یک هفته عشق و حال با همکلاسی حشریم (۵ و پایانی)

به دلیل یک سری از محدودیت ها مجبورم روزهای 5-6 بصورت یکجا ارسال کنم
شرمنده بابت طولانی بودن این قسمت
►►► شومبول هاتون پر آب باد ◄◄◄
روز چهارم
دیروز بعد از اینکه از علی خدافظی کردم ‍‍ُ، توی راه دنبال یه راهی بودم که الان رفتم خونه به چه بهونه ای برم حموم که گیر نکنم ، سر کوچه مون یه ساختمان نیمه کاره بود ، رفتم خودمو یه ذره خودمو خاکمال کردم ، به مامانم گفتم که با بچه ها رفته بودیم فوتبال یه کمی خاکی شدم ، الان میرم حموم…
هر جور شده باید میرفتم حموم ، بدنم بدجور بوی عرق میداد ، قطره های آبش روی بدنم خشک شده بود سفیدک زده بود ، بدنم بوی آب دهن و آب کیرشو میداد ، تازه از سوراخم بازم آب اومده بود ، باید میرفتم اونارو می شستم ، خلاصه با هر کلکی شده رفتم حموم ، توی حموم خودمو خیلی کنترل کردم جق نزنم و خودمو واسه روز بعدی با انرژی نگه دارم.
صبح بود آماده شدم برم مدرسه ، به مامانم گفتم که بعد از ظهر یه ذره دیر میام ، میخوام با بچه های مدرسه بریم فوتبال ، تو راه که داشتم میرفتم مدرسه همش به این فکر می کردم که آیا علی بعد از سه روز سکس انرژی داره که بازم باهم داستان کنیم. ؟
باید صبر می کردم ازش بپرسم ، اگر انرژی نداره یه کار دیگه بکنیم که دیگه مخزنش خالی نشه ، آخه هر کاری هم می کردیم تهش حشریت حمله می کرد به بشریت.
اصلا بیخیال بهش نمیگم ، صبر میکنم ببینم خودش چی میگه…
علی مثل همیشه با چشای پف کردم اومد تو کلاس نشست پشت سر من ، سر جای همیشگی ، توی کلاس سعی میکردم جلوی بچه ها باهاش حرف نزنم که تابلو بشه ما با همیم ، ولی طاقت نیاوردم ، ازش پرسیدم چه خبر علی آقا ؟ خوبی سرحالی امروز میای بریم فوتبال ؟ با لبخند گفت صد در صد ، بلند گفتم که مثلا بقیه بشنون : علی آقا خیلی فوتبالش خوبه…
کلاسامون تموم شده با علی راه افتادیم بریم ، علی گفت : بیا ازین آبمیوه فروشیه شیر موز بگیریم ، جون داشته باشیم واسه فوتبال…
بهش گفتم آخه من پول ندارم که ، گفت : عزیزم این حرفا چیه میزنی ، آدم از عشقش که پول نمی گیره…
هیچ وقت به این فکر نکردم که اون داره هر روز منو میکنه ، باید یه چیزیم بهم بده اما من دنبال این نبودم ، دنبال این بودم چه جوری ازش بابت شیر موز تشکر کنم ، بهش گفتم : علی امروز چیکار کنیم ، گفت حالا میریم یه کاری میکنیم دیگه ، تو راه که داشتیم میرفتیم ازش پرسیدم علییییی مامان اینا کی میان ؟ یه دفعه نیان بدبخت بشیم.
گفت نگران نباش اونا رفتن تبریز ، هربار که میرن یه هفته کامل نیستن ، حالا بعد یه زنگ میزنم مطمئن شیم…
بهش گفتم اگه بیان من و تو دیگه باهم نیستیم ، گفت : چرا هستیم ، اما شاید دیگه هر روز نباشیم ، مثلا قرارامون میشه هفته ای یکبار مثل زن و شوهرا…
بالاخره خونمون هفته ای یکبار ، یکی دو ساعت که خالی میشه ، منم گفتم : شاید خونه ما هم خالی شد…
اینقدر حرف زدیم که انگار یه قرن طول کشید تا رسیدیم خونشون…
تا رسیدیم لباسامونو کندیم ، علی رفت کارواش دودول بعدش که اومد من رفتم واسه توشویی کونم ، وقتی اومدم علی داشت به کیرش ور میرفت ، گفتم علی یه چیزی به فکر زد ، میخوای فردا با شورت زنونه بیام ؟؟؟
خوشش نیومد گفت : من تورو همینجوری پسرونه دوست دارم اگه اینطوری بود که میرفتم با دختر دوست میشدم ، تازه اونا دوتا سوراخ دارن ، عزیزم من از پسرا خوشم میاد توی این همه آدم تورو انتخاب کردم همیشه هم با تو
می مونم. این حرفا رو که زد بیشتر دیوونش شدم…
رفتم سمت علی کیرشو گرفتم براش میمالیدم ، چسبوندمش به شیکمم اونم برای اولین بار دودول منو با دستاش گرفت چسبوند به خودش ، همدیگرو بغل کردیم ، علی شروع کرد به خوردن لب و گردنم.
از بس گردنمو توی این چند روزه خورده بود دیگه واسم گردن نمونده بود. واسه همین مجبور بودم یقه اسکی بپوشم که جای کبودیا معلوم نشه…
بالاخره از خوردن سیر شد ، بهم گفت برگرد به دیوار دستاتو بزار روی دیوار ، گفتم چی شده مگه دزد گرفتی ، گفت : دزدی میکنی آره ، کجا گذاشتیش ، دستاشو میکشید به بدنم ، به ممه هام ، به شیکمم ، به لمبرای کونم ، مثلا داشت منو می گشت ، ولی در اصل داشت منو آماده میکرد که آقا پلیسه باتوم شو بکنه تووووش…
(( از دیروز فاز عمو جانی گرفته بود ، دوست داشت توو شخصیت های مختلف منو بکنه ، البته توی اون دوره هنوز عمو جانی ظهور نکرده بود ))
نزدیکم شد… صورتشو چسبوند بهم ، کیرشو چسبوند خوابوند روی خط کونم ، دستاشو حلقه کرد دور کمرم ، منو کشید سمت خودش…
سر کیرش گذاشت لای کونم ، میخواست آروم آروم بکنه تووش ، متوجه شدم میخواد چیکار کنه ، ازش پرسیدم میخوای وایساده بکنی ؟؟؟ گفت آره ، گفت خوب بگو زودتر منم همکاری کنم. کونمو قنبل کردم گفتم اینطوری خوبه ؟ گفت عالیه ، نفس نفس میزد مثل روز اول بد حشر شده بود ، شیر موزا کار خودشونو کرده بودن ، چون منم دوست داشت زود تر بکنه تووووش.
سر کیرشو لای کونم تکون میداد سوراخمو پیدا کنه ، خودم کیرشو گرفتم گذاشت روو سوراخم ، گفتم اینجاست ، چند بار به زور خواست فرو کنه اما من دردم میگرفت خودمو از درد می کشیدم جلو ، گفتم علی صبر کن یه دقیقه، دستامو از دیوار برداشتم گذاشتم روی کمد قدیمیه که گوشه اتاق بود ، کونمو دادم به عقب ، گفتم بیا این مدلی هم داگیه هم ایستاده ، علی جون آمادس ، باتوم درازتو بکن توووش… علی هم اینقدر سرشو روی سوراخم بازی داد تا راهشو پیدا کرد. دیگه سوراخم توی این چند روزه باز شده بود ، کیر کله گنده ش راحت میرفت تووم… کیرشو با یه فشار کم با کمک تف معجزه آسا تا آخر فرو کرد ، تا جایی که شکمشو چسبوند به کمرم ، دستشو حلقه کرد دورم از روی کمد قدیمیه بلندم کرد ، کشید سمت خودش ، گفت حالا دستتو بزار روو دیوار ، اول آروم جلو عقب میکرد تا خوب جا وا کنه ((فکر نمیکردم این حالتی اینقدر خوب باشه ، سر کیرشو حس میکردم وقتی توم حرکت میکرد )) علی گفت این ازون مدلاس که دوست داری ، صدای تالاپ تولوپ میده ، علی سرعتشو زیاد کرد ، (( از اونجایی که بچه آرومی بودم ، توی سکس هم صدام در نمیومد ، فقط تنها صدایی که ازم درمیومد هاع ، هاع ، هاع ، هاع ، هاع )) علی تا این صداها رو از من میشنید ، گردنمو میخورد که آرومم کنه ، بهش گفتم علی خیلی دیگه داری تند تند میکنی پاره شدم… آروم بکن همیشه بکن… امروز یکی دو ساعت بیشتر وقت داریم چون به خونه گفتم که داریم میریم فوتبال…
وقتی اینو شنید آروم شد ، کیرشو در آورد ، می کوبید روی کونم ، بهش گفتم علییییییییی آیینه بزرگ ندارین ، پرسید واسه چی میخوای ؟؟؟ گفتم میخوام ببینم وقتی داری میکنی چه جوری کیرت از لاش میره به توش
((خداروشکر توو اون زمان گوشی نبود ، اگه بود اولین فیلم گی وطنی آب آور مخصوص جقیا توو کل ایران پخش میشد )) علی همونطوری کون لختی رفت طبقه بالا دنبال آیینه بگرده ، منم رفتم کنار پله ها منتظرش موندم. وقتی اومد کیرش خوابیده بود ، از پله ها میومد پایین دودولش پرت میشد اینور اونور… گفت بیا اینو پیدا کردم خوبه ؟؟ گفت همین خوبه… بریم.
قبل از اینکه شروع کنیم علی گفت عزیزم یه لحظه بخواب پاهاتو بیار بالا سوراختو معاینه کنم ، ببینم چه شکلی شده ، خوابیدم یه ذره بهش ور رفت گفت : تکون نخورده همون شکلی تنگه و صورتی مثل روز اولش ، اگه الان لاغر استخوانی بودی ، سوراخت مثل غار شده بود…
بلند شو یه پاتم بگیر بالا میخوام تنبیهت کنم بچه ی بد… منم به جای اینکه یه پامو بگیرم بالا ، انداختم روی کمد قدیمیه که لاش باز بشه راحت تر بزار تووووش. (( دیگه توی دادن حرفه ای شده بودم ))
علی کیر درازشو گرفته بود توو دستاشو می کوبید به کونم ، سر گنده کیرشو آروم جا کرد توی سوراخم تا جایی که تخماش با اون موهای تازه رشد کرده سیخ سیخیش میخورد پشتم ((البته روزای قبل موهاش هنوز در نیومده بود)
علی شروع کرد به تلمبه زدن ، منم آیینه رو گذاشته بودم روی کمد قدیمیه زیر پام ، کیرشو میدیدم که از لای کونم میرفت توش ، علی گفت اگه پات خسته شده میخوای بیارش پایین. منم آروم جوری که کیرش ازم درمیاد پامو آوردم پایین ، کونمو قنبل کردم ، علی منو کشید سمت خودش ، نفس نفس زنان در گوشم گفت حال میدههههه شیطوووون… منم همون شکلی مثل خودش نفسم درنمیومد ، نمیتونستم چیزی بگم ، داشتم حال میکردم ، بهترین لذتی بود که توی زندگیم برده بودم ، گفتم آره عشق کیر دراز من…
همینو که گفتم حشری شد سرعتشو زیاد کرد ، ازم پرسید اگه اومد بریزم توووووش ؟؟؟ گفتم آره عزیزم دوست دارم همشو بریز توووش !!! فقط خواهش میکنم بزار آخرشو لیس بزنم…
کیرشو محکم تا خایه کرد توو کونم نگه داشت ، داد میزد ، دندوناشو فشار میداد روهم ، ها اااااااااااااااااا ، داد میزدو آبشو خالی کرد توو کونم ، نبض کیرش تند تند توی کونم میزد…
منم خودمو کشیدم جلو کیرش از توو کونم اومد بیرون ، برگشتم دو زانو جلوش نشستم ، کیرش خیلی خیس بود ، هنوز ازش آب میومد ، زبونمو گرفتم زیرش آبش چکید روی زبونم ، از زیر تخماش لیس زدم تا سر کیرشو کردم توو دهنم (( این اولین باری که کیرشو میلیسیدم و میساکیدم )) قرار بود روز آخرمون روز ساکیدن من باشه ولی من تحمل نداشتم هر روز به لیسیدن کیرش فکر می کردم ، سر کیرشو گذاشتم روی زبونمو ته مونده آبشو ساک زدمو خوردم. کیرشو از دستم کشید و گفت بسه ، بقیه اش باشه واسه روز آخر ، الان بهش عادت نکنی بهتره ، خودتو نگه دار برای اون روز عزیزم…
ازش پرسیدم سوپرایزت سر جاشه ؟؟؟ گفت آرههههههه
گفت علی فقط اون روز یادت باشه موهاشو حتما بزنی ، مخصوصا این سیخ سیخیارو ، اینقدر که اینا درد داشت ، کیر کله گندت درد نداشت…
گفت پاشو ، پاشو برو کونواش ، روشویی -توشویی کن ، بعدم برو خونه واسه فردا آماده شد…
گفت من که کاری ندارم تو باید خودتو تقویت کنی ، هر روز دار ازت میره…
رفتم توو دستشویی خودمو شستم ، آبارو خالی کردم ، اومدم بیرون که لباسامو بپوشم ، علی داشت به کیرش ور میرفت ، داشت با خط کش اندازه میزد ، گفتم بزرگتر شده انگار ، گفت نه همیطوری میخواستم ببینم خوابش چند سانته آخه تا حالا دقیق اندازه نزده بودم ، تا الان فکر میکردم خوابش 18 سانته ، این الان 15 سانته…
گفتم حالا 3 سانت چیه دیگه که نگرانشی…
من دارم میرم علی جون کاری نداری ، خدافظی کردم و رفتم خونه…

روز پنجم
امروز پنجمین روزیه که با علی در ارتباطم ، نمیدونم اسم این داستانو چی باید گذاشت ، نمیدونم میخواین چه فکری بکنین ، بگین که بچه کم سن و سال و برده و بهش تجاوز کرده ، اونم بچه ای که کمتر از سن قانونیه ، اما من خودم خواستم که با علی باشم…
میتونستم از روز اول برم به پدرمادرم یا مدیران مدرسه بگم که این منو اذیت میکنه ، اما من خودم خواستم که با علی رابطه داشته باشم. به نظر من این رابطه دو طرفه س ، درسته علی فاعل بوده و من مفعول ولی منم داشتم لذت میبردم و به نظر من توی این رابطه فاعل و مفعول معنایی نداره و تمام…
صبح که بیدار شدم دودولم از من زودتر بیدار شده بود ، پاشدم کارامو کردم مثل همیشه برم مدرسه ، متوجه شدم دودولم هنوز بیداره. منم اون روز میخواستم شلوار کبریتی مو بپوشم که خیلی نرم و جذب و سکسی و گوگولی بود.
وقتی می پوشیدم همه جام برجسته می شد ، به سرم زد از شورت های قدیمی دوران بچگیم که خیلی کوچیک و جذاب بودن استفاده کنم تا قضیه این شکلی ماسمالی بشه ، یه شورت رنگی داشتم که پشتش عکس خرس داشتی پوشیدم ، خوب شد ، تا یه حدودی دودول راستمو جمع کرد اما خیلی تنگ بود ، دودلم داشت خفه میشد ، تازه از عقبم شرته جمع شده بود رفته بود لای کونم ، داشتم پاره میشدم ، کیر علی توی این چند روزه اینقدر پارم نکرد که این شرته پاره کرد…
خلاصه به یه زوری دودولمو مهار کردم ، حرکت کردم سمت مدرسه ، توی راه شرتم رفته بود لای کونم ، وقتی راه میرفتم احساس میکردم ، علی کیرشو خوابونده لای کونم ، منم همون شکلی دارم راه میرم ، احساس میکردم یه چیزی لمبرای کونمو از هم باز کرده ، آخه وقتی راه میرفتم خیلی میلرزید و من اینو می فهمیدم و احساس میکردم.
رسیدم مدرسه ، برای اولین بار علی از من زودتر رسیده بود ، منو با لباس جدید دید کلی حال کرد ، وقتی نشستم از پشت سرم در گوشم آروم گفت : سکسی شدی عسلم ، واسه امروز آماده شدی شیطون ؟؟؟ آروم گفتم آره… تازه یه شرت گوگولیم پوشیدم…
علی گفت : راستی یه خبر بد ، احتمالا فردا روز آخره ، چون زنگ زدم شهرستان مامانم اینا گفتن جمعه تهرانن…
گفتم عه ، چقدر بد ، یه هفته چقدر زود تموم شد… بهش گفتم ناراحت چی هستی عشقم ، ما تازه همو پیدا کردیم ، من تا ابد باهاتم…
هنوز فردا مونده… فردا روز سوپرایزه ، ولش کن زنگ آخرو بچسب…
مثل هر روز کلاسا تموم شد ، علی گفت سریع جمع کن بریم… تو راه خونه کلی ازش پرسیدم که فردا چه خبره میخواد چیکار کنه اما هیچی نگفت…
رسیدیم خونه شون ، علی گفت سریع برو عملیات شستشو انجام بده زود بیا ، بدو بدو ، دودولم داره بی تابی میکنه ، بهش با خنده گفتم : دلش واسه سوراخم تنگ شده از دیروز تا حالااااااا…
(( الان که دارم این داستانو مینویسم ، خیلی به این موضوع فکر کردم که چرا بعضیا باید کیرشون اینقدر گنده باشه ، اونم توو سن کم ، اونوقت کیر من بچگیام 10 سانت بوده ، الانم هنوز 10 سانته ، خدایا این کیر به درد من نمیخوره ، اینو از من بگیر به جاش کوص بده ))
لباسامو کامل در آووردم رفتم توی دستشویی واسه شستشوی سوراخم ، نشستم روی سنگ توالت ، شیلنگو چسبوندم به سوراخم آبو با فشار کم زدم توی سوراخم ، تا حدی که احساس عن داشتن بهم دست داد ، آبو بستم ، همه آبا و عنا با فشار میومد بیرون ، هر بار که میومدم خونه علی این کارو پنج بار تکرار می کردم تا آب خروجی از کونم تمیز و بدون بو بشه… پاشدم سوراخمو با دستمال خشک کردم ، شرت خوشکل رو پام کردم ، زرد بود عکس یه خرس پشتش بود که زبونش بیرون بود ، وقتی رفتم بیرون علی حواسش نبود ، صداش کردم تا منو دید یه چون کش دار گفت : جووووووووووون چه گوشتی شدی…
نبض سوراخم تند تند میزد ، رفتم سمتش بغلم کرد ، شروع کرد لبو گردنمو خوردن ، دستشو کرد توو شرتم کونمو میمالوند… منم کیرشو براش میمالوندم و میچسبوندمش به خودم ، اینقدر این کارو کردم پیش آبش اومد ، حشری شد ، شرتمو در آوورد ، بهم گفت دستاتو حلقه کن دور گردنم بعد بپر بالا ، پاهاتو حلقه کن دور کمرم ، باشه…
گفتم آره ، حله ، فهمیدم…پریدم بالا توو بغلش ، سر کیرمو بدون تف چسبوند به سوراخم ، آروم فرو کرد تووم خیلی دردم اومد ، گفتم : علی علی درش بیاااار خیلی درد داره ، وایییییش ، گفت تف نزدم ، دست چپشو انداخت دور کمرم که منو نگه داره ، با دست راستشم تف میزد سر کیرش که راحت برش توووش…
اینبار خیلی راحتو بدون درد تا آخرش رفت توووم. بهش با آه و ناله گفتم علی چه باحاله ، اینو از کجا کشف کردی ، هر روز مدل های جدید روو میکنی ، گفت وقتی از پیشم میری من شبا آ آ آ آ آ تا صبح فکر میکردم ، تازه بعد از این یه مدل دیگه هم هست ، گفتم اون چه مدلیه ؟؟؟ گفت اون خوابیدنیه ، بعدش میگه ئع ئع ئع ئم.
وای علی داری دیوونم میکنی ، چقدر خوبه ، وا آ آ آ آ یــش…
علی تقریبا نیم ساعت توی اون حالت در حال کردنم بود ، خیلی خوب بود ، اما تموم وزنم روی گردن و کمر علی بود ، علی همون شکلی که توی بغلش بودم منو برد روی تخت به کمر خوابوند ، پاهام که دور کمرش بود باز کرد خوابید رووم ، یه ذره که تلمبه زد بهم گفت به پهلو بخواب ، خودش هم پشت سرم مثل من به پهلو خوابید ، خودشو چسبوند بهم جوری که حس میکردم کیرش به زور لای کونمه ، از پشت سر شروع کرد به خوردن گردنم و دستشو میکشید به کل بدنم ، دودولم که مثل همیشه راست بود ، علی گفت همین شکلی بخواب من برم وازلین بیارم ، گفتم مگه وازلین ضرر نداشت ، گفت برای توش نمیخوام ، برای لاش میخوام…
رفت قوطی وازلینو آورد با همون کیر شق کردش جلوم وایساده بود ، منم از فرصت استفاده کردم به تخماش ور میرفتم ، یه انگشت وازلین مالید به سر کیرش مشتشو برعکس دور کیرش حلقه کرد و وازلین رو میمالید به کیرش ، دوباره اومد همون شکلی پشتم خوابید ، یکی از پاهامو کشید بالا ، کیرشو گذاشت لای پامو آروم جلو عقب میکرد ، سر کیرش میخورد به زیر تخمام ، یه حس خاصی داشت ، بهم گفت : یه ذره اینطوری میکنمت بعد آروم سرشو میکنم توووش ، باشه ؟
وقتی میکرد حرارت نفسش میخورد پشت گردنم ، بهم گفت علییییییی گردنمو بخور ، لباشو چسبوند به گردنم یه جوری میک میزد ، داشتم بیهوش میشدم… ازم پرسید حال میده عشقم ؟؟؟
گفتم علی خیییییلی خوبه ، میشه کیرتو بکنی تووووووش…
گفت : دوست داریا… سر کیرشو لای کونم حرکت داد که سوراخمو پیدا کنه ، خودم با دستام کیرشو گرفتم ((هم داغ شده بود هم رگاش زده بود بیرون )) گذاشتمش روی سوراخم گفتم اینجاس علی جووون بکن تووووش
علی آروم کیرشو هل داد تووم. خودشو چسبوند بهم ، مثل حالت ایستاده کیرش از لای کونم رد میشد میرفت توی سوراخم ، با وازلین خیلی حس خوبی بود ولی با تف حالش بیشتر بود ، علی در حال تلمبه زدن گفت اگه آبم اومد میریزم روی شیکمت باشه ؟؟؟ گفتم باشه عشقم
بهم گفت خوب برگرد روی کمرت بخواب زود باش ، پاهاتم از هم باز کن. خوابیدم روی کمرم ، علی هم کیرشو آروم فرو کرد توی سوراخم بعدش خوابید رووم بین دو تا پاهام شروع کرد به تند تند تلمبه زدن.
