خلاصه گذشت نه من جنس رو اوردم و نه زنگ زدم.تا ي روز كه مغازه بودم ديدم ي خانمي زنگ زد.گفت اقا كامران؟بنده هم گفتم بله.گفت دوس داري باهام دوست بشي؟بنده هم كه اون زمان كم سن و سال بودم گفتم من كه شما رو نميشناسم.خلاصه تلفن رو قطع كرد.و چيزي نگفت يعني تا گفتم نميشناسمت تلفن رو قطع كرد.خلاصه وقتي تلفن رو قطع كرد بنده فكرم مشغول شد زنگ زدم به همون شماره ولي گوشيو برنداشت.تا چند وقت بعد خوده همون خانم ریاحی اومد مغازمون.گفت اقا كامران اون كسي كه اون روز زنگ زد خوده من بودم.من كه مونده بودم هاج و واج.گفت دوست داري رفاقت كنيم؟اولش هول شده بودم.بعد خودمم وسوسه شدم گفت اره.خلاصه ي مدتي با اين رفاقت داشتم ي زني بود با قيافه كاملا معمولي ولي كاملا اتيشي بود.ي روز بهم گفت شوهرم اعتياد داره نميتونه من رو سير كنه.شنيده بودم كه گناه زن شوهردار از زن بي شوهر بيشتر هستش راستش رو بخوايد ي خورده ترسيدم.منم كه 20 سالم بود و خيلي چيزارو نميدونستم ولي شهوتيم كرده بود با حرفاش.گفتم اگه طلاق گرفتي باشه ميام خخخخ.اونم گفت نه الان.خلاصه مشكلاتش با شوهرش زياد شد ي 7ماهي از شوهرش طلاق گرفت و من فقط تو اون 7 ماه ي بار فقط اين خانم رو كردم و ديگه نتونستم اين خانم رو بكنم.و بعد از اون 7 ماه هم دوباره رجوع كرد به شوهرش و همون سكس اولين و اخرين سكسم تا الان بوده.چون تا الان كسي بهم پا نداده سكس كنم خخخ.ممنون كه وقت گذاشتين.موفق باشين
نوشته: کامران
21 پاسخ به “کردن کس مشتری مغازه”
چه اسم تخمی گذاشتی
اقای بنده…محله دولاب تو کونت با این داستانتاین داستان سکسی بود مثلا کله تخمی؟؟؟؟؟تو 20 سالگی کیر و تخمتو گربه خورده بود که تو وادی سکس نبودی؟؟؟؟؟چرا هی بنده بنده میکنی تنبون؟؟؟؟؟این داستانو بنویسی رو کاغذ بکنی تو کونت اسهال خونی میگیری بی پدرbiggrinدیگه ننویس…این داستانو بده مامانت شبا برات بخونه خوابت ببره عزیزمbiggrin
خخخخخخخخخ ما کیرتیم نه تو کیر مایی هرهرهرهرهربه کس عمه جندت بخند جقی بدبخت
خخخخخخخ تف تو روت گوسالهsad
این جاکش چقدر بنده بنده کرد… ریدم تو سر در اون مغازه بلور فروشی و این داستان کیری… اقلا دوتا داستان اینجا میخوندی بفهمی داستان سکسی یعنی چی… کیرم تو اون بنده ت
گایییدی خودتو بنده
داستان نوشتی یا خاطره قومبلdash1
كيرم تو كونت براي اين داستان تخمي كه. نوشتي
تمام بلورای مغازت تو کونت
نمیدونم مردم چه اصراری دارند با دادن خونه زندگی خودشون رو شیک کنند البته تو اون زمان کیری نداشتی که بتونی کاری بکنی پس در نتیجه کسخول شدی و سرت کلاه رفته و روحیه سر خورده پیدا کردی و به استمنا روی آوردیgood
بنده نوازي فرمودي اقاي بنده!!! بلد نبودي بكني وگرنه ميشه كه بشه
دمت گرممونده بودم چجوری کیرمو بخوابونم. داستان کیریت کمکم کرد این کیرا بخوابونم
کیر تو سر در مغازت
کجااااااش داستان سکسی بود این؟؟؟
این چه داستان تخمی بود اخه
هه را کیر کرده جاکش
عافیت بادا تو را گوز گلو… اومدی داستان بنویسی گوزیدی … اونم از گلو
برو جقت بزن تخم سگ
کیر بنده تو کس آبجیت حالا برو داستانشو بنویس
کلی باعث انبساط خاطرمان شد :-Dlol
کسخل جق میزدی راحت تر بود که