سلام شما؟
سلام منیژه
پس منو میشناسی!
چرا نشناسم
سامان تویی؟
دوست داری سامان باشم؟ نکنه دلت دوست پسر دختر تو میخواد؟
مردد بودم چی جواب بدم حتی نمیدونستم حسی به سامان دارم یا نه با این کارا ولی نگران بودم این پیاما به دست دخترم برسه اصلا نکنه دخترم باشه داره امتحانم میکنه
نه این چه حرفیه؟!
پس منو هرچی دوست داری صدا کن مثلا آقای جذاب
عجب! آقای جذاب منو فقط میشناسی یا جایی دیدی؟
دیدمت خصوصا زنونه بودنت، کون درشت و پهنت که چون احتمالا زایمان طبیعی داشتی استخون ترکوندی اینقدر جذاب شده با سینه های درشت زنونه طورت همش تو فکرم میان برای همین فکر کنم اون لباسارو بپوشی خیلی بهت بیان
چه گستاخ! اینارو شما خریدین یا سامان؟
دوست داری سامان خریده باشه یا من؟
چیزی دوست ندارم چون نمیشناسمتون
سامانو که میشناسی
آره دوست پسر مریم دخترمه و خیلی آقاست
پس بدون اگه شماره منو گذاشته منم آقام
خوب من لطف شمارو چطوری جبران کنم؟
برام بپوششون به همین سادگی
دیگه چی؟ نخواستم پس میفرستم آدرس بدین
آدرس و ساعت میدم کی بیای
داشتم از کنجکاوی میمردم و از طرفی رفتار مردونش برام جذاب بود، به سرم زده بود برم ببینم کیه، برام آدرس و ساعت فرستاد، یه آدرس آپارتمان تو الهیه بود، برای فردا ساعت ۹ شب، نمیدونم چرا ولی تمیز و مرتب و شیک رفتم با کیسه کادو ها که بذارمشون و برگردم و به هیچ کس نگفتم کجا میرم، وقتی رسیدم آقایی که تو اون آپارتمان کار میکرد بعد اینکه شماره واحد و گفتم بهم گفت شما باید خانوم منیژه باشید، آقا منتظرتونن، پرسیدم آقا کیه؟ گفت از خود آقا بپرسین و رفت، یکم استرس گرفتم، وقتی رسیدم در واحد باز بود و واقعا خونه شیک و زیبایی بود پر از وسایل گرون و دکور عالی، یه میز جلوی در بود که یه یادداشت روش نوشته بود “منیژه”
یادداشتو باز کردم دیدم نوشته اون سوییچ رو میز ماشین قرمزیه که جلوی در دیدیش واسه تو خریدم و منتظرم بیای بریم سند بزنیمش و از این به بعد همه جوره بهت برسم فقط کافیه کاستوم پرستاریو تنت کنی و بیای تو اتاقم و قبلش اون چشم بند قرمزی که گذاشتمشو به چشمات بزنی، یه جفت کفش قرمز پاشنه دار و یدونه رژ قرمز هم برات گذاشتم که جذاب ترت کنه، ماشین قرمز دم در یادم اومد اسمشو که نمیدونستم ولی قشنگ بود، هم غرور زنونم جلومو گرفته بود هم دلم میخواست مثل مریم یه دوست پسر خوب داشته باشم اگه بعد عمری هم میخوام کاری بکنم که بهم برسه، من که دختر نبودم زایمان طبیعی هم داشتم از چی میخواستم بترسم؟ رفتم تو اتاق کنار میز که درش باز بود و شروع کردم کاستوم پرستاریو پوشیدن، جورابای بلند همراهش هم پوشیدم، کفشارو پام کردم و جلو آینه رژ قرمز زدم، عجب چیزی شده بودم مطمئنم هیچ مردی نمیتونست منو نخواد دیگه، چشم بندو با خودم آوردم رسیدم به اتاقی که درش بسته بود و قبل باز کردنش چشم بند زدمو وارد اتاق شدم، حرف نمیزدم ولی میترسیدم، دمای اتاق یکم سرد بود، با صدای لرزونم گفتم سلام آقا، حتی نمیدونم چرا گفتم آقا مثل اون نگهبان ساختمون اما شنیدم آقا گفت جوون و صدای قدم زدنشو میشنیدم، بهم نزدیک شد و دستشو میکشید به بدنم، هم استرس داشتم هم کاراش خیلی سکسی بود، قلقلکم میخواست بیاد که از پشت بغلم کرد و سینه هامو از پشت گرفت و کنار گوشم گفت جوون که منم نمیدونم چرا گفتم جوون به خودت و جلو دهنمو گرفتم که چیزی نگم، کاراش هوش از سرم برده بود، لمسم میکرد و نفس گرمشو به گردنم میزد و لاله گوشامو گاهی میک میزد یا پشت گردنم و روی سرشونه هامو دندون میکشید، قشنگ منو رام خودش کرده بود، اون قدر تو مشتش بودم که باورم نمیشد رو پاهام وایسادمو میذارم بهم دست بزنه، حرف نمیزد منم حرفی نمیزدم فقط صدای نفس زدنمون میومد، پاهامو از هم باز کرد و متوجه شدم رو زانوهاش نشسته، فکر کردم میخواد کوسمو بخوره اما از پشت زبونشو به سوراخ کونم زد و شروع کرد لیس زدن کونم، داشتم دیوونه میشدم ناله میکردم و میگفتم جوون وایی خدا جوونم و آقا زبونشو کامل میکرد تو کونمو میچرخوند و جلو عقب میکرد، هیچ وقت کسی زبون تو کونم نکرده بود شاید در حد لیس ساده اتفاق افتاده بود اونم خیلی خیلی کم ولی اینجوری اصلا، دستشو به لای کوسمم میکشید ولی معلوم بود فعلا با کوسم کاری نداره، از جاش بلند شد و متوجه شدم داره کمربند و شلوارشو در میاره از صدای کمربندش، دست راستمو گرفت گذاشتش رو ته ریش صورتش و منم خودم دست چپمو گذاشتم سمت دیگه صورت مردونشو شروع کرد به خوردن لبام که منم باهاش همکاری میکردم، خیلی محکم لبامو میک میزد و میبوسید و منم لذت میبردم، دستاشو برد کونمو از پشت باز کرد و یه انگشت آروم آروم کرد تو کونم که جیغ و ناله کردنم شروع شد
ازم یکم فاصله گرفت و دستمو گرفت گذاشت دور کیر سفتش، وای کیرش داغ و سفت و میتونم بگم نسبتا کلفت با سایز خوب بود یعنی مطمئن بودم دیوونم میکنه، نمیدونم چرا خودم گفتم میتونم بخورمش آقا؟ که گفت اهم و راهنماییم کرد با چشم بند بشینم رو زانوهام، بعد سال ها میخواستم کیر بخورم و با ولع میخوردم قشنگ سر کیرش میخورد ته گلوم و گاهی عوق میزدم که بالا بیارم ولی با دستاش تو موهام نوازشم میکرد، تخمای مردونشو دونه دونه میک زدم لیس زدم کیرشو میمالیدم به سر و صورتم و انگار داشتم میپرستیدمش نمیدونم چرا این قدر حشری و مطیع شده بودم و جفتمون فقط میگفتیم جوون و من چند بار گفتم جوون چه کیری داره آقا که باعث میشد دستاشو تو موهام فشار بده، از نوک سینه هام کشید منو که مجبور شدم بلند بشم دوباره سرپا شدم و شروع کرد به خوردن سینه هام و با ولع میخورد دیوونه شده بودم دستامو میکردم تو موهاشو تو بغلم فشارش میدادم میگفتم بخور منیژه قربونت بشه وای چرا اینارو میگفتم آخه، ازم فاصله گرفت و صدای برداشتن یه وسیله اومد، نزدیکم شد و متوجه شدم یه چیزی مثل نی رفت تو سوراخ کونم که خودمو یه لحظه سفت کردم ول کردم و شروع کرد روغن ریختن تو کون من و بعد به کیر خودش مالید، منو برد جلوتر و کمرمو خم کرد زانوهامو گذاشت رو یه چیزی شبیه میز و کیرشو گذاشت رو سوراخ کونم، دلم میخواست مانع بشم چون هر بار قدیما کون به شوهرم داده بودم فقط درد کشیده بودم اما یادم اومد زایمان طبیعی داشتمو کونم پهن و آماده تر از قبله، خودم پاهامو بازتر کردم و فهمید آمادم روغن میریخت رو کیرش و کم کم جا میدادش تو کونم، ناله میکردم داد میزدم التماسش میکردم آروم بکنه و مراقبم باشه و اونم داشت کمرمو کونمو هم ماساژ میداد هم کیرشو آروم جلو عقب میکرد، کیرش واسه کونم درشت بود و نگران بودم خونریزی کنم ولی شروع کرد به مالیدن چوچولم که دیوونم کرد، چرا اول کوسمو نکرد نمیدونم ولی صدای خوردن تخماش به کونم دیوونم کرده بود
دیگه جلو خودمو نمیگرفتم، با ناله میگفتم آروم بکن، آروم منیژتو بکن، قربون کیرت برم آقا، کون منیژه واسع خودته دیگه که اونم با صدای مردونه میگفت جوون و تلمبه میزد، داشتم چشم بسته کون میدادم، کیرشو در آورد بعد چند دقیقه و دستمو گرفت و برد رو یه تخت، پاهامو باز کرد به کمر خوابوند منو و رفت سراغ خوردن چوچول و کوسم و زبون تو کوسم میکرد، به خاطر کون دادن کلی آب کوس و ترشح داشتم ولی براش مهم نبود همه جوره منو میلیسید و میک میزد و میخورد منم داشتم دیوونه وار و عاشقونه براش هم ناله میکردم هم دست تو موهاش میکردم، دست از خوردنم کشید و پاهامو گذاشت رو شونه هاش و آورد کنار گوشام