دوستان اغلب داستان ها غیرواقعیه که اشکالی نداره اماداستا نیکه اتفاق افتاده خودبخود تاثیر دیگه میزاره حالاقسم میخورم بجان عزیزام بجز اسم ها بقیه داستانم اتفاق افتاده و ور ۲ قسمت میفرستم ،من ۴۴ سالمه زنم شیدا۳۴سالشه مادر زنم سهیلا که فامیل سهیلا خوشگله بهش لقب دادن۴۹سال داره روز اول خواستگاری دیدن مادر زنم میخکوبم کرد و همیشه میگم که من اول مامانتو پسندیدم بعد با تو ازدواج کردم سهیلا جون پسر نداره ۲ تا دختر همه زندگیشه شوهرش بدجوری یبس و از خود راضیه مامان سهیلا که ندیدم از زندگیش گله کنه یبار که اذیتش کرده بود دردل کرد وگفت ۱۵ سالم بود خانوادم اونقدر اصرارکردن که مرد زندگیه و خانواده معروفین تا دیدم توخونش عروس شدم اما مامان سهیلا اذری الاصل و ساکن تهرانسم قد بلند اندام توپر وشاسی بلند باسن خوش فرم وایرانی پسند پوستش سفید صدفی که اگه انگشتتو روش فشار بدین سرخ میشه اما ظاهر یه چیز اما برای من خانوم بودن متانت مهربانی و سادگیشه اصلا ارایش نمیکنه یبار گفتم نبایدم ارایش کنی چون ارایش جذابت شما رو میپکشونه اقا صورتش مثل انار سرخ شد به زنم گفت میبینی پسره چی میگه معلوم بود خیلی خوشش اومده چون شوهرش که همیشه طلبکارم هست باور کنید این جذابیت زنانه رو هر زنی با این شوهر گوسفنداقلا خیابون گردی میکرد و خودشو نمایش میدادما جایی میرفتیم همه نگاه ها بهش بود اوجش شبی بودکه عروسی رفتیم ما اصرار کردیم ارایشگاه بره و لباس مجلسی شیک بپوشه مهمون های مرد بهونه پیدا میکردن احوالپرسی کنن مثل مگس دورش میگشتن لباس بلند چسبونی که فقط چسبون بود و راه میرفت ظرافتو جذابیت وقار بود که ازش میبارید شب برگشتیم خسته بود رفت طبقه سوم اتاق خوابش بخوابه من سیگاریم طبقه سوم بالکن دارن رفتم که دیدم در بازه سهیلا یکطرفی به شکم پشت بدر خوابه تا اومروز زانو به پایین و فقط بازوهاش رو دیده بودم نماز خون وپوشیده بود اما یبار جلوی ما دراز نکشید که اندامش دیده بشه جذبه خاصی داشت که جرات نداشتم از یه جایی جلوتر برم اما بخدا قسم اکثر سکس هام با زنمو با تمرکز ذهنی که تلقینم بشه که سهیلا کنارم خوابیده البته رگه های از بدن سهیلا توی ب ن زنم مشخص بود اما چی بگم خلاصه بجز تصور و سکس ذهنی باهاش سوژه دیگم لباس زیر هاش بود که بیرون پهن نمیکرد داخل رختکم حمام خشک میکرد به هوای دستشویی لباس زیرهاشو برای ارضا شدن استفاده میکردم خلاصه اراده از بین رفته بود جادو شده اروم جلو رفتم ۱متری تخت وایستادم و محو این نماد جذابیتهای زنانه بودم خدایا چی میشد من به اینکه کنارش بخوابم بغلش کمم بوشو بگیرم م هاشو نوازش کنماگه شد چند تا بوسش کنم همین هم زیا م بود اما محال بنظر میرسید فاجعه میشد خیلی مقید بودن یکدفعه وحشت کردم کسی بیاد یا بیدارشه زدم بیرون سیگارمو کشیدم شب رفتیم منزل خودمون خسته بودیم خوابمون برد ۶ صبح بیدار شدم شیدا لباس خواب مشکی توریشو که وسط باسنش میرسید تنش بوداکمم به شکم یکطرفی خواب بود متاهل ها میدونن سکس صبح زود مزه دیگه ای داره اما ۲ روز قبل برنامه داشتیم اما هوای سهیلا مدام همراهم بود بفکرم رسید تصویر سازی کنمانگار کنارم سهیلا خوابه پس چسبیدم بهش دستمو روی رون های م مری زنم سر میدادم عاشق داخل پاهاش جاییکه به کوس میزسه بودم همیشه اونجا کلی کار داشتم میبوسیدم و لیس میزدم که ترفندی هم بود برای اتیشی کردن شیدا نزریک کوسشو با دست و دهن لمس و تحریک میکردم و حتی دور کوسش نزدیک پاها رو همینطور اما کوسشو که تشنه میشد و زنی نبود بگه کوسمم بخور پس سمت صورتو سینه هاشم کامل لمسو تحریک میکردم به شکمش که چربی دایره ای جذابی داشو حسابی بازیش میدادم تا جاییکه میدیدم نفس هاش تند تر شره سرشو بعل میبرد با چشمهای بسته دستشو مشت میکرد از اذیت کردنش بیشر شهوتم بیشتر میشد تا جاییکه زن خجالتی و مغروری که تربیت شده بود که زشته زن وقت سکس هیجانشو تشون بده اما موهامد چنگ میزد سرمو با فشار سمت کوسش هول میدادمنم وسط پاش میشستم با نوک زبون اط اف شورتشوزبون میزدم پیچو تاب میخورد مگه کوسش بزبومم برسه مرحله بعدی شورت توری کیفیت بالا و کشی که توصیه میکنم برای خریدش خساست بخرج نریم کمی گرونه اما اثرش عالیه با یه انگشت بغل شورتشو کاملا کنار میزدم و باز از کناره هالیس میز م اخز دلم میسوخت لبهای کوسشو باز میکردم کوسی که نارنجی میشدواز سوراخ کونش نوک زبون میزدم پشت سرش زبونمو پهن لای چاک بلسنوکوسش میکشیدم بصورتش مگاه میکردی فکر میکردی داری شکنجش میکنی اما میدونستم تمام وجودش داره التماس میکنه چوچولشو حال بیارم امانه هموز م نده بود روش میخوابیدم لباشو بوسه و میک میزدم لب پایینشو با دندون گاز میزدم یهو لبهاش شل میشد و راخت مثل خامه میشد توی دهانم تمام لبهاشو بکشم دودشتهامم زیر سوتینش سینه های مرمری دنبه مانندشو چنگ میزدم اما نمیزاشتم کیرم به کوسش برخورد کنه پایین سینه هاشو میخوردم اخر شکمش برام خیلی حال میدادهمزمان داخل رون و دور کوسش رو میمالیدم طاقت نداشت دیگه باز بزور سر مو به کوسش فشار میدادکه اینبار لای کوسشو باز و زبونمو رو چوچولش میزدم عاشق میک زدنش بودم کوسش مرمری بود که وسط هاش نارنجی رنگ می شد زبونمو نوک تیز میکردم و تو سوراخش جلو عقب میکردم سرشو اینور اونور میکرد که علامت رسیدن به ارضا شدنش وقتی بود که پاهاشو دور گردنم قفل میکرد و نفس نفس زنان کوسشو چرهشی بالا پایین دور دهنم حرکت میداد از بدشانسی من قرص حاملگی نمی خورد چون خانم چاق میشن و ضرر داره پس باید از قبل لباس چرکی پارچه ای حاضر میکردم تا زیر باسنش پهن کنم بعد از تلمبه زدن و وقت اومدن ابم بیرون بکشم با دستم کیرمو جلو عقب کنم و روی لباس خالی کنم توافق کرده بودیم اول من ابم بیاد بعد اون میگفت اینجوری اعصابم راحت تره پس روش میخوابیدمو یار کمکی درجه یک سکس که ژل لیز کننده باشه رو و کوسش میزدم و در حالیکه لبهاشو میخوردم ۰با دستم کوسشو بازی میدادم تا جاییکه چشمهاش فشرده میشد نفس هاش تن. و صداهای عجیب ریز در میاورد ارضا شدنشم داستاتی بود یکدفعه پاهای قویشو دور کمرم ودستهاش دوز گردنم قفل میکرد بریده بریده خخخخ میکرد و کوسشو جوری به دهنم فشار میدادکه حس خفگی میکردم بجان دخترم یبار چنان شدیدگردنمو فشلر دادکه حدود۱ماه گردن کج راه مرفتم پماد هم کاری نمیکردگاهی هم برعکس که مردها بدن زن زیر گلو رو میک میزنن کبود میشه این زنم بود که رد شهوتش زخم و زیلیم میکرد این سکس خاطرش بفکر انداخت منو که فرقش چی بود متوجه شدم با تحریکی که دید زدن سهیبا در اون حد شدید شهوتمو زیاد کرده بود میشد حدس زد چه خوشبخای بود تجربه لذت بردن از ب ن شهیلا که علا وه بر جذابیت های جنسیش این رفتار و منشش بور که متفاوتش میکرد بعد از سالها نا امیدی دیگه خواستم جسارتمو بیشتر کنم پو ببینم راهی هست که به مامان سهیلا نزدیکتر بشم حالا هرچقدر هم کم اما تمام وجورم تشنه بود و تمنا میکرد پس با امید اجازه ندادم حرکت کنه یا شورت بپوشه از عقب چسبیدم بهش و خوابیدیم این قسمت او ل داستان مادرزنم بود بزودی قسمت ۲ رو خدمتتون میفرستمبجان دخترم تجربیاتی بدشت اوردم که میشه در میون گذاشت تا شاید فایده کنه و بشه بمراد دولتون برسین اگه ممکن شد عکس مخفیشممیفرستم با یه نشونه که باور کنید هم از بدن زنم شیدا هم مادر زنم سهیلا خوشگله بعید میدونم از کوسشون اما جوری که نفهمن دوست دارم اگه بتونم حال کوچیکی شده بدم در ضمن اگه پیام وخواستین بدین س الی تظری چیزی در خدمتتونم امشب شب یلداست مبارکتون باشه شاد و پربرکت باشه سفرتون
نوشته: پیمان
19 پاسخ به “مادرزنم رویای زندگیم”
عمو جون کلاس چندمی ،،،،
من به غلط املایی حساسیت ندارم ولی واقعا قابل خوندن نیس .کاش قبل از ارسال یبار چک کنین چی نوشتین
تو رو جان همون دختری که داری دیگه ننویساگر ننویسی کسی نمیگه بیسوادینه موضوعات موضوع خاصی بود نه نوشتاریحدالقل دیگه وقت مخاطب نگیراگر به این چیزا باشه منم پارتنرمو به هوای جنیفر لوپز هر شب میکنم
تو رو جان همون ی دونه دخترت دیگه ننویساگر ننویسی کسی نمیگه بی سوادیآخه خودت قبل از آپلود ی بار بخون ببین چی نوشتینه موضوع بدرد بخوری هست نه صحنه سکسیمنم هر شب پارتنرمو با تجسم اینکه جنیفر لوپز دارم میکنم باهاش سکس میکنم
دیس تو کص زنت
اینجوری که تعریف کردی خیلی دوست دارم ببینم زنت چطوری به گردن فشار میده
خودت ۴۴سالت زنت ۳۳ سالشه مادرزنت ۴۹سالشه چطوری اونوقت چند سالگیمادر زنت دخترشو که زنت باشه زاییده
من کاری به نظرات بقیه ندارم اما ب نظر من داستانت واقعی هست چون دقیقا برا منم همینطور اتفاق افتاده تا به سکس با مادرزنم رسیدم حتی مشخصاتش همینجوره مادر زن منم دوتا دختر داره فقط و شوهرش آدم گند اخلاقی خودش ب شدت مذهبی اما بلاخره بدست آوردمش امیدوارم قسمت دوم زودتر بنویسی
کوووونی
خودت بخونش ببین میفهمی چی نوشتییه نوع نگارش جدید کشف کردی انگار
واای بعد خوندن داستانت نیم کره چپ مغزم از کار افتاد این به کنار اصلا فدای کص زنت ، کامنت alikoni69 فقطلاشی مگه کونی نیستی چند گانه سوزی تو
قبل نوشتن بزار گردنت خوب بشه از کجی در بیاد بعد بنویس که جملاتو درست ببینی و بنویسی
از اول کوسشعرات شروع کنیم.مادر خانمت ۴۹ سالشه، خانمت ۳۴ سال.یعنی مادر خانمت تا تو ۱۵ سالگی ازدواج کرد، همون موقع زایید !؟ ۹ماه حاملگی و … یعنی کوسش!شورت توری گرونه اما کارو در میاره! احتمالا شورتایه مشکی توری محرک جنسی هستن اما رنگهایه دیگه نه!خانم فرضیت وقتی داره ارضا میشه پاهایه قویشو دور کمرت و دستهاشو دور گردنت میندازه و کوسشو به دهنت فشار میده!!! آخه چطوری میشه !؟پفیوز اگه تونستی خودت تصور کنی که اصلا اینطوری میشه ما هم قبول میکنیم!!بگذریم از غلط غلوطهایه نگارشی و جمله بندی ها و جابجایی و حذف افعال و …!در آخر توصیه میکنم به جای قسم دروغ خوردن برو نهضت سوادآموزی ثبت نام کن، حداقل سیکل اولتو بگیر بعد بیا شعربباف.
چئ نوشتی پیر جقی. دیگه سنت خیلی رفته بالا به جای جق خودتو انگشت کن آبت بیاد
به جان خودت قسمم نخوری میفهمیم دروغ میگی اسکول
مغزتوگاییدم با این کسشعرات.معلم کلاس اولتم…
انقد غلط قولوط نوشتی ک حوصلم نیومد بخونم،،فقط میگم کی،،رم ت ال تا آحرت حقیه لاسی،،ریذم تو لاتای مامات ساکست،،دقیقااینطوری نوشتیا،،،ریدی تو اعصابم،،نوکت گذاشتن که خالی ببندی
ریدی با این تعریفت
یه کلاس سوادآموزی برو مگه مجبورت کردن با این همه غلط املایی بنویسی