سلام
به دلایل خاصی مستعار مینویسم بهتر میخوای باور کن میخوای نکن
امروز میخوام اعتراف بکنم
من ناصرم تازه ۲۸ سالم شده و این خاطر برمیگرده با ۷ یا ۸ سال پیش که با خانواده شب دعوت شدیم خونه داییم مهمونی
دایی چند تا پسر داره که کوچیکه اش دو سال ازم کوچیکتره
قبلش راجب خودم بگم من بدنم سبزه خوش هیکل و مثلا اون موقعا وزنم شاید ۶۵ یا ۷۰ با قد ۱۷۵ بود و این پسر داییم امیر( اسم مستعار) کمی سفیدتر از من و لاغرتر بود
خلاصه بعد مهمونی ما رفتیم اتاق فیلم سینمایی ببینیم فک کنم فیلمی بود راجب یه سری تو کشتی بودن و یه سری نیرو فضایی داستن و توش سکس میکردن (تایتانیک نبود یکی شبیه با جلوه های ویژه) خلاصه فقد من بودم و اون داشتیم بادامک هم میخوردیم پتو هم رومون بود خلاصه همینطور که فیلم میدیدم یهو یه صحنه لب و اینجور چیزا اومد آقا من هم ندید بدید شق درد گرفتم خلاصه این کونی پسر دایی ما که از قبل هم داده بود و من بعدا متوجه شدم به کی داده 🙂 فهمید که شق کردم خودشو چسبوند بهم و از زیر پتو هی دست میزاشت رو شلوارم
من خوشم میومد بار اولم بود میزاشتم دست بزنه اروم اروم کارشو از رو شلوار میکرد یهو گفت نمیخوای بیا زیر پتو لب بگیریم بعد میخوام تو دستم بگیرم کیرتو
منم از یه ور شق از یه ور استرس گفتم امیر کسی نیاد زشته
گفت ن کسی نمیاد همه بیرونن پدر مادر ما هم مشغول حرفن حالاها حالاها بلند نمیشن منم از خدام بود ببینم اصلا لب چیه لب بازیه چیه
کصکش خودشم میدونست من ویرجنم میخواست همه جور شیره مو بکشه منم از خدا خواسته رفتم زیر پتو شروع کردم لب بازی
باورم نمیشد داشتم لبای امیرو میخوردم و تاحالا لب نخورده بودم و برای اولین بار واقعا خیلی خووب بود و کاش این حسو اون موقع با دختر تجربه میکردم تا این کونی
همینطور که داشتیم میخوردیم همو و دستش با کیر ور می رفت یهو صدا در اومد که ما از زیر پتو پریدیم بیرون
داددش بزرگش بود گفت دارید چیکار میکنید ها اونم گفت هیچی سرده رفتیم زیر پتو
البته داداشش یه نگاه چپی بش کرد فک کنم متوجه شده بود بش گفت من میرم بیرون به بابا بگو نمیام اینم کصکش پسردایی ما هم از خداش بود میدونست دیگ کونش عشق و حال میاد
گفتش باشه آقا نیم ساعت بعد ما میخواستیم بریم خانواده دایی اصرار کردن بمونید پدرم گفت میرم خونه ولی بقیه اگ میخوان بمونن منم تو دلم بود بمونم گفتم میمونم بعدا میایم
حول حوش ۱۱ یا ۱۲ شب بود ما گفتیم میخوایم بخوابیم رفتیم تو اتاق و در بستیم ولی مگ خانواده ها میخوابیدن
هی امیر اصرار میکرد درش بیار جق بزنم برات میگفتم ن الان میان داخل آقا تو همین گیروویری دیدم داییم اومد داخل گفت راحتید جات خوبه گفتم اره دایی
بدبخت داییم نمیدونه اونشب کون پسرش جر خورد
داییم که رفت امیر گفت دیگ کسی نمیاد منم گفتم باشه
کنار هم خوابیدم و پتو رو کشیدیم
کصکش فقد ماساژ داد کیرمو ساک نزد و یه ۵ دقیقه لب بازی کردیم گفت بکن توم از بغل
منم خشک خشک میخواستم بکنمش (اخه ویرجن چه بدونه چجوری میکنن انقد کص بودم من )
گفت الاقل یه تف به کیرت بزن (معلوم بود کار بلده و دلش کیر میخواست اونم کیر یه ویرجن)
آقا یه تف زدم به کیرم یه تف هم به کونش چه کونی بود
فرو کردم توش اول سفت کرد دستشو گذاشت رو شکمم گفت اروم بکن مال تو کلفته
گفتم مال من ؟ مگ چند نفر دادی
گفت ندادم باو خودمو انگشت میکنم
