نکته: اگر فیلم پاک شده بود یا پخش نمیشد یا هر مشکل دیگری داشت از اینجا یک سرور پخش دیگر را انتخاب کنید. همچنین ممکن است چند تبلیغ باز شود، آن را ببندید و مجدداً کلیک کنید.
ساعت از یازده شب هم گذشته بود همگی دور آتش حلقه زده بودیم و به صدای التماس شاخه های نه چندان خشکی که آخرین نشانه های حیا...
فکرشم نمیکردم…که بگه برم تو دفترش…به نظرم خیلی ترسو بود…بعدا فهمیدم زن و بچه داره…ازون آدمهای مزخرف خالی بند نبود اصلا…ح...
دکتر، عکس ساق پام رو نگاه کرد و رو به سهیلا گفت: نشکسته، میتونین ببرینش. کوفتگی شدیده و با کمپرس یخ، بهتر میشه. همراه...
سلام ای دوباره خدمت دوستان بکن تو بابت تاخیر ببخشید فیلتر شکن خوب نداشتم که بیام پیشتون قبل از شروع ادامه ی داستان باید ...
… اون روز رو زیاد یادم نمیاد خاطره خوبی نداشتم تو اون روز . نمیدونم چرا اینقدر از روزای پایانی سال بدم میاد … میدونم اما...
همین اول بگم طولانیه و جز به جز تعریف کردم. اگه فکر میکنی خسته میشی و فحش میدی نخون. چون من اینو فقط به عنوان یه خاطره ...
سلام دوستان بکن تو عزیز اولین داستانی که براتون نوشتم عنوانش * فانتزی سکس در قطار* بود که با خوندن نظرات دوستان میتونم ب...
سلام بچه های بکن تو خوبین؟منم اره همون که خاطره ی سکس تو گوانگجو با زن سیاه پوست رو نوشتم یه داستان چند قسمتی هم نوشتم ک...
ما تو یه اپارتمان شخصی ساز ۴ واحده زندگی میکنیم هر طبقه دو واحد واحد روبه روی ما چند روزی بود که خالی شده بود طبقه پایین...
سلام عزیزان من. من یاسی کون گنده هستم. دختر هات ۲۵ ساله از کرج. الان که دارم اینو واستون مینویسم لختم و فقط شورت لامبادا...
یه روز عصر از خونمون را افتادم سمت یکی از پارکای بالاشهر که دوستمو ببینم. بعد از خوش و بش و دور زدن اطراف پارک چشمم خورد...
لیدا از کشف های خودم بود. توی مغازه ی رفیقم دیدمش و اینقدر جلوی شوهرش به خودشو دخترش نگاه کردم که نشست روی صندلی و لای پ...
سلام اسم من احسانه به طور مستعار.خب می خوام یکی از مزخرف ترین خاطراتمو بعد چندیدن سال بازگو کنم.خوب از اولش می گم من 14س...
سلام اسم من رامتین و ۲۲ سالمه قدم ۱۸۹ و بچه اصفهانم این خاطره بر میگرده به پارسال خالم از نظر ظاهری خوش قیافه معمولی دار...
هیچ وقت حس جنسی آنچنانی بهش نداشتم و نهایت این ور و اون ور یه دید مختصری میزدمو تمام . اما همیشه یه اولین باری وجود دار...
چند روز بعد حدود ساعت ده صبح بود که مریم زنگ زد .و خواست که من به آژانس کار یابی برورم من هم رفتم وقتی وارد اتاق شدم یک ...
سلام.من علی هستم این داستان برمیگرده به سه سال پیش زمانی که ۱۷ سالم بود و سال اخر دبیرستان بودم.دختر خاله من اون موقع ۲۳...
سلام به همه دوستان بکن تو ، این خاطره من کاملا واقعیه ، اگر بخوام از خودم طبق روال خاطرات دوستان باید بگم قدم ١٧۵ و وزنم...
سلام دوستان عزیز داستانم گی هست من امیر ۲۵ سال دارم چندسالیه کون میدم ولی این داستانم ماله ۳ماه پیشه توچت بکن تو بودم یک...
وقتی دستم رسید وسط پاهای مامان کل دوران کودکی تا همون لحظه از جلوی چشمام رد شد. به خوبی کودکیم رو یاد میارم بخصوص گرمای ...
سلام دوستان این ادامه داستان مهناز همسایه جنده من هست قبلش تشکر میکنم برای کامنتهای اغلب مثبت شما که باعث میشه اونهایی ک...
این خاطره واقعی است و سر گذشت منه. حدود ده سال پیش برا خواهرم خواستگار اومد و عروسیشان سر گرفت و با حامد عروسی کرد .منم ...
سلام داستان منو همسایه کاملاواقعیه وهرکسم باور نمیکنه میتونه باور نکنه ولی داستان من کاملا واقعیه اسم من امیر بدن روفر...
پند روز: “…اگر “موقعیت” و “زمان” و “مکان” برای کوس یا کون کردن یهو و ناخودآگاه جور شد؛ همون موقع سریع تصمیمتو بگیر و ب...