و سکسیش بودم برگشتم کیرمو ک دید خیلی ریلکس بر خورد کرد روغن ریخت و شروع کرد ماساژ دادن گردن و سینه هام دستش ک سینه هام رسید دیگه نالم در اومد بای صدای آروم و حشری گفت خوشت میاد دوس داری با چشم تایید کردم ک ی جووون آروم گفت دیگه دست خودم نبود ارنجمو از عمد زدم ب کیرش ک تا اینو دید کیرشو چسپوند ب دستم میمالید ب ارنجم اما روم نمیشد بگیرمش تو دستم ک خودش کیر منو گرفت شرو کرد مالیدن و ب منم گفت رسول جان راحت باش هر جور دوس داری حال کن منم کیرشو گرفتم تو دستم گفت جوووون از روز اول میدونستم اهلش هستی و دوست داشتم بکنمت گفتم پس شرو کن کیرشو در اوردم کیر خوشگل و خوش تراشی داشت ۱۷ سانتی میشد گذاشتم تو دهنم با زبون نوکشو ماساژ میدادم گفت تو خیلی خوبی خیلی وقت بود منتظر این صحنه بودم داشتم واسش ساک میزدم با کیرش کیف می کردم اونم آه اوه میکرد و داشت واسم جق میزد ک گفتم نکن آبم میاد کلمو گرفت محکم تو دهنم تلمبه میزد برگشتم ب شکم خوابیدم اونم جلوم وایساده بود انگشتش تو سو سوراخم بود ی ده دقیقه واسش ساک زدم گفتم بذار برم خودمو خالی کنم بیام رفتم دستشویی خودمو خالی کردم و با صابون کونمو شستم اومدم داگیم کرد روغن ریخت و دو انگشتی کرد تو کونم عقب جلوش کرد خوب ک باز شد ی پتو انداخت رو زمین و گفت بیا پایین دراز بکش اومدم رو زمین ی کاندوم اورد زد ب کیرش گذاشت رو سوراخم ارووم حولش داد تو گفت هر موقع دردت اومد بگو نگه دارم گفتم خوبم بکن اما درد داشتم خیلی اما دردشم دوس داشتم خودم خشن دوست داشتم اونم تا آخر کرد تو کونم شروع کرد تلمبه زدن لبامو میخورد تو دهنم نفس می کشید ک خیلی دوس داشتم داشت تلمبه میزد خیلی محکم بهترین لذتو داشتم تجربه میکردم ی ۲۰ دقیقه داشت میکرد محکم ک گفت دارم میام با ی نعره داخل کاندوم داخل کونم خالی کرد خودشو از روم بلند شود چند تا بوسم کرد و برم گردوند کیرمو چرب کرد و واسم جق زد ارضام کرد و رفتیم حموم اومدیم بیرون خیلی خوشش اومده بود بعد از اون هر دو سه روزی یکبار میرفتیم خونش و ماساژ و سکس داشتیم تا اینکه بعد سه سال باید برمیگشتم کرمان پیش خونوادم البته دیگه ی ماسور و آرایشگر خوب شده بودم میتونستم تو کرمان واسه خودم کار کنم اما قرار شد هر چند چند وقت ی بار بیام پیشش برگشتم کرمان و … داستان خودم و پسر خالم تو کرمان پیش اومد ک اونو تو قسمت بعد میگم امیدوارم خوشتون اومده باشه منتظر نظراتتون هستم
من اسمم رسوله الان ۲۳ سالمه داستان مربوط میشه به چند سال پیش ک من ۱۶ ۱۷ سالم بود من اهل کرمانم و تو ی خوانواده ۵ نفره زندگی میکنم ی خواهر ک از منو داداشم بزرگتره و ازدواج کرده و ی برادر از من بزرگتره از نظر قیافه و تیپ خوبم پوست سفید و موهای بور لبای قرمز بگذریم من زمانی ک خواهرم ازدواج کرد ۱۸ سالم بود بعد ی مدت بخاطر شغل دامادمون مجبور شدن برن سمنان زندگی کنن بعد ی مدت منم رفتم اونجا و با اونا زندگی میکردم ک خواهرم تنها نباشه ی بار ک رفته بودم همونجا آرایشگاه ی مغازه خیلی شیک و ترو تمیز بود ی پسره تقريبا ۲۷ ۸ ساله بود ک اومد ک موهامو اصلاح کرد انصافا خیلی هم خوشتیپ بود و من ازش خیلی خوشم اومده