راست میگفت اوپن بود سه چهارتا تقه زدم دیگ کونش جا باز کرد اونایی که کون کردن میدونن چقد گرمو لذت بخش و هرچقدرم طرف داده بازم تنگی خودشو داره بی شرف
اون شب من رو ابرا سیر می کردم همینطور از بغل میزدم اینم اخ و اخ میکرد وای نگم براتون
گفتمش خسته شدم یه روش دیگه نیست
گفت اره عوض کنیم قمبل کرد حالت داگی
دوباره تف زدم به کیرم یه تف هم انداختم سر کونش آقا نگم براتون اتاق بو گرفته بود در حد چی
یعنی هرکی سرکش می کشید تو اتاق میفهمید
منم حشر زده بود بهم دیگه حالیم نبود فقط باید میکردمش
کیرمو فر دادم داخلش تلمبه میزدم فک کنم ربع ساعتی زدمش اونم میگفت جون اروم یواش کسی بیدار نشه گفتم حواسم هس تو همون حالت داگی به شکم خوابید منم روش خوابیدم
وای کونش دو برابر تنگ تر شده بود (اونایی که کون میکنن حتما این پوز امتحان کنن لذتش خیلی خووبه)
تو این پوز هم زدم با فشار پاشیدم داخلش
کصکش داشت لذتشو میبرد
گفت چه آبی جوون توام حسش میکنم
گفتمش نوش جونت هر موقع خواستی بگو
بعد اروم اروم پا شدیم نوبتی رفتیم دستشویی خودمونو شستیم
برگشتیم رو تخت گرفتیم خوابیدیم جدای از اون من اون شب همش به فکر کونش بودم دوباره میخواستم بکنمش ولی این کصکش گرفت خوابید هی کیرمو میزدم در کونش ولی انگار ن انگار
ولی گفتم حتما بعدا دوباره میزنمش
اگر لایک کردی قسمت دوم هم مینویسم براتون
هنوزم باهم در ارتباطیم ولی بجز یه بار دوم دیگ نرفتم سراغش بعدا فهمیدم که به اون پسر خاله ام هم داده که دوتا داستانو بعدا براتون مینویسم لایک و حمایت فراموش نشه
عکس کیرمو گذاشتم لذتشو ببرید تو تاپیک
به دلایل خاصی مستعار مینویسم بهتر میخوای باور کن میخوای نکن
امروز میخوام اعتراف بکنم
من ناصرم تازه ۲۸ سالم شده و این خاطر برمیگرده با ۷ یا ۸ سال پیش که با خانواده شب دعوت شدیم خونه داییم مهمونی
دایی چند تا پسر داره که کوچیکه اش دو سال ازم کوچیکتره
قبلش راجب خودم بگم من بدنم سبزه خوش هیکل و مثلا اون موقعا وزنم شاید ۶۵ یا ۷۰ با قد ۱۷۵ بود و این پسر داییم امیر( اسم مستعار) کمی سفیدتر از من و لاغرتر بود
خلاصه بعد مهمونی ما رفتیم اتاق فیلم سینمایی ببینیم فک کنم فیلمی بود راجب یه سری تو کشتی بودن و یه سری نیرو فضایی داستن و توش سکس میکردن (تایتانیک نبود یکی شبیه با جلوه های ویژه) خلاصه فقد من بودم و اون داشتیم بادامک هم میخوردیم پتو هم رومون بود خلاصه همینطور که فیلم میدیدم یهو یه صحنه لب و اینجور چیزا اومد آقا من هم ندید بدید شق درد گرفتم خلاصه این کونی پسر دایی ما که از قبل هم داده بود و من بعدا متوجه شدم به کی داده 🙂 فهمید که شق کردم خودشو چسبوند بهم و از زیر پتو هی دست میزاشت رو شلوارم
من خوشم میومد بار اولم بود میزاشتم دست بزنه اروم اروم کارشو از رو شلوار میکرد یهو گفت نمیخوای بیا زیر پتو لب بگیریم بعد میخوام تو دستم بگیرم کیرتو
منم از یه ور شق از یه ور استرس گفتم امیر کسی نیاد زشته
گفت ن کسی نمیاد همه بیرونن پدر مادر ما هم مشغول حرفن حالاها حالاها بلند نمیشن منم از خدام بود ببینم اصلا لب چیه لب بازیه چیه
کصکش خودشم میدونست من ویرجنم میخواست همه جور شیره مو بکشه منم از خدا خواسته رفتم زیر پتو شروع کردم لب بازی
باورم نمیشد داشتم لبای امیرو میخوردم و تاحالا لب نخورده بودم و برای اولین بار واقعا خیلی خووب بود و کاش این حسو اون موقع با دختر تجربه میکردم تا این کونی
همینطور که داشتیم میخوردیم همو و دستش با کیر ور می رفت یهو صدا در اومد که ما از زیر پتو پریدیم بیرون
داددش بزرگش بود گفت دارید چیکار میکنید ها اونم گفت هیچی سرده رفتیم زیر پتو
البته داداشش یه نگاه چپی بش کرد فک کنم متوجه شده بود بش گفت من میرم بیرون به بابا بگو نمیام اینم کصکش پسردایی ما هم از خداش بود میدونست دیگ کونش عشق و حال میاد
گفتش باشه آقا نیم ساعت بعد ما میخواستیم بریم خانواده دایی اصرار کردن بمونید پدرم گفت میرم خونه ولی بقیه اگ میخوان بمونن منم تو دلم بود بمونم گفتم میمونم بعدا میایم
حول حوش ۱۱ یا ۱۲ شب بود ما گفتیم میخوایم بخوابیم رفتیم تو اتاق و در بستیم ولی مگ خانواده ها میخوابیدن
هی امیر اصرار میکرد درش بیار جق بزنم برات میگفتم ن الان میان داخل آقا تو همین گیروویری دیدم داییم اومد داخل گفت راحتید جات خوبه گفتم اره دایی
بدبخت داییم نمیدونه اونشب کون پسرش جر خورد
داییم که رفت امیر گفت دیگ کسی نمیاد منم گفتم باشه
کنار هم خوابیدم و پتو رو کشیدیم
کصکش فقد ماساژ داد کیرمو ساک نزد و یه ۵ دقیقه لب بازی کردیم گفت بکن توم از بغل
منم خشک خشک میخواستم بکنمش (اخه ویرجن چه بدونه چجوری میکنن انقد کص بودم من )
گفت الاقل یه تف به کیرت بزن (معلوم بود کار بلده و دلش کیر میخواست اونم کیر یه ویرجن)
آقا یه تف زدم به کیرم یه تف هم به کونش چه کونی بود
فرو کردم توش اول سفت کرد دستشو گذاشت رو شکمم گفت اروم بکن مال تو کلفته
گفتم مال من ؟ مگ چند نفر دادی
گفت ندادم باو خودمو انگشت میکنم
راست میگفت اوپن بود سه چهارتا تقه زدم دیگ کونش جا باز کرد اونایی که کون کردن میدونن چقد گرمو لذت بخش و هرچقدرم طرف داده بازم تنگی خودشو داره بی شرف
اون شب من رو ابرا سیر می کردم همینطور از بغل میزدم اینم اخ و اخ میکرد وای نگم براتون
گفتمش خسته شدم یه روش دیگه نیست
گفت اره عوض کنیم قمبل کرد حالت داگی
دوباره تف زدم به کیرم یه تف هم انداختم سر کونش آقا نگم براتون اتاق بو گرفته بود در حد چی
یعنی هرکی سرکش می کشید تو اتاق میفهمید
منم حشر زده بود بهم دیگه حالیم نبود فقط باید میکردمش
کیرمو فر دادم داخلش تلمبه میزدم فک کنم ربع ساعتی زدمش اونم میگفت جون اروم یواش کسی بیدار نشه گفتم حواسم هس تو همون حالت داگی به شکم خوابید منم روش خوابیدم
وای کونش دو برابر تنگ تر شده بود (اونایی که کون میکنن حتما این پوز امتحان کنن لذتش خیلی خووبه)
تو این پوز هم زدم با فشار پاشیدم داخلش
کصکش داشت لذتشو میبرد
گفت چه آبی جوون توام حسش میکنم
گفتمش نوش جونت هر موقع خواستی بگو
بعد اروم اروم پا شدیم نوبتی رفتیم دستشویی خودمونو شستیم
برگشتیم رو تخت گرفتیم خوابیدیم جدای از اون من اون شب همش به فکر کونش بودم دوباره میخواستم بکنمش ولی این کصکش گرفت خوابید هی کیرمو میزدم در کونش ولی انگار ن انگار
ولی گفتم حتما بعدا دوباره میزنمش
اگر لایک کردی قسمت دوم هم مینویسم براتون
هنوزم باهم در ارتباطیم ولی بجز یه بار دوم دیگ نرفتم سراغش بعدا فهمیدم که به اون پسر خاله ام هم داده که دوتا داستانو بعدا براتون مینویسم لایک و حمایت فراموش نشه
عکس کیرمو گذاشتم لذتشو ببرید تو تاپیک
نوشته: ناصر
4 پاسخ به “کردن پسردایی (۱)”
دوسداشتم
🤤
آفرین قشنگ نوشتی خوش به حالتون فقط اونجاشو نفهمیدم که گفتی اتاق بو گرفت بوی چی گرفت ؟ نکنه هی میگوزیدین ؟؟ 😀😀😀 مگه کون کردن بو میده ؟
کیرمنو بخورر چاخان