رویای زندگی (۳)

…ادامه از قسمت قبل (لینک قسمت های قبل را در پایین داستان بالای نظرات میتوانید پیدا کنید یا اینکه میتوانید نام داستان را از بخش جستجوی وب سایت جستجو کنید)

… وقتی کیا رفت و من همچنان رویا مبل لش کرده بودم به خودم خندیدم. چند ماه پیش یه دختر ساده‌ بودم، حالا داشتم منتظر می‌موندم شوهرم هماهنگ کنه دوست‌پسر همکارم رو بیاره خونه‌مون تا منو بکنه.
قلبم تند می زد. هم می‌ترسیدم، هم کسم داشت خیس می‌شد. بلند شدم رفتم حموم. آب داغ باز کردم. جلوی آینه ایستادم. سینه‌هام بزرگ‌تر به نظر می‌رسیدن، ران‌هام گوشتی‌تر، کونم گردتر. نوک سینه‌هام از هیجان سفت شده بودن، ژیلت رو برداشتم و آروم سوراخ کونم رو شیو کردم. بعد کسم رو. دقیق، تمیز. انگار داشتم خودم رو هدیه می‌پیچیدم. از حموم اومدم بیرون، داشتم خودمو خشک میکردم..
بعد چند دقیقه گوشیم زنگ خورد. کیا بود
گفت عزیزم دوست پسرت بدجور میخوادت
گفتم چطور
گفت وقتی بهش زنگ زدم اول یکم اذیتش کردم خواستم ببینم حالش چطور میشه دیدم سکوت کرده بود و دپ شده طفلی..
بهش گفتم نترس رویا اوکی داده اونم مثل تو مشتاق هست، امشب بیا خونمون ساعت 9 شب منتظرت هستیم.
کیا گفت باز بهش تاکید کردم نباید سمیرا عمرا بفهمه امشب میای پیش ما.. علی گفت قول دادم و خیالت راحت…
گفتم حالا کی میای؟
گفت دارم میرم خونه بابام مشروب بگیرم و مزه و غذا سر راه میگیرم تا بیام ساعت 8 میشه.
من دل تو دلم نبود بعد تماس انگاری بجای اینکه حسم بهتر بشه بدتر میشد نگرانی و استرس از اون طرف هیجان، با اینکه یکبار تکرار کرده بودیم اما این دفعه خیلی فرق داشت برام اینکه با هماهنگی خود شوهرم.
کیا وقتی رسید خونه دستاش پر بود رفتم سمتش کمک..
که گفت میبینم خوشگلم کردی واسش ؟
گفتم اول برای تو که این زن خوشگل داری، دوم واسه اون که اینطور زن خوشگلی میخواد باهاش باشه..
یکم باهم نشستیم حرف زدیم که از لحاظ ذهنی هردو استرس داشتیم و اینکه چجوری دفعه پیش استرس نبود و چجوری شکل گرفت و چرا الان جفتمون استرس داریم و اینکه چکار کنیم و فانتزی های مخفی بهم گفتیم و قول هایی بهم دادیم که زندگیمون حفظ بشه.
در اون تایم حرف زدن فانتزی هایی بینمون ردو بدل شد که به نظرم هیچ کدام مون جرات بیان کردنش بهم نداشتیم. وسط گفتگو کیا گفت من پاشم برم حموم الان هر لحظه هست که علی بیاد.
گفتم باشه فقط زود بیا ساعت نزدیک 9 هست.
یک موزیک با صدای کم گذاشتم و رفتم تو آشپزخونه که وسایل و میز پذیرایی آماده کنم، دیدم کیا یک بطری شراب و یک بطری مشروب گرفته درب شراب باز کردم و نصف لیوان برای خودم ریختم و خوردم و تنقلات و پیک ها روی میز و غذا که چند سیخ کوبیده و چند سیخ جوجه هم که گرفته بود هم تو مایکروفر گذاشتم که هروقت خواستیم سریع گرمش کنم..
