من اسمم حسام مستعار ۲۷ سالمه و این داستان برمیگرده به اوایل اردیبهشت سال ۹۴ منم دنبال درس نرفتم و بیکار بودم، من یه داداش بزرگتر از خودم و دو تا خواهر کوچیکتر از خودم دارم که فرق بین سنمون یک سال و دو ساله و جز من بقیه ازدواج کردن،
سه تا دوست دختر دارم در حال حاضر ولی باور کنید اون موقه با وجود دوست دختر همشهری که میرفتم خونشون کوس ندیده بودم جز داخل فیلمها اصلا بهم نمیدادن قدم ۱۸۰ یه کم لاغر ولی ورزیده هستم جوری ک تو سربازی بخاطر ورزیده بودنم دو ماه اموزشی هیچ اذیت نشدم
بریم سر داستان اون سال داداشم که یک سال ازم بزرگتره و معشوقه دوران جوونیه منو براش گرفتن خیلی موقعیت کاری براش پیش میومد مثلا عسلویه زنجان و… ما خونمون کرجه ولی خونه داداشم خیلی باهامون فاصله داره منم نه ماشینی نه چیزی که زیاد برم خونه داداشم، گذشت تا یه روز زنگ زد گفت میخام برم عسلویه فردا صبح تا سه چهار روز نیستم بیا دنبال سحر ببرش خونه باباش منم گفتم باشه ساعتای ۲ و نیم ۳ بود که با دوست دخترم قرار داشتم اون موقه دو تا دوست دختر داشتم هردو هم در حد لب و مالش سینه اجازه میدادن رفتم گفتم خونه داداشم شب خالیه میای قهر کرد رفت گفتم به تخمم نمیدی گمشو خلاصه سرتونو در نیارم رفتم خونه داداش که تو یه اپارتمان ۸ طبقه بودن و تو طبقه ۷ بودن رفتم بالا و پیامک میدادم به اون یکی دوستم در زدم سحر جون اومد درو باز کرد و گفت حسام بابام اینا نیستن رفتن شهرستان گفتم بریم خونه خودمون گفت تو کار داری؟ گفتم نه بیکار و الاف که گفت بیا به داداشت میگم حسام پیشمه و جایی نیست بریم خبر داد و حسام پیامک زد که نزارم سحر بره بیرون گفتم چشم
حالا سحر چی هم قد منه تقریبا ولی بدن گوشتی و رو فرمی داره و زمان عاشقیم فقط سحر خودش میدونست و علاقه ای بهم نداشت و چون یه سال ازم کوچیکتر بود میگفت مناسب نیستیم بگذریم رفت قهوه درست کرد اومد گف شام چی بوخوریم گفتم هرچی که دیدم رفت املت درست کرد و منم زنگ زدم خونه گفتم نمیام پیش سحرم و نمیدونستن من قبلا دوسش دارمو هنوزم دوسش داشتم اون شب گفتم دست گلت درد نکنه سحری گفت زود راحت نشو گفتم بده ادم زنداداششو دوست داشته باشه اخماشو کرد تو هم و سکوت کرد شب موقه خواب گفت اتاق داداشت هست فقط جفت درش خرابه گفتم مهم نیست اونجا میخوابم پتو بردم و فلشو که حدود صد تا فیلم سوپر توش بودو زدم کامپیوتر و نگا کردم کیرمم تو مشتم بود یه لحظه حس کردم یکی از اتاق خارج شد در اتاق اصلا صدا نمیداد بازو بسته ک میشد منم گفتم شاید خیالاتی شدم دوباره نگا کردم باز حس کردم یکی از اتاق خارج شد سریع جم کردم و رفتم دیدم سحر جووون تند تند داره میره سمت حموم و پشت سرشو یه نگا کرد با لباس خواب بود هم خوشگله هم به گفته خودش پوستش گندمیه رفتم گفتم سحر تو اومدی اتاق گفت نه گفتم اتاق جن داره انگار یه جیغ اروم زد گفت مگه چی شد گفتم فیلم میدیدم دو بار… اصلا هواسم به کیرم که مثل موشک داشت شلوارکو سوراخ میکرد نبود رفتم اب بوخورم گفت اب خوردی بیا حرف بزنیم خوابم نمیبره منم رفتم کنارش بحث دوست دختر شد منم هیکلشو میدیدم کیرم میخاست بترکه گفت نیازتو برطرف میکنن گفتم اگه بگم تا حالا تجربه نکردم باور میکنی گفت اره گفتم جدی گف از اونجات معلومه حالا دستش تو دستم قشنگ نبضش تند تر از دویدن میزد گفتم اره انگار میخاره گفت بین خودمون میمونه گفتم چی گفت ده روزی بخاطر پریود نتونستم به داداشت بدم و امشب قرارمون بوده که ماموریت پیش اومده دلم هوس کرده گفتم خب برا همه پیش میاد البته بگم هردو از خجالت خیس اب بودیم، گفتم سحر عشقمو باور نداشتی گفت داشتم ولی سنمون نمیخورد و الان تو بیکاری زن خرج داره گفتم نصیحت نکن که کلا ساکت شد و زیر چشمی به کیرم که داشت میترکید نگاه میکرد منتظر بود کاری کنم رفتم نزدیکتر چشماشو بست و دستمو بردم رو کوسش دستم از رو شلوارش خیس شد از بس شهوتی بود یه کم مالیدم دیدم داره حال میکنه لباشو گاز میگرفت و تا اینو دیدم لبمو گذاشتم رو لباش و شرو کرد لب گرفتن انگار میخاست لبامو بکنه گاز میگرفت دستشو میورد رو بدنم بلندش کردم رفتیم اتاقش رو تختخاب و لب گرفتم ده دقیقهای شد لباساشو خاستم درارم نمیزاشت کلی التماسش کردم قبول کرد ساعت ۳ شب بود که دکمه هاشو باز کردم باورم نمیشد اینقد سفید باشه گفتم عجب پوست سفیدی گفت گندمی نه سفید لامصب یه دونه مو نداشت شلوار کشی رو کشیدم پایید سریع پاهاشو بست نمیزاشت کوسشو ببینم اینقدر که شوخی میکردم کاملا تو چند ساعت روم باز شده بود اونم راحت بود که گفت منم میخام اونجاتو ببینم سریه تو دو ثانیه لخت شدم و دستشو گذاشت رو کیرم ابم اومد گفت بیجنبه پاشد ناراحت بود گفتم چت شد گفت نمیتونی بکنیم دیگه گفتم که از نکردنه بیجنبه شدم و ابمو پاک کردم گفت برو بشورش رفتم شستم برگشتم خشکم زد یه کوس سفیدو بی مو لباش مثل لب دخترای شاخ که دو لیتر تزریف میکنن بدن مثل بادکنکی که اب توشه نرم و بسته بود شل نبود اومدم لیس اوردم رو کوسش پستوناشو از لذت فشار میداد و یهو یه اااااه میکشید و لرزید فهمیدم که ابش اومده ولی چیزی نزد بیرون گفتم سیر شدی گف نه حال بهت میدم کیرمو گرفت گفت این چند روز میخام بکنه منو این کیر از داداشت بزرگتره تقریبا ۲۱ سانته گفتم ساک؟ گفت اره گفتم زود ابم میاد حرف گوش نکرد و سرشو برد تو دهنش و تا ته میکرد تو دهنش یه دقیقه نشد ابم اومد همشو خورد یعنی مجبور شد بعد گفت خیلی بیجنبه ای گفتم تا سه نشه بازی نشه در اوردم کردم تو کوسش اخ الان کیرم شق شده باز انگار اب جوش ریختن رو کیرم درش اوردم و دوباره کردم تنگ بود تا نصف میرفت که خودش با پا کمرمو حول داد رفت تو کوس نرمش و خودش تند تند نفس میزد و جیغ میزد منم تلمبه میزدم بعضی وقتها سحر میگفت اروم اخه بلد نبودم اخرین شب گفت بلد نیستی کردم حدود ۴۵ دقیقه