با نفس نفس زدم شدید گفت داره میاد ، اینقدر هول بود که نریزه توش نصفه از کونم کشید بیرون ، کیرش مثل فنر پرید بالا ، آبش با فشار پاشید روی ممه هام و شیکمم ، به علی گفتم از روز اول همش آبتو می ریختی یا لای کونم یا توی کونم ، این اولین باره که رنگ آبتو دارم میبینم…
علی گفت نگران نباش فردا همشو میریزم تو صورتت… مثل اینا که دهنشون آب میوفته ازش پرسیدم فردا اون دوستت که گفتی هم میاد ؟؟؟
گفت آره ، دوست داری بیاد ؟؟؟
گفت آره ، حتما بهش بگو بیاد ، میخوام کیرشو که گفتی کلفت رو ببینم…
مگه از تو کلفت تر هم هست…
حالا فردا میاد میبینیش دیگه الانم برو تا دیرت نشده خودتو پاک کن برو خونه…
رفتم توی توالت خودمو پاک کنم دلم خواست آبشو بخورم ببینم چه مزه ایه !!! با انگشتم یه ذره شو از روی شیکمم برداشتم خوردم ، خوشم اومد فقط یه ذره لیز بود ، حشری شدم بقیه شو هم بخورم که علی صدام زد گفت چرا نمیای بیرون شاشم ریخت ، باقیشو ماسمالی تمیز کردم ولی هنوز روی بدن چسبناک بود ، بوی آبکیر میداد ، لباسامو پوشیدم اومدم بیرون گفتم بفرمائید توو یه موقع شاشتون نریزه…
علی رفت توو توالت ، رفتم در زدم گفتم علی یه دقیقه بیا !!! خواهش میکنم بیا !!! جیش نکنیا بیا !!! گفت چرا ؟؟؟
گفتم میخوام بیام توو جیش کردن تو ببینم… اومد بیرون گفت : که چی بشه ، گفتم دوست دارم ، باهاش رفتم توو توالت ، کیرش خوابیده بود ، آویزوون بود روی تخماش ، اما کله کیرش همونقدر گنده بود ، رفت وایساد لب سنگ دستشویی ، منم رفتم کنارش ، با دست چپم کیرشو توی مشتم گرفتم ، گفتم حالا جیش کن ، گفت یه دقیقه باید وایسی تا بیاد…
کیرش خیلی داغ بود ، بعد که شاشش اومد داغ تر شد… رد شدن شاش از توی کیرشو حس میکردم ، وقتی تموم شد کیرشو تکون دادم گفتم برو تموم شد ، اونم خندید و باهم رفتیم بیرون ، یه لب بهش دادم ، خدافظی کردم رفتم خونه…

روز ششم
امروز پنج شنبه س ، آخرین روز از یه هفته عشق و حال من و علی و روز موعود ، یعنی روزی که علی قراره علی منو سوپرایز کنه ، سوپرایزی که میدونم یه کیره کلفته ، اما نمیدونم برای کیه…
روز اول یا دوم بود که علی قرار شد یکی از دوستاشو بیاره که کیرش خیلی کلفته و قرار بیاد بشینه ، سکس مارو نگاه کنه و جق بزنه…
دیروز وقتی از علی جدا شدم رفتم خونه ، از راه نرسیده مستقیم رفتم حموم ، توی حموم فقط به امروز فکر میکردم که کیر علی رو چه جوری براش بخورم که خوشش بیاد…
صبح شده بود مثل هر روز باید میرفتم مدرسه ، داشتم به این فکر میکردم کدوم شلوارمو بپوشم که سکسی تر باشه، شلوار کبریتی مو که دیروز پوشیدم تکراری بود ، بهتر بود همون لی یخیـمو بپوشم که اندامی تر بود ، من کلا با شلوار گشاد میونه خوبی نداشتم ، یعنی اگه شلوارم گشاد بود ، نمی تونستم راه برم ، فکر کنید پاچه هاش گشاده باد میزنه پرتش میکنه اینور اونور…
شلوار لی یخیمو با یه شورت سفید هفتی و یه تیشرت سفید پوشیدم ، رفتم سمت مدرسه…
رسیدم دم در مدرسه مدیر دم در وایساده بود بچه ها رو چک میکرد ، من از در رفتم توو چیزی نگفت اما احساس کردم داره سرتاپامو حشری وار نگاه میکنه…
خلاصه کلاسای امروزم تموم شد ، زنگ آخر خورد ، من و علی با هم راه افتادیم سمت خونه…
به علی داستان مدیرو گفتم ، گفت تقصیر خودته دیگه وقتی لباس سکسی میپوشی ، معلومه همه کیراشون راست میشه دیگه ، امروز پوشیدی واسه دل من اما دیگه نپوش…
رسیدیم خونشون ازش پرسیدم اون دوستت که گفتی اومده ، گفت انگار چشمات بیشتر دنبال اونه تا من ،
گفتم نهههههه دیوونه ، همینطوری پرسیدم…
گفت برو عملیات روشویی توشویی ردیف کن بیا ، ازش پرسیدم مگه امروزم میخوای توووش کنی ، گفت نه ولی شاید وسط ساکیدن هوس کردم توشی هم بزنم…
رفتم خودمو شستم اومدم ، علی داشت با تلفن حرف میزد میگفت : کی میای ، اگه اومدی یادت باشه سه بار پشت هم زنگ بزن که بفهمم تویی خدافظ…
علی وقتی منو دید گفت چه شورت سکسی کیر راست کنی پوشیدی شیطون…
گفتم عجیبه کیرت هنوز خوابه ، گفت سعی کردم بیدار نشه که تو بیدارش کنی ، مگه قبلا نگفته بودی دوست داری توی دهنت راست بشه ، شق بشه ، سفت بشه شیطونک من…
گفتم نمیخوای شروع کنیم ، گفت صبر کن اون دوستمم توی راهه بیاد بعدن…
ازش پرسیدم : علی راستی موهای سیخ سیخیشو زدی ، گفت آره…
رفتم نشستم روی تختش ، پاهامو انداختم روو هم دستمم گذاشتم لای پام که علی ببینه حشری بشه…
صدای زنگ اومد علی گفت فکر کنم اومد خودتو آماده کن ، گفتم من چرا ؟؟؟
مگه اونم میخواد کاری کنه ؟ علییییییی
در باز شد اومد توو… تعجب کردم گفتم : تویی !!!
