هردوشون بي اندازه حشري بودند. هما كمربند و شلوار احمد را باز كرده بود و اونم كيرش را كه كاملا شق شده بود به شكم زنم ميماليد. كير احمد مثل بقيه هيكلش خارج از اندازه بزرگ بود. هما لبهاشو از لبهاي احمد كند و با صدايي كه از شهوت گرفته بود به احمد گفت كه همونجا بكندش. احمدهم بدون معطلي برش گردوند و روي پشتي كاناپه دولاش كرد و دامنش رو تا روي كمرش بالا زد. منظره كون سفيد و تپل زنم با شورت سكسيي سياهش و دستهاي بزرگ احمد كه كپلهاشو ميماليد عجيب تحريك كننده بود. متوجه خودم شدم و ديدم كير خودم هم كاملا شق شده. صداي ناله زنم از حال خودم بيرونم آورد و ديدم احمد بدون اينكه شورتش را دربياره داره كير عظيمش را ازكنار شورت توي كس زنم جا ميده. هما حسابي تحريك شده بود و كونش را به طرف احمد بيرون ميداد كه زودتر تمام كير احمد را تو كسش جابده. احمدهم با يك حركت محكم تا ته كيرش را فروكرد. كون سفيدو گوشتالوي هما به بدن تيره رنگ و عضلاني احمد چسبيده بود. احمد دستهاش رو از روي كون هما برداشت و پستونهاش را محكم توي مشتش گرفت و شروع كرد به محكم كردن زنم. ناله هاي زنم بلندتر و زيرتر شد. باورم نميشد كه از ديدن منظره يك مرد غريبه كه كاملا زنم را تصاحب كرده بود و با خشونت تمام او را ميكرد اينقدر تحريك بشم و لذت ببرم. بدون اينكه متوجه باشم داشتم از روي شلوار كيرم را ميماليدم. هما از شدت شهوت با صداي بلند ناله ميكرد و كلمات نامفهومي را تكرار ميكرد. طولي نكشيد كه با دو سه جيغ كوتاه ارضا شد و احمد هم بلافاصله كيرش را بيرون كشيد و آبش را روي كون و شورت و دامن هما خالي كرد و خودش هم روي هما افتاد. پستانهاي هما را هنوز توي دستهاي گنده اش ميچلاند. هردو به نفس نفس افتاده بوند. من هم ديگر نتوانستم خودم را نگهدارم و آبم را در شلوارم ريخت. باور نكردني بود كه لذتي كه از اين تماشا بردم برام مثل كردن هما بود.ناگهان ديدم كه دارند بلند ميشوند. به سرعت به اتاق كارم برگشتم. احمد هما را بلند كرد و دامن و شورتش را درآورد و اونو جلو انداخت به طرف اتاق خواب. عجيب بود كه كير احمد هنوز شق بود و از پشت به كون هما ميماليد و ميگفت كه نوبت كونت هم ميرسه و هردو هره كره كنان به اتاق خواب رفتن. براي دو ساعت بعد من شاهد بكن بكن آنها بودم. احمد سه يا چهار دفعه ديگر هما را كرد. هما هم سيري نداشت. بعد از هربار كردن چند دقيقه استراحت ميداد و بعد با دست و دهانش دوباره كير احمد را راست ميكرد و اورا به كار ميگرفت. احمد هم به قولش وفا كرد و
كون هما را هم بي نصيب نگذاشت. باورنكردني بود كه هما گذاشت احمد آن تنه درخت را در كونش فرو كند.
منظره بدن شهوت انگيز هما كه دمر روي تخت افتاده بود و هيكل نكره احمد كه رويش افتاده بود و با شدت
كير عظيمش را در كون زنم ميتپاند هيچوقت يادم ني رود و به خصوص موقع كردن هما بيشتر شهوتيم ميكند.بعد از رفتن احمد هما به خواب سنگيني رفته بود. رفتم و بيدارش كردم و اول وانمود كردم كه تازه از راه رسيدم. زنم سعي كرد كه وضعيت عادي به خود بگيرد ولي رختخواب به هم ريخته و آب احمد كه آثارش روي بدنش و ملافه ها بود و كبودي پستانها و كپلهايش شكي باقي نمي گذاشت كه بعدازظهر به چه كاري مشغول بوده. منهم بهش گفتم كه تمام ماجرا را ديدم. اولش از ترس به حال سكته افتاد ولي بعد كه بهش گفتم كه از سكس شو بسيار هم لذت بردم كم كم از حالت شوك درآمد. منهم با يادآوري صحنه هاي دوساعت قبل دوباره حشري شدم و با اينكه هما زير گاييدن هاي احمد بدنش خسته و كوفته بود يك خدمتي از جلو و عقب بهش كردم.
نوشته: orten
34 پاسخ به “کس دادن زنم هما”
از هر داستاني يك قسمت بر داشته بودى و تكراري بود.تازه فكر كردي شاهكار كردي.
ساده و پر محتوا جوابتو ميدمكس شعري بيش نبود
مایه افتخار نامردها هستی جناب بی شرف
kir too khodeto mokhe ridemoonet
چشمت روشن جاکش بی غیرت
مهم نیست که راست یا دروغ بود…مهم اینه که ذات پست تو نشون میدی.گرومساخ
=)) گرومساخی yashasin alone-boy yakhchi galdin
کیر تو کس کشت بی غیرت تو باید بشینی دم در خاک بر سر…
خاک بر سره بی غیرتت
چندخط بیشترنخوندم ولی تکراری بود.حالاشفلش یعنی چی؟به هیچی گیرنمیدم ولی وقتی بیرون بودبادامن رفته بود؟اگه تاآخرمیخوندم که ریده بودی جاکش به قول دوستمون گرومساق بیشرف.:d :d
تو اصلأ زن نداری بدبخت اگر یک درصد هم راست باشه یعنی اینکه یه حیوون بیشتر نیستی بی شرف
افرین کار خوبی کردی ناراحتشون نکردی من مطمئن هستم زنت هم شما را درک می کنه اگر چنین اتفاقی برای شما می افتاد زنت همک مثل خودت فکر می مرد و می گذاشت تا شما کارتون تمام بشه
شماره همارو بده ما هم خوب ميكنيما … حتما خوشت مياد …
;کیر تو دهنت باباکوس کشس…لاشس
kir too gheiratet haroomzade?age yeki madareto begadam vamisti nega mikooni
Kole neveshte hamo tpue yek lalame kholase mikonam – jaghi
در يك كلام كيرم تو دماغت بي غيرت
خیلی اشغال ، پست و کیفی خوک صفت
Khobe nazashti ahmad bokonatet
Omidvaram age ye ruz vaghan zan gerefti har ruz jolo cheshet bokonanaesh ke hesabi hal koni
میگم اگه به همین روش تنبیهش میکنی همیشه باور کن به تمام مردای ایران زمین کس داده شایدم خودم کردمش حالیم نیییی :)) 😀
خاک بر سرت. بی غیرت آشغال.
یه مغز ناقابل تا چه حد میتونه به خودش کس شر راه بده ؟ بیخیال بابااامگه مجبورت کردن آخه؟؟؟؟خو ننویس حالمونو بد کردی
barat motasefam…age in mozakhrafatet ras bashe
zneto biar ma ham bokonimghol midam bishtar hal koni!!
مرتیکه بی غیرت کس کش شمارتوبهم بده میخام ازکون بکنمت بچه ابنی کونی
داستان خیلی خیلی مسخره و بیخودی بوووووووووووووود. خاک بر سر ونایی که باور میکنند چرندیات شما رو
اخه کس کش این چیه سرهم کردی
بابا داستان ننت هم ی هو تعریف کن دیگه ولی اسم منو نیار دمت گرم زن جنده خانم تو باید بری دامن پا کنی!
کیرم تو داستانت کونی بدبخت بورو کونتو بده تاو که نباید زن بگیری باید شوهر کنی کیررررررررررررررم تو افکار تخمی تخیلیت کس کش بیناموسسسسس
ساده بگمبی غیرت کونی
بی غیرت کونی …
اینکه دروغه شکی نیست ولی چرا جدیدا همه حرفا و افکار مردم نسبت به مسایل ناموسی خنثی شده وکسی بهش برنمیخوره که زنش یا خاهرش یا ،،،،،،خیانت کنه و چقدر درعجبم اینو جزو روشن فکری امروزی میدونن،،،اگه روشن فکری اینه بهتر که ماقبل تاریخی بمونیم،،حیف نسل اریایی که به گند داره میکشه،،،یکم غرت داشته باشید
بالشت میزاشتی براشون****