سلام من اسمم نگین ۱۶ سالمه پدرم ی ادمه به شدت پولدار و ادم اهل عشقو حال ولی بر عکس مادرم ی ادم فوق مذهبی من هر کاری میکردم یواشکی میکردم از ترس مامانم از سیگار و قلیون تا خوردن مشروب ۲ تا دوس پسر داشتم ولی یکی از یکی پخمه تر داستان جایی شروع شد ک پسره رفیق مامانم تو اینستا بهم ریکوئست داد ۲۱ سالش بود اسمش آرش بود خیلی پسره جذابی بود حرفا از اونجا شروع شد اول فاز ابجی ابجی تا این ک من ی استوری سکسی گذاشتم یادم رف اینو در بیارم از کلوز بحث شروع شد گف میدونم دقیقا چی دوس داری چجوری ادمی هستی تموم فانتزیام گف دیگ بحث سکسی شده بود اینم بگم رفتیم تلگرام تا یهو ی عکس تایم دار بهم داد ک ی هیکل فوق العاده با ی کیر ۱۸ ۱۹ سانتی کلفت من خیلی ادم هاتی هستم و چون فانتزیا قلقمو فهمیده بود تسلیمش بودم من به شدت خشن دوس دارم ی پسر وحشی اون شب سکس چت کردیمو کلی لاس زدیم تا ی شب گف فردا خونمون خالیه بپیچ بیا منم خر ذوق ولی میدونستم جرم میده کلی به خودم رسیدم رفتم پیشش تا رسیدم بلندم کرد قدشم نزدیک ۲ متره تو بغلش رو هوا کلی لب گرفتیم تا منو برد تو اتاق لختم کرد خودشم لخت شد فقط با ی شورت کیر باد کردش از گوشام شروع کرد تا نوک پاهامو خوردن داغ داغ بودم حسابی کصو کونمو خورد ک کلی ارضا شدم ولی هنو به اصل نرسیده بودیم اون ارباب بودنش اوج گرفت گف چهار دستو پا شو شدم مو هامو گرف کشوندم رفت لم داد رو مبل تک نفره گف پاهامو بخور حیوون مالوند تو صورتم با این بدم میومد ولی داغ داغ بودم جذب اباهتش بودم انگشتاشو ساک میزدم کلی تحقیرم کرد با حرف صورتم انگار از جنگ برگشته بودم انقدر با پاهاش مالید خیس بود صورتم پاشد موهامو گرف کشوند سمت توالت گفتم چیکار میکنی گف کیرمو همینجوری نمیزارم تو دهن کثافتت که شلنگو برداشت گرفت سمت دهنم انگشتشو کرد تو کردم با اب دوباره رفتیم سمت مبل ک وحشیانه براش ساک میزدم وقتی دندونم خورد به کیرش چونمو گرف اورد بالا تف کرد تو صورتم ی سیلی خوابوند باز کرد تو دهنم داشتم ساک میزدم ک تف کرد تو دهنم باز کیرشو کرد تو دهنم اب از کیرش میچکید و پاشد ژل اورد زد به سوراخ کونم شروع کرد انگشتم کرد باز سرمو برد سمت کیرش گف خاله ( اسم مامانم) کجایی ک دخترت داره کیر میخوره و انگشتش میکنم هعی همینجوری میگف از ی انگشت شروع کرد تا ۲ انگشت حسابی انگشت کرد من قبلا با دسته برس کرده بودم تو کونم انگشتش برام ok بود داگیم کرد سر کیرشو گذاشت فشار داد تو مردم از درد گر گرفته بودم حرارت تموم بدنمو میسوزوند ناله میکردم جلو دهنمو گرفت با ی زور دیگ نصفشو جا کرد ک خیلی درد داشت یکم نگه داشت دردش بهتر شد شروع کرد گاییدن کونم حس خوبی داشتم کونم تپل بود محکم اسپنک میزد هی با گفتن دختره کونی اون قدرت کونی بودنو بهم داده بود خودشو اورد پالا پاشو گذاشت رو صورتم شصت پاشو کرد دهنم و از کون میکرد انقدر مالید ک ارضا شدم.
نوشته: نگین
9 پاسخ به “خاطرات یک دختر ۱۶ ساله”
پسر جقی
پسر جقی
کوتوله این چه کصشری بود اخه
دختر تو این سن مثل گرگ وحشیه اینو از کجا پیدا کردی
کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کوسخول گفتی مردک کوس دست
این نیز جقی هست
دخترا یه چیزی رو میخوان تعریف کنن اینقد بهش شاخ و برگ میدن و با جزئیاتش میگن که گاهی حوصله سر بر میشن تو با چس خط کستان میخوای یه ملت همیشه در صحنه با کیرای سیخ رو خر کنی نمیشه پسر جان خودتی
خاطرات یک جقی
ولی همه رو راست گفتی این همه تخیلو از کجا میاری؟ لامصب یه چیزی بگو بگنجه؟