بود کارشم عالی بود من خودم ب آرایشگری خیلی علاقه داشتم حین کار کردن ک مشتری میومد بهشون میگفت فلان ساعت بیایید بیشتر هم مشتریاش مغازه دارای همون پاساژ بودن بهش گفتم چرا ی نفرو. نمیگری کمکت گفت ک ی چند نفری اوردم بهشون یاد دادم بعد ک کارو یاد گرفتن ول کردن رفتن گفتم میخوای من بیام کنار دستت هم یاد بگیرم همم کمکت باشم اولش خندید گفت توهم تا یاد بگیری ول میکنی میری گفتم نه من فعلا هستم وقتی دید ک اصرار دارم گفت باشه هر موقع خواستی بیا درضمن من ماساژور هم هستم ی تخت آخر مغازه بود و گفت قبلا ک سرم خلوت بود همینجا یا میرفتم منزل خودشون انجام میدادم خواستی اونم بهت یاد میدم خیلی خوشحال شدم خلاصه با خواهرم در میون گذاشتم و اونم ب شوهرش گفت و قبول کردن ک برم کار یاد بگیرم از فردای همون روز رفتم کنارش وایستادم خیلی با حوصله بهم یاد میداد اوایل شستشو سر و ریش و خوشک کردن آماده کردن مشتری بود بعدها مدل صحیح سشوار کردن و پاکسازی صورت و کمکم قیچی هم دست گرفتم ب سرعت کارشو یاد گرفتم مخصوصا سشوار کردن ک خودش میگفت کارت از منم بهتره ی بار ک ی مشتری برای ماساژ داشت گفت عصر من میخوام برم واسه ماساژحواست ب مغازه باشه گفتم قرار بود ب منم یاد بدی گفت باشه عصر ک اومدم بعد از تعطیل کردن مغازه میریم خونه اونجا همه چی هست بهت یاد میدم خلاصه رفت و عصر برگشت و مشتریای خودشم راه انداخت و گفت مغازه رو ببندیم و توهم با خونتون هماهنگ کن بریم رفتیم خونش ی خونه آپارتمانی نقلی بود ولی شیک و ترو تمیز ی تخت تاشو اورد باز کرد و گفت برو ی دوش بگیر بعد بیا رفتم با شلوار از حموم اومدم بیرون گفت لخت شو با شرت دراز بکش منم لخت شدم وقتی لخت شدم و بدنمو دید گفت عجب بدن سفیدی داری خیلی بدن خوبی داری منم تشکر کردم رفت خودشم بای شلوارک و تیشرت بود با ی روغن برگشت روغنو ریخت رو کمرمو شرو کرد توضیح دادن مالیدن و ماساژ دادن کمرم ک تموم شد رفت سراغ رونام وقتی ب رونام دست زد حالم ی جوری شد داغ شده بودم و کیرم شق شده بود سرم گذاشته بودم رو دستام و چشامو بسته بودم داشتو ضیح میداد کم کم دستشو میکرد زیر شرتمو ب باسنم دست میزد خیلی خوشم اومده بود اونم متوجه شده بود فهمیدم ک اونم هوس کونمو کرده چشامو باز کردم دیدم کیرش تقریبا بلند شده ازیر شلوارک معلومه خودمو ب اون راه زدم دیدم دست برد زیر شرتم و یکی از لپای کونمو گرفت و خونسرد ماساژ میداد گفت رسول شرتت چرب میشه اگه میخوای درش بیار روم نمیشد لخت شم گفتم نه نمیخواد خجالت میکشم گفت خجالت نداره دوتامون مردیم منم کارم این بوده و خیلی کون دیدم از پسر گرفته تا مرد مسن گفتم آخه…گفت آخه چی شق کردی؟خجالت کشیدم ک گفت اونم طبیعیه شلوارک خودشو در اورد گفت ببین منم لخت میشم ک خجالت نکشی ببین منم شق کردم ی شرت آبی پاش بود ک کیرش داشت پارش میکرد منم دیگه خجالت رو گذاشتم کنار شرتمو در اوردم کونمو ک دید گفت عجب کونی داری پسر ی کم روغن ریخت و شرو کرد لپای کونمو ماساژ دادن خیلی داشت بهم حال میداد دوست داشتم همون لحظه بخوابه رومو کیرشو تا دسته فرو کنه ک از درد ب خودم بپیچم (من چند باری با رفیقام سکس داشتم اما با بزرگتر از خودم نه ) گفت بر گرد اولش روم نمیشد چون کیرم شق شده بود اما گفت اگه میخوای یاد بگیری باید از جلوهم یادت بدم اما من که چیزی نمیفهمیدم و فقط تو فکر کیر و اندام مردونه و سکسیش بودم برگشتم کیرمو ک دید خیلی ریلکس بر خورد کرد روغن ریخت و شروع کرد ماساژ دادن گردن و سینه هام دستش ک سینه هام رسید دیگه نالم در اومد بای صدای آروم و حشری گفت خوشت میاد دوس داری با چشم تایید کردم ک ی جووون آروم گفت دیگه دست خودم نبود ارنجمو از عمد زدم ب کیرش ک تا اینو دید کیرشو چسپوند ب دستم میمالید ب ارنجم اما روم نمیشد بگیرمش تو دستم ک خودش کیر منو گرفت شرو کرد مالیدن و ب منم گفت رسول جان راحت باش هر جور دوس داری حال کن منم کیرشو گرفتم تو دستم گفت جوووون از روز اول میدونستم اهلش هستی و دوست داشتم بکنمت گفتم پس شرو کن کیرشو در اوردم کیر خوشگل و خوش تراشی داشت ۱۷ سانتی میشد گذاشتم تو دهنم با زبون نوکشو ماساژ میدادم گفت تو خیلی خوبی خیلی وقت بود منتظر این صحنه بودم داشتم واسش ساک میزدم با کیرش کیف می کردم اونم آه اوه میکرد و داشت واسم جق میزد ک گفتم نکن آبم میاد کلمو گرفت محکم تو دهنم تلمبه میزد برگشتم ب شکم خوابیدم اونم جلوم وایساده بود انگشتش تو سو سوراخم بود ی ده دقیقه واسش ساک زدم گفتم بذار برم خودمو خالی کنم بیام رفتم دستشویی خودمو خالی کردم و با صابون کونمو شستم اومدم داگیم کرد روغن ریخت و دو انگشتی کرد تو کونم عقب جلوش کرد خوب ک باز شد ی پتو انداخت رو زمین و گفت بیا پایین دراز بکش اومدم رو زمین ی کاندوم اورد زد ب کیرش گذاشت رو سوراخم ارووم حولش داد تو گفت هر موقع دردت اومد بگو نگه دارم گفتم خوبم بکن اما درد داشتم خیلی اما دردشم دوس داشتم خودم خشن دوست داشتم اونم تا آخر کرد تو کونم شروع کرد تلمبه زدن لبامو میخورد تو دهنم نفس می کشید ک خیلی دوس داشتم داشت تلمبه میزد خیلی محکم بهترین لذتو داشتم تجربه میکردم ی ۲۰ دقیقه داشت میکرد محکم ک گفت دارم میام با ی نعره داخل کاندوم داخل کونم خالی کرد خودشو از روم بلند شود چند تا بوسم کرد و برم گردوند کیرمو چرب کرد و واسم جق زد ارضام کرد و رفتیم حموم اومدیم بیرون خیلی خوشش اومده بود بعد از اون هر دو سه روزی یکبار میرفتیم خونش و ماساژ و سکس داشتیم تا اینکه بعد سه سال باید برمیگشتم کرمان پیش خونوادم البته دیگه ی ماسور و آرایشگر خوب شده بودم میتونستم تو کرمان واسه خودم کار کنم اما قرار شد هر چند چند وقت ی بار بیام پیشش برگشتم کرمان و … داستان خودم و پسر خالم تو کرمان پیش اومد ک اونو تو قسمت بعد میگم امیدوارم خوشتون اومده باشه منتظر نظراتتون هستم
نوشته: رسول
9 پاسخ به “آرایشگر و پسرخاله (۱)”
خوب بود جیگر داستان آب آوری تعریف کردی، لطفاً داستان و ادامه بده،،،
خوشم نیومد.
علاوه بر اینکه ماسور و آرایشگر خوبی شدی، کونی خوبی هم شدی👌
راس کردم برات
کیرم؛توکونت.
رسولبچه سوسول 😉عالی بودمهم نیست واقعی باشهباید حس لذت رو برسونه که کاملا موفق بودیصد تا لایک 👏
آفرین رسول جوندوس دارم امثال تو رو ماستژ یدم
کرمانی ها که بکن بودن چیشد کونی از در اومدی
رسول ها هم کون میدن؟