اولین باری هست که براتون داستان مینویسم
کاملا واقعی هست و قسم میخورم جز حقیقت چیزی نگم
خب بریم سر اصل مطلب
از خودم بگم اسمم احسانه 27 سالمه این داستان برمیگرده به سه سال پیش من تعریف از خود نباشه قیافم خوبه و زنا بیشتر جذبم میشن
با رفیقم علی رفتیم ماشینشو از تعمیرگاه گرفتیم ظهر بود و هوا خیلی گرم بود و گردنمون شد رفتیم یه رستوران طرف تاچارا شیراز
منو رو انتخاب کردیم و دو دست جوجه سفارش دادیم…
منم یه تیپ رسمی زده بودم…همین که نشسته بودیم سفارشتان آماده بشه دوتا خانوم وارد رستوران شدن بهشون میخورد 30 34 سالشون باشه یه براندازان کردم دیدم یکیشون که اصلا جالب نبود تپل و یکمی سبزه یه لحظه با میترا فیس تو فیس شدیم اونم بد نبود یهو نگام افتاد به ساق پاش که دلیل اصلی من برای افتادن دنبال زن یا دختره ساق پای حجیم و سفیده…
یه لحظه چشامو باز کردن یه ساق پای سفید و قطور که یه زنجیر هم به پاش انداخته بود مانتو بلند تنش بود که سفارششو داد و برگشت نشست رو صندلی روبروی من یه لحظه چشمم خورد به وسط رونش که واقعا دهنم آب افتاد…
علی جریان رو فهمید گفت فقط بذار خواست بره برو تو کارش…
خلاصه سفارشمون رو گارسون آورد یه لحظه من به میترا تعارف زدم نمیدونم خودمم چرا اینکارو کردم یهو یه لبخند رو لب خودش و رفیقش اومد که گفتن ممنون نوش جان بعدم در گوش هم صحبت کردن حرف زدن
من شروع کردم غذا خوردن ولی صحنه ای که جلوم دیدم نمیذاشت غذا بخورم همینجور محو لای پای میترا بودم که یه آن چشم تو چشم شدم که بعله داشت نگام میکرد از خجالت مردم
چیزی نگذشت که سفارش اونا آماده شد تحویل گرفتن داشتن میرفتن همیم که پاشو از در گذاشت بیرون پشت سرش رفتم…
پشت سرش که بودم چشمم آفتاد به کونش ک دیگه گفتم خودشه به حدی بزرگ بود که وقتی راه میرفت جفتش میرقصید
رسیدم در ماشینشون…
من:سلام خانوم میتونم یه خواهش کنم
میترا:بله بفرمایید؟
من:راستش خیلی ازتون خوشم اومده میتونم شمارتو رو داشته باشم؟؟.
میترا:از من یا از چیز دیگه؟؟؟جفتشون ترکیدن از خنده
من:گفتم من همچین پسری نیستم بیشتر همه چیز چشماتون دل منو برده…
ادامه دارد…
عکس مربوط به اولین قرارم با میترا…محو رونای تپلی بشید تا برگردم
نوشته: احسان
13 پاسخ به “کردن میترا زن شوهردار شیرازی”
واقعا فتیش اینو دارم که یه میترا رو بکنملعنتی اسم انقدر سکسییه نفر میترا لطفا
هول کصمغز فقط خواستی بگی رفتی رستوران؟
اونی که نوشتین زنجیر پابنده که بسته بودن و عاشقشم یعنی باید همه دخترا و زن ها ببندن😍
عکسش چرا نمیاد
الان که کم آوردی بشین زور بزن ببین داستان رو باید چطوری ادامه بدی تا ملت کمتر کیر به کونت حواله کنند
😂😂😂😂 احمد چی گفت
الان خسته شدی ادامش روگذاشتی واسه بعد یاخواستی توکف داستان هیجان انگیزت بمونیم
اسم داستان رو گذاشتی کردن زن شوهردار شیرازی طرف هنوز شمارشو بهت نداده تو ذهنت طرف رو کردی و با یادش هم جرق زدی
دو دست جوجه نه، دو پرس جوجه ابله
کوس ننه کسی که تو داستانش اسم شهر ، منطقه یا قومیتی رو بیاره
داداش مگه توی دادگاه فدرال نشتی؟؟کاملا واقعی هست و قسم میخورم جز حقیقت چیزی نگم 😂
برو کون گشاد دیگه گذشت که گنجشک رنگ میکردن به جای قناری قالب می کردن،سکینه سه پستان بجای میترا می خوای بندازی
اصفهان سنم۴۳ سایز بزرگ هستم زنک بزن 09136588986