انواع پوزیشنها رو کردم ترسو خجالتم ریخته بود دو بار ارضا شدم یه جا میگفت جان بابات تمومش کرد کوسمو جر دادی جیغ میزد وقتی تلمبه میزدم ممه هاش میلرزید انگار عروسک بود میکردم یهو دیدم لرزید و سر کیرم داغ شد ادامه دادم تو ۴۵ دقیقه ای که کردم دو سه بار ارضا شد وقتی که درش اوردم گفتم ساک بزن که گرفت تخمامو میخورد اماده بود باز بپاشه رو سینش به زور سه قطره هم نشد در اومد گفت تخماتم بی جنبن و خندید شب اخر ساعت ۸ شروع کردیم کلی سینه و لباشو خوردم تقریبا تا یازده فقط سینهاشو خوردم عطری زده بود سکسی شده بود کوسش باد میکرد میرفتم کوسشو میخوردم بعد اون ماجرا دو سه بار یه بار هم خونه خودمونین یه سکس کوتاه داشتیم که دفه اخر بود میشینیم کنار هم دو دقیفه تنها میشیم ممه هاشو دسکاری میکنم ولی بعد این چند سال و چند بار کردنش و راه مخ زدن دخترا برای کردنو نشونم داده کردم بازم مزه اون شبو نمیده چند نفر دیگه رو که کردم کوس سیاه یا مودار و چندش بودن
از اینکه طولانی شد معذرت ، خواهشا خوندید اگه عیبی داشت بنویسید میخام بازم بنویسم فوشو که میدید،ولی این داستان جز اسمها همش واقعی بود باور نکردید هم به تخمام
نوشته: حسام کیر طلا
40 پاسخ به “کوس ناز و سفید زنداداش سحرم”
برادر یکی از بزرگترین نعمت هاست . حرومزاده روت شد بعدا تو چشماش نگاه کنی .
بازم یه نفر پیدا شد که در مایه های 21 سانت بوده!!!تو فلش 100 تا سوپر داشتی و همشو دیدی؟؟؟دقیقا ساعت 3 شب باید دکمه هاشو باز میکردی…املت از همه شخصیت های داستان پر ابهت تر بود
خواهشن ادامشو ننویس.نویسنده بی ادب توهین نکن به خوانندهات.داستانت هم بد بود زشت بود ناپسند بود.
۲ خط اولشو خوندم حدس زدم کسشعری بیش نیستباز میسپرم به دوستان که کس و کون زن داداشت و مامانتو یکی کننباز برای محکم کاری کیر سگ پیر تو کس آبجی بزرگت
معلوم نیست چه مدته تو کف همچین بدبختی هستی من نمیدونم چرا هر کی متوهم میشه کیرش 21 سانته میخوای بگی اینقد مردی؟؟ تو بکن بودی شلوار نکشیده پایین خراب شدی ؟؟دومین بار هم تا رفت تو دهنش ارضا شدی؟؟ نکنه به شلنگ شهرداری وصله کونت که از جلو میزنه بیرون بجای این همه کس شر نوشتن بشین یه کف دستی با توهم خوبی که داری بزن یه کمی از فازش بیای بیرون اینقدم خودتو خسته نکن پسر خوب
تو جوجه خروس جقی که شب اول دست زد بهت پاچیدی ، شب سوم ۴۵ دقیقه رو کار بودی؟؟؟برو جوجه جقت و بزن نکبت
دوستان راستی سامان بدهی اون رفیقمون رو داد ؟ راستی فلش رو برگردوند؟ سامان مرد باش و بدهی خودت رو بده . حق الناس گردنته ها !
داداشت همون موقع ک گفته بود نذار سحر بره بیرون میدونسته چ جنده ایه خاسته لااقل ب غریبه نده ب داداش ملجوقش بده
نوشته :حسام دول بریده…
خدایا چرا نسل این ملجوق هار رو منقرض نمیکنی. آخه من موندم به کدوم حرفای چرتت گیر بدم از بس زیاده
تمنا میکنم دیگه ننویس با این طرز نگارش.
