سلام عشقای دلم
یاسی هستم
پسر زنونه پوش
سفید و کاملا بی مو
با سینه سایز 65
باسن کاملا دخترونه
خاطره اولین زنونه پوشیم و میگم واستون
امیدوارم کیرای خشگلتون بلند بشه آبتون بیاد
یادمه 22 سالم بود که
توی گیشا تو تهران داشتم قدم میزدم
واقعا حشری بودم توی اون تابستون داغ
به سرم زد برم کافی نت و تو چتروم ها بنویسم گی از تهران… گی سن بالا از تهران…مرد سن بالا از تهران…
چندتا جواب دادن اما همسن بودن
یهو اتفاقی بعد نیم ساعت یک آقای چهل ساله
با مشخصات قد 185 و 90 کیلو و سایز کیر 17 سانت جوابمو داد
نوشت سلام زیبا من تنهام الان میای پیشم ؟
منم جواب دادم و با ناز گفتم اخه من خیلی خجالتی هستم و آماده نیستم میخوای واسه آخر شب قرار بزاریم شمارتو بزار ساعت یازده شب میزنگم
گفتش عالیه چون امشب تنهام خیلی هم امشب حشریم…
دل تو دلم نبود زودی راه افتادم سمت خونه…
بدنم که مویی نداشت همون یذره دخترونه رو موبر گذاشتم شدم کامل دخمل تینی…
از خونه زدم بیرون ساعت 9 محلمون پر از لباس زیر زنونه فروشیه… رفتم با کلی خجالت جوراب توری درشت بالا زانو خریدم با یه شورت سوتین انداختم تو کوله رفتم باجه تلفن زنگیدم…
اسمش کوروش بود
قرار گذاشتم باهاش بیاد سر گیشا با ماشین سوارم کنه
اومد وای دیدم چقدر گنده و ریش و سبیل بلند و پشمالویه
راستش ترسیدم… تو ماشین بعد سلام علیک جیک نزدم گفت چرا ساکتی گفتم هم خجالتی هستم هم میترسم ازتون
کلی باهام حرف زد تا ارومم کنه تا وقتی رسیدیم
بهم گفتش مشروب بزن باهام استرست میریزه عشقم
بهش گفتم من برم اتاق خواب حاضر شم شما مشروب و آماده کن… رفتم اتاق خواب لباسای سکسیمو پوشیدم شورت سوتین مشکی با جوراب بلند توری مشکی
یکم آرایش ملایم کردم اومدم بیرون
وقتی منو دید یهویی بیهوش شد رو کاناپه الکی به شوخی من خندم گرفت اونم خندید گفتش دیووونتم بخدا… من گفتم من بیشتر
رفتم بشینم کنارش کن بیا بین پاهام بشین رو زمین
رفتم جلو پاش رو زمین از پشت سر کیرشو حس کردم
اون با شورت بود شرت سفید
واسم مشروب ریخت و یکی دوتا سه تا پشت هم میرفتیم بالا باهم
تا وقتی اینقدر مست و حشری شدم که برگشتم سمتش
دست کشیدم به کیرش از رو شورت شروع کردم به خوردن کیر ناز و خوشگل و خوردنیش
گاز گاز میزدم کم کم خودش با دست سر کیرشو داد از کنار شورت بیرون منم شروع کردم به ساک زدن
اینقدر خوشگل و دخملونه براش خوردم که عشق کرد گفت دوستدارم یاسی جونم امشب زنم میشی؟
منم گفتم شما شوهرم باشی بله
آقا کوروش میخوام امشب تا صبح دیووونم کنین
بلند شد دستم و گرفت دنبال خودش برد تو اتاق خواب رو تخت دو نفره انداختم
اومد روم یه جوری ازم لب گرفت که داشت آبم میومد شروع کرد گردن و سینم و خوردن تا وقتی خیس آب شدم
میلرزیدم گفتش سردته؟ گفتم از هیجان زیاده استرس وحشتناکی دارم
گفت الان اینقدر سوراختو میلیسم که بیهوش بشی
برگشتم چهار زانو بودم شرتمو دراورد شروع کرد به لیسیدنم
من واقعا تو رویا بودم زنش شدم و شوهرم بود
بهش گفتم عاشقتم تو رو خدا بخواب اول خودم بشینم روش
خوابید کیر کلفت و پشمالوشو خوردم یکم رفتم روش آروم آروم سرشو کردم تو کونم و با لوبری کانت فشاری تا ته بردمش داخلم خوابیدم رو سینش گوشی و گردن و سینه پشمالو شو لیسیدم کلی ازش لب گرفتم همون زمان اروم بالا پایین کردم
بهش گفتم میخام اینقدر بکنیم که سه بار خود بخود آبم بیاد خودم نفهمم
