شروع زنپوشی تو شمال (۲)

…ادامه از قسمت قبل (لینک قسمت های قبل را در پایین داستان بالای نظرات میتوانید پیدا کنید یا اینکه میتوانید نام داستان را از بخش جستجوی وب سایت جستجو کنید)

سعید بهم گفته بود به خاطر کشتی خیلی ها می‌شناسنش ، پس من فکر کردم تیپم معمولی باشه بهتره ، اما زیرش دخترونه باشه ، یه شورت لامبادا پوشیدم روشم یه شلوار اسلش ، با یه کتانی سفید و تیشرت مشکی جذب ، چندتا لباس زیر و یه ساپورت کرم رنگ با تاپ و تیشرت خواهرم و اون شلوار جذبه و لوازم آرایشی هم ریختم تو کوله پشتی زدم بیرون ، قرارمون مرکز خرید آفتاب آمل بود ، که من ماشینمو اونجا بزارم با ماشین اون بریم بیرون . جلوی مرکز خرید منتظر بودم که دیدم با یه فونیکس اومد وقتی سوار شدم خیلی گرم سلام و روبوسی کرد که یکم استرسم کم شد ، هیکلش دو برابر من بود سعید بهم گفت منتظر بودم با یه تیپ سکسی ببینمت که من بهش گفتم ترسیدم ناراحت شی چون میشناسنت ، سعید گفت نه بابا داریم میریم فیلبند ، اونجا پور از گردشگر و مسافره .
بهش گفتم اگه دوست داری برم عوض کنم بیام ، گفت نه بری خونه برگردی سخته ، که من بهش گفتم دارم تو کوله پشتی که یه برقی زد چشماش ، گفتم سعید با تیپ زنونه بیام گیر ندن ؟ که گفت تو لخت هم بیای اینجا کسی چیزی نمیگه ، بهش گفتم من میرم تو دستشویی پاساژ عوض کنم ، مطمئنی پشیمون نمیشی ؟ سعید گفت خفن ترین تیپ تو بزن بیا جنده کوچولو
پاساژ داشت کم کم شلوغ میشد ، سریع رفتم تو قسمت دستشویی که سه تا دستشویی تمیز داشت ، همه لباسامو به جز شورت لامبادا در آوردم ، سریع ساپورت کرم رو پوشیدم ، وایی مدل ساپورت سیملس بود ، وقتی کشیدم بالا کامل پشتش رفت لای کون بزرگم ، یه سوتین مشکی پوشیدم روشم یه تیشرت سفید خواهرم پوشیدم تا روی خط کونم قشنگ سوتین مشکی معلوم بود زیرش ، میخواستم کفش پاشنه دار بپوشم که ترسیدم زمین بخورم برا همین همون کتونی بدون جوراب که یکم از پام دیده میشد ، تنها چیزی که ضایع بود کیر کوچیکم که خیلی تابلو معلوم بود که تصمیم گرفتم کوله پشتی مو بگیرم جلوم
یه خط چشم و سایه و برق لب قرمز زدم با کلی کرم پودر ، بعدش عینک آفتابی بزرگم ، وایی خدا دلم میخواست بشینم جق بزنم آنقدر حشری بودم ، چند دقیقه وایسا دم بدنمو تو اون لباسا دیدم ، کونم بد جوری تو چشم بود ، دیگه نمی‌خواستم سعید زیاد معطل بشه ، سریع زدم بیرون ، کوله پشتی و جلوم گرفته بودم ، تند راه میرفتم ، باید از پله برقی میرفتم پایین سمت در ورودی که دو تا پسر افتادن دنبالم ، قشنگ پشتم بودن رو پله برقی با فاصله کم ، که یکیشون گفت محسن آنقدر هوس ژله کرم کارامل کردم که نگو ، لامصب ببین چه لرزشی داره ، شروع کردم سریع راه رفتن سمت ماشین سعید و زود سوار شدم . سعید گفت جنده چیکار کردی ، عجب بدنی داری ، واقعا پاهاتو کونت مثل زن است ، بعد دستشو گذاشت لای رونمو یکم مالوند . بهش گفتم سعید دو نفر دنبالم راه افتادن تو پاساژ ، قلبم داره کنده میشه ، زود برو . سعید گفت بهتر ، پس معلومه کارتو خوب انجام دادی . گفتم یعنی ناراحت نشدی ؟ سعید گفت نه ، اتفاقا بزار ببینن چه دوست دختر کون گنده ای قراره بکنم من .
