کون دادنم به پسرخاله کیر سیاه

نمیدونم چه طور بگم اما من چند باری قبلا با پسر خالم اونم شبها کون دادم اما هیچ وقت به روی هم نمی‌آوردیم چون هر وقت پیش هم میخوابیدیم خودمو میزدم به خواب اجازه میدادم کارشو باهام بکنه اما اون روز که رفتم خونشون کسی نبود در زدم خودش در رو وا کرد رفتم تو انگار منتظرم بود رفتیم تو اتاقش کفتم‌ کسی نیست گفت رفتن مهمونی تا شب نمیان یه هو انگار ضربان قلبم بیشتر شد و حس ترسی وجودمو گرفت یه جور انگار از چشماش شهوت میبارید بهم گفت من میخوام برم حموم تو هم میای انگار بدنم یخ کرده بود و نمیدونستم چی بگم دستمو گرفت ببره تو حمام گفتم نه اونم خودش رفت اما همش دلم میخواست منم برم باهاش اما روم نمیشد یه جوری هم وجودم داغ شده بود پیراهنمو در اوردم و شلوارمو هم کندم یا شرت پشت در حموم بودم انتظار میکشیدم که باز صدام کنه اما نمیشد خلاصه دلم میخواست اما روم نمیشد برم تو…وای در حموم واشد و دیدم لخت وایساده بهم گفت یه صابون برام بیار منم رفتم زود براش اوردم برگشتم دیدم دم در نیست از پشت در گفتم بیا گفت با تو بهم بده منم دل رو زدم دریا رفتم تو دیدم اونم پشت در منتظرم بود وای لخت کیر خوبی هم داشت دیدم اینجوریه سریع چراغو خاموش کردم دیدم دستشو انداخت دور کمرم در گوشش گفتم کسی نمیاد گفت نه و تو همین حال داشت منو می‌مالید سینه‌ هامو هم می‌مالید که من خیلی حشری وای بهم گفت خم شو و دستشو گزاشت رو کمرم وای داشتم از ترس و شهوت میمردم اینقدر کمر رو داد پایین و باسنمو دادم بالا انگار سوراخم باز شده بود اصلا احساس نکردم کی کیرشو کرد تو کونم فقط خایه هاشو که میخورد به کونم احساس میکردم وای داشت منو میکرد اینقدر شهوتی شدم چون از ساک زدم بدم میاد اما تو اون حالت حاظر بودم براش بخورم و دلم میخواست بهش گفتم میخوای کیرتو بخورم گفت باشه و از کونم در اورد و زیر دوش شست و من با ولع براش قورت دادم طوری که گفت داره میاد گفتم باشه میخورم اون گفت نه میخوام تو کونت ارضا بشم وقتی که از دهنم درس اوردم دوباره دولا شدم که سوراخم باز بشه همون موقع چراغ رو روشن کرد بهش گفتم خاموش کن گفت دیگه میخوان کونتو ببینم وقتی ارضا میشم تو بدنت منم مخالفت نکردم و لحطه اخر جوری منو کرد که کامل کیرشو احساس کردم و حتی ابشو تو کونم هنوزم فانتزی منه

نوشته: محسن

بازدید 13,559

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

14 پاسخ به “کون دادنم به پسرخاله کیر سیاه”

  1. از هر چهارتا داستان سه تاش درباره ی کونیا هست. یعنی تا هممونو تبدیل به بچه کونی نکنید رضایت نمیدید

  2. واوووووخدااااا.ابن داستانهای چرت تکراری تمومی نداره.تور خدا یکی جلوی اینارو بگیره. 😪 😴

  3. منم اوایل که کونی شدم طرف که منو میکرد همین طوری شبها کنارش میخوابیدم اونم میکرد ولی فردا اصلا به روی هم نمیاوردیم کار همیشگی ما این شده بود خیلی حس خوبی بود خودتو به خواب بزنی و یکی کونت بزاره و اونم بدونه که خودتو به خواب زدی تا کیر بره تو کونت

  4. نوش جانت باشه این بار اول بوده از بار دوم دیگه خودت خواهش می‌کنی کونت بزاره

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید