چگونه در اين سن و سال بى غيرت شدم

من يك مرد شصت ساله ى سالم و روى پا هستم . چند سالى بود كه روابط جنسيم با همسرم كم و بسيار سرد شده بود تا اينكه يكى از دوستان قديميم را در يك مهمانى ديدم ، بعد از اينكه با هم از خاطرات جوانيمان و شيطانى هايي كه با زنان كرده بوديم حرف زديم ، او از من پرسيد رابطه ات با خانمت چطور است ؟ من گفتم چه بگويم ، بعد از اين همه سال ديگه همه چيز عادى ميشه . بعد من از او پرسيدم تو رابطه ات با خانمت چطور است ؟
دوستم گفت : خيلى داغ و عالى . گفتم: چطور بعد از اين همه سال هنوز داغ است. او گفت اين يك رازى داره كه نمى توانم بگويم ، گفتم اين رسم دوستى نيست ، اگر به من هم بگويي كه چيزى از تو كم نمى شود . دوستم گفت اگه قسم بخورى كه مرا لو ندهى بهت ميگم ، من هم قسم خوردم ، او گفت راستش من هم به همين مشكل دچار شده بودم تا اينكه بكى از دوستانم به من گفت خيلى دنياى بدى شده است ، گفتم چطور ، گفت مى دانى در همين تهران خانه هايي وجود دارد كه در ان پسران جوان هستند و خانمهاى مسن با انها با پرداخت پول رابطه ى جنسى انجام مى دهند ، من تا حالا اين را نشنيده بودم ولى تصور ارتباط زنم با يك پسر جوان اتش به جانم انداخت ، خيلى با خودم كلنجار رفتم ولى حالم بكلى دگرگون شده بود ، بالاخره يواش يواش سعى كردم خانمم را اماده كنم ، فكر مى كردم خيلى مشكل باشه ، ولى خانمم خيلى زود رضايت داد ، حالًا هر چند مدت كه احساس مى كنيم روابطمان رو به سردى مى رود با يك تماس و مقدارى پول پسر جوانى را براى خانمم مى اورم و مقابل چشم من سكس مى كنند و من و خانمم تا مدتها با ياد اورى انروز حالمان خراب مى شود ، بعد هم تلفن يكى از اين خانه ها را به من داد و گفت مطمئن باش بزودى رابطه ات داغ مى شود ، من خيلى تحريك شدم ولى فكر ميكردم خانمم به اين راحتى راضى نشود ، ولى او خيلى راحت قبول كرد و گفت زودتر زنگ بزن. ، من هم از خدا خواسته به ان شماره زنگ زدم و يك قرار رديف كردم.
زنم هم خيلى خوب به خودش رسيد و كسش را حسابى تراشيد و مثل دنبه نرمش كرد و خيلى با هيجان منتظر فاسقش بود ، بالاخره صداى در آمد و من در را براى فاسق زنم باز كردم و يك پسر خوشتيپ وارد شد ، بعد از سلام و احوالپرسي خانمم خيلى راحت لباسهايش را كند و با فاسقش رو بروی چشم من مشغول عشقبازى شد به طورى كه من تعجب كردم و به خانمم بسيار شك كردم ولى انقدر حالم خراب شده بود كه به خودم گفتم به جهنم كه اگر باز هم به من خيانت كرده باشه ، خلاصه بعد از تمام شدن كارشان و خروج فاسق از خانه ام ، ديگه من حال خودم را نفهمیدم و انقدر از گاييدن زنم لذت بردم كه هيچ وقت از هيچ رابطه اى ب نبرده بودم .

نوشته: احمد

بازدید 18,659

این داستان سکسی را با دوستان خود به اشتراک بگذارید

WhatsApp
Telegram
X
Threads
Skype
Email
Print

12 پاسخ به “چگونه در اين سن و سال بى غيرت شدم”

  1. اقا دستت درد نکنه ، راضی به زحمت نبودیم. تو این سن با چشمای کم سو تایپ کردن واقعا مشکله.یکمی از داستان خوندم حس کردم دارم کتاب تاریخ میخونم. ادامه ندادم . فقط اومدم ازت یه خواهش کنم. یه لطفی در حق خودت و بقیه دوستان بکن، دیگه داستان ننویس. ممکنه تو خیلی کارها مهارت داشته باشی، داستان نویسی رو بیخیال شو. دمت گرم

  2. من هم یک فاسق هستم و زنها را جلوی شوهران بیغیرت کسکششان چنان میگایم که ناله‌هایشان باعث میشود شوهران دول موشی آنها از فرط لذت به فضا بروند،فهمیدی کله کیری؟

  3. این که چیز جدیدی نیست ، بعد از چند سال که از ازدواج یک زوجمیگذره دیگه زوج هر سکسی پوزیشنی که بلد بودنو با هم انجامدادن حالا سوای اینکه زنت بهترین هیکلو داشته باشه یا نهدنبال تنوع هستید چه مرد چه زن ، بعضیا میگن بده یا بقولبی غیرتیه که اصلا این داستان به غیرت ربطی ندارهاگر از من بپرسن خیانت بهتره یا سکس ضربدری من سکسضربدریو ترجیح میدم چون خیانت هیچ توجیحی ندارهو اتفاقا خیانته که زندگیرو از بین میبره پس برای تنوع سکس ضربدری یا نفر سوم زوج داشتن خیلی بهتره البته یسری نکات داره که باید یسری قوانین بین زوج خودتون بذارید و بهشعمل کنید و از همه مهمتر اصلا کیس آشنا نباشه و بعد از چند بار کلا ی کیس دیگه پیدا کنید و ادامه دار نباشه

  4. به اراجیف این نظرات که شعور سکس و حس و حال ندارن اهمیت نده . شصت سال سن داری مگه چند سال دیگه میخوای عمر کنی و در حسرت لذت سکس شب بیداری بکشی . کار درستی کردی هم به خودت و هم به خانمت . موفق و پایدار و آتشین باشید . اگه دوست داشتی با ما قرار بزار همو ببینیم .

🔥

ویدئوهای پیشنهادی

🔔
هنگام کلیک و باز کردن لینک‌ها صفحات تبلیغاتی باز شوند. آن‌ها را ببندید همچنین در صورت پخش نشدن ویدئو از دکمه دانلود ویدئو استفاده کنید یا فیلترشکن خود را عوض کنید