فهمیدم سعید لذت میبره که منو دید بزنن بقیه و این بهش احساس غرور میده . تو مسیر کلی منو مالوند و منم دست بردم کیرشو یکم مالوندم ، واقعا کیرش عالی بود ، سفت و گنده ، از همه مهمتر هیکل تمیز و رو فرم خودش ، اخلاقشم واقعا خوب بود ، به جز اون مورد که دوست داشت بقیه هم منو ببینن .
انقدر حشری بودم که اگه همونجا میزد کنار بهش میدادم ، ولی سعید کارشو بلد بود ، داشت منو به جنون میرساند و اصلا عجله نداشت . جلوی داروخانه نگه داشت ، کارتشو داد ، گفت برو داخل یه ژل روان کننده یه بسته کاندوم با یه اسپری تاخیری بگیر با یه بسته نوار بهداشتی . گفت سعید دیوونه ای ؟ من با این تیپ برم اینارو بگیرم ؟ خودت برو .
سعید گفت مگه نمی گفتی دوست داری یه فمبوی واقعی باشی ؟ پس بهم اعتماد کن . گفتم عزیزم من واقعا دوست دارم این حس و و سال ها سرکوبش کردم ، اما از آبروریزی میترسم ، دوست ندارم کلانتری منو بگیره به خانوادم زنگ بزنه . سعید کل مدارکشو از داشبورد در آورد ، کارت باشگاه ، کارت ملی ، بعد رو به من گفت فکر کردی من بی کس و کارم و ابرو ندارم ؟ اگه مشکلی برا تو پیش بیاد برا منم پیش میاد ، از هیچی نترس ، من اینجا کلی آشنا دارم و الکی کاری نمیکنم پس سعی کن حسابی جنده درونت رو آزاد کنی و لذت ببری، بغلش کردم و بوسیدمش گفتم مرسی که هواست بهم هست ، یکم انگار دل و جرات پیدا کردم با حرفاش ، رفتم داخل داروخانه ، یه پسر جوان با یه خانم بودن ، رفتم سمت پسره خیلی با ناز گفتم کاندوم و اسپری تاخیری میخام ، با ژل روان کننده و نوار بهداشتی ، پسره که میدونست با این تیپم قراره برم کون بدم ، آورد بهم داد ، بعد سرشو خم کرد سمتم آروم گفت این ژل عالیه ، هیچ دردی حس نمیکنی ، فقط لذت ، منم بهش گفتم عزیزم من هر شب یدونه از ژل ها تموم میکنم ، پسره گفت کوفتشون بشه اونایی که سوار همچین کونی میشن ، بعد شمارشو نوشت گذاشت تو کیسه که من در آوردم گذاشتم رو میزش زدم بیرون ، وقتی سوار ماشین سعید شدم همه چیو تعریف کردم که باز حس کردم حسابی داره حال می‌کنه ، جاده فیلبند یه جاده کوهستانی بود که گاهی ماشین و ون هم رد میشدن ، یه جا سعید نگه داشت گفت ساپورت و نصفه بده پایین ، گفتم سعید بزار حالا برسیم ، گفت کار دیگه دارم منم تا زانوم دادم پایین که سعید گفت جووون چه رون گوشتی و سفیدی ، بعد یه نوار بهداشتی در آورد چسبوند تو شورت ، کلی هم اسپری تاخیری زد به کیر کوچولوم ، گفت حالا بکش بالا ، واقعا دیگه کیرم تابلو نبود ، تخمام کامل بی حس بود ، آنقدر ساپورت رو کشیدم بالا که یه خط ایجاد شد انگار کوس لای پامه ، بعد یه آهنگ شمالی گذاشت صداشو زیاد کرد ، گفت من میرم یه پیچ جلو تر تو کنار ماشین برقص میخام ببینم واکنش مردم چیه ببینن تورو با این لباس ، وقتی یکم دور شد من شروع کردم رقصیدن ولی اصلا بلد نبودم ، واقعا باید یکم رو رقصم کار میکردم، هواسم به جاده بود ببینم کی ماشین میاد که دیدم یه پرادو داره میاد ، منم پشت به جاده میرقصیدم ، ماشین از کنارم رد شد دیدم وایستادن دنده عقب گرفت کنارم وایستاد ، من اصلا بر نگشتم نگاهشون کنم که یهو دیدم یه دست رفت لای کونم من پریدم بالا، برگشتم دیدم دارن می‌خندن ، دوتا پسره جوون بودن هیکلی با دو تا دختر عقب که از تیپشون معلوم بود جندن ، گفتم چیکار می‌کنی ؟؟ گفت هیچی نشد از همچین کونی ساده گذشت ، میای بریم ویلا گروپ ؟ گفتم عزیزم دوست پسر دارم ، اونا ها داره میاد ، سعید داشت میومد سمت ما ، گفتم الان فرار میکنن ، ولی وایستادن ، سعید رسید گفت چی شده زیبا جون ؟ گفتم هیچی غلط اضافه کردن ، سعید رو کرد بهشون گفت داداش مشکلی پیش اومده ؟ پسره که پشت فرمون بود گفت داداش میخواستم ببینم طرح تعویض داری برا یه ساعت ؟ بعد اشاره کرد به دو تا جنده عقب ، واقعا دخترای خوشگلی بودن ، با یه تیپ خفن که میشد خط سینشونم دید ، بعد سعید دست انداخت کمر من ، منو به خودش فشار داد لبامو بوسید ، بهشون گفت ۱۰ تا دیگه از اینا هم بدی شورت دوست دخترم و بهت نمیدم ، خیلی کیف کردم واقعا ، پسره گفت زیبا جون ترنسی ؟؟ گفتم اره ، گفت داداش نوش جونت ، واقعا ترنس به این خوشگلی و خوش اندامی ندیدم . بعد به سعید گفت داداش ما سمت نور ویلا داریم ، خودمون هم تو کار ماشین وارداتی هستیم ، کاری بود زنگ بزن ، بعد کارت دفترشو داد به سعید رفتن . وقتی رفتن سعید گفت من نمی‌دونم چه کار خوبی کردم تو اومدی تو زندگیم ، گفتم سعید واقعا لذت میبری ؟ گفت من همیشه آرزوم بوده با یه فمبوی ناز باشم ، من کلی دختر و زن گاییدم ولی هیچوقت نتونستم یه فمبوی داشته باشم برا خودم ، بعد گوشیو در آورد گفت ، ببین اون داروخانه که رفتی دوستم بود ، قرار بود امتحانت کنم ، که تو اومدی خودت همه چیو گفتی، بعدش اون پیام داد که چه اتفاقاتی افتاده ، من همه جوره بهت اعتماد دارم پس تو هم بهم اعتماد کن ، بعد بغلم کرد وسط جاده شروع کرد لبام و زبونم و خوردن ، واقعا توی اون هوا بهترین چیزی بود که میخواستم ، دست زدم به کیرش دیدم حسابی راست کرده ، دیگه طاقت نداشتم بردمش تو ماشین کیرشو کشیدم بیرون از تو شلوار ، داشتم دیوونه میشدم ، شروع کردم بوو کردن و بوسیدن ، میمالیدم به صورتم بعد شروع کردم لیسیدن که سرمو داد عقب شلوارشو کشید بالا ، گفتم سعید چیکار می‌کنی ؟؟؟ من کیرتو میخام ، دارم میمیرم ، گفت صبر کن امشب بهت یه حال اساسی میدم ، راه افتادیم دوباره سمت بالا ، تا رسیدیم روستای فیلبند ، خیلی قشنگ بود ، کلی ابر تو ارتفاع ، کلی کلبه قشنگ و کلی پسر و دختر . بعضی ها معلوم بود با تور اومدن چون زیاد بودن ، کلبه ها چوبی بودن با شیروانی و بالکن چوبی قشنگ . هوا یه خنکی خوبی داشت . سعید پیاده شد از ماشین زنگ زد به یه نفر بعد اومد تو ماشین ، گفت امشب میتونی اینجا بمونی یا برگردیم ؟ گفتم سعید جون جا به این قشنگی کجا بریم ، گفت پس حله ، بعد ۱۰ دقیقه یه موتوری اومد کنار ماشین یه کلید داد به سعید و رفت ، سعید گفت پیاده شو ، یکم باید پیاده بریم ، فهمیدم ویلا گرفته ، کولمو برداشتم ، اونم ماشینو پارک کرد رفتیم ، یه مسیر سربالایی که کلی آدم چادر زده بودن و اتیش روشن کرده بودن ، قلیون میکشیدن . سعید دست انداخت دور کمرم با هم راه افتادیم ، تو مسیر همه نگاه می‌کردن ، من کنار هیکل گنده سعید عین یه بچه مدرسه ای بودم با کون بزرگ ، دیگه خیلی راحت قدم میزدم ، بدون خجالت ، پایین ویلا یه غذاخوری محلی بود با کلی مشتری ، کنارش یه پله میخوره تا داخل ویلا که دقیقا