فهمیدم میخواد کیرشو تا زیر شکمم حس کنم، کیرشو تنظیم کرد رو سوراخ کوسم و آروم آروم تا ته کرد توش، لبامو گرفت و شروع کرد جلو عقب کردن، من داشتم میمردم واسه این مرد و کاراش داشتم عاشقش میشدم، لبامو ول کردو شروع کرد محکم کردن، چه قدرتی داشت چقدر آماده بود صدای خوردن تخماش به کوسم دیوونم کرده بود و داشتم با تمام وجودم لذت میبردم از کیرش و براش ناله میکردم تا دیوونه ترش کنم، یهو کیرشو از کوسم در آورد کرد تو دهنم که یه لحظه میخواستم بالا بیارم و عوق زدم چون سیر کیرش خورد ته گلوم ولی فاصله داد به کیرش و شروع کردم خوردن کیرش دوباره با مزه کوس خودم فکرشم نمیکردم یه مرد اینجوری مدیریتم کنه و مجبورم کنه همه کار براش بکنم، کیرشو از دهنم میکشید بیرون شاید چون محکم میک میزدمو نمیخواست آبش بیاد و پاهامو دوباره گذاشت رو شونه هاشو آورد کنار سرم و یهو کیرشو کرد تو کونم که داد زدم وای نه، کشید از کونم کرد تو کوسم گفتم وای خدا و شروع کرد جابجا کردن داشت منو به مدلی که دوست داشت واقعا پاره میکرد و کاری از دستم برنمیومد حتی نمیدونستم چه شکلیه این آقا ولی براش ناله میکردم و میگفتم جوون بکن منیژتو مال خودتم دیگه بکن منو بکن لعنتی جذاب، یهو از کنار تخت یه چیزی آورد روشن کرد صداش برام آشنا بود گذاشت رو چوچولم و من فقط گفتم وای الان میمیرم برات که، ماساژور گذاشته بود رو چوچولم و کیرش تو کونم بود واقعا داشتم میمردم برای این آقای جذاب و کارای جذابش، داد میزدم بکن زنتو بکن منیژتو بکن منو بکن
ادامه در قسمت دوم
نوشته: منیژه
13 پاسخ به “کادوهای دخترم (۱)”
اگر با یک کون دادن ی ماشین قرمز تو الهیه می شد صاحب شد الان هیچ جنده ای تو تهران پیاده نبود،آره جانم
قدرت پولش باعث شده رامش بشی نه جذابیتش
فیلم را قشنگ تعریف می کنی و جا گذاری شخصیت ها خوبی ولی چرا همون از زبان خودت سامان تعریف نمی کنی .این چه مرضیه واگیر شده واین احمقا می خوان چی ثابت کنند .وقتی نویسنده داستان مثلا زنه زیاده از کیر و خود شخصیت مرد تعریف می کن حتما مرده ودوست داره زن بودن را تجربه کنه کاری نداره عمل می کنه مازیار لرستانی میشه شهره لرستانی میدونم برعکسه
سلام به همه دوستانداستانت واقعا جذابهمن از خوندنش لذت بردمبه انتقادات الکی دیگران،اهمیت ندهکارتو ادامه بده که قلم خوبی داریبی صبرانه منتظر قسمت بعد هستم
به نظرم به داستان بودنش توجه بشه جذابه یکم از واقعیت امروز به دوره ولی … روان نوشته و بدون اشتباه ، جذاب نوشته ولی یه ایرادی داره کار کشش آخر کار و ایجاد نکرد ، برای قسمت دوم شما منتظر چیز خاصی نیست ، مریم و که میکرده مادرشم کرد .
ازاولش گفتی فقط بکن بکن
😂 شگغتا.
تم داستان دقیقا حاکی از اینه که نویسنده زن نیست! باز هم یکی دیگه از این نرینه های مفعول سرشت دستی بر کیر و دست دیگر بر قلم معجون خودنویس _ خودارضا ساخت تو آزمایشگاه بکن تو واسه موشهای مبتلا به شق درد و کون خارش ! 😂
ازون جاییکه خیلی تاکید به زایمان طبیعی کردی مشخص بود که فقط یه چیز شنیدی ولی بازم کاملا مشخصه که نوشته هات برداشت اشتباه یک مرد کونی از مسائل زنونه است و یه زن نویسنده این داستان نیستهم عقده کون دادن داریهم دوست داری بکنات خرجت کننهم فیلم زیاد میبینیاین ۳مورد ریده به خودت و داستانت
خیلی عالی بودپیداست خانم نیستی ولی نویسنده هستیدرسته خیالی بود ولی بهتر از واقعی چرند بود لذت بردم ایول
چون زایمان طبیعی داشتی کونت گشاد شده!!!؟؟؟ مگه از کون زاییدی!؟
سلام بر دخترای حشریکیر کلفت و دراز ۱۸ سانتی خواستین بهم پیام بدین با هم عشق بازی کنیم۰۹۱۱۳۲۴۸۷۷۳
از آنال ذراورد تو جلوت کرد؟از اونجا بی خیال شدم