در حال آماده کردن بودم که صدای زنگ اومد تو ایفون نگاه کردم دیدم علی هست در باز کردم و سریع کیا صدا کردم گفتم زود بیا علی اومد در باز کردم خودمم سریع رفتم جلو آینه خودمو دیدم قیافه و هیکلم دیدم حس خوب همراه با کمی هیجان و استرس هنوز در وجودم بود درب باز کردم
علی تا منو دید لبخند زد و احوالپرسی و دست آوردم جلو دست داد و یک گل برام گرفته بود داد بهم و بعدش یک بغل ساده همو کردیم تعارف زدم گفتم بفرما داخل بشین الان کیا میاد
که کیا صدا زد گفت من الان میام
رفتم روبرو علی نشستم گفتم نوشیدنی چی می خوری
علی با لبخند و نگاه ریز به هیکلم گفت هرچی تو میخوری
گفتم من برات آب میارم تا نفسی تازه کنی کیا هم الان میاد
کیا از حموم اومد رفت لباس پوشید اومد با علی احوالپرسی و گفت عزیزم مشروب و غذا میاری
روی میز تنقلات و نوشابه و آب گذاشته بودم. که رفتم مشروب و شراب گذاشتم روی میز که کیا گفت شراب کم شده شیطون خوردیش گفتم شراب برای من مشروب برای شما
غذا هم گرم کردم آوردم و جو و فضا اول کمی سنگین بود هر صحبتی پیش میومد با جمله و جواب بعدی سریع تمام میشد.
من که با فاصله روی مبل تکی نشسته بودم و علی بیشتر نگاهش به من بود
کیا گفت رویای زندگی من پاشو بیا اینجا بشین با فاصله نشستی اینکه این دورهمی به مناسبت شما هست، با خجالت و لبخند بلند شدم اومدم کنار کیا نشستم که کیا گفت نه بیا بین من و علی بشین بلند شدم از جلو کیا رد شدم موقع رد شدن کیا گفت چی ساختی یکی زد روی کونم که یک لگ پوشیده بودم که صدای اسپنک در کونم شنیده شد
که علی فقط می خندید و گفت نوش جون صاحبش
که کیا که پیک اول ریخت و برای من شراب ریخت رفتیم بالا به سلامتی من
کیا پیک اول که رفت گفت رویا سیگار منو نیاوردی بلند شد رفت سیگارش آورد اما رفت روبروی من نشست
گفت شما راحت باشید و با این حرف کیا خجالت کشیدم
و کیا سیگار می کشید و علی یک تیکه کباب برداشت آورد جلو دهنم گفت بفرما منم دهنم باز کردم و خوردم
که کیا گفت مبارکه اما چرا انگشتش گاز نگرفتی انگشتش باید گاز میگرفتی
علی گفت دوباره که گفتم نمی خورم چون معده پر میشه سریع و سنگین میشم.
شراب برداشتم و لیوان تا ته خوردم که واقعا شرابش عالی بود چون پدر کیا خودش درست میکنه واقعا همیشه شرابش همه تعریف میکنند.
پیک دوم و سوم کیا و علی هم خوردن
کیا موزیک شاد گذاشت گفت با هم برقصید
علی بلند شد دست منو هم گرفت و خجالتم کمتر شده بود
با علی میرقصیدیم که کیا بلند شد اومد از پشت سر بغلم کرد و گردنم میبوسید و در گوشم گفت رویا عاشقتم و دوست دارم امشب تورو آزاد میذارم دوست دارم کنار خودم آزاد و رها باشی و لذت ببری
برگشتم سمتش بوسش کردم گفتم منم عاشقتم
که کیا با دستاش که روی کمرم بود لگ شلوارم یکهو کشید پایین که تا زیر خط کونم و من همچنان داشتم ازش لب عمیق می گرفتم و لباش ول نمیکردم
و با دستاش کپل های کونمو چنگ میزد و لاش باز میکرد و علی که با کمی فاصله وایساده بود نمیدونم چیکار میکرد فکر کنم داشت نگاه میکرد
کیا منو برگردوند از پشت کیر شقش از روی شلوارک گذاشت بین کپل های کونم و سینه هام چنگ زد و با فشار دادن سینه هام انگاری موتور شهوتم روشن کرد که با نگاه شهوت آلود و رژی که زده بودم به خاطر لب بازی با کیا دور لبم پخش شده بود به علی با چشمانم گفتم بیا علی جلو
علی اومد جلو چون قدش بلندتر بود سرمو بالا آوردم لب هامو شروع کرد به خوردن و آب دهنش که تلخی مشروب داشت حس میکردم دستاش دو طرف صورتم گذاشته بود
که کیا از پشت خم شد لای کونم باز کرد و شورت توری زد کنار و سوراخ کونم و سوراخ کصم با زبانش لیس زد که آه من در اومد
که علی دستاش گذاشت روی کپل هام بازش کرد
علی گفت چجوری دوست داری
گفتم محکم و وحشی
که علی با دستاش کپل هام تا جایی میشد باز کرد کیا داشت لیس میزد که صدای آخم در اومد و کیا دیگه لیس نزد بگفته خود کیا وقتی کپل محکم باز کرد فهمیدم هردوتون حشری شدید و تصمیم گرفتم بلند بشم و برم یک پیک دیگه مشروب بخورم
علی رو کرد به کیا گفت داداش زنت میگه منو محکم و وحشی بکن چکار کنم؟
کیا گفت رویا آزاد هست هر طور خودش میخواد فقط هرجا که گفت نه دیگه کاری نکن که اذیت بشه
علی گفت چشم خیالت راحت
که علی در گوشم گفت عاشقتم دوست دارم خداراشکر شوهرت راضیه توهم راضی یکاری میکنم که مال خود خودم بشی و دوباره ازم لب گرفتم و همچنان کونمو چنگ میزد
کیا که بلند شده بود سمت تراس که درب تراس ببنده
علی روی مبل نشست شلوار و شورتش کشید پایین کیر شق خوشگل کلفتش افتاد بیرون منم رفتم براش ساک زدم در همین حین لباس و سوتینم از تنم درآورد و همچنان براش ساک میزدم … بعدش لباس خودش درآورد و کامل لخت شده بود…
کیا برگشت و روی مبل نشست که من که به پهلو بودم صورت هامون رو در رو هم باشه و کیا نگاه میکردم و علی هم با دستاش اول همچنان کونمو میمالید و هی قربون صدقه اش میرفتم و تعریف میکرد و آه میکشید و آروم آروم انگشتش بُرد سمت سوراخ کس و کونم شروع به مالیدن کرد که وقتی دوتا انگشتش کرد تو کصم آه کشیدم و لذت بردم کیا منو نگاه میکرد و کیرش از شلوارک درآورده بود داشت جق میزد و انگشتای علی و ساک زدن که علی با دست دیگه اش که روی سر من بود تحریک شدم صدای من بلند شد و ارضا شدم
وقتی که ارضا شدم علی انگشتای خیس دراورد گفت چقدر خیس کردی و انگشتان لزجش که آب کس من بود بهم نشان داد گفت حالا نوبت منه دوتا اروم در کونم زد و من داشتم اروم کیر و خایه هاش لیس میزدم و دستش گذاشت روی سرم و تو دهنم تلمبه زد چند ثانیه و بعدش گفت بیا بشین روی کیرم
بلند شدم شروع کرد لب گرفتن منم با یک دستم خودم کیرش تنظیم کردم روی سوراخ کصم تا نشستم کیرش تا ته رفت بخاطر خیسی کصم و محکم بغلش کردم که علی گفت دختر تو چقدر داغی اول یکم آروم خودمو تکون دادم روی کیرش که علی دستش گذاشت زیر کونم شروع کرد سریع و تند تند تلمبه زدن و محکم تا ته کصم که صدای برخورد دو پوست و صدای برخوردها کم کم تغییر کرد و اب کصم و ترشحات کصم که ریخته بود روی کیر و خایه های علی دیگه نه تنها فقط صدای برخورد بدنامون نبود بلکه صدای آبی که روی خایه و زیر شکم علی ریخته بود صدای شلپ شلوپ راه انداخته بود که همین موقع کیا ارضا میشه بلند میشه میره دستمال خودش تمیز میکنه و دستمال میاره روی میز میذاره و یک بشقاب کباب و یک پیک مشروب و سیگار میگیره میره سمت تراس
علی انگاری یک چیزی مصرف کرده بود نه تنها ارضا نمیشد بلکه انرژی داشت که اصلا باورم نمیشد و من در غرق لذت و شهوت بود و محکم علی بغل کرده بودم و گردنش میمکیدم و ناله میکردم و علی هیچ حرفی نمیزد صورتش قرمز شده بود و فقط داشت تلمبه میزد که گفت بلند شو بخواب ، بلند شدم و خوابیدم پاهام انداخت روی سر شانه های عضله ایش و کیرش کرد تو کصم و دوباره تو کصم تلمبه زدن منکه وقتی روی پاهاش نشسته بودم برای بار دوم ارضا شده بودم حالا داشتم برای بار سوم کم کم ارضا میشدم و علی که بدنش خیس عرق شده بود و قطرات عرقش روی بدن من میریخت با دیدن عرقاش برای بار سوم ارضا شدم و علی وقتیکه فهمید که ارضا شدم کیرش تا جایی که میتونست تو کصم فشار داد و نگه داشت