روی غذاخوری بود ، سعید منو فرستاد جلو خودشم پشت من اومد ، میدونستم داره حسابی کون بزرگم و نگاه می‌کنه ، منم به امشب فکر میکردم . ویلا تمیز بود ، ولی خیلی بزرگ نبود یه میز ناهار خوری با چهار تا صندلی داخل بالکن که روبه منظره زیبا بود ، اتاق نداشت یه سالن با تلویزیون و مبل و آشپزخانه کوچک ، یه حمام دستشویی کوچک ، ولی بالکنش به کل خونه می ارزید ، من میدونستم اونجا به خاطر توریستی بودن ویلا گرونه ، چون اکثرا یا بر می‌گشتن یا چادر میزدن ، سعید گفت زیبا نمی‌خوای لباس راحت بپوشی ؟ خندم گرفت ، گفتم از این راحت تر ؟ خودش لباساشو در آورد ، حتی شورتشو ، واقعا بدن تمیزی داشت بعد یه شلوارک قرمز مدل بوکسوری پوشید ، با یه رکابی ، منم ساپورت و در آوردم یه شورت گیپور مشکی پوشیدم ، با جوراب ساق بلند تور تا زیر رون ، سوتین مشکی ورزشی و یه حلقه ای یقه باز که بیشتر سوتین پیدا بود با یه کفش پاشنه بلند ، سعید تمام این مدت نگاه میکرد منو و نشسته بود رو مبل و هیچی نمی گفت ، کارم که تموم شد رفتم رو پاش نشستم ، لباشو بوسیدم ، اونم دستش رفت پشتم روی کونم ، سفتی کیرش داشت زیر کون بزرگم دیوونم میکرد ، حسابی لب بازی کردیم ، که دیدم تاپ و سوتین و در آورد افتاد به جون سینه و گردنم ، انگار آمپول بی حسی زدن بهم ، بلند شدم از رو پاش شروع کردم از رو شلوارک کیرشو لیس زدن ، اونم دستش روی سرم بود و سرمو فشار میداد به کیرش ، دیگه طاقت نداشتم ، کیرشو در آوردم ، شروع کردم تخماشو لیسیدن ، کیرشو ساک زدن ، همش هواسم بود دندون نزنم ، منو بغل کرد خوابوندم روی کاناپه ، خودش اومد روی سینم نشست ، بعد آروم سر کیرشو تو دهنم عقب جلو میکرد ، منم با دستم تخماشو میمالیدم ، بهم گفت دستاتو بیار بالا سرت ، دستامو خودش گرفت بالا سرم تو دستاش و آروم تلمبه میزد تو دهنم ، توی یه لحظه دیدم دستامو محکم گرفت تو دستاش و کیرشو تا جایی که میشه فشار میده تو دهنم محکم ، داشتم بالا میاوردم ، ولی اصلا نمی‌تونستم تکون بخورم ، وزن خودش روی سینم بود ، دستامو گرفته بود ، داشتم خفه میشدم ، که یهو دیدم با یه فشار کامل کیرشو فرستاد تو گلوم و همونجا نگه داشت ، و آروم تکون ریز میداد کیرشو تو گلوم ، واقعا احساس خفگی بهم دست داد ، اشکام همینجوری میومد ، با زانوم به کمرش میکوبیدم که دیدم آبش اومد دستام و ول کرد اما کیرش تا ته تو دهنم بود ، کیرشو یهو کشید بیرون ، بدون حرفی سریع رفتم دستشویی چنتا اوق زدم اما چیزی بالا نیاوردم ، تو آیینه خودمو نگاه کردم کل آرایشم پخش صورتم بود ، اومدم بیرون ، گفتم سعید خیلی نامردی ، داشتم خفه میشدم ، دیگه این کارو نکن ، سعید معذرت خواهی کرد و گفت واقعا ببخشید ، اصلا نفهمیدم ، من که خودمم لذت برده بودم ادامه ندادم ، با اون شورت و کفش و جوراب تو تنم حس یه جنده ای داشتم که اومده سرویس بده پولشو بگیره بره ، رفتم صورتمو که حسابی بوی آب کیر میداد شستم دوباره یه آرایش غلیظ تر کردم تاپ رو بدون سوتین تنم کردم با اون کفش که موقع راه رفتن حسابی کون بزرگم تو اون شورت می‌لرزید اومدم سمت سعید لباشو بوسیدم ، گفتم مرسی عشقم کیرت خیلی عالی و خوشمزه بود ، فقط کی کونمو می‌کنی ؟؟ سعید گفت باید بازت کنم اذیت نشی ، بعد منو خابوند روی پاش ، شورتمو نصفه داد پایین جوری که کونم سمتش بود ، یکم ژل ریخت روی سوراخم شروع کرد ماساژ دادن ، وایی چه حس عالی بود ، گرمای دستش دیوونم کرد ، گفت آماده ای ؟ گفتم جنده کوچولوت همیشه امادست ، بعد آروم یه انگشت فرستاد داخل ، همش لذت بود ، آروم ناله ریز میکردم زیر دستش ، یهو در زدن ، ترسیدم ، خواستم بلند شم نزاشت ، انگشتش هنوز تو کونم بود ، سعید داد زد علی بازه در بیا ، اصلا نمی‌دونستم چه اتفاقی داره میوفته ، فقط سرمو بلند کردم سمت در دیدم همون پسره که با موتور کلید ویلا رو آورد با چنتا کیسه خرید اومد تو ، سعید گفت علی بزار تو آشپز خونه بی‌زحمت ، پسره همه هواسش سمت من بود که با کون بزرگم لخت رو پای سعیدم ، یهو سعید دوتا انگشت دیگه فرستاد داخل کونم که من یه آااخ بلند گفتم ، علی گفت داداش مواظب باش گناه داره ، بزار بقیه هم بعدا بتونن استفاده کنند ، سعید گفت این کون استفاده شخصیه ، عمومی نیست ، انگار سعید اینجا زیاد کون و کوس گاییده بوده ، بعد گفت علی کارت رو میز بردار بکش ، علی اومد جلو ، همینجوری که داشت نگاه میکرد چجوری من با اون لباسا خوابیدم و انگشتهای سعید تو کونمه کارتو برداشت ، سعید بهش گفت علی چطوره کونش ؟ بعد یکی محکم زد رو کونم که من دادم رفت هوا ، علی گفت خیلی خوبه ، مثل کون اون زن تهرانیست که آوردید کردید ، گنده و سفید . نمی‌دونم چرا بیشتر حشری میشدم از حرفهای اینا .
میدونستم سعید هم داره حال می‌کنه از این وضع ، با ناله گفتم سعید جون قربون کیر گندت بشم ، کون مال خودته ، سعید یکی دیگه زد رو کونمو گفت ، جوری جرر بدم کونتو که موقع بیرون رفتن از اینجا همه بفهمن کونت و گاییدم ، علی دستشو برد از رو شلوار کیرشو گرفت ، معلوم بود اونم کیر گندست ، سعید بهش گفت داداش مگه داری سوپر میبینی ، برو دیگه ، علی گفت داداش میشه مثل اون زنه که آوردید کردید ، کون اینم بمالم ؟؟ سعید گفت برو زر نزن ، اون جنده بود ، میگم این شخصیه ، علی کلی التماس کرد ولی زیر بار نرفت سعید ، آخرم گفت اگه زیبا جون خودش بخاد می‌زارم یکم از کون دادن شو ببینی ، که منم قبول کردم ، سعید منو قمبل کرد رو مبل ، سر کیرشو گذاشت رو سوراخم آروم فشار داد ، واییی داشتم پاره میشدم ، گفتم سعید یواش جرر خوردم ، در بیار ، سعید گفت وایسا نصفش رفت ، یکم بمونه اوکیه ، علی زیپشو بازکرد کیرشو انداخت بیرون ، کیرش واقعا دست کمی از سعید نداشت کلفتیش ، اما کمی کوتاه تر بود ، سعید گفت آفرین جقتو بزن ، ببین چه کونی دارم میکنم ، بعد کل کیرشو فشار داد داخل ، خیلیی وحشتناک درد داشت ، دستمو گذاشته بودم بالای سرم که به مبل نخوره سعید هم بدون مکث تلمبه میزد داخل کونم هر از گاهی یه چک محکم روی کنم میزد ،
