اولین بار با شیما

قصه اول
اولین بار
تقریبا یه سالی شده بود که اومده بودم تهران و با یه چندتایی از دوستا و کسانی که میشناختم باهم تو حاشیه تهران خونه گرفتیم
یه مشت پسر کله داغ و با اینده ای نامعلوم ولی پر از انگیزه و ارزو و امید باهم جمع شدیم هرکی با رشته های درسی متفاوت و مسیر شغلی کاملا دور از هم، من قبل از تهران اومدم با دو سه نفری دوست بودم ینی دوس دختر داشتم و از لاپایی و خوردن و مالیدن تجربه هایی داشتم دوبار هم آنال رو تجربه کردم ولی چون با کاندوم بود خیلی ازش چیزی نفهمیدم چون خیلی هم طولانی نبود شاید در قسمت های بعدی راحب اونم نوشتم واستون، تو اون جمع من کس نکرده ترین بچه ها بودم، سر کار ادم نسبتا گوشه گیر و ارومی بودم خیلی اهل لاس زدن با همکارای خانوم نبودم، چندتا دختر هم سن و سالم بودن که بدن های خوبی ام داشتن ولی دلم نمیخواست باهاشون حرکتی بزنم و اسمم بد در بره سر همین به سرنخ دادنا و توجه هاشون بی محلی میکردم و اخر شب جقم رو میزدم، یه شیما اسمی بود توشون، قد بلند هیکل خوب باسن خوش فرم، حس خاصی نسبت بهش داشتم، انگار میشناختمش، خودش هم خیلی به شکل خاصی بهم نزدیک شده بود میگفت شبیه یکی از اقوامشونم، خلاصه بعد از چت های پی در پی سر مسایل کاری و غیر کاری گفتم یبار دل رو بزنم به دریا دعوتش کنم بریم بیرون، اوکی داد و هماهنگ شدیم برم دنبالش، یه پراید مدل ۹۶ داشتم نسبتا کم کار ترتمیز ، خودمو مرتب کردم و تقریبا تیپ زدم تا از ترافیک تخمی حاشیه برسم تا خیابون ازادی که سر مترو استاد معین سوارش کنم خیلی طول کشید،البته قرار بود برم جلو در خونه شون ولی دیر شده بود گفتم اون خودشو بم نزدیک تر کنه، خلاصه که زیر پل هوایی اونجا سوارش کردم و خیلی خوش و بش نشد کنیم چون گله مند شد که خیلی منتظر شده و منم عذرخواهی کردم که این ساعتا نیومده بودم سمت تهران نمیدونستم چه خبره ، تیپ زده بود،شلوار لی آبی پیرهن سفید طور که بالاش توری داشت، داشتم جاهای بیشتری از بدنشو میدیدم دستاش تا ساعد بیرون بود و پاچه شلوار یکم کوتاه بود، بدن نسبتا برنزه طوری داشت، قد بلند بدن خوش فرم موهای خوش بو مشخص بود تازه دوش گرفته، پاهای میزونی داشت، وقتی باهم دست دادیم شروع کردم به شق کردن، یکم درگیر احوال پرسی و چه خبر اینا شدیم پرسید کجا بریم گفتم من هیچ جایی این اطراف تو تهران بلد نیستم ولی یه جا بلدم که میخوام اولین بار تو برم
گفت کجا گفتم یه جایی نزدیکای شهریار
خارج از شهریاره یه سفره خونه طوره فضای سنتی داره
گفت اوکیه ولی باید منو تا قبل دوازده برسونی گفتم حله
آقا ما راه افتادیم و تو راه حرف های مختلف،شیفت چقد تخمی چیده شده فلانی چقدر لاسوعه اون یکی بو میده ما خوبیم و این حرفا که بالاخره رسیدیم
ماشینو پارک کردیم
