سلام من سینام این خاطرم واسه سالیه که اول دبیرستان بودم … بخوام خودمو شرح بدم پسریم سفید موهام خرمایی روشن بدم ی تار مو قاچاقه بخاطر سکس بودنم از ۱۰ سالگیم پسر عموم که چند سال ازم بزرگتر بود منو دستمالیو با کونم ور میرفت منم خوشم میومد …دوران مدرسم چند تا از همکلاسیام تو مدرسه یا میرفتم خونشون با هم ور میرفتیم اکثرشونم کیراشون مثل خودم کوچیک یا ی کم کلفت تر بود …وقتی اول دبیرستان رفتم مدرسم کلان تغییر کرد با خونمون خیلی دور شده بودم ی مغازه بود ۱۰۰ متر بالاتر از مدرسه مون بود ی آقای سن بالا ۵۰ -۵۵ساله که همه سرهنگ صداش میکردن نمیدونم چرا بیشتر لوازمی داشت که تو سن ما همه عاشق بشیم مثل تفنگ بادی… لوازم ماهیگیری …لوازم تحریر و…با بچها که می رفتیم اونجا کلی اونجا بودیم بار اول که سرهنگ منو دید خیلی تحویلم گرفت منم خیلی باهاش حال کردم …بخاطر خوش اخلاقی اش با من خیلی باهاش جور شدم اکثرا مغازه اون بودم …بعد ی مدت باهم شوخی میکردیم مخصوصا اون خیلی با من شوخی دستی می کرد کونمو نیشگون میگرفت …محکم میزد تو کونم …منم بیخیال طی میکردم …بعد چند ماه تو مخم زد با پولی که جمع کردم برا خودم ی تفنگ بادی بخرم ازش ولی ی کم پولم کم بود طبق روال بعد مدرسه رفتم پیش گفتم سرهنگ از این تفنگ بادی خیلی خوشم اومد اینو میخوام بخرم گفت خطرناکه ولش کن گفتم نه من میخوام ولی پولم ی کم کمه …بهم گفت باشه بعد ظهر بیا مغازه خلوت شد باهم صحبت میکنیم…منم رفتم خونه خوشحال ناهارمو خوردم پولامم گذاشت جیبم ساعت فکر کنم ۵ یا ۶ بود با دوچرخه رفتم سمت مغازش شیفت عصر تموم شده بود اونم معمولا همون موقع ها تعطیل میکرد داشت با گوشیش فیلم نگاه میکرد تا منو دید گوشیشو جمع کرد …گفت سینا تویی گفتم چرا هول شدی گفت هیچی بیا ببین بچها چی فرستادن نگاه کردم دیدم فیلم سوپره اول خجالت خوردم .داشت دختره رو جر میداد پسره کیر کوچیکم بدجور سیخ شده بود . اون فهمید من خوشم امده دستشو گذاشت رو رون پاهام آروم نوازش میکرد . اصلا حالیم نبود داره باهام ور میره …شهوتی شده بودم …تا آخرش دوتایی نگاه کردیم …تموم شد دیدم داره کیرمو دست میزنه هم تعجب هم شهوت عکس العمل منو گرفته بود . گفت وایسا در مغازه رو ببندم الان میام …رفت درو از پشت قفل کرد دستمو گرفت برد سمت سرویس مغازش ی حالت L’مانند بود که از اونجا داخل مغازش دید نداشت شلوارمو در آورد با ی دستش کیرمو ماساژ میداد با اون یکی دستش سوراخ کونمو تو فضا بودم بهم گفت خم شو سینا خم شدم با زبونش شروع کرد لیس زدن سوراخم خیلی قلقلک داشت آروم انگشتشو کرد داخل من ی آی آروم کشیدم انگشتش به اندازه کیرهایی بود که تا حالا رفته بود تو کونم چند تا عقب جلو کرد انگشتشو بیرون کشید شلوارشو اورد پایین نذاشت برگردم کیرشو ببینم گفت دوتا لپای کونتو باز کن دستورات رو اجرا کردن کیرشو خیس کرد سرشو آروم چسبوند لبه سوراخم گرما و کلفتی کیرشو حس میکردم ترسیده بودم واقعاااا دوتا آروم فشار داد دردم میگرفت آی آی میکردم تو نبرد دوباره دور تا دور سوراخم خوب خیس کرد التماس میکردم سرهنگ خیلی درد میگیره نکن بزار برم گفت نترس دیگه سینا دردت گرفت بگو تو نمیکنم کیر خودشم خوب لیز کرد آروم ی فشار داد سرش رفت تو …کیرشو گرفتم نذاشتم بیشتر بکن داخل درد داشت ی یه دقیقه گذاشت خوب جا باز کنه دردش واقعا کم شده بود اینقدر منو ناز داد قربونت بشم فدات شم کون خوشگلم …گفتم تورو خدا آروم بکن آروم آروم تا ته فرو کرد لذت تلمبه زدنش کل دردمو از بین برد سوراخم سِر شده بود صدای تلمبه هاش تو کل مغازش پیچیده بود دوتا تلمبه خیلی محکم تا ته فرو کرد وایستاد ی آب گرم تو کونم خالی کرد…سریع شلوارمو پوشیدم در وا کردم بدون خدا حافظی دوچرخمو نشستم رفتم خونه …رو دوچرخه اینقدر دردو خارش داشتم رسیدم خونه رفتم دستشویی خواستم آب از کونم خالی کنم از اون همه آب ی ذره امد بیرون…ادامه داره اگه خوشتون امد ادامشو براتون بنویسم
نوشته: سینا
10 پاسخ به “کون دادن سینا به مغازهدار (1)”
خجالت خوردی خوشمزه بود یا کیر سرهنگ 🤣
قطعا کیر سرهنگ
اندیمشک دزفول مفعول هست خبر بدهتا اخر هفته دیگه هستم
بنویس
دوستان من دارم خاطره واقعیمو مینویسم
سینا تو اینستا همو فالو میکنیم واقعا دستت درد نکنه عزیز دلم کامل مشخص است که خاطره ات واقعیه و به قول من خاطره ات رو زندگی کردی اگه لطف کنی قسمتهای هورنیشو با جزییات بیشتر بنویسید یکی از بهترین داستان های گی تو ۱سال گذشته رو برامون گذاشتی
منم یه تفنگ دارم میخوای عزززم؟
حس میکنم واقعا کونت رو کرده از نقشه L داخل مغازه اینرو میگم مغازه آشناستبهرحال مبارک باشه🌹
دلم خواستت
خوش بحال مغازه داره خداشانس بده منم تفنگ بادی دارم 😁😁😁