داستان که چرت بود و زر زده بودیولی واقعا اگر همچین نامردی به داداشت کنی روت میشه فردا تو چشمش نگاه کنی؟؟!اون 21 سانتی که نداری رو فرو کن تو ماتحتت
کی عروسکای این بچه رو گرفته؟ بهش پس بدین . بذار بره بازیشو بکنه و وسط عروسک بازی جقشو بزنه با نگاه کردن به بدن عروسکاش.
کیر فرعون تو کونت بی شرف بی همه چیز
یه سوال ، شما خروسی ؟
کیر تو این دروغ****
یه چیزی بقدری بی ارزشی که حتی راجب نوشتت نظر ندارم
کسکش ۳ساعت سینه هاشومیخوردی؟؟؟سه ساعت میدونی چقدرمیشه؟؟؟توکه تادست یه دختربه کیرت میخوره ابت میادتوی اون سه ساعت حتما سی بار ابت اومد…به جز اسمهاهمش دروغ بودوکسشر…درنهایت جق کمتر زندگیه بهتر
اصلا کسم با داستان افتضاحت خشکید
من داستانای ناموسی رو اصلا نمیخونم همون تیترشو که میخونم , با کیر خر کنیم میام تا حواله کونت کنم تا از خجالت داداشت دربیای
کان تاقار خیلی پستی
نویسنده های اینجا فک کنم خط کشاشون فرق داره با بقیه هر 1 سانتو 5سانت میزنه (clap)
خیلی عن میخوریا
تو آموزشی که خنجر به کوس فیل نمیزنن میگی به خاطر بدنم اذیت نشدم 😐 دسشویی میشورن فقط
جاکش ملعون از امت خایه منی و خمینی . و از ارتش سایبری حامیان رژیم ایران برای برهم زدن بنیان خانواده ها پیرو نگارندی داستان های همچو بی غیرتی سکس با محارم و گی و … ننگ بر شما…
محارم چرا ا ا امن که نه طرف همسایه میرم نه همکارنه فامیل نه زنه شوهردارچطور میتونین به محارم فکر کنین
کیری که برا زن داداش بلند شه باید قطعش کرد
داداشت و زن داداشت تو دوتا اتاق جدا میخوابن؟کیر تو مخت که این یدونه که انقد ساده بوده رو نتونستی مدیریت کنی ۴۵ دقیقه و ۲۱ سانت بماند???
چقد کیری نوشتی
حقیقتا من دفعه اول که جق زدم یه چند دقیقه طول کشید بیاد :/// بعد تو دست زدن آبت اومده؟یه خروس کس مغز بی غیرت متوهم :))
خیلی مزخرف و بی مزه نوشتی حداقل نوشته خودتو دوبار میخوندی که همچین گندی نزنی
این حجم از کصشعر بی سابقه بود
21 سانت کیر 45 مین تلمبه . یا تو ایرانی نیستی یا من تو ایران زندگی نمیکنن . کون بچه تو خودت کونی ک تو سربازی اذیت نشدی .
کسکش ترین فرد دنیایی کیرم تو اون پدرت که مادرتو ول کرد رفت ماموریت تو حروم زاده پس افتادی که بیای داستان خودتو بزنی به اسم زن داداشت مادر جندتو گایدم
مزخرف
تنها چیز خوب این داستان همون املت بود و بس که به خودی خود نشان دهنده تنها بودن و جقی بودن نویسنده عزیزمان میباشد
سکس با زنداداش محشرهدو تا از زنداداشمام، دوست دخترم بودن و مخصوصا با یکیشون نزدیک به سه سال سکس داشتیم.متاسفانه نزدیک به 8 ساله که دیگه باهم نیستیم، اما هنوزم یاد اون روزها میفتم
21سانت ک لاپاته 5 بارم پشت سر هم آبت اومده 100 تا فیلمم دیدی…نمیدونم پورنای هندی چجوریه اگه مثه فیلماشونه پس پورن هندی زیاد میبینی.کم بجق
ریدم تو این نگارشت تخمی
ممنون بابت وقتی که گذاشتی و برامون نوشتی