کون دادن به آقا امید بقال

سلام من اسمم ارمینه و 18 سالمه و یه کون دخترونه و بیبی فیسم
تو محله ما یه بقالی هست که فروشندش اسمش امید که 33 ساله تقریبا
چند باری که میرفتم مغازه اقا امید متوجه نگاهاش شدم که داره منو دید میزنه منم که براش عشوه میومدم و بیشتر جلب توجه میکردم
یه روز که داشتم پیج انستامو چک میکردم یه کی داشت عکسامو لایک میکرد که فهمیدم اقا امیده رفتم تو دایرکت و ازش تشکر کردم اونم با لحنی حرف میزد که انگار عاشقم شده
سر صحبتو باز کرد تا اینکه بهم پیشنهاد داد که باهاش سکس کنم منم از خدام بود برم زیر کیرش
شمارمو گرفت و تو تلگرام پیام میداد و استیکرای گی میفرستاد
یه شب قرار گذاشت گفت که فردا بیا بریم یه دوری بزنیم با ماشین منم قبول کردم
قبلش رفتم حموم حسابی به خودم رسیدم و خودمو خوش بو کردم و رفتم سر قرار
یه شلوار اسلش چسبی پام کردبه بودم که هر کیری رو شق میکرد
سوار شدم و احوال پرسی کرد و راه افتادیم خارج شهر
منم یه خورده خجالت میکشیدم که دستمو گرفت و گذاشت رو کیرش
جوووووون یه کیر کلفت و داغ همین جوری که رانندگی میکرد منم کیرشو ممالیدم
زیپشو کشیدم و کیرشو اورد بیرون .اوووووف یه کیر سفید و کلفت تقریبا 17 سانتی میشد داغ داغ بود. ماشینو یه برد یه جداه بی راهه و زد کنار پیاده شدیم و رفتیم عقب ماشین نشستیم و گفت حالا کیرمو بخور
منم کیرشو گرفتم و شروع کردم به خوردن …جوووون یه کیر داغ تو دهنم بود اونم داشت ناله میکرد و قربون صدقه م میرفت چند دیقه ی براش ساک زدم حسابی کیرش خیس شد گفت شلوارتو بکش پایین منم شلوارمو کشیدم پایین شروع کرد به انگشت کردن کونم منم براش ناز میکردم جوووون چه حسی داشت کیرشو گذاشت لای کونم و میمالید از پشت گردنمو لیس میزد که منم بیشتر داغ شدم که یهو کونم داشت میسوخت که فهمیدم سرکیرش رفته تو
بعد یه خورده که جا واکرد شروع کرد به تلمبه زدن منم مثه جنده ها براش نار میکردم که یه همو محکم بغلم کرد و ابشو تو کونم خالی کرد
بعد این ماجرا چند باری باهاش رفتم بیرون و بهش کون دادم
مرسی که داستانمو خوندید

نوشته: armin

بازدید 12,732

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

9 پاسخ به “کون دادن به آقا امید بقال”

  1. باز ملجوقی می گوزد و از بوی گوز خویشتن متوهم می شود و این کیون نوشته ها را به خورد ملت می دهد

  2. نظر من اینه در حال تایپ داشتی خودتو انگشت میکردی و داستان هم ساخته ذهن خودته

  3. از هر بیستا داستان بکن تو حداقل دوازده تاش گی و کونی بازیه شیش تاش هم سکس با محارم و فتیش شده بقیه ام کیر نصفه تو کس گشاده، جمع کنید این کس نوشته هارو …

  4. بااین سن به مرحله عرفانی جندگی رسیدی تو مفعول بودن.خوب رشد کردی آفرین به این بکن هات

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید