حامد هستم و خانمم نازنین، ماخیلی با هم دوست و پایه هستیم ، تقریبا سال ۹۳ تازه ازدواج کرده بودیم سخت درگیر مسائل مالی بودیم در حدی ک لنگ ۵ میلیون پول بودیم ک ماشینمون رو از تعمیرگاه تحویل بگیریم و نداشتیم مکانیک هم مدام زنگ میزد ک ماشین امادس و از بی پولی نمیشد ماشین رو اورد ، یک دوست دارم ک هم خوشگل خوش هیکل هست ک روی خانمم کراش داشت و متقابلا نازی هم فانتزیش زیر اون خوابیدن بود و همیشه توی سکس منو ب اسم اون صدا میکرد، هیچ راهی نبود برا تهیه اون پول و گرفتن ماشین تا اینکه خانمم گفت از طریق رابطه میتونه پول رو تهیه کنه، ی ایدی درست کردیم توی یکی از سایتهای دوستیابی فردا شبش ی نفر پیام داد و شروع کرد چت کردن ک از جنوب میخوان بیان ب شهر ما اما ۴ نفر هستن. من خودم رو ب عنوان دلال جا زدم و گفتم چنتا کیس رابطه دارم اما الان فقط یکیشون میتونه سرویس بده عکس لختی از اینترنت گرفتم و فرستادم اونا هم اوکی دادن و قرار بود مثل دو روز دیگه بیان شهر ما و شب رابطه داشته باشن، شد دو روز بعد اونا هم توی مسیر شهر ما بودن که پیام دادم اون خانم کنسل کرده و مشکل براش پیش اومده نمیتونه بیاد ، شروع کردن ب چونه زدن ک ما ۴ تا هستیم میخوایم بیاییم اونجا عشق و حال ، ضد حال نزن ی کاری کن ، گفتم ی نفر دیگه هست خیلی جونه اما فکر نکنم بشه راضیش کرد گروپ بزنه اجازه بدید ی صحبت باهاش کنم . ب هر حال قرار شد اونا ک رسیدن شهر منم نازی رو ببرم نشون بدم اگه نازی خوشش آمد و اونام خوششون امد بیان خونه. توی ی کافه قرار گذاشتیم رفتیم اونجا اولش نازی قبول نکرد ک من گروپ نمیزنم یک ساعت بیشتر نمی مونم . نازی هم خدای هم خوشگل هم خوش اندام هم جذاب دلشون رو حسابی برده بود، یکی از پسرا ب نازی گفت ما مشکل مالی نداریم و ما ۴ تا ازت خوشمون امده ۱۰ میلیون واسه یه شب میدیم ، منو نازی جا خوردیم اگه نفری ۱ تومنم میدادن ما اوکی بودیم. نازی رو بالاخره ی شب ۱۰ تومن گروپ راضی کردن گفتم بریم خونه من. رفتیم خونه ی اتاق خالی هم داشتیم پتو و تشک و … هم اماده کردیم مشروب داشتن چنتا پیک مشروب زدیم کم کم گرم شدن ک اهنگ گذاشت یکیشون و با نازی شرو کردن رقصیدن و بغل و لب، لباسای نازی در اوردن و نازی فقط با شرت و سوتین بود گفتم یکم مشروب و مزه بدید من میرم تو سالن شما راحت باشید من امدم تو سالن تقریبا ساعت یازده و نیم بود اونا درو بستن صدای تلمبه و ناله های نازی خیلی یواش میومد تو سالن تا حدودا یک و نیم طول کشید وسطش یک دوتاشون لخت امدن بیرون اب بردن یکیشون رفت سرویس ک نازی با ی شرت از اتاق امد رفت تو سرویس خودشو بشوره اونا هم با شرت امدن تو سالن و همه از نازی حسابی لذت برده بودن و تعجب میکرد از حشریت هاتی و خیسی نازی، نشستیم دور هم نازی هم امد قلیون کشیدیم دوباره مشروب ی کم لش کردن تخمه شکوندن و فیلم میدید ک متوجه شدم نازی داره برایکیشون ساک میزنه پسره نگام کرد ی لبخند زد با نازی رفتن تو اتاق دوباره دوتاشونم رفتن یکیشون گفت من دیگه توان ندارم وتو سالن خوابید خیلیصدا بیرون نمیومد ارومتر شده بودن تقریبا ساعت ۵ بود رفتم ی نگاه کردم دیدوم نازی تو بغل یکیشون دارن تعریف میکنن دوتاشونم کلا خوابن ، من نخوابیدم تا صبح ساعت ۷ رفتم نون و اش بگیرم اونا خواب بودن برگشتم دیدم بعله نازی سجده زده داره برا یکی ساک میزنه یکی هم داره از کص میکنه معلوم بود نازی خیلی حالش خراب بود . بعدش دور هم صبحونه خوردیم نازی گفت من باید برم سرکار لباس پوشید و به بهونه کار رفت بیرون منم گفتم باید برم سر کار اونا هم خونه رو مرتب کردن و رفتن ،نازی برگشت خونه ،هیچ نا و توانی نداشت فقط بغلش کردم و نازش کردم خندید گفت بالاخره هم من تجربش کردم هم پول برا ماشین جور شد دوتای رفتیم حموم زیر دوش کلی تو بغل ام بی صدا همو بغل کردیم یکم کیرم مالید نشست جلوم شرو کرد ب ساک زدن کیرم ک خوب راست شد بلندش گردم بوسیدمش گفتم تو یه شب و روز ۵ تا کیر چه حالی میده ؟ خندید گفت هیچ لذتی بالا تر از جندگی نیست برش گردوندم از کص کردم اینجا اولین رابطه و شیطنت های ما شرو شد و باز هم چندیدن بار ازی کارا کردیم ک بعد براتون مینویسم
نوشته: حامد
31 پاسخ به “سکس و حل مشکل مالی”
آواره قبول کن تخیلی بود
آواره قبول کن تخیلی بود
خیلی خوب بود. مرسی
كيرمو بلند كرديا
خب یبارگی بگو کسکشی کردم پول گرفتم اسمش بده پولش خوبه
اولین بار ۴ تا اونم جنوبی !!!
jografia یه دست ام خودت میدادی ده و پانصد میگرفتی پخمه
من طرفدار بیغیرتی هستم معتقدم باید در جامعه رواج پیدا کنه ولی نه با هر خزعبلاتی لطفا داستانهای جون دار بنویسید
الان دیگه ده سالی از اون ماجرا میگذره احتمال زیاد یه اپارتمان تو فرشته و یه شاسی آبرومند زیر پات هست ولی ماشین قدیمی رو که تعمیر کردی از یادت نبر هر از گاهی یه نگاهی بهش بنداز ببین با یه کوص و کون از فرش به عرش رسیدی
کوس گفتی آی کوس گفتی مثل یک کوسخول گفتی مردک کوس دست
پسر خوب برو درستو بخون هنوز بزرگ نشدی برلی اینکارا در اینده زن گرفتیانجامش بده
اینو داستانهای پیامکی دیگه دو حالت دارن، یا بچهسال جقی هست و عقل نداره اینطوری نوشته و کوتاه هم هست… یا پیرپاتالهای جقی کمپ آلبانی هستن زود خالی میکنن و کسشعر تخیلیتر از تینیجیری مینویسن
۲۲ خواهر تخیلو تو گاییدم
شده بمیری…ولی بیغیرت نباش
آفرین به جنده پرور بودنت، کم کم معلوم نیشه خودتم کونی هستی! سکس بعدی جنده خانم هم با اون رفیقته قطعا! بی ناموسی و کوسکشی رو دارن کم کم قبح زدایی میکنن!
حالا ؛ نقش اون دوستت تو این داستان چی بود ؟؟؟
نخوندم ننویس
عالی نوش جونتون
کصکش سال ۹۳ ۵ تومن خرج چ ماشین رو دادی مگه ؟
۲۲ تو مشهدی هستی احتمالا وعین هو مفسد فی الرض علم الهدی هستی که. ولی دمت گرم هم جاکشی، کردی هم دیوسی،همکس کشی انگار خود خودسر خخخخ
خیلی تخیلی بود
کمتر توهوم بزن تو وقت پیری میشاشم تو مغزت الزایمر میگیری کونی
نوش جونتون دنیا دوروزه حالشو ببرین
دمت گرم من داستانتو وقتی خواندم دلم نیامد برای همسرم نخونم . بیدارش کردم و با تعریف از نوع دلبستگی و وابستگی تو و همسرت براش خواندم . همسرم هم خیلی خوشش اومد . بلند شد گفت میرم دوش بگیرم چون منو بیدار کردی باید منو از عقب و جلو بکنی . نیم ساعت بعد که درحال تلمبه زدن بودم گفت اگه ازت بخوام که اینکارو برام بکنی مخالفت نمیکنی ؟ گفتم اگه توش پول باشه ، نه ! ، چرا مخالفت کنم ؟؟؟
ای کس کش !!! اصلشی !
الحق که راست گفتن ، ماشینت اگه خراب بشه باید خرجشو بدی ولی اگه زنت خراب بشه خرجتو میده
man نفر سوم خوب از تهران تلگرام پی ام بده تا عکس رد و بدل کنیم @Mahdi8Gh
نخوندم خخخ
قشنگ بود
کس کش این اسمش شیطنت نیست ها
من اصلا نخوندم و فقط بر اساس متن داستان نظر میدم آخه چرا باید بری یک دختر و خانواده رو بدبخت کنی چون بی غیرتی و اینکه این داستان ها با خون آریایی و مردم غیور ایران شهر منافات داره به شدت مخالف هستم و هیچ بخشی نمیدهم فقط دوستان بدونید نشه یک وقت ژن برتر آریایی و غیرت و تعصب مارو از ما بگیرند با این خزعبلات