پیاده شدیم که بریم داخل یه وقتا عمدا عقب تر راه میرفتم که کونشو دید بزنم
واقعا خوشتیپ بود
رفتیم داخل گفتن برید تو سالن گفتم دوست داریم بریم تو اتاقک گفتن نه نمیشه نوازنده داریم باید برید اونجا فعلا گفتیم چه بهتر پس بریم، رفتیم نشستیم رو کت کلی ادم اونجا بود
جمع های چند نفره دوستانه و خانوادگی و دوس دختر دوس پسر پ اینا، شام سفارش دادیم جای همه خالی،همزمان حرف میزدیم راجع به قشنگی اونجا و فضای سنتی و خواننده میخوند و بعضی از مردم اونجام همراهی میکردن و میرقصیدن
شیما هم گاهی یه ریز میومد و من هنوز یخم وا نشده بود یکم خجالت میکشیدم و استرس داشتم
گپ زدیم و شامو زدیم و پاشدیم اومدیم بیرون سوار ماشین شدیم گفتم واقعا چایی میخواد شامی که خوردیم گفت پایم منم
رفتم جلو یه دکه وایسادم و واقعا بدون برنامه قبلی گفتم اینجا تی بگ میده بهمون، خونه منم خیلی دور نیست از اینجا، اجازه میدی بریم خونه چایی رو اونجا بزنیم ؟
یه خنده ی منظور داری زد و گفت باشه
اقا ما اومدیم خونه
ماشینو جلو در گذاشتم و گفتم با فاصله از من پشت سرم بیا همسایه ها نبینن
اون شب فقط من و یه دوست دیگم قرار بود خونه باشیم که اونم سرکار بود دیرتر میومد
بهش پیام داد که با تاخیر بیا که مهمون دارم
گفت خیره گفتم اره شاید
هیچی رفتیم بالا
من خونه رو نشونش دادم
یکم نامرتب بود
چایی دم کردم اوردم واسش خوردیم و کتاب داشتم نزدیک جایی که نشستیم ، اونارو نگاه میکرد و راجبشون حرف زدیم
به پشتی تکیه داده بود و منم کنارش
که یهو پرسیدم میتونم ببوسمت؟
خندید گفت اره
فک میکرد لپشو لپشو میگم لپشو اورد ولی من دستمو بردم پشت سرش لباشو یه بوسه ریز کردم و یکم سرمو اوردم عقب
وااااقعا پشمای خودم از جسارتی که کرده بودم ریخته بود
لبخند زد گفت کثافت
گفتم اجازه گرفتم ازت
گفت لبمو فک نمیکردم
گفتم الان که میدونی اجازه میدی بیشتر پیش برم؟
گفت باشه
که یهو خوابوندش رو زمین
رفتم روش و با ولع و حرص و تشنگی زیاد لباشو میخوردم
اومموم
بوی تمیزی تنش از شامپوهایی که استفاده کرده بود با عطرش و یکم عرق ناشی از استرس شاید قاطی شده بود که کیرمو حسابی شق کرده بود
یه جوری لب و لپ و گردنشو میخوردم که آه کشیدنش شروع شد
تشنه بودم ولی مسلط بودم به خودم، از طرفی به خاطر حجم جق بسیار میترسیدم خیلی خروس باشم واسه همین عجله ای هم نمیکردم
بعد از حدودا شاید بگم پنج دقیقه پیش رفتن ماچ و لب
برش گردوندم دمر بشه
شل و ول و آماده در اختیار بودم
دستامو بردم که کمر شلوارشو بگیرم بکشم پایین گفتم جنتلمن باشم ازش باز اجازه بگیرم
گفتم شیما؟
گفت جان(با یه صدایی که یکم نفس میزد)
گفت اجازه هست؟
گفت نه
شوکه شدم و پرسیدم چرا
ساکت شد
دستمو برداشتم رفتم کنار گوشش
سرشو که طرف راست خوابونده بود و موهاشو ک افتاده بود رو صورتش برداشتم و لپشو بوسیدم گفتم خوبی؟
گفت آره عالی ام
گفتم پس مشکل چیه اجازه نمیدی
سکوت کرد
گفتم مراقبم هرجا بگی کافیه ادامه نمیدم
سرشو تکون داد
که من اینطور معنی کردم که پس اوکیه دیگه
واینستادم رفتم سراغ کمر شلوارش
با حوصله و کمرشو گرفتم شلوارشو کشیدم پایین
اوففففف
یه جفت لپ کون تمیییز و خوش فرم
بوی پودر بچه میداد
از زیر شورت مشکی تقریبا هفتی شکلی که پاش بود خودنمایی میکرد
کمر شورتو گرفتم یکم کشیدم پایین نتونستم تحمل کنم سرمو بردم لای لپای کونش
اوففففف
از بوییدن و بوسیدنش حسابی عشق کردم
بعد از یکم بروز هیجانات اولیه با کمک خودش شلوار و شورت رو در اوردیم
رفتم سراغ نیم تنه بالاییش پیراهن و سوتینشو در آوردیم
ممه های نسبتا کوچولو
فرم جذاب اروپایی طور
تو دست و دهنم قششششنگ جا میشد
یه دل سیر ممه خوردم حسابی داغش کردم با حوصله از رو نوکای ممه هاش رفتم سراغ کصش
اوفففففف
چی میدیدم
یه کس تمیز که بوی ترشحاتش دیوونم میکرد
حالا نوبت من بود
شلوارمو دراوردم
کیر شق شدمو یکم مالیدم
از اونجا که عمرا فکرشو نمیکردم امشب این اتفاقا بیفته کاااملا پشمالو و شیو نشده بوده
چندتا نفس عمیق کشیدم و گفتم شیما من اولین بارمه
گفت اوکیه بیا
سرکیرمو میمالیدم رو کصش
داغ و یکم مرطوب
مالش دو تا سطح پوست
اه میکشید ولی میخوردشون
منم استرس زود ارضا شدن داشتم و با این که دوبار رابطه آنال با دوست دخترم داشتم ولی چون با کاندوم بود هیییچ تصوری از داغی و دمای داخل بدن نداشتم
اروم سر کیرمو سر دادم تو کصش
واااااووو
سلااااام
اروم تا ته رفتم و همونجا وایسادم
اون آه میکشید من آه میکشیدم
چه حس جذاب و جدیدی بود
وصل شده بودم بهش
دستاشو که به سمت پشت سرش کشیده بود اورد سمت من گذاشتم رو شونه هام
گفت اروم ادامه بده
شروع کردم اروم کشیدم عقب
دوباره جلو
اروم تلمبه میزدم با ترس از این که یهو آبم نیاد بریزم توش
خیلی ضایع میشد
بعد کمتر از پنج دقیقه حس کردم نزدیکه ارضا شم
کیرمو دراوردم گفتم شیما ببخش من نزدیکه ابم بیاد میشه واسم بخوری؟
با چشمای خمارش گفت اره بخواب
من به پشت خوابیدم کیرم پشمالومو دادم دستش
شروع کرد به خوردم کیرم
حس کردم از پشمالو بودنش خوشش نمیومد همچین دل به کار نمیداد
یکم خورد و پاشد بشینه روم
گفتم نزدیکم ها
گفت عب نداره میخواد اینطور یکمم شده بشینه روش
کیرمو گرفت سر داد تو کصش
اوفففف انگار از اول تنک تر شده
کمتر از دو دیقه رو کیرم بالا پایین کرد آبم خواست بیاد کمرشو گرفتم خودش سریع پاشد کیرمو گرفت روبه شکم خودم ایم پاشید
عجبببب ابی ازم میومد ولی ترجیح میدادم رو کونش ارضا شم که حیف
همینطور یکم روم نشست و کوچیک تر شدن و کیرمو نکاه میکرد و دست میکشید بهش و یکم باهام شوخی کرد
پاشد رفت دستشویی
منم رفتم حموم
یه حال رهایی و سبکی خاصی داشتم
انگار واقعا قدم که میزدم پام رو زمین نبود

کمر و کیرمو شستم
کیرم اروم گرفته بود بعد از مدت ها
اومدم بیرون لباس بپوشم دیدم هنوز دستشویی
یکم بعد دراومد
کون لخت و جذاب
پاهای کشیده و عضلانی
که به لطف سابقه ورزش طولانی و دوچرخه سواری ساخته شده بود با این مدت یکی دو سال پشت میز نشستن هنوز فرم خودشو حفظ کرده کشیدم و گفتم شیما من اولین بارمه
گفت اوکیه بیا
سرکیرمو میمالیدم رو کصش
داغ و یکم مرطوب
مالش دو تا سطح پوست
اه میکشید ولی میخوردشون
منم استرس زود ارضا شدن داشتم و با این که دوبار رابطه آنال با دوست دخترم داشتم ولی چون با کاندوم بود هیییچ تصوری از داغی و دمای داخل بدن نداشتم
اروم سر کیرمو سر دادم تو کصش
واااااووو
سلااااام
اروم تا ته رفتم و همونجا وایسادم
اون آه میکشید من آه میکشیدم
چه حس جذاب و جدیدی بود
وصل شده بودم بهش
دستاشو که به سمت پشت سرش کشیده بود اورد سمت من گذاشتم رو شونه هام
گفت اروم ادامه بده
شروع کردم اروم کشیدم عقب
دوباره جلو
اروم تلمبه میزدم با ترس از این که یهو آبم نیاد بریزم توش
خیلی ضایع میشد
بعد کمتر از پنج دقیقه حس کردم نزدیکه ارضا شم
کیرمو دراوردم گفتم شیما ببخش من نزدیکه ابم بیاد میشه واسم بخوری؟
با چشمای خمارش گفت اره بخواب
من به پشت خوابیدم کیرم پشمالومو دادم دستش
شروع کرد به خوردم کیرم
حس کردم از پشمالو بودنش خوشش نمیومد همچین دل به کار نمیداد
یکم خورد و پاشد بشینه روم
گفتم نزدیکم ها
گفت عب نداره میخواد اینطور یکمم شده بشینه روش
کیرمو گرفت سر داد تو کصش
اوفففف انگار از اول تنک تر شده
کمتر از دو دیقه رو کیرم بالا پایین کرد آبم خواست بیاد کمرشو گرفتم خودش سریع پاشد کیرمو گرفت روبه شکم خودم ایم پاشید
عجبببب ابی ازم میومد ولی ترجیح میدادم رو کونش ارضا شم که حیف
همینطور یکم روم نشست و کوچیک تر شدن و کیرمو نگاه میکرد و دست میکشید بهش و یکم باهام شوخی کرد
پاشد رفت دستشویی
منم رفتم حموم
یه حال رهایی و سبکی خاصی داشتم
انگار واقعا قدم که میزدم پام رو زمین نبودبود
اومد شرتشو بپوشه باز از فرصت استفاده کردم یکم کونشو مالیدم واسپنک زدم جیگرم حال اومد
بیشعوورر
شیما با خنده میگفت بهم
لباس رو پوشیدیم و سوار ماشینش کردم
تو مسیر دستشو گرفته بودم
چشماش خیلی با احساس شده بود
تو مسیر که داشتیم میومدیم کمتر حرف زدیم
شب ارومی بود
هر دومون اروم گرفته بودیم
با حس خاصی نگام میکرد
وقتی رسوندمش جلو در روبوسی کردم باش و ازش عذر خواهی کردم که نتونستم اونو ارضا کنم
گفت همینجوریشم خوش گذشته بهش

اگه خوشتون اومد بقیه شو هم مینویسم

نوشته: بچه

بازدید 4,159

5 پاسخ به “اولین بار با شیما”

آخرین ویدئوها

آخرین ریلزها

ریلزهای تصادفی

برای ویدئوهای بیشتر، به چپ بکشید
دانلود ویدئودانلود
00:00

چند ویدئوی سکسی ایرانی دیگر (تصادفی)

در حال بارگذاری ویدئوها...

عکس‌های ایرانی

برای عکسهای بیشتر به چپ بکشید یا روی فلش بزنید

فیلم های سکسی خارجی