سلام امیدوارم حالتون خوب باشه اسم منو خانم xدر نظر بگیرید
من حدود 1سال با علی رابطه داشتم تو این تایم خیلی باهم راحت بودیم و سکس چت و …خودتون میدونید دیگه…
تا اینجا ک چند روز پیش اومد دیدنم و کلی با هم خوش گذروندیم حدود عصر دیگه نشستیم تو ماشینش و گفت بیا عقب بشین هردوتا مون عقب نشستیم منو بغلش گرفت موهامو نوازش میکرد با هم لب گرفتیم خیلی حس خوبی داشت بین پاهامم انگار رودخونه بود اونم کیرش حسابی باد کرده بود بهم گفت من حالم خیلی بده اجازه بده یکم دست بزنم بهت من بهش گفتم اصلا نمیزارم بکنی شرطمم از اول این بوده اون با حالت مظلومی گفت فقط دست بزنم (اینو بگم خودم خیلی دوس داشتم بهش بدم ولی خب تا ازدواج نکنیم بهش نمیدم شاید یه اتفاقی افتاد کات کردیم اصن)
منم گفتم باشه ولی جلو تر نرو
خودمم خیلی هات شده بودم که دیدم دستشو برد زیر تاپم و ممه هامو مالوند یه حس خیلی عالی داشتم یه جوری اصن دست و پام شل شد اون صندلی جلو خم کرد من کامل دراز کشیدم تو ماشین اونم روم خم شد و تاپمو داد بالا و ممه هامو میخورد انگار رو ابرا بودم من صدای نفسام کل ماشینو گرفته بود اصن تو حال خودم نبودم هیچی نمیفهمیدم واقعا… یه دستشو برد سمت شلوارم و دستشو برد تو شورتم انگشتشو کشید روش منم بلند آه کشیدم گفت جوووون تو فقط آه بکش دیگه بیخیال ممه هام شد رفت سراغ کصم بهش گفتم توروخدا نکن توش میخوای هردوتامونو بدبخت کنی؟ گفت بخدا فقط میخورمش بعد سرش برد بین پاهام تند تند برام میخورد منم چند بار لرزیدم اون همه ابمو خورد یه تایم زیادی و برام خورد بعدا دیگه بلند شدیم و با دستمال کاغذی خودمونو تمیز کردیم دیدم اسمو صدا زد گفت یه چیزی میخوام ازت بهش گفتم نه نمیزارم بکنی گفت نه ی چیز دیگه گفتم چی؟گفت ممکنه بدت بیاد گفتم حالا بگو گفت برام میخوریش من اصن بدم نمیومد گفتم باشه خیلی تعجب کرد منم خندم گرفته بود و براش خوردم درسته ناشیانه بود ولی اون آبش اومد خیلی ام خوشمزه بود اصنم مزه وایتکس نمیداد
من حدود 1سال با علی رابطه داشتم تو این تایم خیلی باهم راحت بودیم و سکس چت و …خودتون میدونید دیگه…
تا اینجا ک چند روز پیش اومد دیدنم و کلی با هم خوش گذروندیم حدود عصر دیگه نشستیم تو ماشینش و گفت بیا عقب بشین هردوتا مون عقب نشستیم منو بغلش گرفت موهامو نوازش میکرد با هم لب گرفتیم خیلی حس خوبی داشت بین پاهامم انگار رودخونه بود اونم کیرش حسابی باد کرده بود بهم گفت من حالم خیلی بده اجازه بده یکم دست بزنم بهت من بهش گفتم اصلا نمیزارم بکنی شرطمم از اول این بوده اون با حالت مظلومی گفت فقط دست بزنم (اینو بگم خودم خیلی دوس داشتم بهش بدم ولی خب تا ازدواج نکنیم بهش نمیدم شاید یه اتفاقی افتاد کات کردیم اصن)
منم گفتم باشه ولی جلو تر نرو
خودمم خیلی هات شده بودم که دیدم دستشو برد زیر تاپم و ممه هامو مالوند یه حس خیلی عالی داشتم یه جوری اصن دست و پام شل شد اون صندلی جلو خم کرد من کامل دراز کشیدم تو ماشین اونم روم خم شد و تاپمو داد بالا و ممه هامو میخورد انگار رو ابرا بودم من صدای نفسام کل ماشینو گرفته بود اصن تو حال خودم نبودم هیچی نمیفهمیدم واقعا… یه دستشو برد سمت شلوارم و دستشو برد تو شورتم انگشتشو کشید روش منم بلند آه کشیدم گفت جوووون تو فقط آه بکش دیگه بیخیال ممه هام شد رفت سراغ کصم بهش گفتم توروخدا نکن توش میخوای هردوتامونو بدبخت کنی؟ گفت بخدا فقط میخورمش بعد سرش برد بین پاهام تند تند برام میخورد منم چند بار لرزیدم اون همه ابمو خورد یه تایم زیادی و برام خورد بعدا دیگه بلند شدیم و با دستمال کاغذی خودمونو تمیز کردیم دیدم اسمو صدا زد گفت یه چیزی میخوام ازت بهش گفتم نه نمیزارم بکنی گفت نه ی چیز دیگه گفتم چی؟گفت ممکنه بدت بیاد گفتم حالا بگو گفت برام میخوریش من اصن بدم نمیومد گفتم باشه خیلی تعجب کرد منم خندم گرفته بود و براش خوردم درسته ناشیانه بود ولی اون آبش اومد خیلی ام خوشمزه بود اصنم مزه وایتکس نمیداد
نوشته: خانم x
5 پاسخ به “یه روز خوب با دوست پسر هاتم”
تو هم داشتی ادای تنگارو درمیاوردی
بیشتر شبیه تعریف بود تا مرور داستان
اشتباه کردی
توهمات حاصل مصرف همزمان سورچه وال اس دی
اولش دو تایی رفتین رو صندلی عقب ، بعد صندلی جلو رو خم کرد و تو هم کامل دراز کشیدی ! عجب ! طِی اُلاَرض می کنی یا طِی اُلصَندلی ؟!!!