فکر کردم ارضا شده گفت میبینی چیکار میکنی با پسر مردم
خنده ام گرفته بود صورت عرقیش میبوسیدم گفتم قشنگ جررررم دادی، گفت هنوز مونده ارضا نشدم
صورتش برگردوند دید که کیا هنوز روی تراس هست
گفت چرا رفته روی تراس
گفتم تو کار نداشته باش بکن
علی گفت بلند شو داگی شو
وقتی بلند شدم دیدم مبل پارچه زیر کونم خیس خیس شده گفتم چی ریخته اینجا
علی گفت آب کصت
گفتم همه اش آب کصم هست؟
علی گفت پس میخوای چی باشه، من هنوز آبم نیومده
فهمیدم چه شهوتی شدم من
وقتی داگی شدم علی کیرش تف زد مالوند روی سوراخام گفت رویا کدام سوراخت بکنم
گفت کصم چون کون الان آمادگی ندارم که صدای کیا شنیدم گفت بزار کونش من بکنم
وقتی کیا داشت نزدیک می شد دیدمش که چهره اش کمی اون چهره اول نبود گفتم علی تو برات ساک بزنم
بزار کیا بکنه منو
کیا کیرش نیمه شق بود یکم کصم با انگشتاش مالید که کیر قلمیش شق شد تف زد گذاشت تو کصم
که وقتی کرد تو کصم گفت چقدر گشاد شدی تو
حس قشنگی نداشتم با این حرف کیا، حرفم نیومد و نمیدونستم چی بگم
کیا چندتا تلمبه زد گفت کصت خشک شد و گشاد لذت نمیده کیرش درآورد و تف زد اولش آروم فرو کرد تو کونم که دردم گرفت گفتم کیا توروخدا آروم تر گفت دارم اروم میکنم دارم سوراخ کونت آماده میکنم برای دوست پسرت
باز هیچی نگفتم و درد تحمل کردم که نصف کیرش که مثل آهن سفت شده بود انگاری داشت مثل یک چیز خیلی سفت داخل روده هام میشد که بعد چند تا تلمبه نتونستم کیر علی دستم بود نمی تونستم براش ساک بزنم
کیا نمیدونم چیش شده بود اصلا به آخ و اوف و خواهش های من توجه نمی کرد که سریع آبش اومد و آبش تو کونم ریخت و دستمال کاغذی گذاشت روی سوراخم که نریزه
انگاری آب سرد و شهوتم خاموش شده بود
بلند شدم رفتم سمت دستشویی خودمو کامل تخلیه کردم و آب ولرم اروم تو کونم کردم و داخل کونم شستم. و فهمیدم کیا حالش خوب نیست اومدم بیرون گفتم من برم حموم دوش بگیرم
رفتم حموم که آب باز کردم که تا گرم بشه دیدم علی در باز کرد گفتم برو بیرون
که علی گفت به کیا گفتم منم برم باهاش دوش بگیرم عرق کردم گفت برو راحت باش
گفتم مطمئن هستی
گفتم برو کنار سرم از درب حموم در آوردم دیدم نشسته و پیک ریخته داره میره بالا و سیگار تو دستش
گفتم عزیزم حالت خوبه؟
گفت آره
گفتم مطمئن هستی؟
گفت آره خیالت راحت از نوع صداش و لحنش فهمیدم یک چیزی مخفی میکنه
رو کردم به علی گفتم یا شما حموم کن من صبر میکنم یا من حموم کنم
علی گفت چی شد یکدفعه؟ خود کیا گفت میتونم باهات دوش بگیرم، اگر دوست نداری مشکلی نیست میرم خونه دوش میگیرم.
گفتم چیزی نشده، اما باهام نه
که کیا گفت ببرش داخل تو حموم بکن تا ارضا شی اما بعدش بشورش واسم..
ناراحت شدم با صدای بلند گفتم کیا میشه یک لحظه هیچی نگی، من نمی خوام. اصلا نمیخوام دوش بگیرم با حالت ناراحتی اومدم بیرون حوله تن پوش تنم کردم رفتم لباسم از روی زمین گرفتم
علی که شوکه شده بود، رفتم تو اتاق و در بستم و با صدای بلند گفتم تو که ظرفیت نداری غلط میکنی..
که کیا با همون وضع یعنی فقط تیشرتش تنش بود و پایین تنه لخت گفت من ظرفیت چی ندارم
هیچی نگفتم حدس میزدم الان حرفی بزنم دعوا میشه هیچی نگفتم
کیا علی صدا زد گفت بیا علی اومد
زیر چشمی نگاه کردم علی رو برام جالب بود کیرش هنوز شق بود فهمیدم این یک چیزی مصرف کرده که الان تو این وضعیت کیرش هنوز شق شق هست.