گفت عشقم تند تند بالا پایین کن سوراخت باز بشه باقیش با من
یه ده دقیقه ای تند تند بالا پایین کردم تا هر دو داغ شدیم
پاشدم رفتم کنارش یه بالش گذاشتم زیر شکمم و یکی زیر گردنم سرم روی تشک
اومد روم و گذاشت تو کونم
وای خدای من جوری منو نیم ساعت کرد
که واقعا دو بار آبم اومد
گاهی تند و محکم
گاهی اروم و عاشقانه
فقط تلمبه میزد
دیگه واقعا حس کردم زنشم اونم حس شوهر بودن داشت
همش به هم میگفتیم عاشقتم
اینقدر صدام نازک و زنونه شد و واسش با ناز آه و ناله کردم
که روانی شده بود یک ربع آخر
جوری منو کرد محکم و خشن و تند تند که برای بار سوم آبم با پمپ و ضربه پاچید رو بالشتا
من عین زنا یهو بدنم شروع کرد لرزیدن که یهو دیدم اونم دادش دراومد و آبشو خالی کرد تو کونم
وای عشقم چیکار کردی
حاملت کردم
وای عاشقتم
چقدر حال داد
جای همتون خالی بود عشقای من
بهترین کون دادن عمرم بود
فقط اینو بگم که
بعدش رفتیم حموم نیم ساعتم اونجا منو کرد
و بعدش که اومدیم بیهوش شدیم رو تخت
دوباره نیم ساعتم شیش صبح جرم داد
وقتی فردا صبح میخواستم برم خونه
حس کردم سه تا مرد گنده تا خود صب کردنم
با لباسای زنونم وقتی پیاده برمیگشتم حس کردم کامل زن شدم آرزوم بود زن باشم
به تمام مردا تو خیابون حس داشتم
چقدر زن بودن خوبه
خلاصه
این بود داستان منو شوهرم
مرسی از توجه و وقتی که گذاشتین
لایک یادتون نره عاشقتونم
عکسم تو پیجم هستش نظر بدین
بوس بای بای
❤️
یاسی هستم
پسر زنونه پوش
سفید و کاملا بی مو
با سینه سایز 65
باسن کاملا دخترونه
خاطره اولین زنونه پوشیم و میگم واستون
امیدوارم کیرای خشگلتون بلند بشه آبتون بیاد
یادمه 22 سالم بود که
توی گیشا تو تهران داشتم قدم میزدم
واقعا حشری بودم توی اون تابستون داغ
به سرم زد برم کافی نت و تو چتروم ها بنویسم گی از تهران… گی سن بالا از تهران…مرد سن بالا از تهران…
چندتا جواب دادن اما همسن بودن
یهو اتفاقی بعد نیم ساعت یک آقای چهل ساله
با مشخصات قد 185 و 90 کیلو و سایز کیر 17 سانت جوابمو داد
نوشت سلام زیبا من تنهام الان میای پیشم ؟
منم جواب دادم و با ناز گفتم اخه من خیلی خجالتی هستم و آماده نیستم میخوای واسه آخر شب قرار بزاریم شمارتو بزار ساعت یازده شب میزنگم
گفتش عالیه چون امشب تنهام خیلی هم امشب حشریم…
دل تو دلم نبود زودی راه افتادم سمت خونه…
بدنم که مویی نداشت همون یذره دخترونه رو موبر گذاشتم شدم کامل دخمل تینی…
از خونه زدم بیرون ساعت 9 محلمون پر از لباس زیر زنونه فروشیه… رفتم با کلی خجالت جوراب توری درشت بالا زانو خریدم با یه شورت سوتین انداختم تو کوله رفتم باجه تلفن زنگیدم…
اسمش کوروش بود
قرار گذاشتم باهاش بیاد سر گیشا با ماشین سوارم کنه
اومد وای دیدم چقدر گنده و ریش و سبیل بلند و پشمالویه
راستش ترسیدم… تو ماشین بعد سلام علیک جیک نزدم گفت چرا ساکتی گفتم هم خجالتی هستم هم میترسم ازتون
کلی باهام حرف زد تا ارومم کنه تا وقتی رسیدیم
بهم گفتش مشروب بزن باهام استرست میریزه عشقم
بهش گفتم من برم اتاق خواب حاضر شم شما مشروب و آماده کن… رفتم اتاق خواب لباسای سکسیمو پوشیدم شورت سوتین مشکی با جوراب بلند توری مشکی
یکم آرایش ملایم کردم اومدم بیرون
وقتی منو دید یهویی بیهوش شد رو کاناپه الکی به شوخی من خندم گرفت اونم خندید گفتش دیووونتم بخدا… من گفتم من بیشتر
رفتم بشینم کنارش کن بیا بین پاهام بشین رو زمین
رفتم جلو پاش رو زمین از پشت سر کیرشو حس کردم
اون با شورت بود شرت سفید
واسم مشروب ریخت و یکی دوتا سه تا پشت هم میرفتیم بالا باهم
تا وقتی اینقدر مست و حشری شدم که برگشتم سمتش
دست کشیدم به کیرش از رو شورت شروع کردم به خوردن کیر ناز و خوشگل و خوردنیش
گاز گاز میزدم کم کم خودش با دست سر کیرشو داد از کنار شورت بیرون منم شروع کردم به ساک زدن
اینقدر خوشگل و دخملونه براش خوردم که عشق کرد گفت دوستدارم یاسی جونم امشب زنم میشی؟
منم گفتم شما شوهرم باشی بله
آقا کوروش میخوام امشب تا صبح دیووونم کنین
بلند شد دستم و گرفت دنبال خودش برد تو اتاق خواب رو تخت دو نفره انداختم
اومد روم یه جوری ازم لب گرفت که داشت آبم میومد شروع کرد گردن و سینم و خوردن تا وقتی خیس آب شدم
میلرزیدم گفتش سردته؟ گفتم از هیجان زیاده استرس وحشتناکی دارم
گفت الان اینقدر سوراختو میلیسم که بیهوش بشی
برگشتم چهار زانو بودم شرتمو دراورد شروع کرد به لیسیدنم
من واقعا تو رویا بودم زنش شدم و شوهرم بود
بهش گفتم عاشقتم تو رو خدا بخواب اول خودم بشینم روش
خوابید کیر کلفت و پشمالوشو خوردم یکم رفتم روش آروم آروم سرشو کردم تو کونم و با لوبری کانت فشاری تا ته بردمش داخلم خوابیدم رو سینش گوشی و گردن و سینه پشمالو شو لیسیدم کلی ازش لب گرفتم همون زمان اروم بالا پایین کردم
بهش گفتم میخام اینقدر بکنیم که سه بار خود بخود آبم بیاد خودم نفهمم
گفت عشقم تند تند بالا پایین کن سوراخت باز بشه باقیش با من
یه ده دقیقه ای تند تند بالا پایین کردم تا هر دو داغ شدیم
پاشدم رفتم کنارش یه بالش گذاشتم زیر شکمم و یکی زیر گردنم سرم روی تشک
اومد روم و گذاشت تو کونم
وای خدای من جوری منو نیم ساعت کرد
که واقعا دو بار آبم اومد
گاهی تند و محکم
گاهی اروم و عاشقانه
فقط تلمبه میزد
دیگه واقعا حس کردم زنشم اونم حس شوهر بودن داشت
همش به هم میگفتیم عاشقتم
اینقدر صدام نازک و زنونه شد و واسش با ناز آه و ناله کردم
که روانی شده بود یک ربع آخر
جوری منو کرد محکم و خشن و تند تند که برای بار سوم آبم با پمپ و ضربه پاچید رو بالشتا
من عین زنا یهو بدنم شروع کرد لرزیدن که یهو دیدم اونم دادش دراومد و آبشو خالی کرد تو کونم
وای عشقم چیکار کردی
حاملت کردم
وای عاشقتم
چقدر حال داد
جای همتون خالی بود عشقای من
بهترین کون دادن عمرم بود
فقط اینو بگم که
بعدش رفتیم حموم نیم ساعتم اونجا منو کرد
و بعدش که اومدیم بیهوش شدیم رو تخت
دوباره نیم ساعتم شیش صبح جرم داد
وقتی فردا صبح میخواستم برم خونه
حس کردم سه تا مرد گنده تا خود صب کردنم
با لباسای زنونم وقتی پیاده برمیگشتم حس کردم کامل زن شدم آرزوم بود زن باشم
به تمام مردا تو خیابون حس داشتم
چقدر زن بودن خوبه
خلاصه
این بود داستان منو شوهرم
مرسی از توجه و وقتی که گذاشتین
لایک یادتون نره عاشقتونم
عکسم تو پیجم هستش نظر بدین
بوس بای بای
❤️
نوشته: Yasi1401
10 پاسخ به “کون دادن با لباس زنونه به مرد سن بالا”
عالی تعریف کردی ولی سه تو ی شب ارضا شدن میدونی یعنی چی
میشه عکستو ببینم
اوف تو باید زن میشدی خیلی ام خوش دستی
باید از زندگی لذت ببری. هرطور که هستی.
منم این شمام
جون خوش بحالت کاش یه سن بالا بود منم امتحان میکردم
خوش به حالت یکی اینجوری منو میکرد
چقدر دلم میخواد چنتا سنبالا حسابی منو همزمان بگان و جرم بدن
مملکت به کونی های مثل شما نیاز داره 😀
🌹🌹♥️♥️