یهو علی یه نعره زد و آبش کلا ریخت روی سر و کمر من ، سعید داد کشید سرش چه غلطی می‌کنی مادر جنده ، همون لحظه آب منم پاشید بیرون سعید به علی گفت وایسا کارم تموم شه مادرتو میگام ، یهو حس کردم داخل کونم پور آب شده و کیر سعید نبض میزنه تو کونم ، علی سریع زیپشو کشید بالا که سعید داد زد هیچ جا نمیری تا تکلیف تو روشن کنم ، اونا بحث می‌کردن منم ولو رو کاناپه در حالی که سر و کمرو داخل کونم پور آب کیر بود نمی‌تونستم بلند شم ، سوزش زیادی دم سوراخم داشتم ، گفتم سعید خیلی می‌سوزم عشقم ، سعید گفت خوب میشی گلم ، بعد به علی گفت یالا مگه نمی‌بینی زیبا جونو تمیز کن تا عین سگ نزدمت ، واقعا عصبانی بود ، علی دستمال برداشت کمر و سرمو پاک کرد ، بعد بهم گفت میخوای کونتو تمیز کنم ؟؟ من نگاه به سعید کردم . سعید رو به علی گفت ، جوراب و شورت زیبا جونو ببر حموم بشور بنداز خشک شه ، خودم کونشو تمیز میکنم ، دیگه لخت لخت بودم ، سعید خیلی آروم کونمو پاک کرد ، بعد روغن زیتون آورد یکم کونمو ماساژ داد ، یه ملافه انداخت روم گفت یکم استراحت کن خوشگلم ، هنوز صدا داد و بیدادش میومد ، علی که رفت ، سعید گفت حواسم بهت بود که وقتی علی آبشو ریخت روت حشری شدی آبت اومد ، یکم خجالت کشیدم از این حرف ، ولی سعید گفت از هیچی خجالت نکش ، بذار قلبت در آرامش باشه ، من خودم دوست دارم جلو کسی زن یا پسر بکنم ، برا همین به علی گفتم بیاد ، یکم دراز کشیدم انگار بعد اون سکس مغزم آرامش گرفته بود . منو سعید تو یه چیز تفاهم داشتیم ، اون دوست داشت اندام منو دید بزنن منم دوست داشت مردا از دیدن بدنم حشری بشن ولی ته دلم فقط میخواستم با سعید سکس کنم . این موضوع هردومون رو حشری میکرد و باعث می‌شد سکس بهتری داشته باشیم ، سعید فردا صبح زود شاگرد داشت تو باشگاه کشتی ، برا همین تصمیم گرفتیم بخوابیم و ۵ صبح راه بیفتیم سمت باشگاه کشتی سعید ، توی راه سعید بهم پیشنهاد داد که اگه پایه باشم یه شیطونی دیگه بکنیم و حشری کنیم بقیه رو ، که من یه هورااا محکم گفتم ، مستقیم رفتیم سمت خونه سعید ، سعید قبلش بهم گفت لباس پسرونه بپوشم آرایش هم نکنم که مادرش متوجه چیزی نشه ، وقتی رسیدیم به مادرش گفت من شاگردشم و از تهران اومدم ، بعد رفتیم تو اتاقش ، قرار شد سعید برام توضیح بده چیکار باید بکنم .
سعید گفت امروز دو تا شاگرد داره که خیلی بچه پررو هستن ، پسر عمو آن و مال یکی از روستا های اطراف بابل که چون کشتیشون خوبه دارن حسابی تمرین میکنن برا قهرمانی استان ، سعید گفت یبار از بچه های باشگاه شنیده که یکی از پسرای باشگاه رو میبرن پشت باشگاه دو نفری دستمالی می‌کنن ، البته سعید خودش تو دوربین دیده بوده ، همه چیو ، ولی چیزی که برا سعید جالب بوده کیر گنده امیر . به سعید گفتم حالا من باید چیکار کنم ؟ سعید گفت لخت شو این دو بنده کشتی رو بپوش . وقتی پوشیدم کون بزرگم داشت لباسشو جرر میداد ، سعید یه جوون گفت ، بعد گفت امیر ببینه دیوونه میشه .
راه افتادیم سمت باشگاه ، دیدم یه پسر هیکلی و ایستاده جلو در ، سعید شیشه ماشین و داد پایین گفت امیر پسر عموت کو ؟ امیر گفت سرما خورده ، تنها اومدم ، من با لباس پسرونه بودم ولی زیرش یه شورت گیپور . رفتیم داخل ، سعید منو به امیر معرفی کرد و گفت ایشون جلسه اولشونه مسافرت از تهران اومدن به عنوان مهمان ، رفتیم داخل ، سعید گفت امیر برو رخت کن رو نشون بده لباس عوض کنید بیاید ، خودشم رفت دفتر ، وارد رختکن شدیم امیر سریع لخت شد با شورت در عرض ۱ دقیقه دو بنده رو پوشید ، داشتم کیرشو نگاه می‌کردم که متوجه شد ، گفت حواست کجاست ؟ نمی‌خوای دوبنده بپوشی ؟ گفتم میشه بری بیرون ؟ گفت مگه دختری ؟ بپوش بریم بچه سوسول تهرانی .
منم پشتم کردم بهش اول تیشرتمو در آوردم بعد شلوارمو ، کونمو که تو شورت گیپور دید اومد منو محکم بغل کرد از پشت ، کیر گندش لای کونم بود ، گفتم چیکار می‌کنی امیر ؟ به آقا سعید می‌گما ، رفت عقب ، گفت چقدر بی جنبه ای . ترنسی کونی ؟ گفتم آره ولی به آقا سعید چیزی نگو ، امیر گفت ولی عجب کونی داری ، خیلی نرم و بزرگه ، منم بهش گفتم مرسی کیر خودتم خوبه ، امیر گفت بیا دست بزن که دیگه کیر مثل این نمی‌بینی . گفتم نه ممنون ، دستمو گرفت گذاشت رو کیرش ، واقعا گنده بود ، امیر گفت لعنتی دستات چه نرمه ، چه بدنی داری کونی ، بیا بریم تا سعید سگ نشده ، دو بنده رو پوشیدم رفتیم بیرون ، سعید تو سالن بود ، شروع کرد به امیر تمرین دادن ، امیر خیلی بدنش آماده بود ، پشتک میزد ، دو می‌رفت ، طناب میزد ، سعید اومد پیشم گفت تا اینجا چطور بود ؟ گفتم عزیزم این خیلی عوضیه ، منو مالوند تو رختکن ، گفت عیب نداره الان چندتا حرکت بهت میدم که حسابی کون بزرگ تو دید بزنه ، بهم چند تا دراز نشست و شنا داد بعد رو به امیر گفت امروز میخوای با کی تمرین کنی پسر عموت نیومده ؟ امیر گفت نمیشه با ایشون ؟ سعید گفت آخه فن بلد نیست بزنه ، امروز فقط بدنسازی کار کن ، بعد گفت می‌ره بیرون ۲۰ دقیقه دیگه میاد ، سعید که رفت امیر اومد سمت من گفت : دهنت سرویس کیرم داره میترکه ، گفتم خب نگاه نکن . امیر گفت من هفته دیگه مسابقه دارم این پسر عموم نیومده ، بیا فن خاک تمرین کنیم ، گفتم چی هست ؟ گفت به شکم میخوابی دست و پا از کنار باز ، نباید بزاری من از تشک بلندت کنم ، گفتم سعید ناراحت میشه ، سریع زنگ زد به سعید گفت می‌زاری فن خاک تمرین کنم با این پسره ؟ سعید گفت باشه فقط نزنی دست و پایش در بره . من خوابیدم رو تشک به شکم امیر اومد پشتم ، دیگه داشت به هر بهونه ای منو میمالوند ، یه جا با دست و پایش بدنمو قفل کرد کیرشو فشار میداد لای کونم ، گفتم امیر ولم کن ، امیر گفت سعی کن در بیای بچه کونی ، اگه به جای کون دادن ورزش میکردی الان می‌تونستی ، داشت منو از رو لباس لاپایی میکرد و گردنمو لیس میزد ، گفتم امیر ول کن سعید میاد میبینه ، امیر گفت به یه شرط ، شورتتو موقع رفتن بدی بهم ، منم قبول کردم ، سعید اومد باز اومد پیشم من همه چیو گفتم ، سعید گفت اگه دوست داری کیرشو بخور می‌دونم خوشت اومده ، گفتم سعید ناراحت نمیشی ؟ گفت نه فقط زود تمومش کن خودم میخوام بکنمت تو باشگاه
با امیر رفتیم رخت کن ، امیر همه لباسا و شورتشو کند ، یه کیر بزرگ و آویزون افتاد بیرون ، کلی پشم داشت ، بهم گفت بیا کونی بخورش اگه سعید نبود مادرتو میگاییدم ، واقعا کیرش عالی بود ، ولی من کیر تمیز و بدون مو دوست داشتم . منو کامل لخت کرد ، شورتمو گذاشت تو کولش ، گفت اینو میبرم یادگاری جنده ، کیرشو کرد تو دهنم ، واقعا بوی عرقش حالمو بد میکرد ، برا این که از شرش خلاص شم گفتم بیا لاپایی بکن ، پاشدم دستامو زدم به کمد های رختکن ، کونمو قمبل کردم سمتش ، گفتم یالا امیر کیر گندتو بزار لای کون نرمم ، ابتو بریز لای کون بزرگم ، امیر داشت دیوونه میشد . برای خودمم خیلی لذت داشت یه کیر گنده لای کونم که یهو در باز شد ، سعید بود ، کلی داد و بیداد کرد با امیر که چه گوهی میخوری ؟ امیر گفت آقا سعید این کونی خودش خواست ، خلاصه سعید امیرو انداخت بیرون ، رفت در سالن کشتی و بست اومد پیشم ، گفت اذیتت نکرد که ؟ گفتم نه عشقم ، فقط خیلی حشریم ، جررم بده لطفا .
سعید گفت الان حال ندارم باشه برا شب . رفتم جلوش دستمو گذاشتم رو کیرش گفتم ، الان میخوام ، لطفا ‌ . سعید گفت پس جوری که خودم دوست دارم میکنم ، قبول ؟ گفتم عزیزم هر جوری دوست داری کونمو بگا ، فقط کیر بده بهم . گفت برو دوش بگیر بیا تو سالن . وقتی بعد از حمام رفتم تو سالن دیدم لخت لخت وایساده سعید ، منم لخت رفتم سمتش ، یه لب خوشگل ازم گرفت ، یکم کونمو مالید منو بغل کرد برد سمت وسایل بدنسازی سالن ، یه جا از بالا چندتا میله شبیه نردبان بود که دو تا کشه و حلقه و یه سری وسایل آویزون بود . دستای منو به صورت بالا و باز بست ، بعد با کش از زیر زانو رد کرد کشید بالا ، حالا من به کمر خوابیده روی هوا معلق بودم ، سعید اومد بالا سرم کیرشو گذاشت روی پیشونیم ، تو چشام نگاه کرد ، گفت زیبا جون میخوام عین یه جنده بگامت ، اگه دوست نداری میتونم بازت کنم ، اگرم اوکی هستی ادامه بدیم, منم که تو اون وضع که پا هام از هم باز رو به بالا بود دیگه مغزم کار نمیکرد ، گفتم سعید جون لطفا کون بزرگ منو جررر بده ، سعید اومد کنارم کیرشو فرستاد تو دهنم ، من با دستای بسته خیلی تعادل نداشتم برا همین خودش کیرشو عقب جلو میکرد و با دستش سینه هامو می‌مالید ، بعد رفت بین پاهام ، کیرشو یکم مالید به سوراخم و یه ضرب فرستاد تا ته ، یه جیغی زدم که صدام حسابی تو سالن پیچید ، بعد شروع کرد به سرعت تلمبه زدن ، وایی صدای ناله من به همراه صدای تلمبه خوردن تو سالن می‌پیچید ، سعید قرار نبود انگار آبش بیاد . دستامو باز کرد ، حالا من با پاهای بسته و کون روی هوا ، و صورتم و دستام روی تشک کشتی ، سعید که انگار از این وضعیت راضیه ، باز شروع کرد کون منو کردن و اسپنک کردن ، منم صورت به تشک کشیده میشد و ناله میکردم ، گفتم سعید جون جرر بده زنتو ، من دیگه جنده تو ام ، اراده کنی هر جا بخای کون بزرگم و برات لخت میکنم ، بهترین لباس زنونه ها و آرایش و میکنم که تو لذت ببری ، این کون گنده و نرم و سفید تا ابد برا تو ، قربون کیر گندت که به کونم لذت میدی ، داشتم قربون صدقه سعید و بدنش میرفتم که حس کردم کونم پور آب کیر سعید شد ، دستمو بردم سمت کیرم مالیدم ، سعید هم داشت گردنمو میخورد و در گوشم می‌گفت : زیبا جون نرم ترین و قشنگ ترین کون دنیا رو داری جنده ، من آرزوم بود اینجوری یه نفرو تو سالن کشتی بکنم که به آرزوم رسوندی جنده کونی ، با حرفاش آب منم پاشید رو تشک ، وایی چه حس عالی ، پاشیدیم جمع و جور کردیم ، هردومون واقعا راضی بودیم از وضعیت ، قرار بود آخر هفته دیگه خانوادم بیان شمال ، من همه وسایلم و جمع کردم دادم به سعید تو اتاقش نگه داره ، تو هفته قبل اومدن خانوادم ، چند بار با سعید سکس داشتم ، اما دوست نداشتم سکمون عادی بشه و حالا که بهترین موقعیت و تو شمال دارم چیزای خفن تجربه کنم ، برا همین به سعید گفتم اگه دوست داره سکس گروهی و تجربه کنیم ، مثلاً یا خانوم بیاره سعید منو و اون خانوم رو بکنه یا یه مرد بیاره که هردوشون من رو بکنن که سعید خیلی خوشحال شد و قرار شد هر وقت خانوادم رفتن و من تنها شدم اوکی کنیم ، که تو قسمت بعد براتون تعریف میکنم ، در ضمن قسمت بعد قسمت پایانی هست ، ممنون از شما

نوشته: زیبا

بازدید 10,338

🔥 داستان‌های مرتبط پیشنهادی:

2 پاسخ به “شروع زنپوشی تو شمال (۲)”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

در حال دریافت ویدئوها...
دانلود ویدئو
00:00
در حال بارگذاری ویدئوها...