(( طرف همون پسر دایی علی بود که روز اول کنارش نشسته بود )) گفت سلام عزیزم آره منم ، مگه دوست نداشتی که منم بیام ، اومدم جیگر ، جووووون.
گفت پس توام اومدی که بکنی ، دنبال کون منی ، همش الکی بود آره ، علی آقا آرهههه ، گفتی طرف میاد میشینه کنارمون فقط نگاه میکنه که… پس طرف قراره با کیر کلفتش کونمو پاره کنه آره ؟؟؟؟؟
علی گفت نگران نباش نمیزارم اتفاق بدی بیوفته ، قراره سه نفری حال کنیم ، ببینم تو مگه کیر گنده دوست نداشتی؟؟… الان دو تا کیر گنده اینجاست ، کیر من دراز و لاغره ، کیر وحید کوتاهو کلفته تجربه کن…
بعدشم قرار نیست که همیشه بکنه یه بار بیشتر نیست ، بزار بکنه اگه نتونستی یا درد زیاد داشت ، دیگه نمیزارم بکنه
قبوله عزیز دلم ؟؟؟
گفتم قبوله ولی من دیگه نمیتونم سوراخ رایگان باشم ، یعنی فقط تا امروز رایگانم. بعد از این اگه حالتون بد شد حشرتون زد بالا باید قبلش منو از نظر پولی تامین کنین.
دو تا شون با هم قاطی کردن ، منو بغل کردن انداختن روی تخت با خنده گفتن ضرنزن بابا…
وحید کمربندشو باز کرد شلوارشو کشید پایین ، پیرهنشم درآوورد اومد سمت من ، من داشتم زیرچشمی بدنشو دید میزدم ، وایساد جلوم ، مثل علی بود ، لاغر بود ، کم مو بود ، سفید بود ، یه شرت سفید هفتی پاش بود ، من لبه تخت نشسته بودم ، اونم بالای سرم وایساده بود ، علی هم یه ذره عقب تر وایساده بود مارو نگاه میکرد ، منی که توی این یه هفته با دودول علی دوست شده بودم ، خجالت میکشیدم دست بزنم بهش…
کیرش معلوم نبود کجای شرتش مخفی شده ، به نظر میرسید خایه هاش خیلی بزرگ باشه ، مثل یه بادکنک پر آب آویزوون بود. شرتش بوی نویی می داد ، دماغمو بردم سمتش بکنم ، اونم همزمان خودشو کشید جلو صورتم خورد به کیرو خایش ، من که چیزی حس نکردم که شبیه کیر باشه ، به نظرم از این کیرا باشه که پوست اضافی داره و مثل حلزون میره توی لاک خودش…
قاطی کردم داد زدم علییییییییی !!!
مگه نگفتی دوستت کیر کلفته ، پس کوو… خودش جای علی جواب داد گفت : اونی که دنبالشی همین جاست ، باید باهاش بازی کنی تا بیدار بشه.
دستمو آروم کشیدم زیرو روی تخماش ، اوایل چیزی حس نکردم ، اما یکم بعد که مالیدمش آروم آروم سر کیرش از لاک دفاعی اومد بیرون ، نمیدونستم دارم چه هیولایی رو بیدار می کنم.
زیر چشمی به چشمای وحید نگاه کردم با لبام تخماشو لمس کردم ، صورتمو چسبوندم بهش ، احساس کردم کیرش داشت شق میشد ، دیگه تحمل نداشتم از روی شورت لمسش کنم ، شورتشو کشید پایین ، همونی بود که حدس میزدم.
اون موقع پشمی نداشتم اما به معنای واقعی پشمام ریخت…
یه کیر کلفت گوشی ازینا که پوست اضافی داره ، وقتی باهاش بازی میکنی پوستش باهاش حرکت میکنه ، از اون کیرایی که سرش کوچیکه ، بقیش تا آخر کلفته ، پوست کیرش سفید بود ، مو سیخ سیخی هم نداشت ، تخماشم نسبت به کیرش بزرگ بود.
کیرشو گرفتم چسبوندم به صورتم ، خیلی داغ و گنده بود ، این تازه خوابش بود ، یه عالمه با کیرش بازی کردم بیدار نشد. وحید گفت باید بخوریش این شکلی بیدار نمیشه ولی اگه بیدار بشه دیگه نمیخوابه.