کیا رو کرد به علی گفت تو چیز خاصی در من دیدی
علی مونده بود چی بگه، گفت نه فقط رویا بهتر میدونه
کیا اومد سمتم دستاش گذاشت روی گوشام صورتش آورد جلو لبام بوسید
گفت نگفتی
گفتم عاشقتم
گفت نشنیدم گفتم عاشقتم دوست دارم کیا..
بعدش دیدم کیرش شق شده گفت برام بخور
تو چشاش نگاه کردم گفتم بخورم حالت خوب میشه
گفت آره
کیرش تو دستام گرفتم گفتم کیرت شستی
گفت الان میرم میشورم
داشت میرفت سمت دستشویی که کیرش بشوره
گفت برای علی بخور
من و علی تنها بودیم بهش گفتم چی خوردی که کیرت هنوز شقه
علی گفت قرص خوردم
گفتم مشخصه
کیرش آورد جلو گفتم بدنم بو عرق میده میرم حموم
بلند شدم رفتم حموم که برم کیا اومد گفت کجا گفتم بدنم بو عرق گرفته دوش بگیرم
کیا گفت باشه مشکلی هم ندارم علی باهات بیاد اونم عرق کرده
گفتم نه، من تنها حموم میگیرم علی بعد من بره
کیا گفت باشه هرطور راحتی
من رفتم حموم بدنم بردم زیر دوش آب داغ قشنگ نرم شد
بدنم شستم و در آخر یک آبسرد گرفتم آبسرد بدنم ریلکس و سرحال کرد اومدم بیرون دیدم علی و کیا دارن سیگار می‌کشند علی هم کیرش شل شده بود
که کیا گفت عروس خانم از حموم در اومد
گفت تو هم بلند شو برو حموم، علی گفت حوله ندارم، کیا گفت تو برو برات حوله میارم
رفتم تو اتاق خودمو خشک کردم و لای سینه هام و زیر بغلم ادکلن زدم دامن پام کردم بدون شورت چون شک داشتم بازم سکس میکنیم یا نه، یک تاپ یقه باز پوشیدم
اومدم بیرون رفتم سمت میز برای خودم کوبیده برداشتم داشتم از گرسنگی میمردم انگاری با خوردنش بهم انرژی داد و کیا برام یک لیوان شراب ریخت گفت بیا بغلم
رفتم بغلش گفتم کیا من زنتم خوب میشناسمت
گفت حسادت کردم دست خودم نیست
گفت وقتی میگی عاشقتم و دوست دارم میفهمم که هنوز مال خودمی
گفتم تو هر چقدر بخوای بهت میگم تو که میدونی بهت حس دارم خودت علی اوکی کردی
گفت باشه اینطور نگو میدونم، میدونم رفتارم درست نبود
گفت علی قرص خورده
گفتم میدونم بهش گفتم
گفت جدی میدونستی
گفتم مشخص بود که اینقدر راحت داره میکنه و کیرش هم شق مونده
گفت حموم بودی به منم داد خوردم
گفتم برای چی خوردی؟
گفت برای اینکه اب نیاد دیگه، آبم بیاد زود دوباره اون حس مزخرف میاد
گفتم یعنی آخر شب وقتی تموم شد اون حس مزخرفت میاد
گفت فکر نکنم
گفتم فکر نکنم قرارمون نبود، قول دادی
گفت سعی میکنم حال خرابی نکنم
کیرش تو دست گرفتم یکم مالیدم کیرش شق شد
شرابم خوردم با کمی شکلات تلخ
موزیک عوض کردم خارجی گذاشتم
کیا گفت بریم روی تخت
تو مسیر از پشت بهم چسبیده بود و خوشحال بود حالش باحال بود منم همینطور
کیا حوله مهمان برداشت داد به علی اومد تو اتاق
گفت 69 بشیم برای هم بخوریم
کیا خوابید لب تخت و منم رفتم روش و کیرش گرفتم لیس زدم کیا هم شروع کرده بود کس و کونم لیس زدن
کیا گفت کونت بکنم
گفتم کیا کیر علی کلفته کونم جررر میده گفت همین یک بار که جررر نمیره
گفتم دردم میگیره
گفت نمیذارم کس کونم که داشت لیس میزد ازم رضایت گرفت نیم خیز شد از پاتختی کرم برداشت مالید به سوراخ کونم حس خوبی بود و آروم انگشت کرد تو کونم حسش بیشتر شد و آروم دومین انگشت کرد تو کونم آروم عقب جلو میکرد و با زبونش چوچولم می مکید و زبونش لوله میکرد تو سوراخ کصم و سوراخ کصم میمکید تا آب کصم بخوره بدجوری شهوتی شده بود منم همینطور کیرش تا ته می خوردم خایه هاش لیس میزدم
علی خودشو خشک کرده بود اومد داخل اتاق داشت نگاه میکرد کیرشو میمالید
اومد سمتم کیر سفیدش نیمه شق بود گفتم بیا برای توهم بخورم
کیا با زبونش منو ارضا کرد وقتی داشتم کیر خودش و میر علی ساک میزدم
علی بلند شد رفت سمت سر کیا گفت اجازه هست بکنم
کیا گفت بزار من بلند بشم بکن
که علی گفت این مدلی دوست دارم حواسم هست به صورت تو نخوره اما زاویه دید از پایین کیر تو کس حال میده بیا تجربه کنیم
کیا گفت باشه
انگشت از کونم در آورده بود علی گفت کونش باز کردی برام
کیا با دستاش کپل هام باز کرد علی لب تخت و ایستاده و یک پاهش روی تخت کیرش گرفت گذاشت تو کصم با چند تلمبه و تصور اینکه شوهرم زیرم داره کیر یکی دیگه داره میره تو کصم ارضا شدم و این ارضا کمی شدیدتر از ارضا های قبلی و کیر کیا تو دستم بود و علی کیرش وقتی در آورد قطرات اب کصم روی صورت کیا ریخت و کیا شهوتی شده بود با دستاش جوری کپل های منو گرفته بود که و داشت شروع کرد به لیسیدن کصم
یک لذتی که توصیفش واقعا سخته
علی دوباره کیرش میمالوند و میکشید روی کصم
منم جوری داشتم ساک میزدم برای کیا انگاری دارم بستنی میخورم شهوت کل وجودمو گرفته بود کیر کیا تا ته حلقم می‌بردم
علی دوتا اسپنک زد در کونم، با اسپنکش حس خوبی کردم
که علی دستش گذاشت روی سرم فشار داد که کیر کیا تا ته بخورم همراهش کیر خودش تا ته فشار میداد کیرش سُر خورد از کصم در اومد کیا کیرش گذاشت تو کصم، قوص کمرم بیشتر کردم که کس کونم بالا زد باز کیر علی دراومد دوباره کیا گذاشت تو کصم
یک حس خیلی ناب هست برای زن ها، اون خانم هایی که تجربه دارن می‌فهمند من چی میگم
که علی به کیا گفت بیا وسط تخت کیا خودش کشید اومد وسط تخت من همچنان در همون حالت
علی به صورت داگی رفت بالا روی من سوار شد و کیرش کرد تو کصم اما کیرش هی درمیومد با چندتا تلمبه
که گفت بلند شو از روی کیا، دراز بکش به شکم
بلند شدم دراز کشیدم
با دستاش می خواست کپل های منو باز کنه کیرشو بکنه تو کونم
که کیا اومد کنارش روی دو زانو کپل هام باز کرد
و علی کیرش گذاشت روی سوراخ کونم آروم آروم فرو کرد اولش درد داشت و متوجه کلفتی کله کیر علی شدم فقط ازش خواهش میکردم اروم بکن درد دارم کیا اومد بالا سرم و سرم که روی بالشت بود موهامو نوازش میکرد و بوسم میکرد
میگفت خوبه
میگفتم اوهوووم …
علی کیرش سانت به سانت فرو کرد که در حدی که کامل روی من خوابید
حالا علی بوسم میکرد
آروم خیلی آروم تو کونم تلمبه میزد و دستش برد زیر شکمم کصم گرفت و چوچولام میمالید
که تلمبه زدن شروع کرد و تا ته نگه می‌داشت
که‌در و لذت باهم احساس می‌کردم و چون چشام روی هم فشار میدادم کیا فکر میکرد درد خیلی زیادی دارم تحمل میکنم
که به علی گفت بهش زیاد فشار نیار کیرت کلفته
که علی فشار کمتر کرد
من خودم کونم دادم بالا علی فهمید که باز فشار بده که فشار داد حس داغی تو کونم کردم انگاری آب داغ روان تو کونم ریختن و کیر علی تو کونم نبض میزد و آه آه علی در گوشم حس میکردم علی خواست بلند بشه که کیا بلند شد رفت دستمال کاغذی آورد گفت بزار که نریزه
دستمال گذاشت روی سوراخم و من همچنان بی‌حال بودم و نفس میزدم حس عجیبی داشتم که علی رفت دستشویی
کیا سرش به سرم نزدیک کرد گفت خوبی عزیزم
گفتم آره ، تو چرا نمیکنی
گفت حالش داری گفتم تو کار نداشته باش خودتو ارضا کن
گفت نمیخوام اوکی هستم
بلند شدم رفتم سمت دستشویی دستمال جلو سوراخ کونم با دستم نگه داشته بودم
که علی اومد بیرون و رفت سمت لباسش
رفتم دستشویی وقتی آبش از کونم میومد بیرون حس باحالی بود یاد کیرش می‌افتادم و کیرش قشنگ سوراخم باز کرده بود..
اومدم بیرون لباسام پوشیدم روی میز خیلی از غذا و تنقلات مونده بود عملا چیزی نخورده بودیم..
کیا داشت سیگار میکشید گفت علی شماره حسین رفیقت بده
علی گفت چرا؟
کیا گفت کارش دارم، تو بده
علی گفت می خوای رویا با حسین اوکی کنی.؟
کیا گفت اینش دیگه به تو ربطی نداره؟ اگر دوست داری بازم رویا ببینی شماره حسین بده.
که من لحن جدی کیا دیدم گفتم علی هرچی کیا میگه انجام بده…
علی مونده بود و گیج شده بود، شروع کرد گفت مگه از من راضی نبودید ؟
کیا گفت چه ربطی داره مگه گفتیم از تو راضی نیستیم.
علی گفت پس چرا حسین؟
کیا گفت اینش به تو مربوطه نیست
که من گفتم علی من از کیا خواستم شماره حسین بگیره اگر میخوای با ما باشی حسین شماره اش به کیا بده.
علی گفت مشکلی نیست چرا شماره اش بدم خودم قضیه بهش میگم هماهنگ میکنم
علی ترسیده بود دیگه منو نبینه
که گفتم نگران نباش
که علی شماره حسین داد
و کیا زد تو گوشیش..
و یکم دیگه تنقلات خوردیم و منم رفتم غذا که سرد شده بود دوباره گرم کردم
که علی گفت من برم دیگه
گفتم باش یک چیزی بخور چیز خواستی نخوردی
گفت اشتها ندارم بابت پذیرایی تون ممنونم
کیا گفت رویا غذا گرم داره میکنه بخور بعدش برو
که علی اصرار که برم
منم سریع کباب لای نون گذاشتم گفتم حداقل تو مسیر بخور اذیت نشی.
تشکر کرد و دست دادیم علی رفت …
کیا که علی رفت سریع گفت
همین الان زنگ بزن به حسین
گفتم چرا
گفت تو بزن
گفتم بزنم چی بگم
گفت تو بزن بگو رویا هستم ببین میشناست
گفتم این کار برای چیه؟
گفت به خاطر این هست که این گفت من به هیچکس نمیگم که با شما هستم مطمئن هستم که به سمیرا نگفته اما احتمالا به رفیقش گفته و قضیه مارو میدونه… تن صدات عوض کن و با لوندی خاصی حرف بزن اما شیک و متشخص که کُپ کنه
گفتم اها
با گوشی کیا که یک خط ایرانسل داشت که علی و سمیرا اینا نمی دانستند زنگ زدم به حسین بعد چندتا بوق جواب داد تا فهمید صدای پشت خط زن هست قشنگ سلام کرد
گفتم حسین آقا
گفت بله
گفتم شما دوست علی هستی؟
گفت کدام علی
گفتم علی فانی…
گفت بله، چیزی شده
گفتم چیز خاصی نشده
من رویا هستم…
تا فهمید گفت سلام رویا خانم و احوالپرسی
گفتم منو از کجا میشناسی؟ منو دیدی؟
گفت علی از شما برام تعریف کرده و علی عکس از شما بهم نشون داد
که کیا اینجا بهم اشاره کرد که تحویل بگیر آقای عاشق پیشه، ادا در میاره مثلا راز دار هست..
گفتم مطمئن هستی عکس منو دیدی؟ چجور عکسی؟
گفت آره چندماه پیش خونه تون بودن..
گفتم چطور عکسی نگفتی؟
گفت بماند، اَمرتون ؟
گفتم پس میدونستی امشب علی کجاست؟
گفت آره، میدونستم پیش شما میاد.
گفتم خب، پس میدونستی برای چی پیش ما اومده
گفت آره میدونم
گفتم دیگه چی میدونی؟
گفت خب دیگه، علی قضیه تعریف کرده
که اینجا چهره کیا دیدم، کیا سرش تکون داد تحویل بگیر …

گفتم علی الان رفت شماره شما ازش می خواستیم نمیداد
گفت خب شماره من چرا؟
گفتم به همون دلیلی که علی امشب اینجا بود اما..
گفت اما چی؟
منکه سریع ذوق تو تُن صداش فهمیده بودم، گفتم اما اینکه از همون اول قرار بود شما بیای اما علی گفت شما نه
گفت جدی؟
گفتم حتی امشب هم بزور شماره شما ازش گرفتیم.
الان هم اگر می خوای با ما باشی باید قول بدی از این تماس علی خبردار نشه، کل قضیه بعدا بهت میگم
حسین که کُپ کرده بود انگاری تو کونش عروسی بپا شده بود. گفت قول میدم به علی نگم، گفت نمیدونستم شما می خواستید با من آشنا بشید
گفتم دوستم سمیرا که میشناسی از شما تعریف کرده بود برای همین که متاسفانه علی بود قبول نمیکردم
حسین گفت چی بگم، این نامردی
گفتم این نامردی که عکس من تو گوشیش هست.
اگر می خوای با ما باشی بهم ثابت کن که مثل علی نیستی چون رفیقت نامردی کرده
حسین گفت من همون اول که عکس نشون داد بهش گفتم پاک کن بفهمند برات دردسر میشه هیچی در مورد این قضیه نگو آبرودار باش محرم دانستند تو خونه شان راهت دادن حالا تو سواستفاده میکنی.
گفتم آفرین بر تو از همون اول انتخابمان درست بوده پس لطف کن نامردی رفیقت که به ما کرده پاک کن، گفت چجوری؟
گفتم نمیدونم بخاطر وجدانی که داری الان فهمیدی که ناراحت شدم و نه تنها از امشب شما دوست ما هستی..
حسین گفت پاک میکنم.
که کیا گفت بهش بگو گوشیش بشکونه یا بسوزونه یا ازش سرقت بشه چون تو حافظه گوشیش میمونه..
بهش گفتم گفت برام سخته
گفتم آبرو ما بره و وجدانت راحت هست؟
گفت میدونم، بهتون قول میدم که اثری از عکس نمونه و ثابت میکنم.
بهش گفتم این شماره من هست فعلا تا موقعی که عکس پاک نکردی بهم زنگ نزن و بعدش خداحافظی کردم و قطع تماس..
رو کردم به کیا گفتم تو از کجا میدونستی این نامردی کرده…
گفت بماند بهت میگم بعدا، اما اینکه تو در رفتار این چیزی خاصی متوجه نشدی تعجب میکنم. بعدا بیشتر میفهمی…
اما هیچوقت در اینجور مواقع به هیچکس اعتماد نکن، حتی احتمال داره زیرآب من برای تو بزنند یا زیرآب تورو برای من..
گفتم برنامه ات چیه؟
کیا گفت برنامه اینه وقتی که عکس از گوشی کاملا پاک شد علی کلا حذف میشه از هرگونه ارتباط باهاش.
گفتم باهات موافقم، من وقتی شنیدم عکس از ما داره و حسین از کل ماجرا خبر دارد شوکه شدم خیلی خودمو نگه داشتم وگرنه میخواستم داد بزنم سرش.
گفت خونسرد باش علی کار دارم، کسی که نامردی میکنه…
اینکه قرار ما این بود در این روابط احساسات اصلا نداریم..
گفتم به حسین اعتماد میشه کرد؟
گفت به هیچ کس اعتماد نکن، اما نشون بده بهش اعتماد داری که به موقع کات میکنیم.
کیا گفت نگران نباش رویای زندگی من، من همیشه تلاش میکنم حواسم بهت باشه.

قضیه حسین در قسمت بعد میگم اگر تعداد لایک ها خوب باشه…

در آخر این روابط اصلا پیشنهاد به هیچ زوج نمیشه و انتشار داستان اصلا قصد ترویج نیست اگر ریز قضایا گفته میشه بخاطر این هست که از ماهیت داستان سکسی خارج نشه و اینکه حس های واقعی ای که در اون لحظه شکل میگیره و اگر حس خوب باشه گفته شده و اگر حس بد بوده و دوگانگی ها گفته شده تا از اتفاقات این روابط آگاه باشید. همیشه در تاپیک های سکس گروهی شهوانی همیشه مخالف بودم، این روابط طبق تجربیات به اون دسته از زوج هایی که علت می خواستند بدونند در شخصی گفتم.

به امید پایداری تمامی زوج های سکسی شهوانی..

نوشته: همسر کیارش

بازدید 11,709

0 پاسخ به “رویای زندگی (۳)”

  1. دقیقا همینه من اخر داستان که گفتین به کسی نمیشه اعتماد کرد درسته طرف هر چقدر خوب باشه بازم لاشی بازی در میارن

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
در حال بارگذاری ویدئوها...