نکته: اگر فیلم پاک شده بود یا پخش نمیشد یا هر مشکل دیگری داشت از اینجا یک سرور پخش دیگر را انتخاب کنید. همچنین ممکن است چند تبلیغ باز شود، آن را ببندید و مجدداً کلیک کنید.
سلام…این داستانی تعریف میکنم مال دوره اول دبیرستانمه…یه هم کلاسی داشتم اسمش محمود بود. من و محمود بچه خوشکلای کلاس بودیم...
عید ۴۰۳ چه بهانهی خوبی شد بعدِ دو سال وقتی ۲۹ اسفند ۴۰۲ رفتیم تبریز زنگی به داداش بزرگم زدم تا تحول سال نو را تبریک بگم...
سلام اسمه من ميثمه اين خاطرم واسه چند ماهه پيشه كه سرباز بودم…من سرباز بودم تو يكي از شهرهاي استان لرستان تقريبا اخرايه ...
ساعت ۶ شب بود تویی بزرگراه ولی بزرگراه از وسط شهر می گذشت منم وسط شهر تو این بزرگراه چشم خورد به یه میلف ۴۰ ساله جوری بو...
فروردین ۶۴ بود.سرمای هوا زور های آخرش را میزد. پنجره را باز و کمی شعله بخاری را کم کردم.سپس پشت میز نشستم و کتاب ریاضی۲ر...
سلام اسم من کامرانه و 27سالمه من عاشق سکس هستم تا ته سکس هم رفتم و واسم مهم نیست که بالا باشم یا پایین فاعل باشم یا مفعو...
بعضی صحنه ها برای همیشه توی ذهن میمونن، مثل شبی که از خواب بیدار میشی و از پنجره رو به روی تخت، میبینی که برف در حال اوم...
زمستان سردی بود حتی نمیشد یك لحظه در اتاق دفترم رو باز بذارم . در این نا كجا اباد زمستان های سرد و خشك بیداد میكرد.زما...
سلام.من الهه ام اهل تبریزم این داستان کاملا واقعیته فقط اسمم رو عوض کردم.۲۱سالمه و کمی تپلم از نظر اندام مشکلی ندارم یه ...
راستش نمیدونم از کجا باید شروع کنم،و نمیدونم چرا میخوام اتفاقی که برام افتاد رو بنویسم، شاید به خاطر اینکه بخوام واسه خو...
سالها پیش تازه رفته بودم دانشگاه ۲۰ ساله بودم ، خونه پدرم روستا بود و منم خوابگاه دانشجویی بودم ، خونه داییم توی شهری ب...
… ماجرای من و هیوا خانم ، زن ۳۸ ساله ي کورد و شیرین زبان ، یک ماجرای عشقی ، عاشقانه و تا حدودی کم نظیره (اسامی مستع...
میخوام داستان اولین سکس با مرجان دوست دخترم را براتون بگم راستش مرجان خوشگل و قدی بلند و موهای خرمایی رنگی داشت کل غرب ت...
سلام به همه این داستان گی هستش لطفا اگه دوس ندارین نخونین کسی مجبورتون نکرده و برامم مهم نیست که شما فکر میکنین واقعیه ی...
سارا هستم نویسنده داستان های ضرس قاطع و شیطونی های یواشکی مثل همیشه اسامی فیک هستن بعد اون شب داستان شیطونی های یواشکی س...
درود بر کاربران بکن تو، این زیباترین خاطره من از مقوله سکس است. تمام داستان بی کم و کاست بر اساس واقعیت،اسامی مستعار. بر...
برف درشت و زیبایی آروم آروم میبارید و همه جا رو دریک چشم بهم زدن سفید میکرد.صحنه جالبی بود.لحظه ای ایستادم,رو به اسمان ک...
یه جورایی از قبل با هم سکس داشتیم ولی اونجور که حال بده نه،می خواستم برم سر کار،دیدم می خواست برای نازنین آژانش بگیره که...
سلام عزیزان من سیمین ۲۸سالمه ، قدم۱۶۸ و وزنم۶۲کیلوعه و ورزش میکنم و چهارساله ازدواج کردم نامزدی دوست شوهرم دعوت شده بودی...
صدرا! صدرا! صدراااا…! در حالیکه گوشهام هنوز سوت میکشید، سرم رو بهسمتش چرخوندم و گیج و گنگ، روی چهرهی معصوم و زیباش...
سلام خدمت همه دوستان عزیز من پسرم ۱۸ سالمه اسمم پارسا هستش با یه قد معمولی و کون تپل داستانی که میخوام براتون تعریف کنم ...
سلام من مهسا هستم 28سالمه و حدودا 4سال هست که ازدواج کردم از اول ازدواجمون شوهرم حسن که 30سال داره تقریبا هر شب م...
من مدتها بود تو کف بهروز بودم. تو جمع دوستانهمون از همه خوشتیپ تر و جذاب تر بود. اکیپ خوب و سالمی داشتیم. بعضیا زوج بود...
قبل از شروع داستان بگم که این داستان کاملا واقعیه و حتی اون فردی که بهش کون دادم عضو بکن تو بوده و از طریق همین سایت باه...