برای اینکه کیرش بیدار بشه بهش گفتم الان یه جوری برات میخورمش که تا آخر عمرت کیرت نخوابه ، کیروخایه شو گرفتم بالا زیرشو لیس زدم ، تخماشو دونه دونه میک زدم ، کامل میکردم تو دهنم ، کیرش روی صورتم بود داشت یواش یواش شق میکرد ، دوست نداشتم خودش شق بشه ، دوست داشتم توی دهنم وقتی دارم میخورمش شق بشه ، سفت بشه ، سنگ بشه ، کیرشو از ته با مشتم گرفتم تکونش دادم ، میمالوندمش به صورتم ، از زیر خایش تا سرشو لیسیدم ، تا نصف کردمش توی دهنم ، درش آووردم ، سرشو میک زدم دوباره خواستم بکنمش توی دهنم دیگه جا نشد ، کیرش داشت شق میشد ، دیگه نتونستم کامل بخورمش ، فقط سرشو تا نصفه هاش میکردم توو دهنم… آب دهنم از همه جای کیرش می چکید ، کیرش کامل شق شده بود دیگه اون پوست اضافیش کمتر حس می کردم ، نزدیک یک ساعت براش خوردم ، گردنم دیگه خسته شده بود ، بهش گفتم اگه میخوای بازم بخورمش بخواب روو تخت ، گفت نه دیگه بسه میخوام بکنمت ، بعد علی رو صدا کرد گفت بیا توام همکاری کن ، من با تعجب گفتم دوتایی ، چه جوری ، میخواین رسما پارم کنین دیگهههههه…
وحید گفت : دیوونه آیا ، ما که خفت گیری نکردیم ، یا نمیخوایم به زود بکنیم که ، اومدیم حال کنیم عزیزم
عزیزم من اگه تنهایی بکنمت پاره میشی ، اما اگه علی اول بکنتت دیگه پاره نمیشی ! حالا اگه گفتی چرا ؟؟؟
خوب معلومه دیگه ، کیر علی جون نازک تره ، اگه اون اول بکنه سوراخم باز میشه ، بعد تو راحت تر میتونی بکنی تووووش با اون کیر کلفتت…
بهشون گفتم : آخه چرا مال شماها اینقدر گنده س ، اونوقت مال من کوچولوعه
مال علی هم اولش واسم خیلی بزرگ بود ، اذیت میشدم وقتی میرفت تووش ، اما الان دیگه خیلی راحت بدون تف میره تووووش…
وحییییید میشه وقتی علی داره میکنه توووش ، توام بخوابی کیرتو بخورم ، بعدش با علی جابه جا بشین خوبه ؟؟؟
اتفاقا من و علی هم میخواستیم همین کارو بکنیم ، گفتم دست شیطونو از پشت بستین…
علی گفت : پاشو بس سریع داگی شو ، پاش اگه میخوای به آرزوت برسی…
وحید پرسید مگه آرزوش چیه ؟؟؟
علی گفت : خوردن کیر من ، یه هفته هر روز میگه ، منم چون حشریم توی ساکیدن زود آبم میاد ، نذاشتم تا الان لب بهش بزنه…
دیگه تحمل نداشتم ، پاشدم پشتمو کردم به وحید ، دولا شدم ، شرتمو کشیدم پایین ، بعدش همون شکلی دولا دولا رفتم روو تخت واسه علی داگی شدم ، گفتم بفرمایید سوراخ ، آماده پذیرایی از شما مهمانان کیر گنده می باشد… کیر داغ –سوراخ داغ
علی هم یه تف گنده انداخت روی سوراخم ، خیلی حشری بودم ، تحمل نداشتم ، دوست داشتم زودتر بکنه توووش گفتم علی خواهش میکنم بکن توووش اذیت نکن…
علی آروم کیرشو فشار داد روو سوراخم ، مثل جارو برقی کشیده شد توم ، یه ذره دردم گرفت اما وقتی شروع کرد به جلو عقب کردن دردم کمتر شد ، نمیدونم چرا احساس میکردم سرش گنده تر شده از روزای قبل.
وقتی علی کیرشو کرد تووم ، وحید پیش علی وایساده بود ، با صدای آه من گفت : جوووون ، چقدر تنگی تو.
وحید از علی پرسید قرصا کارخودشونو کردن یا نه ؟؟؟گفت نمیدونم نفهمیدم ، گفت مگه میشه نفهمی…
من فهمیدم اینا یه کاری کردن که دارن یواشکی بازی درمیارن از خودشون…
پرسیدم قرص چیه ؟؟؟ علی دوباره قرص خوردی !!! تو که خوب بودی ، آبت هم که دیر میومد ، چرا دوباره خوردی ؟؟؟
وحید گفت قرصه واسه اون نبوده که ، گفتم پس واسه چی بوده ؟؟؟
وحید گفت واسه اینکه که کیرش کلفت تر بشه… گفتم نامردا سوراخ مفت پیدا کردین ، دارین رووش آزمایش انجام میدین…
میگم این کیر علی نبوداااااا… کلیه کیرت اینقدر بزرگ شده بود که شبیه لامپه صده…
میگم چرا وقتی کردی توووش دردم اومد… حتما کیرکلفت کن خوردی که بعدش دسته بیل دوستت راحت جا بشه توو کون من آرهههههه…
حالمو دیگه داری بهم میزنی علی آقا ، روز اول مثل آدم مهربونا بودی ، الان عوضی شدی ، به من که عشقت بودم هم رحم نمیکنی ، بسه دیگه درش بیار علی ، بزار وحید بیاد بکنه ، تو بیا آبنبات چوبیتو بده دستم که یه هفته س انتظارشو میکشم.
وحید و علی جابه جا شدن… وحید رفت پشتم بدون مقدمه سر کیرشو گذاشت روی سوراخم فشار میداد که جا بره توووش ، سرش داد کشیدم هووش عجله داری مگه… آروووم.
وحید گفت : تحمل کن یه ذره درد داره ولی یه جوری میکنمت که لذت ببری…
یه ده دقیقه ای گذشت ، وحید در حال عملیات جا کردن بود ، توی این چند دقیقه علی هم بیکار نبود ، جلوم روی دو زانو ایستاده بود کیرشو کرده بود توی دهنم داشتم براش میساکیدم ، کیری که یه هفته انتظارشو کشیده بودم بالاخره داشتم میخوردمش. (( قبل از اینکه با علی آشنا بشم طعم چند تا شومبولو چشیده بودم ولی مال علی شومبول نبود یه کیییییییر واقعی بود ))
در حال ساکیدن بودم ، حالیم نبود چه دسته بیلی داره میره تووم ، احساس کردم وحید شیکمشو چسبونده بهم ، برگشتم نگاش کردم گفتم وحید تا آخرش کردی تووم ، گفت آره
پرسیدم پس چرا دردم نمیاد ، واقعی میگی تا آخر کردی توووش ؟
گفت نگران نباش پماد بی حسی زدم به سوراخت ، گفتم نامرد این شکلی که من هیچی نمی فهمم ، فقط تو داری حال می کنی ، کیر کلفتتو کردی تووش راحت… انگار نه انگار که داری کون مارو پاره میکنی.
گفت نگران نباش یه ذره دیگه بی حسیش میره توام حال میکنی ، اگه یه ذره دیگه کیر علی رو بساکی همه چی حل میشه…
(( تا دیروز فکر میکردم زیر بزرگترین کیر دنیا خوابیدم ، از دیروز که وحید اومده ، عظمت کیر علی از یادم رفته ، البته هردوشون خصوصیات خاص خودشونو دارن ))
وحید دیگه کیرش توی سوراخم جا وا کرده بود ، داشت سرعتشو زیاد میکرد که شاشم گرفته بود ، وحید هم ول کن نبود ، میگفت نمیتونی تحمل کنی ، گفتم نه داره میریزه ، علی گفت وحید تو کارتو بکن الان ردیفش میکنم ، رفت یه چهار لیتری آوورد ، گرفته بود زیر من ، سر دودولمو گذاشته بود تووش ، میگفت جیش کن ، جالب بود وقتی وحید تلمبه میزد نمیتونستم جیش کنم ، اما وقتی استوپ میکرد راحت جیشم میومد ، وقتی داشتم جیش میکردم ، وحید شروع کرد ، یه حالی شدم انگار داشت آبم میومد ، ولی اینطوری نبود…
یه تجربه جدیدی بود ، جیش کردن موقع سکس که حالش از ارضا شدن بیشتر بود ، خیلی خوب بود
وحید جیش داشت ، کیرشو در آوورد رفت که جیش کنه احساس کردم یه چیزی از بدنم کم شد. همزمانم داشتم برای علی ساک میزدم که علی گفت نزدیکاشه که آبش بیادااا !!! گفت آبشو دوست داری کجات بریزم ؟
گفتم دوست دارم همشو بریزی روی صورتم. گفت خب برگرد بخواب روی کمرت ، خوابیدم اومد روی سینم نشست ، کیرشو انداخت روی صورتم ، منم سر قارچی کیرشو کردم توی دهنم ، یه ذره که خوردم براش ، از دهنم کشیدش بیرون ، سوراخ کیرشو گرفت روی صورتم ، گفت داره میادا ، یه آه بلند با صدای کلفت کشید ، آبش با فشار می پاشید توی صورتم ، خیلی داغ بود ، خیلی زیاد اومد حتی بیشتر از وقتی که می ریخت توی کونم ، کل صورتمو پر شده بود ، آخراش که چکه چکه شده بود و کردم توی دهنم و سرشو میک میزدم ، کیرش آروم آروم داشت می خوابید اما بازم خوردنی بود…
ما این همه کار انجام دادیم ، آقا وحید تازه از توالت اومد با یه کیر خوابیده چروک شده که پوستش اومده بود جلو روی سرشو گرفته بود ، وقتی صورت پر از آبکیر منو دید ، متوجه همه چیز شد ، گفت مثل اینکه علی کولاک کرده…
من که دیگه حوصله نداشتم گفتم زود باش آقا وحید ، گفت آخه این خوابیده ، اگه یه ذره بخوریش زودی بیدار میشه. چاره ای نداشتم کیرشو گرفتم پوستشو می کشیدم عقبی که سرش بیاد بیرون بتونم براش بخورم. خوشبختانه وحیدم مثل علی حشری بود تا دست زدم به کیرش زودی شق شد…
دیگه داگی نشدم چون زانوها درد گرفته بود ، همون شکلی که به کمر خوابیده بودم ، پاهامو داد بالا ، کیرشو گذاشت روی سوراخم ، یه ذره از سرش که رفت تووش ، آرووم خوابیده روم ، پاهامو قفل کردم دور کمرش ، اونم آروم کیرشو تا آخر فرو کرد توی کونم ، اینقدر غر زدم که زود سرعتشو زیاد کرد ، دیگه از روم بلند نشد ، منم دیگه درد نداشتم ، به کیر کلفتش عادت کرده بودم ، نزدیک یه ساعت روم خوابیده بود تلمبه میزد ، بینش دو بار کیرشو درآورد ، توی هر دو بارش من جیش داشتم ، نمیدونم چرا ، ولی فکر کنم به کیر کلفت حساسیت پیدا کردم که زود جیشم می گرفت ، چون با کیر علی ازین داستانا نداشتم.
بعد یه ساعت عین این جنده ها قاطی کردم گفتم نمیخواد آبت بیاد ، جر خوردم یه ساعته خوابیدی رووم…
گفت الان میاد الان میاد یه ذره دیگه تحمل کنی اومده…
یه ذره سرعتشو زیاد کرد یه دفعه کیرشو کشید بیرون ، کوبیده روی شکمم ، آبش با فشار پاشید روی شیکمم ، یه قطرش همون اولش پاشید روی لبام.
آبش خیلی سفید تر از علی بود ، اون بوی مخصوص آبکیر شم بیشتر بود واقعا چرا ؟؟؟
(( احتمالا اگر کسی این داستانو تا انتها خونده باشه جواب چرای منو توو کامنتا میده ))

علی و وحید جفتشون تا دوم دبیرستان با من دوست بودن و طی این سالها خیلی با هم سکس داشتیم ، مخصوصا با علی ، عشق اولم… یه مدتی ازشون بی خبر بودم تا اینکه فهمیدم علی ازدواج کرده ، وحیدم رفته ترکیه زندگی می کنه…

نوشته: آریا

بازدید 11,911

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

2 پاسخ به “یک هفته عشق و حال با همکلاسی حشریم (۵ و پایانی)”

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید