کردن کونم توسط چوپان حشری

سلام اسم من علی هست قبلا ۳ تا از سکس هام که به خواست خودم نبود کونمو کردن البته ۲ بار لاپا ی بار سوراخی که چشتون روز بد نبینه سر کسی هم نیاد اون سوراخی خیلی بد دردناک بود ولی الان ک فکر میکنم میبینم دوسش داشتم دلم میخواست باز تکرار بشه برام همیشه خواب اون اتفاق هارو میبینم و حشری میشم البته نمیتونم بگم سرتون بیاد یا نیاد برا من اون لحظه دردناک و وحشتناک بود ولی الان دلتنگشم .خب بریم سر داستان
داستان هایی که میگم مو ب مو سرم اومده حالا نمیدونم شما باور میکنید یا نه اونش با خودتون ولی من با نوشتنش حشری میشم سال دوم راهنمایی بودم من تو مدرسه ای بودم که خوابگاه داشت سمت دماوند و کوهان بود شنبه تا ۴ شنبه خوابگاه بودم بعد ظهر ۴ شنبه میرفتم خونه که روز ۵ شنبه بود فکر کنم
تو اون روستا چند تا بچه بودیم که باهم بازی میکردیم یکی از بچه ها گفت ۳ تا خر دیده که صاحب ندارن منم که عشق حیوانات مخصوصا این که میتونم سوارش بشم خلاصه ی گروه ۳ نفره رفتیم پیداشون کردیم دوتا از این خر ها انگار مادر بچه بودن اون‌یکی پیر تر بود هر کاری کردیم نشد بگیریمشون تا این که من اون خر پیر تر گرفتم اون دوتا در رفتن اینو بردیم تو باغی که زندگی می‌کردیم ی طویله پشت خونه بود شب اونجا گذاشتیمش فرداش کلی سواری کردیم که همه رفتن من تنها موندم داشتم میبردمش خونه که ی پسره حدودا ۳۰ ساله که چوپان بود با موتور اومد کنارم گفت اینو از کجا اوردی منم داستان تعریف کردم گفت مگه میشه اون دوتا در رفته باشن این بمونه خلاصه کلی بحث که گفت گله ما رو دزد زده گوسفنداش بردن از این حرف ها گفت کجا اینو گرفتید منو ببر اونجا خر بردم تو حیاط منو سوار موتورش کرد رفتیم اون روستایی که ما توش بودیم اسمش زان بود بین دوتا روستا یه عالمه کوه جاهای خلوت بود رفتیم اونجا که خر گرفته بودیم خبری نبود گفت بریم. پایین تر ی سر بزنیم رفتیم کنار این جاده خاکی که توش بودیم ی فرعی دیگه بود که رفت تو دور تا دور هیچ کس نبود اون طرف خیلی دور ی جاده دیگه بود که ی تراکتور داشت رد میشد واستاد کنار جاده اینطرف اونطرف نگاه انداخت گفت اینجام نیستن بعد گفت بهم دروغ گفتی از این حرف ها منم قسم قرآن که راستش گفتم بعد گفت چکارت کنم الان گفتم بریم اونو ببر من با بچه ها دنبالشون میگردم پیدا کردم بهت میزنگم بیا ببر گفت نمیشه من زنگ میزنم کلانتری میگم تو دزدی کردی از این حرف ها منم یکم ترسیده بود کلا ۱۳ سالم بود چ میدونستم چی میشه فقط ترسیده بودم گفت یه کاری میکنیم گفتم چی گفت من اون میبرم بقیشون پیدا کردی بگو بیام ببرم من شکایت نمیکنم بجاش بهم‌ کون بده
منم با توجه به سابقه درخشانی که داشتم اون درد شدیدی که تجربه کردم تمام مقاومتم کردم که گفت فقط از رو شلوار که نرم شدم برگشتم اومد از پشت بغلم کرد کیرش حس میکردم سفتیش باد کردنش بعد گفت نمیشه لخت کن سرپایی فقط میمالم بهش منم خر شدم رفت در آوردیم مالید بعد کاپشن درآورد پهن کرد رو زمین گفت بخواب روش منم گوش کردم نشست رو کونم یه تف گنده انداخت کل کونم خیس شد کیرش گذاشت لای کونم تا ب خودم اومدم کل تنم تیر کشید کامل درد تو بدنم حس کردم همه تنم تیر می‌کشید گریم دراومد اون عین خیالش هم نبود همونجوری روم خوابیده بود داشت لذت می‌برد خیلی درد بدی بود قشنگ حس میکردم که کل وزنش انداخته رو کیرش تا بیشتر جاش بده تو کونم هرچی تقلا کردم که در بیام نتونستم زورش زیاد بود از زیر هم سنگ ریزه ها میرفت تو تنم فقط میتونستم گریه کنم ناله کنم وقتی میخواست تکون بده تو کونم انگار تیغ. تیغ میشد دمش گرم کم نزاشت هرچی تونست فشار داد قشنگ حس میکردم گاهی کل سنگینی خودش رو کیرش میندازه که قشنگ کیرش تا ته بزاره تو هرچی خودم سفت میکردم فقط دردم بیشتر میشد هی میگفتم ولم کن باید برم تکالیفم انجام بدم اونم صدام نمیشنید تمام تمرکزش رو کون من بود بعد چند دقیقه چند بار خودش بالا پایین کرد که فقط در حدی که تکون خوردن کیرش حس میکردم بقیه تنش تکون نمی‌داد که از زیرش در نرم تا آبش اومد ریخت لای کونم و پا شد منم با ی زوری خودم جمع کردم هیچی نبود خودمو پاک کنم آخر با همون وعض شلوارم کشیدم بالا تو راه برگشت شمارش بهم داد گفت پیدا کردیشون بزنگ نزدیک خونه بودیم که خرهاش پیدا کرد این وسط فقط کون من مفت گاییده شد و بار ها تکرار کرد که ب کسی چیزی نگم
باورتون میشه که بعد این داستان چند بار میخواستم زنگ بزنم که بیاد تا دوباره ترتیب منو بده ولی نمیدونم چرا و چجوری خودم قانع کردم که نگم بهش.

نوشته: علی

بازدید 5,849

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

5 پاسخ به “کردن کونم توسط چوپان حشری”

  1. منم یه بار تو ده هوس کون دادن کردمرفتم به یه چوپون دادمپسره باورش نمیشد اولبعد که مطمئن شد حدیه، شلوارش رو کشید پایین نشستگفت بیا بشین روشکیرش بزرگ نبودچند دقیقه تند تند تلمبه زد تا آبش اومد ریخت تومالان هم گاهی میبینمشاون یه مرد روستاییه من یه آدم به ظاهر باکلاسازش خجالت میکشم

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید